تحلیل معنی‏ شناختی داستان درخت مراد در چارچوب فرضیه فضایی‏ سازی صورت

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد امیدیه، گروه زبان و ادبیات فارسی، امیدیه، ایران.

2 گروه زبان انگلیسی و زبانشناسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

چکیده

در دیدگاه‏ شناختی، واقعیت‏های جهان خارج به خودی خود وجود دارند، ولی شیوه درک و به کارگیری آن‏ها در زبان حاصل تجربه جسمی شده است. در مطالعات معنی ­شناسی، مجموعه عناصر سازنده متن شامل واژه­ها، جملات و ساختار دارای معنی بوده و در کنار یک‏دیگر حوزه‏های مفهومی­ای می­سازند که در ارتباط تنگاتنگ با هم قرار می­گیرند و به ما توانایی استدلال انتزاعی، یا به عبارت دیگر، توانایی تشکیل ساخت­های نمادین که با ساخت­های پیش‏مفهومی در تجربه مرتبط می‏شوند، را می­دهند. دیدگاه فضایی‏سازی صورت (لیکاف، 1987) بر این نکته تأکید دارد که ساختار مفهومی بر حسب طرح‏واره‏های تصویری به علاوه نگاشت استعاری درک می‏شود. در داستان درخت مراد (درخت مردم‏پسند)، نویسنده مرزبان‏نامه با استفاده از استعاره مفهومی «زندگی سفر است» و طرح‏واره­های تصویری «حلقه»، «مرکزـ پیرامون» و «مبداـ مسیرـ مقصد»، مفاهیم عالی خودشناسی و کمال را برای مخاطب به تصویر می­کشد. پژوهش حاضر به بررسی و توصیف برخی فضاهای ذهنی به کار رفته در داستان درخت مراد از مرزبان‏نامه پرداخته و بر پایه آن‏ها مفاهیم «سفر»، «درخت» «قهرمان»، «آزمون» و «پیر خردمند» را توصیف می‏کند

کلیدواژه‌ها


تحلیل معنی‏شناختی داستان درخت مراد در چارچوب

فرضیه فضایی‏سازی صورت

[1]آرزو مولوی وردنجانی*-

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد امیدیه، گروه زبان و ادبیات فارسی، امیدیه، ایران.

دکتر منصوره شکرآمیز**-

گروه زبان انگلیسی و زبانشناسی، واحد اهواز،دانشگاه آزاد اسلامی ، اهواز، ایران.

 

 

.

چکیده

در دیدگاه‏شناختی، واقعیت‏های جهان خارج به خودی خود وجود دارند، ولی شیوه درک و به کارگیری آن‏ها در زبان حاصل تجربه جسمی شده است. در مطالعات معنی­شناسی، مجموعه عناصر سازنده متن شامل واژه­ها، جملات و ساختار دارای معنی بوده و در کنار یک‏دیگر حوزه‏های مفهومی­ای می­سازند که در ارتباط تنگاتنگ با هم قرار می­گیرند و به ما توانایی استدلال انتزاعی، یا به عبارت دیگر، توانایی تشکیل ساخت­های نمادین که با ساخت­های پیش‏مفهومی در تجربه مرتبط می‏شوند، را می­دهند. دیدگاه فضایی‏سازی صورت (لیکاف، 1987) بر این نکته تأکید دارد که ساختار مفهومی بر حسب طرح‏واره‏های تصویری به علاوه نگاشت استعاری درک می‏شود. در داستان درخت مراد (درخت مردم‏پسند)، نویسنده مرزبان‏نامه با استفاده از استعاره مفهومی «زندگی سفر است» و طرح‏واره­های تصویری «حلقه»، «مرکزـ پیرامون» و «مبداـ مسیرـ مقصد»، مفاهیم عالی خودشناسی و کمال را برای مخاطب به تصویر می­کشد. پژوهش حاضر به بررسی و توصیف برخی فضاهای ذهنی به کار رفته در داستان درخت مراد از مرزبان‏نامه پرداخته و بر پایه آن‏ها مفاهیم «سفر»، «درخت» «قهرمان»، «آزمون» و «پیر خردمند» را توصیف می‏کند.

 

واژه‏های کلیدی

معنی‏شناسی، فضاهای ذهنی، استعاره مفهومی، طرح‏واره تصویری

1ـ مقدمه

رهیافت نوین معنی‏شناسی، در پی دست‏یابی به مبنایی تجربی در معنی است (صفوی، 1383: 397). در این نگرش، دریافت معنی تنها در درک معنای جمله، و معنای جمله بسته به کنار هم قرار دادن معانی واژه‏ها حاصل نمی‏شود، بلکه ساخت معنا از طریق فرایند موسوم به مفهوم‏سازی[2] صورت می‏گیرد (راسخ مهند، 1392: 38). النور راش[3] در نتیجه تحقیقات گسترده خود در باب مقوله‏بندی[4] نشان می‏دهد که مقوله‏های سطح پایه بر اساس برنامه­ریزی‏های حرکتی، تصویر‏سازی ذهنی و ادراک گشتالت شکل می­گیرند و همه مبنای جسمی‏شدگی دارند (نیلی‏پور، 1395: 21). پژوهش‏های تالمی[5] حاکی از آن است که واژه‏های فضایی مثل بالا و پایین، چپ و راست، جلو و عقب، نسبت به جسم انسان در فضا قابل درک و شناسایی هستند (همان، 1395: 21). بر این اساس، لیکاف[6] توانایی استدلال انتزاعی در انسان را وابسته به ظرفیت مفهوم‏سازی[7] ذهن وی می‏داند، چرا که قابلیت تشکیل ساخت‏های نمادین مرتبط با ساخت‏های پیش‏مفهومی در تجربه (که همان طرح‏واره‏های تصویری[8] و مفاهیم سطح پایه هستند) و نیز توانایی نگاشت استعاری ساخت‏ها از حوزه فیزیکی به ساخت‏ها در حوزه انتزاعی را دارد (لیکاف، 1395: 477). وی به ویژه معتقد است طرح‏واره‏های تصویری عناصر به کار رفته در ساختار مدل‏های‏شناختی را تأمین می‏کنند، به گونه‏ای که مقوله‏ها در قالب طرح‏واره‏های ظرف[9]، ساختار سلسله مراتبی بر پایه طرح‏واره‏های جز، ـ کل و بالاـ پایین[10]، ساختار رابطه‏ای با توجه به طرح‏واره حلقه[11]، ساختار شعاعی بر اساس طرح‏واره مرکزـ پیرامون[12]، ساختار پیش زمینه ـ پس زمینه با طرح‏واره‏های جلوـ عقب[13] و در نهایت مقیاس‏های کمی/ خطی به واسطه طرح‏واره‏های بالاـ پایین[14] و ترتیب خطی استنباط می‏شوند. لیکاف این رویکرد کلی را تحت عنوان فرضیه فضاسازی صورت[15] می‏نامد که در واقع مستلزم نگاشت ساختار فضایی به ساختار مفهومی است. به بیان روشن­تر، طرح‏واره­های تصویری ـ که به فضا ساختار می‏بخشندـ بر پیکربندی‏های انتزاعی متناظر ـ که به مفاهیم ساختار می‏دهند ـ ، نگاشته می‏شوند. از این رو فرضیه فضایی‏سازی صورت سعی در تبیین شیوه درک ساخت مفهومی بر پایه طرح‏واره‏های تصویری و همچنین نگاشت استعاری دارد (لیکاف، 1395: 481). این مقاله می‏کوشد تا بر پایه نگرش فضایی‏سازی فرضیه صورت در چارچوب معنی‏شناسی  به رمزگشایی برخی مفاهیم عرفانی، اخلاقی و اجتماعی داستان درخت مراد برگرفته از متن مرزبان‏نامه پرداخته و نحوه ارتباط میان ساخت‏های مفهومی شناسایی شده را بررسی کند. علاوه بر این، مطالعه حاضر بر آن است تا میزان کارآمدی این نظریه را در استخراج و درک ساختار و مضامین رمزگذاری شده متن این اثر شهیر ادب پارسی ارزیابی کند.

مرزبان‏نامه از آثار کهن ادبیات ایران زمین، مشتمل بر پندهای اخلاقی، اجتماعی و سیاسی، به روایت از زبان انسان‏ها، جانوران و گیاهان و به قلم مرزبان پسر رستم پسر شروین در اواخر سده چهارم هجری است که به زبان طبری نگارش شده و در سده شش هجری توسط سعد الدین وراوینی به فارسی برگردانده شده است. وراوینی در این برگردان، از صنایع ادبی به خوبی بهره گرفته و به تعبیر علامه قزوینی «در عزوبت انشا و سلامت عبارات و روانی کلام کمتر کتابی بدان پایه می‏رسد» (احمدی طباطبایی، 1391: 5). در دوران معاصر، نویسندگان توانایی چون خطیب رهبر، قنادی، نظری، آذر­یزدی و چندی دیگر تلاش کرده‏اند تا با ساده‏سازی عبارات و اصطلاحات متن اصلی مرزبان‏نامه، مخاطبان مشتاق و به ویژه نوجوان ادبیات فارسی را از داستان‏ها و اندرزهای نغز آن بهره­مند گردانند. داستان درخت مراد از نسخه قصه‏های برگزیده از مرزبان‏نامه به کوشش مهدی آذر یزدی (1338) است. به گفته خشنودی چروده و همکار (1392: 165) این داستان تنها حکایتی از کتاب مرزبان‏نامه است که در آن از یک گیاه/ درخت به عنوان شخصیت داستانی استفاده شده است.

2ـ پیشینه پژوهش

این پژوهش در چارچوب مفاهیم و اصول نظری رویکرد فضاسازی مفهوم صورت به بررسی طرح‏واره‏های تصویری زیربنای تشکیل‏دهنده استعاره مفهومی «زندگی سفر است» و مضمون خود‏شناسی در یکی از حکایت‏های کتاب مرزبان‏نامه می‏پردازد. در ادامه این بخش تعریف گسترده‏تری از رویکرد فضاسازی مفهوم صورت، و انواع طرح‏واره‏های تصویری که تحلیل این نگارش از آن‏ها بهره می‏گیرد، ارائه می‏شود. سپس به معرفی استعاره مفهومی شکل گرفته از ساخت‏های مفهومی بنیادین می‏پردازد. از آنجا که چارچوب نظری معناشناسی‏شناختی رهیافت تازه‏ای به مطالعه معنی است، پژوهش‏های اندکی در این موضوع بر روی متون ادب فارسی صورت گرفته که از این میان می‏توان تحقیق به شکرآمیز و همکار (1395) اشاره کرد که در یک بررسی آماری به بررسی تعداد و نوع طرح‏واره‏های تصویری حجمی، قدرتی و تصویری بر روی اشعار گلستان سعدی انجام شده است. در مطالعه دیگری، محمدی آسیابادی و همکاران (1391) به بررسی طرح‏واره‏های حجمی در مفاهیم عرفانی پرداختند و به این نتیجه رسیدند که بسیاری از الهام‏ها و کشف و شهود‏ها را در قالب این طرح‏واره می‏توان ترسیم کرد.

2ـ 1ـ فرضیه فضاسازی مفهوم صورت

در مورد ارتباط زبان و شناخت، لیکاف بر این باور است که دانش زبانی مستقل از اندیشیدن و شناخت نبوده و سازماندهی مفهومی در درون ذهن بشر، تابعی از روش تعامل جسم انسان با محیط پیرامونش است (پورابراهیم و همکاران، 1390). جانسون (1987) معتقد است تجربه قبل از مفاهیم و مستقل از آن‏ها شکل می‏گیرد. برای مثال، انسان از تجربه قرار گرفتن در اتاق، غار، تخت و مکان‏های دیگر که حجم دارند و می‏توانند نوعی ظرف تلقی شوند، بدن خود را نوعی ظرف دارای حجم در نظر می‏گیرد و طرح‏واره‏های انتزاعی از حجم‏های فیزیکی در ذهن خود به وجود آورده است. مثل زمانی که کسی از من می‏پرسد «توی چه فکری هستی؟»، در واقع برای فکر به نوعی حجم قائل شده است (صفوی، 1383: 374).

 

شکل 1ـ طرح‏واره حجمی: «توی چه فکری هستی؟»

نمونه دیگر، مواجه‏شدن انسان با موانع او را در شرایطی قرار می‏دهد که یا به نوعی مانع را از سر راه خود بر می‏دارد، از آن عبور می‏کند و یا مسیر خود را تغییر می‏دهد. بعد این تجربه را در ساخت‏های مفهومی دیگری به کار می‏بندد و جمله‏ای مثل «اگر کنکور قبول می‏شدی، مجبور نبودی کار کنی» را تولید می‏کند (صفوی، 1383: 376). در این جمله چون فرد در آزمون ورودی دانشگاه پذیرفته نشده است و راهی برای گذر از مانع نیافته است، لاجرم مسیر دیگری برای زندگی در پیش گرفته است.

 

شکل 2ـ طرح‏واره تصویری: «اگر کنکور قبول می‏شدی، مجبور نبودی کار کنی»

 لیکاف (1987) استدلال می‏کند که مفاهیم سطح پایه و طرح‏واره‏های تصویری به طور مستقیم به واسطه تجربیات جسمی درک می‏شوند و به عبارتی، این طرح‏واره‏ها تجربه فضایی ما را شکل می‏دهند. در اینجا لیکاف پا را فراتر می‏گذارد و ادعا می‏کند خود همین طرح‏واره‏ها هستند که مفاهیم ذهنی را شکل می‏دهند و می‏گوید زمانی می‏فهمیم چیزی دارای ساختار انتزاعی است، آن را بر حسب طرح واره‏های تصویری درک می‏کنیم (لیکاف، 1395: 481). وی این دیدگاه را فرضیه فضایی‏سازی صورت می‏نامد. در این نگرش، تأکید می‏کند که ساختار مفهومی بر حسب طرح‏واره‏های تصویری به اضافه نگاشت استعاری فهمیده می‏شود. برای مثال، «از گیجی در آمدن» نمونه‏ای از یک استعاره بر پایه طرح‏واره ظرف است، چرا که دقیقأ به معنای فیزیکی خارج شدن از یک محفظه نیست. از این جهت، طرح‏واره‏های تصویری در دو بعد نقش‏آفرینی می‏کنند: از سویی خود مفاهیمی هستند که زیرساخت قابل فهمی برگرفته از تجربه جسمی شده دارند، و از سوی دیگر، به صورت استعاری در ساختار بخشیدن به مفاهیم پیچیده دیگر به کار می‏روند.

2ـ 2ـ طرح‏واره حلقه

انسان همواره از تجربه جسمی وصل کردن دو چیز با یک طناب، حلقه‏های زنجیر یا وسایل دیگری نظیر این‏ها استفاده می‏کند. بنابراین، عناصر ساختاری این طرح‏واره پدیده[16] الف، پدیده ب و حلقه ارتباط بین آن‏ها هستند. دریافت منطقی از این طرح‏واره این است که مادامی که الف به ب مرتبط باشد، ب نیز به الف وابسته است و استعاره‏های زیادی بر اساس آن می‏شود ساخت (Lakoff، 1987: 289). ما همواره با دیگران ارتباط برقرار یا ارتباطی را قطع می­کنیم و این مثال به زیبایی در این بیت حافظ خودنمایی می‏کند: «گرت هواست که معشوق نگسلد پیمانـ نگه دار سر رشته تا نگه دارد».

 

شکل 3ـ طرح‏واره حلقه

2ـ 3ـ طرح‏واره مرکزـ پیرامون

تجربه جسمی شده انسان از بدن خود همواره سر، سینه و اندام‏های داخلی بالاتنه را مرکز و دست‏ها و پاها و موها و سایر قسمت‏های حاشیه‏ای را پیرامون در نظر می‏گیرد. اصل بر این است که هویت پدیده را مرکز آن مشخص می‏کند و نقطه مرکزی قوت و استقامت بیشتری از نقاط فرعی دارد و آسیب بخش‏های مرکزی جدی‏تر از آسیب وارده به بخش‏های پیرامونی است. بنابراین، عناصر ساختاری این طرح‏واره، یک پدیده، یک مرکز و یک یا چند پیرامون هستند و شرط منطقی آن است که پیرامون وابسته به مرکز باشد، و بر عکس آن درست نیست. مثال این طرح‏واره را به فراوانی تجربه کرده‏ایم؛ به عنوان نمونه، همیشه نظریه‏ها اصول مرکزی و پیرامونی دارند (Lakoff، 1987: 290).

 

شکل 4ـ طرح‏واره مرکزـ پیرامون

2ـ 4ـ طرح‏واره مبدأـ مسیرـ مقصد

این طرح‏واره تصویری حاصل تجربه جسمی انسان از جابه‏جا شدن در مکان به وجود می‏آید. در هر جابه‏جایی، حرکت از یک نقطه مکانی آغاز شده و با عبور از توالی مکان‏های بینابین در جهت مورد نظر به نقطه انتها یا مقصد ختم می‏شود. به این ترتیب، عناصر ساختاری این طرح‏واره شامل مبدأ، مقصد، مسیر و جهت می‏شود. توضیح منطقی آن این است که زمانی که از یک مبدأ به سوی مقصدی حرکت می‏کنید، ناگزیر از توالی مکان‏های مجاور هم در قالب مسیری عبور کرده و البته این حرکت مشمول زمان نیز می‏شود (Lakoff، 1987: 292). کاربرد این طرح‏واره را نیز مکرر در استعاره‏های روزمره تجربه کرده‏ایم، برای نمونه، در جمله «تا زمستان راه درازی در پیش است».

 

 

شکل 5ـ طرح‏واره مبدأـ مسیرـ مقصد

2ـ 5ـ استعاره مفهومی

نظریه استعاره مفهومی یکی از دیدگاه‏های رایج در علوم‏شناختی است. در زبان‏شناسی سنتی استعاره تنها آرایه­ای در خدمت تعالی زیبایی تعبیرهای زبانی بود. در رویکرد معناشناسی‏شناختی، استعاره مفهومی فرایندی ذهنی است که از طریق آن یک قلمرو مفهومی (هدف) بر پایه قلمرو دیگر (مبدأ) بیان می‏شود. برای نمونه، به مثالی از لیکاف و جانسون (1980) توجه کنید: «ادعاهای وی دفاع ناپذیرند»، در این جمله مفهوم استدلال به جنگ تشبیه شده است. لیکاف و جانسون برای نشان دادن این شباهت‏ها از اصطلاح نگاشت (Mapping) استفاده می‏کنند و می‏گویند میان این فضاها نگاشت‏هایی برقرار است. این استعاره ممکن است در بسیاری تعابیر زبانی دیگر انعکاس یابد و یا به عبارت دیگر، پایه آن‏ها قرار گیرد (او همه استدلال‏های مرا هدف قرار داد، او با تمام قوا به استدلال‏هایم حمله کرد، من استدلال او را نابود کردم و غیره). این نشان می‏دهد چگونه یک مفهوم استعاری (استدلال جنگ است) به تجربه و عمل ما ساختار می‏دهد. بر این اساس، معنی‏شناسان‏شناختی ادعا می‏کنند که تفکر بشر ساختار استعاری دارد (قائمی‏نیا، 1391: 36). برخی استعاره‏ها از طریق همبستگی با تجربه جسمی‏شدگی زمینه‏سازی شده و نگاشت‏های استعاری در همه انواع طرح‏واره‏ها از قبیل طرح‏واره‏های تصویری، قالب‏های معنایی و توالی‏های حرکتی یا روایت‏ها، اعمال می‏شوند، مانند اینکه به دنبال تجربه ریختن آب در لیوان و بالا آمدن سطح آن، مفهوم بیشتر برای بالا و مفهوم کمیت با عمودی بودن همبستگی پیدا کرده است (نیلی‏پور، 1395: 128).

روش پژوهش

این بخش از نوشتار حاضر به تحلیل برخی مفاهیم و مضامین طرح شده در حکایت درخت مراد در چارچوب نظری فضاسازی مفهوم صورت لیکاف (1987) می‏پردازد. شخصیت‏پردازی در این داستان به شیوه غیر مستقیم و از طریق کنش انجام شده است؛ بدان معنا که نویسنده شخصیت را لابه‏لای رویدادهای داستان وارد روایت می‏کند و خواننده از طریق کنش‏ها و گفتار وی به احساسات، اندیشه و احوال او پی می‏برد (خشنودی چروده و همکار، 1392: 174). در حکایت درخت مراد روحیه عدالت‏خواهی و کشمکش درونی مرد مسافر با دنبال کردن رشته کنش‏های او آشکار می‏شود. در این راستا ابتدا مفاهیم کلیدی سفر، درخت، قهرمان، آزمون و پیر خردمند که از رایج‏ترین الگوهای کهن شمرده می‏شوند، و به دنبال آن مفاهیم دیگری که در ارتباط با آن‏ها مطرح می‏شوند، مود بحث قرار می‏گیرند.

3ـ 2ـ تحلیل داده‏ها

3ـ 2ـ 1ـ سفر

سفر از مظاهر متون کهن و نماد آغاز تلاش قهرمان در جستجوی خویشتن خویش است تا در منزلگاه‏های مختلف با آزمون‏های مختلفی روبه‏رو شود و از موانع بگذرد و چنانچه در پایان به رهایی و سر منزل مقصود رسد، موفق به رسیدن به درجاتی از کمال می‏شود. لیکن، اگر مسافر تنها به دنبال کشف شیوه‏های تازه زندگی باشد، راه به جایی نبرده است (هاشمی و همکار، 1389: 198). در حکایت درخت مراد، مرد مسافر جهانگرد و دنیادیده که به تنهایی سفر می‏کند، وارد شهری می‏شود و در احوال و افعال مردم آن شهر کنجکاوی می‏کند. در نگرش معنی‏شناسی ، سفر را می‏توان در قالب استعاره مفهومی (زندگی سفر است)، تحلیل کرد. با این تعبیر، مراحل مختلف زندگی با طرح‏واره‏های تصویری مبدأـ مسیرـ مقصد تعبیر و توصیف می‏شوند. به این ترتیب در استعاره مفهومی سفر زندگی، مفاهیم وابسته راه، رهگذر، معبر، مسیر، منزلگاه، اول و آخر راه و حتی توشه سفر و بسیاری از خصوصیات دیگر سفر به طور نظام‏مند به زندگی منطبق می‏شود. بنابراین، تعبیر دیگری که برای واردشدن مرد مسافر به شهر و کنش‏های بعدی او می‏توان متصور شد، سیر فرد در مسیر تکامل و شناخت خویشتن است.

3ـ 2ـ 2ـ درخت

از دیرباز درخت در ادبیات پارسی و ادب جهان تمثیلی از درون انسان و خواسته‏ها و امیال اوست (هاشمی و همکار، 1389: 190). در تاریخ ادیان از درخت به عنوان نماد عالم برداشت می‏شود. در اساطیر ژاپن درخت در آیین مذهبی قداست خاصی داشته است و در عهد عتیق از آن به عنوان درخت معرفت نیک و بد یاد می‏شود. اما در کهن‏ترین تصویرش، درخت کیهانی غول‏پیکر است که وسیله دست‏یافتن به آسمان و دیدار خدایان و گفتگو با آن‏هاست (زمردی، 1380: 198). به این ترتیب، معلوم می‏شود اعتقادات مذهبی در مورد درخت در بسیاری تمدن‏ها وجود دارد و نگارنده مرزبان‏نامه به زیرکی از آن استفاده می‏کند تا چالش داستان را طراحی کند. مردم شهر به کرامات درخت سخنگو سخت اعتقاد دارند و در روزهای مشخصی از هفته‏گرد درخت جمع می‏شوند و نذورات خود را از سوراخی به درون آن می‏افکنند. راز و رمز مفهوم درخت که آیا مراد از خلق این شخصیت نماد دینداری و قداست مذهبی است یا مسأله دیگری می‏تواند باشد به دنبال راهنمایی پیر مرشد سر گشوده می‏شود. ابتدا حاکم شهر از موقعیت درخت که در نزدیکی دروازه شهر بود بهره می‏جست، تا با قرار دادن نگهبانی در میان تنه درخت امنیت شهر را تضمین کند، ولی بعدها با شوخی‏ای که تصادفأ نگهبان با عابری انجام داده و حاجتی که از عابر روا گشته بود، به وسیله‏ای برای کنترل افکار مردم و سودجویی حاکم تبدیل شده بود. در این جای داستان، موقعیت درخت تغییر می‏کند و نماد پادشاه بد می‏شود که با نگاه از دریچه طرح‏واره تصویری مرکزـ پیرامون ناگهان سیستم سیاسی فاسد شهر پیش چشم خواننده عیان می‏شود. حاکم فاسد در مرکز و عوامل یاریگر او که درخت (پوشش مقدس)، کاهن بزرگ و نگهبانانی که پس از تهدید مرد برای محافظت از درخت در شب گماشته می‏شوند و مردمی که کورکورانه به پرستش درخت سرگرم بودند، از مفاهیم پیرامونی هستند. می‏توان تصور کرد این الگو از اندیشه ایرانشهری نویسنده مرزبان‏نامه نشأت گرفته باشد، که جایگاه خاصی در جهان‏بینی اعتقادی و آرمان‏گرایی سیاسی جامعه ایرانی دارد. نجفی و همکار (1393: 125) می‏گوید در اندیشه ایرانشهری، پادشاه نماینده تمام نمادها، سازمان‏ها و گروه‏های اجتماعی بوده و در نظر ایرانیان نماینده خدا بر روی زمین است. در این نگرش، دو جور شاهی خوب و بد وجود دارد که به دنبال اولی، صلح و خرد و عدالت در جامعه گسترده می‏شود، در حالی که دومی ناراستی، بی‏عدالتی، ظلم و ستم و خشکسالی به دنبال دارد.

3ـ 2ـ 3ـ قهرمان

الگوی مرد قدرتمندی که برای شکست‏دادن نیروهای اهریمنی ظاهر می‏شود، در بیشتر متون کهن به چشم می‏خورد. تصویر کهن‏الگوی قهرمان بیانگر پیروزی بر نیروهای جهل و نادانی است. این الگو هم برای فردی که می‏کوشد شخصیت خود را کشف و تأیید کند کاربرد دارد و هم برای جامعه‏ای که نیازمند تثبیت هویت جمعی خود است. قهرمان باید تلاش کند با کنار گذاشتن دلبستگی‏ها و کامجویی‏ها، موانع و آزمون‏های مسیر را پشت سر گذارد (هاشمی و همکار، 1389: 186). در داستان درخت مراد، فرد مسافر بلافاصله متوجه ایمان بی‏چون و چرای مردم شهر به درخت و اینکه هیچ مخالفتی با آن را بر نمی‏تابند، می‏شود و پس از گفتگوی کوتاهی که با درخت انجام می‏دهد، به قداست درخت مضنون شده، کمر همت می‏بندد تا حیلت درخت سخنگو را افشا کند و خلایق را از گمراهی برهاند. در اینجا به کمک طرح‏واره مبدأـ مسیرـ مقصد و طرح‏واره قدرتی می‏توان شیوه‏ای را که قهرمان در مسیر حل مسأله در پیش می‏گیرد، تفسیر کرد.

 

3ـ 2ـ 4ـ آزمون

قهرمان باید به جنگ موانع رود و با پیروزی بر آن‏ها، گنج خرد برباید و خود را برای مراحل بعدی سفر خود مهیا سازد. البته، قهرمان با شکست در یک آزمون متوقف نمی‏شود و هر چند تهی‏دست از یک مرحله گذر کند، ولی در طی طریق ممارست به خرج می‏دهد. مرد مسافر زمانی که تصمیم می‏گیرد به نجات مردم شهر از جهل و تاریکی برخیزد، تبری تهیه می‏کند و به قصد نابودی درخت می‏شتابد. لکن درخت با چند سکه او را می‏فریبد و قهرمان به طمع مال دست از تلاش فرو می‏کشد. اینجا، قهرمان داستان در دام آز خویش گرفتار می‏شود و از تعالی به سوی کمال فرو می‏ماند و از آن شهر به شهر دیگر، که ساکنان آن خداپرست بودند، عزیمت می‏کند. در واقع، با توجه به استعاره مفهومی سفر زندگی، می­توان گفت مسافر که در منزلگاه قبلی توشه­ای از خرد و کمال نیافته، در جستجوی خویشتن و بالندگی به راه خود ادامه می­دهد. در اینجا استفاده از طرح‏واره حلقه در تفسیر ارتباط مراحل و منزلگاه‏های سفر زندگی راهگشاست.

3ـ 2ـ 5ـ پیر خردمند

تمثیل پیر و رابطه‏ای که با ذهن و روان دارد، در میان الگوهای کهن و نیز اندیشه‏های عرفانی بسیار به چشم می‏خورد. در دو قسمت از داستان، مرد مسافر راهنمایانی داشت که در سفر خودشناسی او را همراهی کردند. اول، کاهن که فردی خوشرو بود و سعی کرد تا فرد را با قوانین و آیین شهر آشنا کند و راه نزدیک شدن و ارتباط با درخت را به او نشان داد. هر چند که کاهن در واقع پیر اهریمنی و از عوامل طاغوت (حاکم فاسد) بود. در مرحله بعد، زمانی که مسافر به منزلگاه بعدی در شهر خداپرستان می‏رسد، با مرشد پیر رو به رو می‏شود و مرشد حقیقت ماجرای درخت را برای مسافر فاش می‏کند. در اینجا، چون مرد هنوز راه به کمال نیافته، نیاز به آموزگاری دارد تا در جستجوی مسیر او را یاری دهد. مرشد توضیح می‏دهد که برای افشای حقیقت درخت باید به جنگ حاکم آن شهر رفت. مرد که در خود قدرت رویارویی با اهریمن را نمی‏بیند، سکوت پیشه می‏کند و در پی تجربیات بیشتر و کشف خویشتن خود می‏رود تا شهرهای دیگر دنیا را ببیند.

 

 

نتیجه

این نوشتار در چارچوب معنی‏شناسی  و نظریه فضاسازی مفهوم صورت لیکاف (1987)، به بررسی ساختارهای مفومی به کار رفته در حکایت درخت مراد (درخت مردم پسند)، داستانی کوتاه، ولی پر رمز و راز، از متن مرزبان‏نامه می‏پردازد.

پرسش­های تحقیق حاضر، در مرحله نخست دریافت مفاهیم عرفانی، اخلاقی و اجتماعی داستان با توجه به نمادهای کهن الگوی به کار رفته در متن حکایت، سپس درک نحوه ارتباط بین ساخت‏های مفهومی به کار رفته در داستان و در پایان، بررسی میزان کارآمدی نظریه مذکور در استخراج و درک ساخت‏های مفومی و مضامین رمزگذاری شده نهفته در حکایت مورد نظر هستند.

در خصوص پرسش اول، این داستان حاوی پنج مفهوم مرکزی و کلیدی کهن الگوی اساطیری ادب پارسی (سفر، درخت، قهرمان، آزمون، پیر خردمند) بود که با بسط الگوی طرح‏واره‏های تصویری مرکزـ پیرامون به مفاهیم پیرامونی بسیار دیگری (خودشناسی، دنیاپرستی، طاغوت، عوامل طاغوت) اشاره دارند که با توجه به متن کوتاه حکایت، تعداد قابل ملاحظه‏ای به نظر می‏رسد و نشان از تیزبینی و فراست نگارنده آن در درک و انتقال مضامین اخلاقی، اجتماعی و سیاسی دارد.

در پاسخ به پرسش دوم، ساخت مفهومی فراگیر داستان در استعاره زندگی سفر است نهفته است و با طرح‏واره‏های تصویری مبدأـ مسیرـ مقصد و طرح‏واره تصویری حلقه، به گذر انسان از مراحل رشد و تعالی روحی و منزلگاه‏های زندگی و ارتباط همه این منزلگاه‏ها با یک‏دیگر اشاره می‏کند. پاسخ پرسش دوم خود نشان از کارآمدی تحلیل نگرش فضاسازی صورت دارد. از این جهت نتایج این مطالعه با یافته‏های شکرآمیز و همکار (1395) و محمدی آسیابادی و همکاران (1391) هم سو است. نکته جالب این است که بررسی نتایج این پژوهش هم از چیره‏دستی و دانش نگارنده (گان) متون کهن پارسی در بیش از هشتصد و اندی سال پیش پرده بر می‏دارد و هم تأییدی‏شناختی برای مدل نظری مورد بحث می‏تواند باشد.

توضیحات: اشکال 1 ـ 5 به کار رفته در توصیف انواع طرح‏واره توسط نگارندگان انتخاب و طراحی شده است.

منابع و مآخذ

1ـ احمدی طباطبایی، محمدرضا. اخلاق و سیاست: رویکردی اسلامی و تطبیقی. تهران: دانشگاه امام صادق، چاپ دوم، 1387.

2ـ آذر یزدی، مهدی. قصه‏های خوب برای بچه‏های خوب. قصه‏های برگزیده از مرزبان‏نامه. چاپ شصت و پنجم. تهران: انتشارات کتاب‏های شکوفه. 1395.

3ـ پورابراهیم، شیرین؛ آقا گل­زاده، فردوس؛ گلفام، ارسلان؛ کرد زعفرانلوکامبوزیا، عالیه، بررسی مفهوم بصیرت در زبان قرآن در چارچوب‏شناختی. پژوهش‏های زبان‏شناسی، سال سوم، شماره 2، 1390، 19ـ 34.

4ـ خشنودی‏چروده، بهرام؛ ربانی‏خانقاه، میثم، شخصیت‏پردازی در حکایت‏های مرزبان‏نامه. پژوهش‏های نقد ادبی و زبان‏شناسی، سال چهارم، شماره 14، 1392، 157ـ 180.

5ـ داوری اردکانی، رضا؛ نیلی‏پور، رضا؛ قاءمی‏نیا، علیرضا؛ جی ان جاج، آنتونی؛ یارمحمدی، لطف‏الله. زبان استعاری و استعاره‏های مفهومی. چاپ اول. تهران: انتشارات هرمس، 1391.

6ـ راسخ‏مهند، محمد. درآمدی بر زبان‏شناسی‏شناختی. نظریه‏ها و مفاهیم. تهران: انتشارات سمت، 1393.

7ـ زمردی، حمیرا. تجلیات قدسی درخت، ضمیمه مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاهتهران، 1381،  197ـ 209.

8ـ شکرآمیز، منصوره؛ دریس، فاطمه. کاربرد طرح‏واره‏ها‏ی تصویری در اشعار گلستان سعدی از دیدگاه معناشناسی‏شناختی. مجموعه مقالات نخستین همایش متن پژوهی، جلد یک، 1395، 465ـ 484.

9ـ صفوی، کوروش. درآمدی بر معنی‏شناسی. تهران: انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، 1383.

10- لیکاف، جورج. قلمرو تازه علوم‏شناختی، آنچه مقوله‏ها درباره ذهن فاش می‏کنند. مترجم جهانشاه میرزایگی. تهران: انتشارات آگاه، 1395.

11- محمدی آسیابادی، علی؛ صادقی، اسماعیل؛ طاهری، معصومه. طرح‏واره‏های حجمی وکاربرد آن در بیان تجارب عرفانی. پژوهش‏های ادب عرفانی، سال ششم، شماره دوم، پیایی 22، 1391، 141ـ 162.

12- نیلی‏پور، رضا. زبان‏شناسی‏شناختی، دومین انقلاب معرفت‏شناختی در زبان‏شناسی، تهران: انتشارات هرمس، 1395.

13- هاشمی، سیدمرتضی؛ خسروی، اشرف. تحلیل روانکاوانه داستان سیذارتا: اثر هرمان هسه. دو فصلنامه زبان و ادب فارسی، سال 18، شماره 69، 1389، 175ـ 202.

14ـ Lakoff،  G. Women.  Fire and Dangerous Things: What Categories Reveal about Min.  Chicago: Chicago University Press,  1987.

 



* عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد امیدیه، گروه زبان و ادبیات فارسی، امیدیه، ایران.

** گروه زبان انگلیسی و زبانشناسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

تاریخ دریافت: 7/5/1395                                                                                    تاریخ پذیرش: 4/7/1395

[2]. conceptualization

[3]. Rosch

[4]. categorization

[5]. Talmy

[6]. Lakoff

[7]. conceptualizing Capacity

[8]. Image Schema

[9]. Container

[10]. Part . Whole

[11]. link

[12]. Center . Periphery

[13]. Front. Back

[14]. More is Up. Less is Down

[15]. Spacialization of Form Hypothesis

[16]. Entity

منابع و مآخذ

1ـ احمدی طباطبایی، محمدرضا. اخلاق و سیاست: رویکردی اسلامی و تطبیقی. تهران: دانشگاه امام صادق، چاپ دوم، 1387.

2ـ آذر یزدی، مهدی. قصه‏های خوب برای بچه‏های خوب. قصه‏های برگزیده از مرزبان‏نامه. چاپ شصت و پنجم. تهران: انتشارات کتاب‏های شکوفه. 1395.

3ـ پورابراهیم، شیرین؛ آقا گل­زاده، فردوس؛ گلفام، ارسلان؛ کرد زعفرانلوکامبوزیا، عالیه، بررسی مفهوم بصیرت در زبان قرآن در چارچوب‏شناختی. پژوهش‏های زبان‏شناسی، سال سوم، شماره 2، 1390، 19ـ 34.

4ـ خشنودی‏چروده، بهرام؛ ربانی‏خانقاه، میثم، شخصیت‏پردازی در حکایت‏های مرزبان‏نامه. پژوهش‏های نقد ادبی و زبان‏شناسی، سال چهارم، شماره 14، 1392، 157ـ 180.

5ـ داوری اردکانی، رضا؛ نیلی‏پور، رضا؛ قاءمی‏نیا، علیرضا؛ جی ان جاج، آنتونی؛ یارمحمدی، لطف‏الله. زبان استعاری و استعاره‏های مفهومی. چاپ اول. تهران: انتشارات هرمس، 1391.

6ـ راسخ‏مهند، محمد. درآمدی بر زبان‏شناسی‏شناختی. نظریه‏ها و مفاهیم. تهران: انتشارات سمت، 1393.

7ـ زمردی، حمیرا. تجلیات قدسی درخت، ضمیمه مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاهتهران، 1381،  197ـ 209.

8ـ شکرآمیز، منصوره؛ دریس، فاطمه. کاربرد طرح‏واره‏ها‏ی تصویری در اشعار گلستان سعدی از دیدگاه معناشناسی‏شناختی. مجموعه مقالات نخستین همایش متن پژوهی، جلد یک، 1395، 465ـ 484.

9ـ صفوی، کوروش. درآمدی بر معنی‏شناسی. تهران: انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی، 1383.

10- لیکاف، جورج. قلمرو تازه علوم‏شناختی، آنچه مقوله‏ها درباره ذهن فاش می‏کنند. مترجم جهانشاه میرزایگی. تهران: انتشارات آگاه، 1395.

11- محمدی آسیابادی، علی؛ صادقی، اسماعیل؛ طاهری، معصومه. طرح‏واره‏های حجمی وکاربرد آن در بیان تجارب عرفانی. پژوهش‏های ادب عرفانی، سال ششم، شماره دوم، پیایی 22، 1391، 141ـ 162.

12- نیلی‏پور، رضا. زبان‏شناسی‏شناختی، دومین انقلاب معرفت‏شناختی در زبان‏شناسی، تهران: انتشارات هرمس، 1395.

13- هاشمی، سیدمرتضی؛ خسروی، اشرف. تحلیل روانکاوانه داستان سیذارتا: اثر هرمان هسه. دو فصلنامه زبان و ادب فارسی، سال 18، شماره 69، 1389، 175ـ 202.

14ـ Lakoff،  G. Women.  Fire and Dangerous Things: What Categories Reveal about Min.  Chicago: Chicago University Press,  1987.

 



* عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد امیدیه، گروه زبان و ادبیات فارسی، امیدیه، ایران.

تاریخ دریافت: 7/5/1395                                                                                    تاریخ پذیرش: 4/7/1395

[2]. conceptualization

[3]. Rosch

[4]. categorization

[5]. Talmy

[6]. Lakoff

[7]. conceptualizing Capacity

[8]. Image Schema

[9]. Container

[10]. Part . Whole

[11]. link

[12]. Center . Periphery

[13]. Front. Back

[14]. More is Up. Less is Down

[15]. Spacialization of Form Hypothesis

[16]. Entity