ناهماهنگی تصویر در شعر دفاع مقدس

چکیده

هر جریـان ادبی، مشخصه­های ویـژه­ای دارد که آن را از سایر گونه­ها و جریان­ها متمایز می­سازد: درون­مایه، تصویر، مشخصه­هایی زبانی و...؛ در شعر دفاع مقدس نیز می­توان خصوصیات منحصربفردی را ملاحظه کرد؛ از جمله واژگان مرتبط با مناطق جنگی، ابزارهای جنگی، نمودهای تاریخی ـ سیاسی، شخصیت­ها و بالاخره تصاویر ادبی خاص. در این پژوهش که به شیوه توصیفی ـ تحلیلی و با روش کتابخانه­ای انجام می­پذیرد، اثبات خواهیم کرد که گفتمان جنگ و دفاع مقدس در نهایت توانسته است نظام تصویری متمایزی را به خود اختصاص دهد. با این­حال در تصاویر این دوره، ناهماهنگی ویژه­ای نیز به چشم­می­خورد

کلیدواژه‌ها


ناهماهنگی تصویر در شعر دفاع مقدس

 

دکتر بهروز رومیانی*

معصومه بخشی زاده**

 

چکیده

هر جریـان ادبی، مشخصه­های ویـژه­ای دارد که آن را از سایر گونه­ها و جریان­ها متمایز می­سازد: درون­مایه، تصویر، مشخصه­هایی زبانی و...؛ در شعر دفاع مقدس نیز می­توان خصوصیات منحصربفردی را ملاحظه کرد؛ از جمله واژگان مرتبط با مناطق جنگی، ابزارهای جنگی، نمودهای تاریخی ـ سیاسی، شخصیت­ها و بالاخره تصاویر ادبی خاص. در این پژوهش که به شیوه توصیفی ـ تحلیلی و با روش کتابخانه­ای انجام می­پذیرد، اثبات خواهیم کرد که گفتمان جنگ و دفاع مقدس در نهایت توانسته است نظام تصویری متمایزی را به خود اختصاص دهد. با این­حال در تصاویر این دوره، ناهماهنگی ویژه­ای نیز به چشم­می­خورد.

 

واژه­های کلیدی

شعر پارسی، دفاع مقدس، تصویر.

 

مقدمه

جنگ نیز مانند هر رویداد تاریخی ـ اجتماعی، تأثیرات خاصی بر شعر و ادب داشته است. همان­گونه که رویدادهای مشابه چون حمله­ی مغول، اشغال­های نظامی و سیاسی و... در حافظه ادبی ثبت گردیده است. در دوره معاصر، هم­زمان با آغاز جنگ تحمیلی، شاعران ایرانی به دفاع از وطن، رزمندگان و مبانی فکری نظام پرداخته و اشعار ماندگاری را خلق کردند.

مجموعه سرودهایی را که در قالب­های گوناگون اعم از سنتی و نو، نیمایی و سپید شکل گرفته­اند و درون­مایه اصلی آنها تشویق و تکریم «دوست و تحقیر و تهدید «دشمن» و تقویت روحیه مذهبی و ملی برای حفظ وطن و انقلاب است، شعر جنگ می­نامیم .شعر جنگ به لحاظ زمانی حدفاصل بین شروع تجاوز دشمن تا پذیرش قطعنامه (۵۹۸) را در بر می­گیرد. (از رزم، از پرواز، 1373: ۱۲) شعر جنگ خودجوش بود. شاعران چه ضعیف و چه قوی، احساسات درونی خویش را نسبت به دفاع حق در مقابل باطل و حوادث و پیامدهای اوضاع آن به دور از هر نوع تصنّع و تکلف و کسب شهرت و مکنت بیان می­کردند.

در تعریف ادبیات پایداری اظهارنظرهای گوناگونی دیده می­شود مربوط به دفاع از فرهنگ و جغرافیای یک ملت است: «مجموعه مقالات، سخنرانی­ها ،شعرها و داستان­هایی که مربوط به دفاع از فرهنگ و جغرافیای یک ملت می­شود را ادبیات پایداری می­نامند.» (محمودی، ص 235) اما در نگاهی دقیق «بازتـاب هنری ـ ادبی رویدادهای معتـرضانه، که از زشتی­ها و پلشتی­های بیداد داخلی و خارجی، در همه حوزه­های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی با زبانی هنری (ادیبانه) سخن می­گوید را ادب پایداری می­نامند.» (شفعیی: ص 165).

 

محتوای شعر دفاع مقدس

محتوای شعر این دوره، به طور خاص به جبهه و دفاع ختم می­شود و بیان­گر شواهد و رویدادهایی است که شاعر به چشم دیده یا شنیده: «می­خواستم شعری برای جنگ بگویم، دیدم نمی­شود / دیگر قلم زبان دلم نیست / گفتم: باید زمین گذاشت قلم­ها را / دیگر سلاح سرد سخن کار ساز نیست / باید سلاح تیزتری برداشت / باید برای جنگ / از لوله تفنگ بخوانم / با واژه فشنگ / می­خواستم / شعری برای جنگ بگویم / شعری برای شهر خودم ـ دزفول ـ دیدم که لفظ ناخوش موشک را / باید به کار برد... اما / من از درون سینه خبر دارم / ...از آن شب سیاه / آن شب که در غبار / مردی به روی جوی خیابان / خم بود / با چشم­های سرخ و هراسان / دنبال دست دیگر خود می­گشت / باور کنید من با دوچشم مات خودم دیدم / که کودکی ز ترس خطر تند می­دوید / اما سری نداشت / لختی دگر به روی زمین غلتید / و ساعتی دگر / مردی خمیده پشت و شتابان / سر را به ترک بند دوچرخه / سوی مزار کودک خود می­برد / چیزی درون سینه او کم بود... / اما این شانه­های گرد گرفته / چه ساده و صبور وقت وقوع فاجعه می­لرزند / اینان / هرچند بشکسته زانوان و کمرهاشان ـ بی­هیچ خان و مان / در گوششان کلام امام است ـ فتوای استقامت و ایثار ـ....

(قیصر امین­پور)

برخی از این اشعار نیز در وصف دلاوری­ها و رشادت­های رزمندگان است:

در آبشار بلند شفق وضو کردنـد

 

 

نماز عـــــشق به درگاه پاک او کردنـد

 

لباس ظلمیتان را به باد سپــــردند

 

 

درون چــشمه خورشید شستشو کردنـد

 

 ( گلمرادی: ۱۱۲)

گفتم که چرا دشمنت افکند به مرگ



 

 

گفت که چو دوست بود خرسند به مرگ



 

گفتم که وصیتی نداری؟ خــندید



 

 

یعنی که همــین است لبخـــند به مرگ



 

 (امین­پور: 73)

رفت و به توشة سفر آسمانی اش





 

 

تسبیح و مهر و شانه و قرآن به جیب داشت





 

 (اخلاقی: ۵۸)

بـــه ســوسنــگرد و بستــان و هـــویــتزه





 

 

که رنگین شــد بــه خــون تـک سواران





 

گفتم که وصیتی نداری؟ خــندید



 

 

یعنی که همــین است لبخـــند به مرگ



 

(مشفق کاشانی: ۷۹)

آه ایـــن مــردان عــاشــــق کیــستنــد







 

 

اهـــل گـــــردان ابــــوذر نیستــنــد







 

(رحمتی: 52)

البته معدود اشـعاری نیز با روحیـه ضد جنـگ و با هدف بیان ضررهای دشمـنی و آسیـب­شناسی جنگ سروده شده است:

آن روزها که نور

در جیره­بندی بود

آیا کسی تشر زد

به شاعران فربه روزگار

از شب سرودن

از مرگ گفتن

دیگر بس است؟

**چه جوانانی اسماعیل می­بینی؟

چه جوانانی

بسیارشان هنوز صورت عشق را به سینه نفشرده­اند

و موهای صورت پسرها هنوز در نیامده

اگر چه زیر قران رد شده­اند، قلبشان می­تپد. 

     (براهنی: 70)

ویژگی­های ادب پایداری

1 ـ ستایش مجاهدان و شهدا:

ـ با شمایم با شما، که در هر گام / دشت­ها را ستاره کاشته­اید/ زیر باران تیغ ونیزه و تیر / حرمت عشق، پاس داشته­اید. (اسرافیلی: 66)

ـ چه سان سینه­ها را سپر ساختید / که این، سان، به معراج پرداختید ؟!/ چه گویم سزاوار تو، ای شهید !/ حیاتاًسعیداً مماتاً سعیداً. (همان: 66)

بیا به خانه آلاله­ها سری بزنیم

 

ز داغ با دل خود حرف بهتری بزنیم

 

 

 

به یک بنفشه صمیمانه تسلیت گوییم

 

 

سری به مجلس سوگ کبوتری بزنیم

 

(امین­پور: 69)

«علیرضا قزوه» می­سراید

خوشا آنان که جانان می­شناسند

 

طریق عشق و ایمان می­شناسند

 

 

 

 

بسی گفتیم و گفتند از شهیدان

 

 

شهیدان را شهیدان می­شناسند

 

 

«علیرضا قزوه» در جایی دیگر می­سراید:

در کوله بار غربتم یک دل از روزهای واپسین مانده است

 

 

عباس­های تشنه لب رفتند، مشک صداقت بر زمین مانده است

 

من بودم او بود و گمنامی، نامش چه بود انگارم یادم نیست

 

 

بر شانه های سنگی دیوار، نام تو ای عاشق ترین مانده است

 

       

(قزوه: 84)

2 ـ ستایش جهاد:

سال­ها پا به پای رزم شما

 

شعر من هم­چو مرد، جنگیده است

 

 

 

 

در هیاهوی آتش و باروت

 

 

مرگ را، همنشین جان دیده است

 

 

/.(همان: 41)

 

به نام خداوند جنگ و جهاد

 

که در جان ما خون غیرت نهاد

 

 

 

 

خداوند خون و خداوند راز

 

 

خداوند «دار»و سر سرفراز

 

 

 (همان: 52)

3 ـ دعوت به مبارزه

سمند صاعقه زین کن سواره باید رفت

 

به عرش شعله ،سحر ،چون ستاره باید رفت

 

 

 

 

شهید زنده تاریخ عشق می­گوید

 

 

به دار سرخ اناالحق دوباره باید رفت

 

 

بگو به یوسف اندیشه آن پیمبر دل

 

به چاه حادثه هنگام چاره باید رفت

امیر قافله نور می دهد فرمان

 

به عرصه گاه شهادت هماره باید رفت

رسید لحظه موعود و نیست گاه درنگ

 

به قاف واقعه بی استخاره باید رفت

 (مردانی: 46)

4 ـ ستایش وطن:

خاک خوبم، وطنم ،در گذر از آتش و دود

 

آب شد، آب، ولی از غم نان هیچ نگفت

 

 

 

 

.(فیض: 108)

وطنم از غم گلهای جوان گریه نکرد

 

سوخت و آب شد ،آب، از سوز نهان گریه نکرد

 

 

 

 

وطنم حادثه­ها دید و چنان نخل رشید

 

ریشه گسترد و از اندوه گران گریه نکرد

.(اسرافیلی: 30)

 ای ایستاده در چمن آفتابی معلوم

 وطنم

 ای تواناترین مظلوم

تو را دوست دارم

ای آفتاب شمایل دریادل

 و مرگ در کنار تو زندگی است

 ایستاده­ایم در کنار تو سبز و سربلند

    «هراتی: 72»

 در ادامه شعر، دریچه­ای به سوی وطن از نظرگاه دینی می­گشاید:

کجای زمین از تو عاشق­تر است

 ای چشم­انداز روشن خدا

 وقتی خدا رحمت بی­نهایتش را باریدن می­گیرد

 می­گویم شاد

از تو تشنه­تر نیافته است

(همان: 72)

هراتی در پایان مظاهر ملی و دینی را هم در وطن در می­آمیزد و می­گوید:

ای رویین تن متواضع

 ای میزبان امام

 ای پوریای ولی

 ای طیب

ای وطن من

(همان: 73)

- ستایش چهره­های شاخص انقلاب:

به هرجا کنون نهضت حق به پاست

 

ز اشراق اندیشه پیر ماست

 

 

 

 

و آنان که از حق نشان داشتند

 

به نام خمینی قد افراشتند

الا پیر روشن دل حق پرست !

 

که تکبیر تو سحر باطل شکست

 (اسرافیلی: 58)

6 ـ طرح الگوهای تاریخی:

سیم بگذار، بیا مثل ابوذر باشیم

 

نیست پیغمبر اگر ،همره حیدر باشیم

 

 

 

 

. (اسرافیلی: 76)

7 ـ امید به آینده و ایجاد نشاط و روحیه:

سیم بگذار ،بیا مثل ابوذر باشیم

 

نیست پیغمبر اگر ،همره حیدر باشیم

 

 

 

 

برای رویش شب بوها ز خاک فرصت دیگر هست

 

مجال سبزتری در دل ،برای عشق میسر هست

 (وحیدی: 1378)

8 ـ

حراست از وطن :باز برخیز که حلقوم شهیدان باشیم

 

 

قبله گاهی ست در این ملک نگهبان باشیم

 

معبد اینجاست اگر کعبه و قرآن خواهید

 

 

سنگر این جاست اگر شوکت ایمان خواهید

 

پاس این کعبه و این قبله و قران با ما ست

 

 

علم حادثه و خون شهیدان با ما ست.

       

(اسرافیلی: 76)

9- استفاده از فرهنگ مذهبی (به ویژه فرهنگ عاشورا)

-وارث بلند حسین !/ بوی این خاک بوی عا شوراست / و آن غبار که می رسد از دور / از هجوم پلید رهزن ها ست. (اسرافیلی،76.1378)

10-ترسیم چهره مردم جنگ زده:

سیم بگذار ،بیا مثل ابوذر باشیم

 

نیست پیغمبر اگر ،همره حیدر باشیم

 

 

 

 

برای رویش شب بوها ز خاک فرصت دیگر هست

 

مجال سبزتری در دل ،برای عشق میسر هست

موسیقی شهر بانگ رودا رود است

 

خنیاگری آتش و رقص دود است

 

 

 

 

بر خاک خرابه­ها بخوان قصه جنگ

 

از چشم عروسکی که خون آلود است

(امین­پور: 138).

بر سر شانه­های زخمی شهر

 

نعش صد آفتاب می­چرخد

 

 

 

 

باد، در جامه بلند و سیاه

 

 

غرق در اضطراب می­چرخد

 

 

 (اسرافیلی: 47)

ــ شهر ما از حجله اکبر پر است /از صدای ضجه اصغر پر است / اصغر بغض پرستاران شده / اصغر در خواب بمباران شده / اصغر مخلوط آهن پاره­ها / اصغر چسبیده بر دیوارها / اصغر از مو شناسایی شده /...(عزیزی،1378: 102)

11ــ نفرین و اظهار انزجار از بیدادگران:

دلم شکسته­تر از شیشه­های شهر شماست / شکسته باد کسی کاین چنین­مان می­خواست. (محمودی،1385.123)

 

بررسی تصویر در شعر دفاع مقدس

مبحث علمی تصویر و طرح آن در زبان پارسی، قدمت زیادی ندارد. نخستین­بار استاد فرزانه، دکتر شفیعی کدکنی در این باره سخن گفته­اند: «بحث از تصویر را نخستین­بار دکتر شفیعی کدکنی در کتاب صور خیال در شعر فارسی مطرح کرد و از جنبه نظری و عملی آن را به دقت در شعر فارسی به بحث گذاشت. تصویر در نقد جدید، در عام­ترین مفهوم، بر کل زبان مجازی اطلاق می­شود، یعنی آن بخش از کاربردهای خلاقانه و هنری زبان که از رهگذر تصرفات خیال در زبان عادی به وجود می­آید. اما تعاریف متنوعی از این اصطلاح شده است که برخی از آنها را از نظر می­گذرانیم.1 ــ ایماژ: عکسی است که از کلمات حاصل می­شود.2 ــ تصویرگری، عبارت است از نمایش تجربه حسی به وسیله زبان.3 ــ تصویر به مجموعه تصرفات بـیانی و مجازی (تشبیه، استعاره، کنایه، مجاز) اطلاق می­شود. هر کدام از این تعریف­ها تلقی خاصی از تصویر ارایه می­کند. همین چند تصویر نشان می­دهد که اصطلاح تصویر، دامنه معنایی گسترده­ای دارد. » (فتوحی: 41-42)

این زبان مجازی و هنری تحت­تأثیر زمان و سبک نیز بوده است «تخیل و تصویرپردازی عرصه تمرین آزادی و خلاقیت است. هر هنرمندی به طرز خاص خویش به جهان می­نگرد و نگاهش متاثر از حالات عاطفی و روحی اوست. تاریخ ادبیات به روشنی نشان می­دهد که شـاعران در ادوار مختلف، پدیده­های جهان را به گونـه­ای متـفاوت دیده و به تـصویر کـشیده­اند. دوره کلاسیک به ستایش طبیعت برخاسته و با کلمات به نقاشی طبیعت پرداخته­اند. در عصر رمانتیک، طبیعت را ما در هنر و سر چشمه الهام دانسته­اند و احساس خویش را در اشیا جاری کرده­اند. هر کدام از این نگرش­ها در هر عصری ناشی از نوع نگرش و حالات روحی و عاطفی خاصی بوده که بر روح آن عصر غلبه داشته است.» (همان: 67)

دفاع مقدس و فرهنگ و ادبیات آن بر صور خیال شاعران و زبان مخیل آنان تأثیر کرده و واژگان و اصطلاحات که مفهوم جنگ و نبرد داشته نه تنها در سبک ادبی و شاعرانه بلکه در سبک و زبان عادی نیز تأثیر کرده سخنوران با بهره­گیری از این اصطلاحات، فضای شعر را با مفهوم دفاع مقدس و جنگ گره زده­اند.

عبدالجبّار کاکایی گوید:

حرف من برای تو

کاغذ مچاله است

گوش تو برای من

سطلی از زباله است

آه! موی صورتم سپید شد

پشت سیم خاردار خنده­ات

حرف من شهید شد.

(کاشانی:  ۲۴)

آه اگر شعر دمی قفل لبم بردارد

کهکشانی ز شهیدان به زمین می­بارد

(ابراهیمی:  ۱۱)

شب چو در محراب خون قندیل ماه آویختند

 

 

هاله­ای بر گرد وی از دود آه آویــختند

 

 

 

 

رشته لعلــی از شهیدستــــان ما بر داشتند

 

قـدسیان بر گردن خورشید و ماه آویختند

 

(مشفق کاشانی: ۱۳۳)

از ویژگی­های تصویری شعر دفاع مقدس، تصویرپردازی به­واسطه ابزار جنگی می­باشد مثل خمپاره، نارنجک، مین و... وسایلی که مفهوم علامت و نشانه پیدا کردند مثل: چفیه، پلاک و...

زمانی ژســت رویــایــی چفیـــه بــود



 

 

رفیــق اشـک و تنهـــایی چفیــه بـــــود

 

 

 

 

 

چفیه یعنی دل عاشـق چقــدر افتاده است

 

 

زخم می بندد و غم سفره غم سجاده است

 

 ( ابراهیمی: ۲۱)

در تصویرسـازی، برخی واژگـان چون: شقایق، لاله، کبوتر، گل بهار، گل­های شقایق غربت­سوز، آیینه، پرستو، آلاله­های پرپر، شمشاد، سرو، نخل گل سوری، سوسن، نیلوفر، گل شب بو، صنوبر، خورشید، مرغان مهاجر، و... نماینده و سمبل شهید و شهادت می­باشند.

به سوگ لاله نشانــدیم باغ حوصله را





 

 

به دشت داغ کشاندیم، پــای قافله را



 

 

 

 

 

نسیم سرخ به رگ­های شب دوید و گشود



 

 

دهــان بسته گل زخم­های حوصله را



 

(مشفق کاشانی: ۱۴۹)

ماییم باقی مانده از نسل پرستوها

 

 

یکبار دیگر می­رسد فصل پرستوها

 

 

 

 

 (شریفی: ۱۵)

در فصل عطش صنوبرم را کشتند

 

 

آرامش سبـــز باورم را کشتنـــد

 

 

 

 

(وحیدی: ۳۸)

تشبیه در شعر دفاع مقدس

در شعر پایداری تشبیه فراوان­تر از دیگر تصاویر بیانی دیده می­شود و ما در تشبیهات این دوره فقط شاهد تصاویری از مصادیق ادبیات پایداری (جنگ، جبهه، شهادت، عناصر مذهبی، مقاومت و...) نیستیم بلکه تصاویر مربوط به طبیعت و موضوعات گوناگون دیگر در شعر این دوره فراوان دیده می­شود و در شواهدی که خواهیم آورد این مفهوم به وفور دیده خواهد شد.

چو ماه روشنی از غیر عاریت نکنم



 

 

من آفتابم و گرم از شرار خویشتنم

 

 

 

 

 

 (قصری: 32)

چون گل به مزار خویش در خون خفتند



 

 

چون لاله زخاک بر دمیدند همه

 

 

 

 

 

 (شاهرخی: 76) 

زریشه خشک نگردد، چمن اگر چمن هست



 

 

مرا چو خیل شهیدان به یاد بسپارید

 

 

 

 

 

(قصری: 56)

 

آه از این آشنایان که خوردند سال­ها مثل یک کرم خاکی

 

 

اعتماد سپید دلم را ،ریشه های سپیدار من را

 

     

(سعیدی: 21)

ــ نه چه می گویم این آشنایان، مثل کابوسی از وحشت و درد / بارها دیدم آشفته کردند خواب سرسبز افکار را.(سعیدی: 20)

ــ و آنقدر به حسابم واریز می­شدی / که مثل لامپ ،دلم عین روشنایی می­شد.

(رحیمی: 77)

ــ و حالا که فرا رسیده­ای / تعطیل تعطیلم، چون رودخانه بیکاری / که استعدادش / تحلیل رفته.(رحیمی: 85)

ــ سر به صحرا می­گذارم تا کویرستان هستی / شاید از ابر کرامت گریه باران ببینیم.(مشفق کاشانی: 9)

ــ آن پریزاد که در شیشه دل خانه گرفت / خلوتی داشته با مردم دریایی من.(همان: 84)

ــ باری غرابت لرزان روزها کش می­دهد مرا / و بذر حوصله، در گوشی تلفن جوانه می­زند. (رجایی: 44)

ــ دشت بود و انتها نبود/ آسمان و خاک / در کرانه افق / سر به گوش نهاده/ مرد خسته را / زیر تازیانه نگاهشان / خنده می­زدند.( نظافت: 88)

اما در این تصاویر، یکسانی و هماهنگی خاصی به چشم­نمی­خورد. در کنار تشبیهاتی که بیان­گر نگرش مذهبی است، می­توان شواهدی دال بر طبیعت­گرایی، نمادگرایی، واقع­گرایی را ملاحظه­کرد. در ابیات ذیل، نگرش مذهبی غالب است:

همه تشنه کرم توایم، به خدا قسم علی ای علی/ چو کبوتری که شود مقیم، به در حرم علی ای علی (عباسی قصری :83)

شبی که ماه جمال احمد ز شام تار حجاز سر زد/ خدا خودش هم به وجد آمد چو دید ماه جمال او (همان: 81)

برخی اشعار، بیانگر تصویرسازی به واسطه واژگانی از جبهه و جنگ و پایداری است:

از چشمه­های شرجی چشمان او مپرس / کارون و کرخه داشت در اهواز می­گریست (همان: 29)

چگونه خاک دگر را عوض کنم با تو / مگر که خاک عزیز وطن ،چو پیرهن است (همان:53)

طبیععت­گرایی نیز در تشبیهات این دوره ملاحظه­می­شود:

تا ابرهای تیره تردید/ سیمای آفتاب عزیزش را / در پرده­های قهر نپوشاند (محبت: 26)

نخل ایمان و بذر احسان را /در دل خویش بارور کردند.41

ما قطره قطره­های پراکنده / ما جویبارهای رها در مسیر شوق (محبت: 26)

هر­که را دیده بر آن­چهره گلگون­افتاد



 

 

چون شقایق از داغ تو،پر­خون افتاد

 

 

 

 

 

(موسوی گرمارودی: 19)

ــ ای بذر غم/ وشکوفه درد/بر دشت عقیق خون،گل زرد (همان: 39)

ــ گفتم این غنچه لبان، خون که در سر دارند/ گفت بگذر چو صبا از سخن خامی چند. (همان: 16)

- گیاه آبزی­ام، بی بهار می­رویم / مگر، همان گذرد، گاه از سر بلمی و.... (همان: 13)

-چو فجر کاذبم انگار و هیچ سوی نی­ام/ نه در پگاه وجودی ،نه در شب عدمی (همان: 13)

ــ منم چو شبنم و تویی چو پرتو نگاه خور / که« لحظه­واره» مرا: هماره­وار می­کنی. (همان: 11)

ــ من شعرشیعیم / در دست دیگرم همه شمشیر/ بر سینه­ام :/گلداغ ارغوان صدها هزار زخم (همان: 92)

ــ می گشته­ام هماره: /در کوچه­های پاک عدالت / در باغ­های سرخ شهادت / اکنون...

(همان: 92)                         

ــ و اینک منم، این شعرشیعه ــ /یک باغ، داغلاله خونرنگ /یک مثنوی سروده شمشیر/ یک

ــ دوستی در کودکی، مردانه است / این یکی شمع است و آن، پروانه است (ذکاوت: 63)

ــ دلا! تمامی یاران چو رود کوچیدند/ولی دریغ که تو آب پشت سد بودی. (همان: 81)

ــ برگم و از ریشه دور افتاده­ام/ مثل نی، از بیشه دور افتاده­ام (همان: 92)

ــ رها کن ما از قفس دان خاک / دلم مثل بسمل نفس می­زند. (همان: 92)             

ــ خاک، گویا بر خط ابرویشان دل داده است / باد، هم­چون زائری چرخنده گرد خالشان. (همان: 99)                                             

ــ آخرین جمله دفترچه هستی عشق است /عشق، خود چیست؟ سر آغاز کلام شهدا. (همان: 21)

 

 

 استعاره در شعر پایداری

«استعاره در لغت مصدر باب استفعال است. یعنی عاریه خواستن لغتی را به جای لغتی دیگر» زیرا شاعر در استعاره واژه­ای را به علاقه مشابهت به جای واژه دیگری به کار می­برد. (شمیسا: 157) استعارات این دوره عمدتاً جهت تصویرگری شهدا و جانبازان؛ ائمه اطهار و شخصیت­های مذهبی، ادبی و تاریخی؛ نمایش شکل دشمنان است. که برخی از مثال­های مربوط به این دوره بدین شرح است:

2 ــ 2 ــ 1 ــ استعاره از شهدا، رزمندگان و جانبازان:

شعرای این دوره جهت نشان دادن تصویر شهدا از تصاویر آسمانی نظیر آفتاب، ماه و ستاره استفاده نموده­اند. چرا که این عناصر نماد پاکی و درخشانی هستند و شهدا نیز هم­چون این مصادیق پاک وعلوی هستند.

2 ــ 2 ــ 1 ــ 1 ــ بوسه می­زنم ای ماه رد پای زخمت را.(وحیدی: 40)

2 ــ 2 ــ 1 ــ 2 هم­چنین از دیگر تصاویری که برای شهدا به کار برده­اند تصاویر مرتبط با گل­هاست. نظیر غنچه خونین، شقایق، لاله، ارغوان، گل سرخ. دلیل استفاده از این موارد این است که شهدا چون گل لطیفند و همان­طور که عمر گل بسیار اندک است شهدا نیز عمرشان چون گل کوتـاه است. دیگر اینکه از گل­های به رنـگ قرمز استفاده کرده­اند که این خود نشان­دهنده سرخی خون آنهاست.

مثال: آه که داغ لاله­ها بسته ره نفس مرا. (وحیدی: 37)

مثال: آی مردم ! به خدا داغ کبوتر دیدم / هر کجا گام زدم لاله پرپر دیدم. (وحیدی: 69)

مثال: تا سرزمین عشق پر از ارغوان گردد. (وحیدی: 16)

مثال: همسفران لاله / هم­قطاران شقایق / از بازگشت پرستو­های عاشق / می­گویند. ( شرف شاهی: 42). با این که لاله و شـقایق دو تـصویر تـکراری هستند اما ترکیب این دو کلمه با هم­سفر و هم قطار آنها را زیبا و نو جلوه داده است.

ـ دریا: نماد عظمت، وسعت و پاکی است که این خود گویای عظمت جایگاه شهدا و ائمه است.

خبر دهید که دریا به چشمه خواهد ریخت



 

 

خبر دهید به یاران به غدیر می آید

 

 

 

 

 

 (رحمدل: 76)

ـ سرو: در ادبیات نماد قد بلندی است اما به نظر می­رسد که در ادبیات پایداری نماد آزادگی است. و بدین منظور رزمندگان را به سرو تشبیه کرده است.

مثال: به پاکپازی ما سروی، به دشت خرم باور هست. (وحیدی: 23) اس از:جوانان دلیر

ـ پرستوی مهاجر یا عاشق: از ویژگی­های پرستو، مهاجر بودن اوست. اگر منظور از او شهید باشد این استعاره نشان­دهنده این است که شهید با شهادتش از این دنیا به سرای باقی کوچ می­کند. و اگر منظور از آن آزاده باشد وجه شبه بازگشت وی از اسارت­گاه به وطن را ذهن می­رساند.

مثال: هم­سفران لاله / هم­قطاران شقایق / از بازگشت پرستوهای عاشق /می­گویند. (شرف شاهی: 42)

ـ اکسیر دوام: اکسیر ماده­یی است که یه هرچیز که بزنند آن را ناب و باارزش می­کند، از این گذر، شهید نیز برای وطن خود اکسیر و مایه ارزش است.

مثال:... بر لحظه سرمستان اکسیر دوام آمد. (رحمدل: 14)

ـ شیر: شجاعت و دلاوری شهدا مد نظر است.

مثال: و شیر دولت ایمان / تا شامگاه تیره ضربت خوردن / از او نگهبانی کرد. (صفارزاده: 62)

ـ کبوتر: پاک و معصوم بودن را به ذهن می­رساند.

مثال: آی مردم! به خدا داغ کبوتر دیدم / هر کجا گام زدم لاله پرپر دیدم. (وحیدی: 69)

ـ نخل تناور: استوار و محکم بودن آن مد نظر است.

مثال:... به هر طرف نظر اندازم، هزار نخل تناور هست. (وحیدی: 23)

ـ استعاره از ائمه اطهار (شخصیت­های مذهبی، ادبی و تاریخی): علاوه بر تصاویری که برای شهدا به کار برده­اند از تصاویری نظیر: مخزن بینایی، ستون قدسی، اسم اعظم، چشمه­سار تامل، چشمه نور و... غیره استفاده کرده­اند.

ـ مخزن بینایی: وجه شبه در این مورد بصیرت بالاست که ائمه از بینش والایی برخور دارند.

مثال: حتی در آن زمان / که در جوار پیمبر بودند/ در جوار مخزن بینایی / تاریک بود. (وحیدی: 67) استعاره از حضرت محمد.

ـ اسم اعظم: اسم اعظم را انسان­های عادی نه به آن علم دارند و نه آن­را درک می­کنند. و فقط افراد خاصی چون ائمه و اولیا خداوند به آن مطلع هستند. و دیگر این که، در خود کلمه اسم اعظم یک نوع عظمت و بزرگی است و از این رو عظمت ائمه را به اسم اعظم تشبیه کرده­اند.

مثال: چنان بر اسم اعظم زخم زد شمشیر زهر آلود... (وحیدی: 46) استعاره: از حضرت علی (ع)

ـ ستـون قدسی: ستون نـماد پایداری، استحکام و تکیه­گاه است. ائمه نیز چون ستـونی تکیه­گاه امت خود هستند. این تصویر تازه و نو است.

مثال: چشم و چراغ امامت / ستون قدسی رفعت / و پیکر ستبر رشادت / را به پرویزن بدل کردند. هر سه، استعاره از امام حسین می­باشد.

ـ چشمه­سار تامل: چشمه خود منبع آب است (چشمه سار تامل = منبع تامل) ائمه هم  برای امت خود منبع تامل و علم هستند.

مثال: جام شـتاب را / جایـی که چشمه­سار تامل بود / خالی ز محتـوای فکر و تعقل / یک­باره سر کشیدند. (صفارزاده: 46)

ـ استعاره از دشمنان:

در ادبیات پایداری جهت نمایش­دادن شکل دشمنان به تصاویری نظیر حیوانات و خزندگان وحشی و شوم روی می­آورند.

1 ـ حیوانات وحشی: گرگ، کفتار، کرکـس و سـگ: ویژگی این حیوانات وحشی بودن آن­هاست و دشمن نیز، دارای همین ویژگی است.

مثال: قرن ائتلاف کرکس و کفتار / قرن سازمان­های ملل قوی/ قرن میمون­های مقلد / قرن حشره­های کوچک خود بزرگ­بین. (شرفشاهی: 44)

مثال:... و به سگی که شاخه زیتون به دندان دارد / اعتماد نکنی. (همان: 53)

2 ـ خزندگان: مار، زالو، کرم ساقه­خوار: وجه شبه، خون­خوار بودن و نیش زدن را به ذهن می­رساند. از این جهت دشمن به این موارد تشبیه شده است.

مثال: و مارهای کوچک خون­آشام / بر شاخه­های زخم ریشه کرده­اند. (رحمدل: 71)

3 ـ پرندگان شوم: جغد و کلاغ که هر دو در ادبیات نماد شومی و نحوست است. از این جهت است که دشمن را به این موارد تشبیه کرده­اند.

همان­طور که پیش از این ذکر شد، ادبیات پایداری و مفاهیم آن خود را در استعاره متجلی کرده است و البته اکثر این تصویر مربوط به طبیعت می­باشد. (گل، سرو، جوی، دریا، چشمه، کبوتر...)

البته استعارات با رویکرد مذهبی نیز ملاحظه می­شود:

هیچ­جا کج نگه هیچ پلنگی نکنند / همه­جا در خطر آهوی حرم باشد (عباسی: 14)

جز به نام علی این قلعه نشد هرگز فتح / می­کند فخر به خود چون در خیبر، گوشم (همان: 17)

روزها خلافت را شیر بیشه حق بود / شب که می­رسید از راه پیشه را دگر می­کرد (همان: 85)

محمد جواد محبت:

1 ـ (نذر علی­اصغر) بلور روشـن رویـا چقـدر خوبـی تو / گل همیشه تماشا چقدر خوبی تو 7 ـ استعاره از علی­اصغر (ع) ـ مجرده. تصویر بلور روشن رویا تازه است.

2 ـ (نذر علی­اصغر) تبسم خوش گل­ها ـ چقدر خوبی تو / تو را زتار دل خویش می­دهم آواز 7 ـ استعاره از علی­اصغر (ع)

3 ـ (نذر علی­اصغر) تو ای شکوفه پاکی، گل همیشه بهار / به باغ حضرت زهرا چقدر خوبی تو. 8 ـ هر دو استعاره ازعلی­اصغر (ع)

4 ـ شکفته چون نکند لاله­های عشق مرا / تو را که حنجره در پرده هزار آواست14 ـ استعاره از شهدا

5 ـ بپوش جامه زخون شفق که پوشانند / زقطره­های شقایق، سپیدزاران را 27 ـ استعاره از شهدا2 ـ اس از وطن مرشحه.

6 ـ (نذر حضرت زهرا) گوهر پاکـت به مریـم ـ هم طراز / هم­چو مریم، اهل راز، اهل نماز 28 ـ استعاره ازحضرت زهرا

7 ـ برای حضرت زهرا) گل کجا تاب خشونت دارد.؟/...........35 ـ استعاره از حضرت زهرا ـ مجرده.

8 - (پیشکش به حضرت زهرا) او را به خاک تیره، نه پرواز می­دهد / در آسمان کبوتر از بند رسته را 34 ـ استعاره از حضرت زهرا ـ مرشحه. (سنجری: 34)

بر خاست آتش از دل گل­ها و غنچه­ها / وقتی که آن حماسه پرپر به خون نشست. استعاره از فرزندان امام حسین. (همان: 38).

کم کم در امتداد افق مثل یک شهید / خورشید لحظه­های مقدر به خون نشست. (همان: 39) استعاره از امام حسین

سقای کبوتران لب تشنه عشق / همدوش عطش به آب و آتش می­زد (سنجری: 99) استعاره از فرزندان امام حسین

ـ تو از قبیله خونی / و ما از تبار جنون / خون تو در شن فرو شد / و از سنگ جوشید / ای باغ بینش ستم، دشمنی زیباتر از تو ندارد / و... (همان: 169) استعاره از: امام حسین

ـ با نهرهای جاری خوناب / با بوته­های سرخ شهادت / و آن سروهای سبز دلاور/ (نظافت: 66) استعاره از شهدای کربلا

ـ ای روشن خدا / در شب­های پیوسته تاریخ / ای روح لیلةالقدر / حتی اذا مطلع الفجر/... (همان: 52) استعاره از حضرت علی

ـ ای چادر عفت لولاک / از شرم تو، شرم را جگر پاک / یک دشت، شقایق بهشتی / بر سینه زداغ و درد کشتی / ای بذر غم / و شکوفه درد / بر دشت عقیق خون، گل زرد. (همان: 39) استعاره از حضرت زینب

5 ـ (هی هی از این عشق خوش احمدی): ای سمن باغ خداوندگار / سرو غلام قد ناژوی توست / (همان: 11) استعاره از پیامبر

6 ـ بوسه بر لعل سخنگوی نگاری چو زدی / شرح شیرینی آن قند، به تکرار بگوی. (همان: 15) استعاره از لب

7 ـ کجایی ای گل خورشید باغسار وطن / که بی تو طرف چمن، جای زندگانی نیست. (همان: 10) استعاره ازشهدا

8 ـ وقتی که آب / جاری تر از سرشک / جاری­تر از خون / نیست / و سپیدار سبز / به نماز شقایق / قامت می­بندد / و کوه / از شکیب باستانی خود / در رنج است. (همان: 35) استعاره مکنیه

9 ـ ای سرو بلند باغ ایمان / وی قمری شاخسار احسان. (همان: 41) استعاره از حضرت عباس

صفارزاده

1 ـ ددان تاریخ / در حفر خندق آدم سوز / و نصب موشک آدم­سوز... ـ استعاره از ظالمان (صفارزاده: 21)

2 ـ جام شتاب را / جایی که چشمه­سار تامل بود / خالی زمحتوای فکر و تعقل / یکباره سر کشیدند. استعاره از حضرت علی (همان:46)

3 ـ گنجی که در کمرکش سقیفه ربودند.. استعاره از خلافت ـ همان: 58

4 ـ و شیر دولت ایمان / تا شامگاه تیره ضربت خوردن / از او نگهبانی کرد. استعاره از حضرت علی (همان: 62)

5 ـ چشم و چراغ امامت / ستون قدسی رفعت / و پیکر ستبر رشادت را / به پرویزن بدل کردند. هر سه استعاره از امام حسین است.

6 ـ و در ظلام آن­همه تنهایی / ستارگانی تنها / نا پیدا / چراغ­دار پیروی اویند. استعاره از پیروان امام علی (همان: 68)

7 ـ در تنگنای خوفگاه شام غریبان / نور و نوید نافذ تقدیر / قلب حزین را روشن می­دارد. استعاره از حضرت مهدی (همان: 85)

 

نتیجه

در شعر پایداری، تصویرها و صنایع ادبی خاصی به چشم می­خورد که قابل دسته­بندی و بررسی است. با این­حال تصویرها از حوزه­های متنوع و گاه متضادی است که به بنا به دلایل اجتماعی ـ تاریخی در کنار هم قرار گرفته­اند.

تصویرها عموماً از جریان شعر آیینی، مکتب رمانتیسم و نمادگرایی مخصوص شعر معاصر سرچشمه گرفته است. از این میان، استعاره­ها عمدتاً مأخوذ از شعر آیینی است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ

1 ـ ابراهیمی، حسین. میاندار. مشهد: کنگرة بزرگداشت سرداران خراسان، 1378.

2 ـ از رزم. از پرواز گزیده­ای از اشعار دفاع مقدّس. ناشر، کنگرة بزرگداشت سرداران سپاه و 36 هزار شهید استان تهران: چاپ اوّل، 1377.

3 ـ اخلاقی، زکریا. تبسم­های شرقی. نشر ذوی القربی، 1389.

4 ـ اسرافیلی، حسین. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (5)، تهران: نشر نیستان. 1378.

5 ـ امیری اسفندقه، مرتضی. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (34)، تهران: نشر نیستان. 1378.

6 ــ امین­پور، قیصر. تنفس صبح. تهران: هنر و اندیشه اسلامی. امین پور، قیصر(1372) آینه‌های ناگهان،  تهران، افق. 1363.

7 ــ امین­پور،  قیصر. سنت و نوآوری در شعر معاصر. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی،1384.

8 ــ براتی­پور، عباس. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (24)، تهران: نشر نیستان. 1378.

9 ــ ذکات، خلیل. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (67)، تهران: نشر نیستان، 1378.

10 ــ ذکاوت، خلیل. اما دلم نیامد. شیراز: نیم نگاه، 1381.

11 ــ رجایی، نرگس. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (73)، تهران: نشر نیستان، 1378.

12 ــ رحمتی، عبدالحسین. آن روزها رفتند. تهران: شاهد، ۱۳۷۹.

13 ــ رحمدل، غلامرضا. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (66)، تهران: نشر نیستان، 1378.

14 ــ رضایی­نیا، عبدالرضا. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (27)، تهران: نشر نیستان، 1378.

15 ــ سنجری، محمود. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (13)، تهران: نشر نیستان، 1378.

16 ــ شاهرخی، محمود. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (21)،تهران: نشر نیستان، 1378.

17 ــ شریفی، محمود. از نسل پرستوها. تهران: شمس اردهال، 1380.

18 ــ شفیعی، امین.آنچه گفتم تمام دلم نیست. شیراز: انتشارات تعقل، 1385.

19 ــ شفیعی، خلیل. خاکریز آسمان. شیراز: انتشارات تعقل، 1385.

20 ــ شفیعی، سیّدضیا، خیال­های شهری. تهران: تکا، 1387.

21 ــ شمیسا، سیروس. معانی بیان. تهران: نشر فردوس، 1382.

22 ــ صفارزاده، طاهره. مجموعه شعر .گزیده ادبیات معاصر (1)، تهران: نشر نیستان، 1378.

23 ــ عزیزی، احمد. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (55)، تهران: نشر نیستان، 1378.

24 ــ عباسی قصری، کیومرث. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (40)، تهران: نشر نیستان، 1378.

25 ــ فتوحی­رود معجنی، محمود. بلاغت تصویر.تهران: انتشارات سخن، 1385.

26 ــ فیض، ناصر. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (65)، تهران: نشر نیستان، 1378.

27 ــ فیض، ناصر؛ گل، غزل. گلوله. تهران: بنیاد حفظ آثار و ارزش­های دفاع مقدس. 1372.

28 ــ قزوه، علیرضا. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (41)، تهران: نشر نیستان، 1378.

29 ــ قزوه، علی­رضا. از نخلستان تا خیابان. تهران: سوره مهر، چ 6. قزوه، علی­رضا، 1387، سوره انگور، تهران: تکا. 1385.

30 ــ کاشانی، سپیده. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (31)، تهران: نشر نیستان، 1378.

31 ــ کاشانی، مشفق. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (14)، تهران: نشر نیستان، 1378.

32 ــ کاکایی، عبدالجبار. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (7)، تهران: نشر نیستان، 1378.

33 ــ گل مرادی، شیرین­علی. آوازهای گل محمدی. چاپ و نشر فرهنگ گستر، 1381.

34 ــ گل مرادی، شیرین­علی. نخل­های تشنه. چاپ و نشر فرهنگ گستر، 1378.

35 ــ محبت، محمد جواد. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (68)، تهران: نشر نیستان، 1378.

36 ــ مردانی، نصرا ... .قانون عشق. تهران: نشر صدا، 1378.

37 ــ مردانی، نصرا ... .آتش نی. تهران: اطلاعات، 1370.

38 ــ مشفق کاشانی، عباس، سیرنگ. تهران: فرهنگ گستر، 1382.

39 ــ موسوی گرمارودی. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (2)، تهران: نشر نیستان. 1378.

40 ــ نظافت، مجید. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (33)، تهران: نشر نیستان. 1378.

41 ــ وحیدی، سیمین­دخت. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (18)، تهران: نشر نیستان، 1378.

42 ــ هراتی، سلمان. آب در سماور کهنه. تهران: تکا،1386.

 



* استاریار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد زاهدان، زاهدان، ایران.

** دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مشهد

تاریخ دریافت: 20/11/1392                                                                    تاریخ پذیرش: 2/3/1393

منابع و مآخذ

1 ـ ابراهیمی، حسین. میاندار. مشهد: کنگرة بزرگداشت سرداران خراسان، 1378.

2 ـ از رزم. از پرواز گزیده­ای از اشعار دفاع مقدّس. ناشر، کنگرة بزرگداشت سرداران سپاه و 36 هزار شهید استان تهران: چاپ اوّل، 1377.

3 ـ اخلاقی، زکریا. تبسم­های شرقی. نشر ذوی القربی، 1389.

4 ـ اسرافیلی، حسین. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (5)، تهران: نشر نیستان. 1378.

5 ـ امیری اسفندقه، مرتضی. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (34)، تهران: نشر نیستان. 1378.

6 ــ امین­پور، قیصر. تنفس صبح. تهران: هنر و اندیشه اسلامی. امین پور، قیصر(1372) آینه‌های ناگهان،  تهران، افق. 1363.

7 ــ امین­پور،  قیصر. سنت و نوآوری در شعر معاصر. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی،1384.

8 ــ براتی­پور، عباس. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (24)، تهران: نشر نیستان. 1378.

9 ــ ذکات، خلیل. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (67)، تهران: نشر نیستان، 1378.

10 ــ ذکاوت، خلیل. اما دلم نیامد. شیراز: نیم نگاه، 1381.

11 ــ رجایی، نرگس. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (73)، تهران: نشر نیستان، 1378.

12 ــ رحمتی، عبدالحسین. آن روزها رفتند. تهران: شاهد، ۱۳۷۹.

13 ــ رحمدل، غلامرضا. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (66)، تهران: نشر نیستان، 1378.

14 ــ رضایی­نیا، عبدالرضا. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (27)، تهران: نشر نیستان، 1378.

15 ــ سنجری، محمود. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (13)، تهران: نشر نیستان، 1378.

16 ــ شاهرخی، محمود. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (21)،تهران: نشر نیستان، 1378.

17 ــ شریفی، محمود. از نسل پرستوها. تهران: شمس اردهال، 1380.

18 ــ شفیعی، امین.آنچه گفتم تمام دلم نیست. شیراز: انتشارات تعقل، 1385.

19 ــ شفیعی، خلیل. خاکریز آسمان. شیراز: انتشارات تعقل، 1385.

20 ــ شفیعی، سیّدضیا، خیال­های شهری. تهران: تکا، 1387.

21 ــ شمیسا، سیروس. معانی بیان. تهران: نشر فردوس، 1382.

22 ــ صفارزاده، طاهره. مجموعه شعر .گزیده ادبیات معاصر (1)، تهران: نشر نیستان، 1378.

23 ــ عزیزی، احمد. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (55)، تهران: نشر نیستان، 1378.

24 ــ عباسی قصری، کیومرث. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (40)، تهران: نشر نیستان، 1378.

25 ــ فتوحی­رود معجنی، محمود. بلاغت تصویر.تهران: انتشارات سخن، 1385.

26 ــ فیض، ناصر. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (65)، تهران: نشر نیستان، 1378.

27 ــ فیض، ناصر؛ گل، غزل. گلوله. تهران: بنیاد حفظ آثار و ارزش­های دفاع مقدس. 1372.

28 ــ قزوه، علیرضا. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (41)، تهران: نشر نیستان، 1378.

29 ــ قزوه، علی­رضا. از نخلستان تا خیابان. تهران: سوره مهر، چ 6. قزوه، علی­رضا، 1387، سوره انگور، تهران: تکا. 1385.

30 ــ کاشانی، سپیده. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (31)، تهران: نشر نیستان، 1378.

31 ــ کاشانی، مشفق. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (14)، تهران: نشر نیستان، 1378.

32 ــ کاکایی، عبدالجبار. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (7)، تهران: نشر نیستان، 1378.

33 ــ گل مرادی، شیرین­علی. آوازهای گل محمدی. چاپ و نشر فرهنگ گستر، 1381.

34 ــ گل مرادی، شیرین­علی. نخل­های تشنه. چاپ و نشر فرهنگ گستر، 1378.

35 ــ محبت، محمد جواد. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (68)، تهران: نشر نیستان، 1378.

36 ــ مردانی، نصرا ... .قانون عشق. تهران: نشر صدا، 1378.

37 ــ مردانی، نصرا ... .آتش نی. تهران: اطلاعات، 1370.

38 ــ مشفق کاشانی، عباس، سیرنگ. تهران: فرهنگ گستر، 1382.

39 ــ موسوی گرمارودی. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (2)، تهران: نشر نیستان. 1378.

40 ــ نظافت، مجید. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (33)، تهران: نشر نیستان. 1378.

41 ــ وحیدی، سیمین­دخت. مجموعه شعر. گزیده ادبیات معاصر (18)، تهران: نشر نیستان، 1378.

42 ــ هراتی، سلمان. آب در سماور کهنه. تهران: تکا،