بررسی گونه‏ های هنجارگریزی زبانی و بسامد وقوع آن‏ها در شعر سیمین بهبهانی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه پیام نور، گروه زبان‏شناسی، پیام نور، ایران

2 دانشجوی دوره دکتری زبان‏شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد آبادان، مدرس دانشگاه پیام نور، ایران.

چکیده

شاعران با به کار‏گیری تونایی‏های بالقوه زبانی می‏توانند در ایجاد  بسترهای اجتماعی و فرهنگی نقش تعیین‏کننده‏ای داشته باشند. در طول حیات ادبی در ایران شاعران بسیاری چهره نموده‏اند و از حیث نوع‏آوری زبانی در شعر بر غنای زبان فارسی افزوده‏اند. از نظر ساخت‏گرایان هنجارگریزی یکی از موثرترین روش‏های برجستگی‏سازی و آشنایی‏زدایی در شعر است که بسیاری از شاعران کلاسیک و معاصر از آن بهره برده‏اند. در این راستا، سیمین بهبهانی از جمله شاعرانی است که در سرایش «شعر نو» از آموزه‏های صورت‏گرایان بهره برده است و به کاربست انواع فراهنجاریهای زبانی در غزل به عنوان مایه اصلی هنر شاعری خویش مبادرت ورزیده است. وی با قاعده‏افزایی و قاعده‏کاهی زبانی احساسات عاشقانه و عارفانة خود را بیان کرده و به بیان دیدگاه‏های فکری، فرهنگی و مذهبی خود اهتمام ورزیده است. بر این اساس، در این جستار با کنکاش در  زوایای شعری دیوان این شاعر معاصر که به روش کتابخانه‏ای گرد‏آوری شده است. نوع‏آوری‏‏ها، گونه‏های هنجار‏گریزی زبانی و خلاقیت‏های هنری و آرایه‏های ادبی به کار گرفته شده به منظور خلق غزل سیاسی و اجتماعی در مجموعه اشعار او به روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از آن بود که بانوی غزل ایران به وفور از هنجارگریزی آوایی و معنایی در اشعارش بهره برده و نیز مشخص گردید که گریز از این هنجارهای زبانی چه تأثیر‏ی در میزان برجستگی و تشخص سبکی شعر وی نسبت به شعر معاصرانش داشته است.

کلیدواژه‌ها


بررسی گونه‏های هنجارگریزی  زبانی و بسامد وقوع آن‏ها

در شعر سیمین بهبهانی

[1]دکتر الخاص ویسی*

[2]فرنگیس عباس‏زاده**

چکیده

شاعران با به کار‏گیری تونایی‏های بالقوه زبانی می‏توانند در ایجاد  بسترهای اجتماعی و فرهنگی نقش تعیین‏کننده‏ای داشته باشند. در طول حیات ادبی در ایران شاعران بسیاری چهره نموده‏اند و از حیث نوع‏آوری زبانی در شعر بر غنای زبان فارسی افزوده‏اند. از نظر ساخت‏گرایان هنجارگریزی یکی از موثرترین روش‏های برجستگی‏سازی و آشنایی‏زدایی در شعر است که بسیاری از شاعران کلاسیک و معاصر از آن بهره برده‏اند. در این راستا، سیمین بهبهانی از جمله شاعرانی است که در سرایش «شعر نو» از آموزه‏های صورت‏گرایان بهره برده است و به کاربست انواع فراهنجاریهای زبانی در غزل به عنوان مایه اصلی هنر شاعری خویش مبادرت ورزیده است. وی با قاعده‏افزایی و قاعده‏کاهی زبانی احساسات عاشقانه و عارفانة خود را بیان کرده و به بیان دیدگاه‏های فکری، فرهنگی و مذهبی خود اهتمام ورزیده است. بر این اساس، در این جستار با کنکاش در  زوایای شعری دیوان این شاعر معاصر که به روش کتابخانه‏ای گرد‏آوری شده است. نوع‏آوری‏‏ها، گونه‏های هنجار‏گریزی زبانی و خلاقیت‏های هنری و آرایه‏های ادبی به کار گرفته شده به منظور خلق غزل سیاسی و اجتماعی در مجموعه اشعار او به روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از آن بود که بانوی غزل ایران به وفور از هنجارگریزی آوایی و معنایی در اشعارش بهره برده و نیز مشخص گردید که گریز از این هنجارهای زبانی چه تأثیر‏ی در میزان برجستگی و تشخص سبکی شعر وی نسبت به شعر معاصرانش داشته است.

 

واژه‏های کلیدی

هنجارگریزی آوایی، هنجار‏گریزی معنایی، قاعده‏کاهی، قاعده‏افزایی

1ـ مقدمه

هنجارگریزی زبانی و آشنایی‏زدایی یکی از اساسی‏ترین مفاهیم مطرح در نظریه صورت گرایان روسی است. پیشینه این مفهوم به مباحث گذشته نظریه ادبی در مورد کاربرد عناصر مجازی در متون ادبی ارتباط می‏یابد. کاربرد مجازی واژگان، ذهن مخاطب را متوجه معانی تازه‏ای می‏کند و معناهای آشنا کم­رنگ و بی‏اهمیت می‏شوند. شاعر با بهره‏گیری از شگردها و ترفندهای زبانی، امکانات دستوری و آوایی تلاش می‏کند تا در راستای تصورات و نگرش خود به پدیده‏ها و جهان پیرامونش متن ادبی و شعری خود را به چشم مخاطبان خود بیگانه و ناآشنا  معرفی و بازنمایی کند. هدف او از این کار آشکار ساختن سریع یک معنی و مفهوم نیست، بلکه می‏خواهد در قالب زیبایی‏آفرینی مفاهیمی تازه خلق کند و بدین طریق باعث ایجاد حس تازه و شگفتی در مخاطب شود. صورتگرایی روسی که از آموزه‏های سوسور الهام گرفته است متون ادبی را از دیدگاه ساختاری می‏نگرد و با رها کردن مصداق‏ها در جهان بیرون، نشانه‏ها را مورد توجه قرار می‏دهد و  به دنبال دست‏یابی به چارچوبی برای نظریه ادبی است. بنابراین آنچه به عنوان «ادبیت» و مشخصه زبان ادبی مطرح بود و آن را از زبان معیار و متعارف متمایز می‏ساخت این بود که زبان معیار به روش‏های متفاوت تغییر می­یابد.

گریز از زبان هنجار و رهایی از کارکردهای ارجایی واژگان زبان به کمک صنایع بلاغی و عناصر زیبایی‏شناختی، باعث پیدایش زبان ادبی می‏شود؛ از این رو می‏توان گفت هنجارگریزی به ویژه هنجارگریزی معنایی[3]، که ارتباط تنگاتنگی با علم بیان و صنایع ادبی به کاررفته در آن دارد، عامل مهمی در نوآوری‏ها و آفرینش‏های ادبی به ویژه شعر به شمار می‏آید؛ از این رو، شگرد هنر، همین آشنایی‏زدایی است؛ یعنی دشوارکردن ادراک بیان (احمدی، 1385: 309).

هنجار‏گریزی انحراف یا خروج از  قواعد متعارف زبان است که می‏تواند کاربردی هنری داشته باشد که به برجسته‏سازی زبانی منجر می‏شود و با گریز از هنجارهای خودکار شده‏ی زبانی نقش زیبایی‏آفرینی را به دنبال داشته باشد. تفاوت اساسی میان شعر و کلام عادی حاصل مهارت شاعر  در استفاده از «اختیارات شاعری» است که روی زبان انجام می‏دهد. این کار هر قدر هنرمندانه‏تر باشد، متن خلق‏شده هنری‏تر و زیباتر می‏شود. جفری لیچ[4] (1369) هنجارگریزی را گزینش عناصری نامتعارف از میان امکانات بالقوه زبانی می‏داند. به عقیده وی قاعده‏کاهی[5] و قاعده‏افزایی[6] دو مجرای اصلی برجسته‏سازی زبانی ااست. او هنجار‏گریزی را ابزار شعر‏آفرینی و قاعده‏افزایی را اسباب نظم‏آفرینی می‏داند. این ابزار اگرچه ابزارهای صوری تحقق شعر و نظم را به خوبی به دست می­دهد در عین حال می‏تواند در بررسی‏های سبک‏شناسی برای تعیین ویژگی‌های خاص سبکی آثار شعری کلاسیک و معاصر نیز مورد استفاده قرار گیرد. سبک در اصطلاح ادبیات، عبارت است از «روش خاص ادراک و بیان افکار از طریق ترتیب  کلمات و اتخاذ الفاظ و طرز تعبیر. سبک به یک اثر ادبی از لحاظ صورت و معنی وجهه خاص خود را القا می‏کند و آن نیز به نوبه خویش وابسته به طرز تفکر گوینده یا نویسنده در باره حقیقت است». سبک در معنی عام خود عبارت است از «تحقق ادبی یک نوع ادراک در جهان که خصایص اصلی محصول خویش را مشخص می‏سازد» (بهار، 1369: ص چ تا د).

بر خلاف آنچه در شعر معاصر به ویژه شعر سیمین بهبهانی به ذهن می‏رسد جنبه‏های معنایی و آوایی شعر او بر سایر ویژگی‌های آن غالب است. و در این رویکرد مسلما اولین چیزی که جلب نظر می‏کند ویژگی‌های زبانی شعر اوست. بر این اساس حتی می‏توان از طریق سنجش میزان «انحراف از هنجارهای متعارف» اسباب تمایز سبکی وی را در این حوزه به طور ملموس و عینی بررسی کرد که البته این مهم خود تلاشی جداگانه می‏طلبد. با بررسی و تحلیل نوآوری‏ها و هنجارگریزی‏های زبانی سیمین بهبهانی در سطح زبان شعری متداول دوران او  و مقایسه‏ آن با مختصات شعری معاصرانش می‏توان به شاخصه‏های سبکی و عوامل تمایز شعر او نسبت به سایر شاعران پی برد. از طرفی دیگر علل عملکرد او بر زبان هنجار در نهایت علل دست‏یابی او به زبان شعر را شناخت. برجسته‏سازی‏های ادبی و هنجار‏گریزی زبانی مولفه اساسی و مهمی در مطالعات سبک‏شناسی ادبی است و به نظر می‏رسد که این تلاش موجز و مختصر می‏تواند در این راستا  مفید باشد.

سیمین بهبهانی با استفاده از هنجارگریزی‏های زبانی در پی دست یافتن به زبان شعری متمایزی بوده که بیان‏کننده روش تازه اوست و این‏گونه است که می‏خواهد شعرش بازتاب عقایدش و نمودار حالات و روحیات مخاطبان تازه‏جو باشد. به نظر می‏رسد که تاکنون مطالعات قابل توجهی در این خصوص پیرامون اشعار سیمین بهبهانی صورت نگرفته است و به همین سبب این جستار ضرورت می‏یابد. بخش قابل توجهی از تشخص شعری سیمین بهبهانی  مربوط به هنجارگریزی‏های او در بخشهای آوایی، معنایی، نحوی، واژگانی، زمانی، سبکی و نوشتاری است که در پژوهشی حاضر به مصادیق هنجار‏گریزی در این دو حوزه پرداخته می­شود.

2ـ پیشینه تحقیق

تاکنون تحقیقات قابل توجهی در زمینه هنجار‏گریزی در اشعار سیمین بهبهانی صورت نگرفته است. در این بخش به برخی موارد که زمینه مشترکی و همگرایی با محورهای اصلی این تحقیق دارند می‏پردازیم.

در حوزة غزل امروز، علاوه بر بیان مسائل عاشقانه، بیان مسائل فلسفی، حکمی، سیاسی و اجتماعی در غزل جایگاه خاصی پیدا کرده است. بی‏گمان، برجسته‏ترین غزل‏های سیمین بهبهانی، در دورة دوم شاعری او، غزل‏هایی است با مضامین انسانی و اجتماعی. در واقع، همین غزل‏هاست که او را شاعری صاحب سبک و سخنوری مبدع معرفی کرده است. (شریفیان و پوینده پور، 1387: 1353)

سلیمی و کیانی (1390) به مطالعه هنجارگریزی‏های زبانی (نحوی، وازگانی، زمانی و نوشتاری) در اشعار مناصره شاعر معاصر فلسطینی بر مبنای الگوی هنجارگریزی پرداختند. وی گاهی با استفاده از عبارت‏ها و تمثیل‏های کهن، مضمونی از شعر پایداری پدیدآورده است که بهره‏گیری از چنین شگردی، سیمایی متمایز به سبک شعری وی بخشیده و موجبات تازگی شکلِ بیان و در نتیجه افزایش دشواری فهم وگستردگی زمان ادراک حسی خواننده را فراهم آورده است. از نظر آنها، استفاده از زبانِ کهن و همنشینی شدنِ واژگانِ نو در کنارِ تمثیلات و کنایات پیشین، ایجاد دگرگونی در ساختارِ صرفی و نحوی جملات، استفاده از عناصرِ دیداری خط و تغییر در فُرمِ نوشتار، سرپیچی از قواعد آوایی زبان، و ساخت واژگان و ترکیب‏های نو، از جمله هنجارگریزی‏هایی است که در سروده‏های مناصره، بسیار به چشم می‏خورد. این در حالی است که شیو ه‏های دیگرِ عدول از زبانِ معیار که در تقسیم‏بندی هشت­گانه لیج از انواع هنجارگریزی جای دارد؛ یعنی هنجارگریزی گویشی، سبکی و معنایی، در شعر وی کمتر دیده  می‏شود. رویکرد هنرمندانة مناصره، نشان از اصالت زبان شعری وی و علامت پایداری قومی است که تحولات تاریخی، هویت آن‏ها را دگرگون نکرده است، و غالباً به شعرِ وی نوعی برجستگی و تمایز بخشیده، او را صاحبِ سبک ویژه‏ای در شعر پایداری کرده است؛ اما، هنجارگریزی‏های او، گاهی نیز به بیراهه رفته، دچارِ افراط شده است به گونه‏ای که ساختارهای زبانِ فصیح را نادیده گرفته است.

مالمیر و کاظم‏زاده (1392) به بررسی هنجارگریزی واژگانی در اشعار سیمین بهبهانی پرداختند که برای حیات بخشیدن به زنجیرة کلام خود، در ساخت واژه‏ها و ترکیبات جدید، هنرنمایی کرده است و موجب غنای هر چه بیشتر زبانش گشته است. نتایج تحقیق ایشان حاکی از آن بود که بیشترین ابداعات بهبهانی در حوزه اسم و صفت رخ داده است که از این میان، صفات مرکب ابداعی از پر بسامدترین واژه‏های ابداعی او به شمار می‏رود. بهبهانی گاهی اسم را با صفت و یا با فعل ترکیب کرده و گاهی فعل را با فعل و یا با صفت ترکیب نموده و واژه‏های بکر و بدیعی را خلق نموده است. در حوزة فعل، افعال ابداعی از لحاظ بسامدی فقیر هستند، اما به کارگیری همین تعداد اندک نیز بیان‏کنندة قدرت تصرف و توانایی بهبهانی در زبان است.

روحانی و عنایتی (1394) آشنایی‏زدایی و هنجارگریزی دستوری را در شعر منوچهر آتشی بررسی نمودند و به این نتیجه رسیدند که در شعر آتشی نمونه‏های فراوانی از هنجارگریزی دستوری چه در سطح صرف (واژگان) و چه در سطح نحو دیده می‏شود. در سطح صرف، این هنجارگریزی با روشهایی چون ساخت واژگان جدید، کاربرد واژگان کهن، امروی و بومی شکل گرفته است و بدین دلیل واژگان به  کار گرفته شده توسط آتشی از گستردگی زیادی برخوردار است. بومی‏گرایی یکی از ویژگی‌های شعر آتشی است و همین توجه به بوم‏زیست، باعث حضور گسترده واژگان خاص بومی و محلی جنوب کشور در شعر وی شده است. از سوی دیگر، کهن‏گرایی واژگانی نیز بسامد زیادی در شعر آتشی دارد و نقش مهمی در آشنایی‏زدایی شعرش ایفا نموده است. در سطح نحو نیز، نمونه‏های زیادی از هنجارگریزی دستوری شامل جابه‏جایی ارکان جمله، جابه‏جایی ارکان فعل مرکب، حذف، انواع تکرار، رقص ضمیر، تتابع اضافات، جمع‏بستن‏های غیر متعارف، کاربرد اضافه گسسته، ساخت‏های جدید وصفی و باستان‏گرایی نحوی. به چشم می‏خورد.

محمدی (1386) اشعر فروغ فرخزاد را از منظر سبک‏شناسی در چارچوب ساخت‏گرایی مورد بررسی قرار داده است. طبق بررسی وی، هنجارگریزی معنایی با بالاترین فراوانی  بوده است و هنجارگریزی‏های زمانی، سبکی و نحوی به ترتیب در جایگاه بعدی قرار داشته‏اند ولی هیچ‏گونه هنجارگریزی آوایی، نوشتاری و گویشی در اشعار فرخزاد مشاهده نشد.

مدرسی و غنی‏دل (1388) آشنایی‏زدایی و هنجارگریزی واژگانی را در اشعار فروغ فرخزاد مطالعه کردند. نتایج مطالعات ایشان حکایت از آن دارد که فروغ  با به کارگیری واژگان خاص و کاربرد طبیعی آن‏ها و شکستن قراردادهای دستوری به ابداع ترکیبات ناآشنا دست می‏زند. استفاده از واژگان کهن و همنشینی آن‏ها با واژگان امروزی، کاربرد فعل­هایی که با دیگر عناصر جمله همخوانی ندارد و نیز کاربرد زیاد کلمات عامیانه، همه نشان از هنجارگریزی فروغ و عدول وی از زبان معیار است.

رضایی (1376) به بررسی زبان‏شناختی ویژگی‌های سبکی اشعار نیما از منظر مکتب ساخت‏گرایی پرداخته است و پس از بررسی انواع هنجارگریزی‏ها، فراوانی هنجارگریزی معنایی را بیش از سایر هنجارگریزی‏ها گزارش کرده است. و دیگر  هنجارگریزی‏ها (نحوی، زمانی، سبکی، وازگانی، آوایی و نوشتاری) در جایگاه بعدی قرار گرفته‏اند.

هنجارگریزی گویشی[7]، کاربرد ساختاری غیر از زبان شعر است، کاربرد واژگانی که به یک گویش جغرافیایی خاص تعلق دارد و برای آشنایی مخاطب با محل زندگی شاعر و میزان تعلق وی به منطقه اقلیمی خویش است. در برخی موارد می‏بینیم که شاعر، ساخت‏هایی را از گویشی غیر از زبان هنجار، وارد شعر می‏کند، چنین انحرافی از زبان را هنجارگریزی گویشی می‏نامیم. (صفوی، 1383: 49)

گاه شاعر، از نوعی هنجارگریزی سود می‏برد که لحن گفتاری آن، در شیوه نوشتاری، نمود نمی‏یابد. بنابراین شاعر، شیوه‏هایی را در نوشتار به کار می‏برد تا بتواند با تغییر در ساختمان نوشتاری آن، عناصری از زبان گفتار وارد می‏کند تا مفهومی ثانویه به سخنش ببخشد  و با زبان جاری جامعه، به عنوان یک واقعیت زنده روبه‏رو می‏شوند. چنین هنجارگریزی سبکی[8] نامیده می‏شود.

3ـ روش پژوهش

روش کار در این مقاله بدین صورت بود که در ابتدا انواع هنجارگریزی‏ها در شعر سیمین بهبهانی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر این اساس محدوده پژوهش این مقاله بیش از 222 مصراع از 36 مجموعه شعر وی را شامل می­گردد. در مجموع تعداد 36 قطعه شعر از مجموعه اشعار وی بررسی و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در ادامه شواهدی از اشعار سیمین بهبهانی برای هر مورد ارائه شده است. سپس اطلاعات آماری مربوط به میزان بسامد انواع هنجارگریزی‏ها به صورت جدول‏هایی در ذیل هر از موارد بررسی شده ارائه شده است.

در این جستار، اساس بررسی انواع هنجارگریزی‏ها‏ی زبانی در مجموعه غزلیات سیمین بهبهانی شامل موارد ذیل است: «فوق‏العاده»، «ناشناس»، «هدیه نقره»، «جیب‏بر»، «بستر بیماری»، «من با توام»، «‏ای زن»، «زن در زندان طلا»، «خون‏بها»، «آغوش رنج‏ها»، «معلم و شاگرد»، «نگاه آشنا»، «رقاصه»، «سرود نان»، «جای پا»، «حریر ابر»، «اذان»، «آرزو»، «موریانه غم»، «آتش دامنگیر»، «شمع جمع»، «ستاره در ساغر»، «کلاه نرگس»، «پیمان‏شکن»، «فریاد شکسته»، «کابوس»، «نگاه تو»، «سودای محال»، «سنگ صبور»، «سه تار شکسته»، «اگر دردی نباشد»، «سکوت سیاه»، «سنگ کور» و «بازیچه» و «تسکین»، «فرشته آزادی» که  برگرفته از دیوان اشعار زنده می‏باشد.

4ـ چارچوب مفهومی

4 ـ 1 ـ آشنایی‏زدایی و برجسته‏سازی

آشنایی‏زدایی در ادبیات معمولاً از طریق هنجارگریزی در کلام صورت میگیرد. هنجارگریزی، انحراف از قواعد حاکم بر زبان هنجار و عدم مطابقت با زبان  متعارف است که موجب پویایی و عادت‏زدایی از زبان می­شود. از نظر صورتگرایان، شاعر از آشنایی‏زدایی در جهت برجسته‏سازی زبان خود بهره می‏گیرد، بدین وسیله در خودکاری زبان وقفه ایجاد می‏کند و توجه خواننده را به هنر متن جلب می‏کند.

لیچ (1969) زبان‏شناس انگلیسی، فراهنجاری را گریز از اصول و قواعد حاکم بر زبان معیار می‏داند و آن را به هشت نوع واژگانی، دستوری، آوایی، خطی، معنایی، گویشی، سبکی، باستان‏گرایی طبقه‏بندی می‏کند (ص 52). وی فرایند برجسته‏سازی را به دو روش هنجارگریزی یا قاعده‏کاهی (شامل صناعات وابسته به بدیع معنوی است و باعث خلق شعر می‏شود) و قاعده‏افزایی (حاوی صنایع بدیل لفظی است و عامل ایجاد نظم می‏باشد) امکان‏پذیر می‏داند (ص 129).

برجسته‏سازی سبک ادبی را در بر می‏گیرد و از نظر شمیسا (162: 1381)، عدول برجسته هنری از زبان عادی و روزمره است که زیرمجموعه هنجارگریزی به شمار می‏رود. فرایند برجسته‏سازی، به کارگیری عناصر زبان به شیوه غیر متعارف است به طوری که نظر مخاطب را به خود جلب کند (صفوی: 1373، 3536).

زبان، امری خودکار و روان است که توجه انسان را به چیزی جلب نمی‏کند اما لغات، واژه‏ها و عبارت‏ها‏ی غیر منتظره و برجسته‏سازی در زبان عادی و خودکار وقفه ایجاد می‏کند و خواننده را به تأمل وا می‏دارد و توجه او را از موضوع به سوی تکنیک‏های زبانی و بیانی جلب می‏کند به گونه‏ای که می‏توان گفت مهم‏ترین کارکرد زبان شاعرانه ویران‏کردن زبان معیار و در هم ریختگی آن است (احمدی، 1386: 121).

برجسته‏سازی، فرآیندی آگاهانه است که به واسطه آن شاعر کلمات را با دقت به شکلی تازه و جدید کنار هم می‏چیند. بیش از این که به محتوا توجه داشته باشد به گزینش و ترکیب واژگانی توجه می‏کند و سعی دارد تا با اسلوب بیانی خاص خود به عوامل برجسته‏سازی دست پیدا کند. راه­های شناخته شده تمایز زبان یا رستاخیز کلمات دو گروهند: موسیقایی، زبان‏شناختی. گروه موسیقایی عوامل شناخته‏شده‏ای از قبیل انواع وزن، قافیه، ردیف، را در بر می‏گیرد و گروه زبان‏شناختی مجموعه عواملی است که به اعتبار تمایز نفس کلمات بیرون از خصوصیات موسیقایی آن‏ها موجب تمایز زبان می‏شود که شامل استعاره، مجاز، کنایه، آشنایی‏زدایی، ترکیبات زبانی  می‏شود (شفیعی‏کدکنی، 1371: 87). موکاروفسکی معتقد است که زبان معیار مانند زبان علم با فرمول‏بندی‏ها و قواعد خود از برجسته‏سازی اجتناب می‏کند (موکاروفسکی، 1373: 92).

قاعده‏افزایی یکی از شیوه‏های آشنایی‏زدایی در مکتب فرمالیسم روس است. در این شگرد قواعدی بر قواعد زبان معیار افزوده می‏شود که موجب برجسته‏سازی در متن ادبی می‏گردد. یاکوبسن معتقد است که» فرآیند قاعده‏افزایی چیزی نیست جز توازن در وسیع‏ترین مفهوم خود و این توازن از طریق تکرار کلامی حاصل می‏آید« (صفوی، 1380: 150) صناعاتی  که از طریق توازن حاصل می‏آیند، از ماهیتی یکسان برخوردار نیستند، به همین دلیل گونه‏های توازن را باید در سطوح تحلیلی متفاوتی بررسی کرد. تکرار موجب ایجاد موسیقی در زبان شعر می‏گردد (مدرسی و یاسینی، 1388: 120).

گفتیم که هنجارگریزی، ابزار شعرآفرینی و قاعده‏افزایی، اسباب نظم‏آفرینی است. شایان توجه است که تمام قاعده کاهی‏ها بهنجار نیستند؛ یعنی هرگونه قاعده کاهی در زبان خودکار نمی‏تواند در ایجاد یک اثر ادبی دخالت داشته باشد انواع قاعده‏کاهی در آثار مختلف کاربرد یکسانی ندارد و هر فردی بنا بر سبک و شیوة نوشتاری خود از آن سود می‏جوید (سجودی، 1377؛ به نقل از صالح، 1389: 4546).

4 ـ 2ـ هنجارگریزی (انحراف از معیار و مصادیق آن)

از دیدگاه ادبا و منتقدان شعر،  عدول از صورت عادی زبان و شکستن نرم آن در شکل‏گیری شعر و عموماً یک محصول ادبی، ضروری به نظر می‏رسد. هنجارگریزی امروزه موضوع بحث سبک‏شناسی ادبی قرار گرفته است. از نظر شمیسا (1381: 157)، فرمالیست‏ها زبان ادبی را انحراف از زبان معیار معرفی کردند و سبک را نیز بر همین اساس بررسی می‏کردند.

هنجارگریزی: یکی از مهم‏ترین عوامل پدید آورندة سبک متون ادبی محسوب می‏شود، به شرط آنکه در آثار شاعر یا نویسنده‏ای بسامد قابل توجهی داشته باشد، (داد، 1383: 284283). ویکتور شکلوفسکی (1917)، کار اصلی هنر را  ایجاد تغییر شکل در واقعیت قلمداد می‏کند و هدف زبان ادب را بدین معنا که هدف زبان ادبی این است که با استفاده از شکل‏های غریب و غیرعادی  که خلاف عادات ادراکی و احساسی ما هستند. فرم را برجسته کند و در نتیجه بسیاری از مسائل زیبایی‏شناسی را که امروزه بسبب کثرت استعمال عادی شده است، دوباره بکار برد (شمیسا، 1381: 158).

حال در ادامه بررسی دقیق‏تر ویژگی‏ها و ابعاد گوناگون هنجارگریزی، به اختصار به هر یک اشاره خواهیم داشت.

هنجارگریزی واژگانی[9] یکی از شیوه‏هایی است  که بر مبنای آن، شاعر، از میان تمام ظرفیت‏های زبانی خود، دست به گزینش می‏زند. آن ظرفیت‏های زبانی، درحقیقت منبع ذخایر است که از عناصر گوناگونی مانند: زبان فصیح ادبی، زبان محاوره[10] و عامیانه، کلیشه‏ها و سنت‏های شعری، اقتباسهای زبانی و... سرچشمه می‏گیرد و شاعر در مرحله گزینش، برخی از واژه‏ها را حذف و برخی د یگر را جانشین آن‏ها می‏کند، چنین گزینشی باید در مسیر تعامل و تناسب با سایر عناصر ساختاری شعر باشد. (صفوی، 1383: 34) شاملو (1350) معتقد است که هر اندازه ذهن ما از وجود و کثرت کلمات غنی‏تر باشد، به همان اندازه اندیشیدن برایمان ساده‏تر و مایه دادن به ماده خام اندیشه‏ای که ذهن از آن بار برداشته ممکن‏تر و بیان آنچه در ذهن گسترش یافته سهل‏تر خواهد بود، چرا که اندیشیدن با کلمات صورت می‏گیرد، نه با اشکال و تصاویر (ص ظ).

در هنجارگریزی معنایی، شاعر با گریز از قواعد زبان معیار و خلق ترکیباتی در صدد آفرینش دنیایی است که از واقعیت متن خبر دهد نه از واقعیت جهان خارج اثر. این گونه ترکیبات اموری گزینشی هستند؛ یعنی به انتخاب هنرمند باز می‏گردند. (احمدی، 1377: 273) در بیان استعاری[11]، دو میدان معنایی می‏توان در نظر گرفت که اگرچه بنیان و آغازی جدا از هم دارند، ولی در ذهن آفرینندة استعاره به هم پیوند می‏خورند و از راه این پیوند به معنا می‏رسند. یکی از این دو میدان آشکار است و آشنا و آن دیگری پنهان و ناآشنا. مختصات معنایی بخش آشکار، همة شباهت‏هایی را که موجود نیست میآفریند و به میدان دوم یا بخش پنهان استعاره راه می‏گشاید و دروازه‏های آن را بر دیگران نیز می‏گشاید (یاوری، 1373: 153) گاهی شاعر تصرّف هنری را در حد نسبت دادن یک خصوصیت انسانی[12] به شیء بی‏جان با ایجاز و کوتاهی به کار میبرد و زمانی دیگر یک پدیدة بی‏جان را انسان تصور کرده با بهره‏گیری از نیروی خیال، صفات و ویژگی‌های متعددی از انسان را در بیانی مفصل و گسترده به آن نسبت می‏دهد. (عقدایی، 1381: 156)

«هنجارگریزی نوشتاری[13]، از جمله هنجارگریزی‏هایی است که بیشتر در بعد بصری و دیداری آن آشکار می‏شود. نوع نوشتار شعر، در اولین و ابتدایی‏ترین شکل ارتباط یعنی ارتباط دیداری به ما می‏فهماند که با شعر روبه رو هستیم. » (صالحی‏نیا، 1382: 83). این نوع شعر، نقاشی است که شاعر از معنا ترسیم می‏کند. به این نوع هجارگریزی نگاره یا شعر تجسمی نیز می‏گویند (سنگری، 1386: 261).

«هنجارگریزی نحوی[14]، انحراف در روابط دستوری جملات است. مثل آنکه در زبان فارسی به جای «من می‏رود» گفته شود«من می‏رود» یا در انگلیسی، صفت را بعد از اسم قرار می‏دهند» (داد، 1385: ذیل هنجارگریزی).

هنجارگریزی زمانی[15] یا باستان‏گرایی، به استفاده از کلمات مهجور و قدیمی که امروزه کاریرد چندانی ندارند اطلاق می‏شود. بن جانس منتقد انگلیسی (1373) بر این باور است که کلماتی که از اعصار کهن اقتباس می‏شوند، نوعی شکوه و جلال به سبک می‏بخشند و خالی از لذت نیستند و با گذشت زمان، نوعی تازگی شکوهمند احراز می‏کنند (ص 257).

صفوی (1373) معتقد است که هنجار‏گریزی آوایی[16] سرپیچی از قواعد و ساختار آوایی زبان معیار و به کار بردن صورت آوایی است که در زبان روزمره مرسوم نیست (ص 50). فراهنجاری آوایی در اشکال مختلفی چون قلب[17]، حذف[18]، اشباع[19]، تشدید[20]، تخفیف[21]،  ابدال[22] و تسکین[23] واژگان نمود پیدا می‏کند.

در فرایند ابدال، نوعی دگرگونی آوایی رخ می‏دهد و یک واژه در برابر شکل متعارفش دارای تلفظ متفاوت می‏شود. در این نوع فرایند آوایی فتحه به جای کسره  و الف به جای یاء به کار می‏رود. در اشباع که تبدیل مصوت کوتاه به بلند است که در محیط پایانی واژه رخ می‏دهد فرایند تخفیف عکس اشباع است یعنی مصوت بلند تبدیل به مصوت کوتاه می‏شود. در فرایند حذف آوایی  برای تأثیر‏گذاری بیشتر و حفظ موسیقی شعر، صوت یا اصواتی حذف می‏شوند.

5ـ تحلیل هنجارگریزی‏ها (معنایی، نحوی، آوایی، زمانی، سبکی، نوشتاری، گویشی) در دیوان سیمین بهبهانی

در این پژوهش 36 مجموعه شعر و 222 مصراع مورد بررسی قرار گرفته‏اند و نوع هنجارگریزی در آن‏ها مشخص گردید. با توجه به نبود فضای کافی به منظور تجزیه و تحلیل اشعار، به برخی از این نمونه‏ها اشاره می‏کنیم.

5 ـ 2 ـ 1 ـ هنجارگریزی معنایی

رغبتی شیرین و طاقت سوز و تند   (تجسم‏گرایی معنایی[24]، به واژه «رغبت» در مصراع اول به عنوان اسمی انتزاعی[25] ویژگی انسانی«  » بخشیده است. به وضوح می‏توان نوعی حس‏آمیزی[26] را بین واژگان «رغبت» و «تند» مشاهده کرد.)

وان خیال زنده را در بر گرفت («خیال زنده» نوعی شخصیت‏بخشی است که در آن شاعر به اسمی انتزاعی  تجسم‏گرایی و انسان‏پنداری بخشیده است).

داور اندیشه‏ مغشوش او («داور اندیشه» هنجارگریزی معنایی، تجسم‏گرایی و انسان‏پنداری است که در آن شاعر به اسم انتزاعی «اندیشه» ویژگی انسانی «قضاوت و داوری» عطا کرده است.

 (تسکین: 12)

دیو، بی‏رحم و خشمگین، او را («دیو، بی‏رحم و خشمگین» هنجارگریزی معنایی، تجسم‏گرایی، انسان‏پنداری، ویژگی بی‏رحم و خشمگین بودن انسان را به دیو که موجودی افسانه‏ای است نسبت می‏دهد)

نیزه در سینه و گلو کرده

مشتی از خون او به لب برده

پوزه خود در آن فرو کرده

زوزه از سرخوشی برآورده («زوزه از سرخوشی» هنجارگریزی معنایی، تجسم‏گرایی، حیوان‏پنداری،  ویژگی زوزه کشیدن گرگ را به دیو نسبت داده است)

جامه صبر خویشچک نکرد («جامه صبر» هنجارگریزی معنایی، تجریدگرایی، مشخصه معنایی انتزاعی «صبر» به «جامه» که جسم و ملموس است تشبیه شده است)

 (فرشته آزادی 4: 3)

چشم ظاهر بین سیمین کور بود  («چشم سیمین کور» هنجارگریزی معنایی، تجریدگرایی، شاعر در این مصراع باطن و نهان انسان را به چشم ملموس نسبت می‏دهد. بدین معناست که استعاره از انسان‏هایی است که فقط به ظواهر دنیوی وابسته بوده و از توجه به حیات اخروی غافل مانده‏اند.)

 (هدیه‏ی نقره: 7)

این  شوخ چشم دختر گل پیکر («شوخ چشم» هنجارگریزی معنایی، تجسم‏گرایی و انسان‏پنداری که ویژگی  شوخ بودن انسان را به چشم تشبیه کرده است و «دختر گل پیکر» هنجارگریزی واژگانی که با الهام از اسم مرکب «غول‏پیکر» با معنی منفی،  واژه جدید را با معنای جدید «خوشاندام بودن» دختر را به خواننده نشان می‏دهد.)

آهنگ ناتمام چه کس بودم؟ («آهنگ ناتمام چه کس بودم؟» هنجارگریزی معنایی و عدم تجسم‏گرایی. سیمین بهبهانی،  آهنگ و موسیقی را به عنوان پدیده‏ای غیر ملموس به انسان نسبت می‏دهد)

آشوب دردخیز به پا کردم («دردخیز» به معنای «دردناک و رنج‏آور» هنجارگریزی واژگانی سیمین، این واژه را بر وزن «سحرخیز» ساخته  است).

فردا گل امید بروید باز («گل امید» هنجارگریزی معنایی،  تجریدگرایی، شاعر واژه «امید» را که انتزاعی است به «گل»  به عنوان پدیده‏ای ملموس نسبت می‏دهد)

 (بستر بیماری: 13ـ11)

آن ماه سیمگون دل افروزی («ماه سیمگون دل افروزی» به معنای «ماه آسمان است که به دل روشنی می‏بخشد.» هنجارگریزی معنایی، ماه یک سیال است که به دل انسان می‏تابد و باعث روشنی آن است)

بند نفاق پای تو می‏بندد («بند نفاق» هنجارگریزی معنایی، تجریدگرایی شاعر واژه ملموس«بند» را، به «نفاق» به عنوان اسمی انتزاعی،  نسبت داده است.

 (ای زن: 16ـ14)

به کس این چشم پر نازم نگوید («چشم پرنازم» هنجارگریزی معنایی، تجسم‏گرایی و انسان‏پنداری، ویژگی انسانی «ناز کردن» به چشم نسبت داده شده است)

نگوید مرغک افتاده در دام («نگوید مرغک» هنجارگریزی معنایی، تجسم‏گرایی و انسان‏پنداری، ویژگی انسانی «سخن گفتن» به «مرغ» که حیوان است نسبت داده شده است)

 (زن در زندان طلا: 18ـ 16)

مرکبی از توانگری مغرور («مرکبی مغرور» هنجارگریزی معنایی، تجریدگرایی، شاعر خصلت انسانی «غرور» را به «مرکب» که جسم است نسبت می‏دهد.

 (خون‏‏بها: 18)

اینک درین کشمکش تحقیر («در این» هنجارگریزی آوایی فرآیند تخفیف و «کشمکش تحقیر» هنجارگریزی معنایی، تجسم‏گرایی و انسان‏پنداری، ویژگی درگیری بین «آدم‏ها» را به واژه «تحقیر» که اسمی انتزاعی است نسبت می‏دهد)

هنگام رستخیز ثمربخش («رستاخیز» هنجارگریزی آوایی فرآیند حذف)

 (نگاه آشنا: 25)

چون ز گریبان شب، سپیدی مهتاب («گریبان شب» هنجارگریزی معنایی، تجسم‏گرایی، شاعر عضو بدن انسانی و حیوانی را با واژه «گریبان» به «شب» نسبت می‏دهد.)

از پی لختی سکوت... قهقهه‏یی چند («لختی سکوت» هنجارگریزی معنایی، تجسم‏گرایی، انسان‏پنداری، شاعر، ویژگی انسانی «برهنه بودن» را به «سکوت» واژه انتزاعی نسبت می‏دهد.)

 (رقاصه: 28ـ25)

در پهن‏دشت خاطر اندوهبار من  («دشت پهن خاطر» هنجارگریزی معنایی،  تجریدگرایی، واژه «خاطر» که اسمی انتزاعی است دارای خصیصه  عینی و ملموس «دشت پهن» شده است)

بر سنگلاخ وی، ره  دیدار بسته است («سنگلاخ وی» هنجارگریزی معنایی، و عدم تجسم‏گرایی است. شاعربه انسان ویژگی بی‏جان بودن  بخشیده است)

این دشت سرد غمزده را آفتاب کن («دشت غمزده» هنجارگریزی معنایی، تجسم‏گرایی و انسان‏پنداری، به دشت ساکن ویژگی انسانی بخشیده است)

 (جای پا: 31)

گفتی حریر ابر به رخسار ماه بود («حریر ابر» هنجارگریزی معنایی،  شاعر به ابر سیال  ویژگی ملموس بخشیده است)

پرسیدم از گذشته و، یک دم سکوت کرد («حریر ابر سکوت کرد» هنجارگریزی معنایی، تجسم‏گرایی و انسان‏پنداری، که در آن «سکوت» به «ابر» نسبت داده شده است و «حریر ابر» نوعی تجرید‏گرایی وهنجارگریزی معنایی است. شاعر به «ابر» که پدیده‏ای سیال است، ویژگی ملموس «حریر» بخشده است.)

 (حریر ابر: 32ـ31)

مخمل بیدار و خواب آتشی («مخمل بیدار» هنجارگریزی معنایی، تجریدگرایی، به پدیده‏ای عینی و ملموس،  بیدار بودن غیر ملموس را نسبت داده است)

در سکوت احترام انگیز شام («سکوت احترام انگیز» هنجارگریزی معنایی، تجسم‏گرایی، انسان‏پنداری  و جان‏بخشی،  ویژگی  «احترام گذاشتن» انسان  به «سکوت» انتزاعی نسبت داده شده است)

 (اذان: 33ـ32)

لعل خندیده بر دشمنانش («لعل خندید» هنجارگریزی معنایی، تجسم‏گرایی، انسان‏پنداری  و جان‏بخشی،  ویژگی  «خندیدن» انسان  به «لعل» نسبت داده شده است)

 (آرزو: 34ـ33)

من بت چوبین کهنه معبد عشقم («بت عشقم» هنجارگریزی معنایی، تجریدگرایی،  شاعر واژه «بت» به عنوان پدیده‏ای «ملموس»  را به «عشق» انتزاعی نسبت می‏دهد)

 (موریانه غم: 35ـ34)

ز شب نیمی گذشت و پرتو ماه

به کنج کلبه‏ام ناخوانده سر زد (پرتو ماه ناخوانده سرزد هنجارگریزی معنایی،  ویژگی «ناخوانده سر زدن» انسان به «ماه» به عنوان سیال نسبت داده شده است)

رخش از مستی او راز می‏گفت  («رخش راز می‏گفت» هنجارگریزی معنایی، انسان‏پنداری است که خصلت "رازداری" انسان به "اسب"  نسبت داده شده است)

 (آتش دامنگیر: 3736)

سیمین! درخت عشق شدی پاک سوختی («درخت عشق» هنجارگریزی معنایی، تجریدگرایی،  اسم انتزاعی «عشق» به درخت که گیاه است نسبت داده شده و کلمه «پاک» هنجارگریزی آوایی، فرایند تخفیف)

 (شمع جمع: 38)

زنجیر ز پای دل دیوانه گسستم («زنجیر از پای دل» هنجارگریزی معنایی، تجریدگرایی،  به «دل»پدیده انتزاعی،  مشخصه ملموس (زنجیر) اعطا کرده است)

 (پیمان‏شکن: 39)

 

چنگ انداختم به پیکر شب («پیکر شب» هنجارگریزی معنایی، تجریدگرایی،  به «شب» ویژگی جسم (پیکر) اعطا کرده است)

همره کاروانیان نسیم («کاروانیان نسیم» هنجارگریزی معنایی، تجریدگرایی، به «نسیم» به عنوان امری انتزاعی، مشخصه انسانی و ملموس«کاروان» نسبت داده است)

جان پر موج و نرم من لرزید («جان نرم» هنجارگریزی معنایی، حس‏آمیزی، شاعر کلمه «جان» را به همراه واژه «نرم» که مربوط به حس لامسه است آورده است)

 (کابوس: 43ـ40)

همچو  تیز از چه روی دلدوزست؟ («دل دوز است» هنجارگریزی واژگانی هنجارگریزی آوایی فرآیند تخفیف.)

چشم مست تو صد زبان دارد («چشم صد زبان دارد» هنجارگریزی معنایی، تجسم‏گرایی، انسان‏پنداری  و جان‏بخشی،  ویژگی  «چند زبانه بودن و رفتار کلامی» انسان  را به «چشم» تشبیه نسبت می‏دهد.

 (نگاه تو: 44ـ43)

به عروس محال می‏بندم؟ «عروس محال» هنجارگریزی معنایی،  تجرید‏گرایی،  «عروس» به عنوان پدیده‏ای عینی  را به مشخصه انتزاعی و غیر ملموس «خیال» نسبت می‏دهد.

 (سودای محال: 45ـ 44)

ای کاش عشق تند حسودم («عشق تند» هنجارگریزی معنایی، حس‏آمیزی با تشبیه «عشق» به «تندی» تأثیر آن را دو چندان کرده است و «عشق حسود» هنجارگریزی معنایی،  تجسم‏گرایی و جان‏بخشی که در آن خصوصیت حسادت انسان به «عشق» انتزاعی نسبت داده شده است.

کان گفته را گواه بیارد («گفته را گواه بیارد» هنجارگریزی معنایی، تجسم‏گرایی و انسان‏پنداری، شاعر با آوردن واژه «گفته»، ویژگی «گواه بودن» انسان را نسبت می‏دهد.

 (سکوت سیاه: 50ـ 49)

بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه («تلخی اندوه» هنجارگریزی معنایی، نوعی حس‏آمیزی که «اندوه» واژه انتزاعی را به «تلخی» که حس چشایی است نسبت می‏دهد.

سودای تو را‏ ای بت بی‏مهر! به سر داشت («بت بی‏مهر» هنجارگریزی معنایی، تجرید‏گرایی، شاعر با زیرکی تمام بی‏مهری معشوق را به بت که جسم است تشبیه می‏کند)

من گور ویم، گور ویم، بر تن گرمش («من گوراو هستم، گور او هستم» هنجارگریزی معنایی،  شاعر خود را به قبر تشبیه کرده تا نزدیکی بیشتری به معشوق مرده‏اش داشته باشد)

 (سنگ گور: 51)

2 ـ2 ـ5 ـ هنجارگریزی آوایی

آرزویی، همچو نقشی  نیمه رنگ («همچون» ـ هنجارگریزی آوایی، فرایند حذف[27]،  نون در پایان وتژه حذف می‏گردد)

ره، چه زیبا و چه مهر آمیز بود («راه» ـ کهن‏گرایی واژگانی، هنجارگریزی آوایی فرایند تخفیف[28]، الف بعد از (ر) و قبل از (ه) تقلیل می‏یابد)

اشک شوقی پیش پای او فشاند  («افشاند» ـ هنجارگریزی آوایی فرایند حذف می‏شود)

نام آن کس کز هوس هر شامگاه (هنجارگریزی آوایی فرایند حذفـ در این کلمه چون  ه چسبان در آخر کلمه کوتاه تلفظ می‏شود و بعد از آن (أ) آمده است، پس برای تلفظ راحت‏تر حذف می‏گردد)

 (تسکین: 12)

تا سر اهرمن به خک افتد («خاک» ـ هنجارگریزی آوایی فرایند تخفیفـ در این واژه (ا)  تقلیل می‏یابد)

 (فرشته‏ی آزادی4: 3)

چیست این، اختری ست عالمتاب («اختری عالمتاب است» هنجارگریزی آوایی فرایند حذف، (ا) در است حذف می‏گردد به این دلیل که کلمه قبل از آن به (ی) کشیده ختم می‏شود)

نگهی سخت آشنا داری («نگاهی»ـ هنجارگریزی آوایی فرایند تخفیفـ این کلمه  از (ا) به ـ تخفیف یافته است)

 (ناشناس: 76)

ارم بود و با من راز گفت («آرام» هنجارگریزی آوایی فرایند تخفیفـ در این واژه، () بعد از (ر) به ـ تخفیف می‏یابد)

چهر از استاد سیلی خورده‏اش («چهره» ـ هنجارگریزی آوایی فرایند حذف، (ه) چسبان در انتهای واژه حذف شده است)

 (هدیه نقره: 9ـ7)

بیخبر از غم نکامی‏ی خویش («ناکامی» –هنجارگریزی آوایی فرایند تخفیف، الف به ـ کاهش می‏یابد)

بفزایند هزاران دگر («بیفزایند» هنجارگریزی آوایی، فرایند حذف، (ی) بعد از (ب) و قبل از (ب)حذف می‏گردد.

 (جیب بر: 11ـ9)

زردی؟ نه! سفید؟ نه! سیه، نه («سیاه» هنجارگریزی آوایی، فرایند تخفیف که در آن الف بعد از سین و قبل از (ه) کاهش یافته است)

 (من با توام: 14)

به گوهرهای خود قیمت فزوده («افزوده» ـ هنجارگریزی آوایی فرایند حذف الف از ابتدای واژه)

چننین زن، زرخرید شوی خود نیست

 («چننین» هنجارگریزی اوایی، تشدید مخفف که در آن شاعر واج یک واژه را تکرار یا مشدد می‏کند)

 (زن در زندان طلا: 18ـ 16)

خیره در طفل ماند، لال و خموش  («خاموش» هنجارگریزی آوایی فرایند تخفیف، الف بعد از خاء بهـ تنزل می‏یابد)

 (آغوش رنج‏ها: 20)

کین توز و خشمگین، تو نبودی؟ («کینه‏توز» هنجارگریزی آوایی فرایند حذف،  (ه) بعد از (ن) و قبل از (ت)حذف شده است)

 (نگاه آشنا: 25)

/هرچه خوبی، هر چه پکی، هرچه نور («پاکی» هنجارگریزی آوایی، فرایند تخفیف الف به)

 (اذان: 33)

نیم چو پرتو مهتاب تا نخوانده، شبی («نیستم» هنجارگریزی آوایی، فرایند حذف، در این فرایند سین بعد از تاء و تا قبل از میم حذف شده‏اند)

 (کلاه نرگس: 39)

بر خاطر خسه‏ام ببخشای («خسته‏ام» هنجارگریزی آوایی فرآیند حذف تا بعد از سین)

بر خاک ره اوفتاد و بشکست («افتاد» ـ هنجارگریزی آوایی فرآیند اشباع «او» به  « »)

 (سه تار شکسته: 47)

 

 

5 ـ2 ـ3ـ  هنجارگریزی نحوی

پیش او، بنوشته طوماری نهاد («طوماری بنوشته» به معنای «یادداشتی بلند»،  هنجارگریزی نحوی: تقدم صفت بر موصوف)

 (تسکین: 2)

ناشکیبا نشد ز دوری‏ی دوست («از دوری دوست ناشکیبا نشد» هنجارگریزی نحوی،  جابه‏جایی ارکان فعل مرکب)

 (فرشته آزادی: 4)

طفل را افکندم و بگریختم («بگریختم» به معنای «فرار کردم»، هنجارگریزی نحوی، استفتده از پیشوند «ب» بر سر فعل)

 (فوق‏العاده: 6)

می‏رهید از عطش سوزانی («از عطش سوزانی می‏رهید» هنجارگریزی نحوی، تقدم فعل بر متمم)

هست در مکتب یاران دگر («در مکتب یاران دیگر هست» هنجارگریزی نحوی، تقدم فعل بر مسند الیه و"دیگر" هنجارگریزی آوایی فرآیند تخفیف)

 (جیب بر: 10ـ9)

بس کن دگر، شکنجه مرا بس کن («دیگر شکنجه مرا بس کن» هنجارگریزی نحوی، تقدم فعل بر فاعل)

 (بستر بیماری: 12)

بالاتری از نژاد و از رنگ  («از نژاد. رنگ بالاتر هستی» هنجارگریزی نحوی،  تقدم مسند و فعل بر مسندالیه)

 (من با توام: 14)

نی بهر عاشقی و نه شیدایی («برای عاشقی و شیدایی نیست» هنجارگریزی نحوی، تقدم نشانه نفی«نی» در ابتدای جمله)

 (ای زن: 14)

مرا عار آید از کاخی که در آن («مرا عار آید» به معنای «زینت‏بخش من است» هنجارگریزی نحوی، تقدم فعل بر مفعول)

 (زن در زندان طلا: 17)

بی صدا، گشته بیرون زر و زن («بیرون گشته» به معنای «بیرون آمدن» هنجارگریزی نحوی،   جا به جایی ارکان فعل مرکب)

خواستم بوسمش چهر و گویم («خواستم چهره او را ببوسم» هنجارگریزی نحوی، تقدم فعل بر مفعول)

سوختم از غم و کس ندانست («از غم سوختم» هنجارگریزی نحوی، تقدم فعل بر مسندالیه)

 (معلم و شاگرد: 24ـ21)

شد هماهنگ ناله سازش («هماهنگ شد» هنجارگریزی نحوی،  جا به جایی ارکان فعل مرکب)

می‏دوم سوی ساز کهنه خویش («به سوی ساز می‏دوم» هنجارگریزی نحوی، تقدم فعل)

 (سرود نان: 29)

می‏گسترم نگاه اسفبار خود بر او («نگاه خود را می‏گسترانم» هنجارگریزی نحوی،  تقدم فعل بر مفعول)

بر می‏کشم خروش که: این جای پای اوست («خروش بر می‏کشم» به معنای «فریاد می‏کشم» هنجارگریزی نحوی،  جا به جایی ارکان فعل مرکب)

 (جای پا: 31)

می فروشد نازها بر مشتری («نازها می‏فروشد» هنجارگریزی نحوی، جابه‏جایی ارکان فعل مرکب)

 (اذان: 33)

آخر نه جایگاه سرت بود سینه‏ام؟ («سر تو تکیه‏گاهی برای سینه‏ام بود» هنجارگریزی نحوی، تقدم نشانه نفی «نه» بر جمله)

سودای عشق بود و گذشتیم  مان ز جان («از جانمان گذشتیم» هنجارگریزی نحوی، تقدم فعل)

 (شمع جمع: 38)

خمیده پشت، چو نرگس، نمی‏توانم  («پشت خمیده» هنجارگریزی نحوی، تقدم صفت بر موصوف)

نخفت دیده سیمین ز تاب دوری دوست («دیده سیمین نخفت» به معنای «چشم سیمین به خواب نرفت» هنجارگریزی نحوی،  جابه‏جایی ارکان فعل مرکب)

 (کلاه نرگس: 39)

گفتمش از پی چه می‏گردی؟ («به او گفتم» هنجارگریزی نحوی،  تقدم فعل بر فاعل)

می زند داغ مرگ، بر لب تو («بر لب تو داغ مرگ می‏زند» هنجارگریزی نحوی،  تقدم فعل بر مفعول)

کرد پرتاب سوی گفته من – («پرتاب کرد» هنجارگریزی نحوی، جابه‏جایی ارکان فعل مرکب)

هر چه کردم تلاش، راه نبود («هرچه تلاش کردم» هنجارگریزی نحوی، جابه‏جایی ارکان فعل مرکب)

 (کابوس: 40)

بر سنگ سخت تیره فرو می‏خواند («فرو می‏خواند» هنجارگریزی نحوی، به کار بردن پیشوند «فرو» بر فعل «خواندن» که به معنای فرود آمدن می‏باشد)

 (سنگ صبور: 45)

2 ـ5 ـ4ـ هنجارگریزی زمانی

نوعروسی تازه را کابین دهد («کابین» به معنای«ازدواج و عقد زناشویی» کهن‏گرایی واژگانی)

 (تسکین: 12)

بیم فردایی، غم دوشینه‏یی («دوشینه‏یی» به معنای «دیروز» هنجارگریزی زمانی)

آوخ آوخ، از ظرافت دور بود («آوخ آوخ» به معنای «دریغ و افسوس» کهن‏گرایی واژگانی)

 (هدیه نقره: 97)

 

اگر رشک‏آفرین دیگرانم («رشک‏آفرین» به معنای «در حسرت تو بودن» هنجارگریزی زمانی)

دمادم با تجمل آشناتر («دمادم» به معنای «در تمام لحظات» هنجارگریزی زمانی)

 (زن در زندان طلا: 18)

که به رد عطیه و انعام   («عطیه» به معنای «هدیه»  کهن‏گرایی واژگانی)

رشده‏ عمر و زندگی ببرم  («رشده» به معنای «حسرت دنیا» کهن‏گرایی واژگانی)

 (آغوش رنج‏ها: 20)

تا ز خراباتیان مرا برهاند؟ («خراباتیان» به معنای «خلافکار و بزهکار» هنجارگریزی زمانی است که سیمین این واژه مهجور را وارد زبان معیار کرده است)

 (رقاصه: 28)

کس چون من آشفته و غمین و دژم نیست («دژم» به معنای «ناراحت» کهن‏گرایی واژگانی، که اکنون کاربردی ندارد)

 (موریانه غم: 35)

­مجمر تو را کجا شد و خکستر تو کو؟ («مجمر» به معنای «منقل و آتش دان» هنجارگریزی زمانی)

 (شمع جمع: 37)

کاینان هزار صورت و صد رنگند («که اینان» – کهن‏گرایی واژگانی)

 (سنگ صبور: 45)

5 ـ2 ـ5 ـ هنجارگریزی واژگانی

با فضای تنگ دودآلود او («دودآلود» به معنای «احساس خفقان» هنجار‏گریزی واژگانی،  بر وزن «مه‏آلود» آمده است)

 (هدیه نقره: 7)

این  شوخ چشم دختر گل پیکر («دختر گل پیکر» هنجارگریزی واژگانی که با الهام از اسم مرکب «غول‏پیکر» با معنی منفی،  واه جدید را با معنای جدید «خوش‏اندام بودن» دختر را به خواننده نشان می‏دهد.)

آشوب دردخیز به پا کردم («دردخیز» به معنای «دردناک و رنج‏آور» هنجارگریزی واژگانی. سیمین، این واژه را بر وزن «سحرخیز» ساخته است)

 (بستر بیماری: 11)

ای مادر خجسته فرخ پی («فرخ‏پی» به معنای «نامی است که شاپور ذوالاکتاف به کنیز رومی که او را از اسارت رومیان رهانیده بود داد» هنجارگریزی واژگانی)

 (ای زن: 14)

داد دل زار و خسته را بستاند («دل زار» به معنای «اندوهگین و آزرده خاطر» هنجارگریزی واژگانی، که شاعر آن را با الهام از واژه «شالیزار» به کار برده است و واژ‏ه‏ای جدید ساخته است)

 (رقاصه: 27)

آتش‏انگیزان مرموز سپهر («آتش انگیزان» هنجارگریزی واژگانی،  که شاعر بر حسب واژه روح‏انگیز، دست به ابداع ترکیبی نو زده است)

 (اذان: 32)

گرم و هستی ده و دل افروزست («دل‏افروز» هنجارگریزی واژگانی، با استفاده از کلمه «مهرافروز»، واژه جدیدی خلق کرده است)

 (نگاه تو: 43)

5 ـ2 ـ6 ـ هنجارگریزی سبکی

جامه و قنداق نو پوشاندمش («قنداق» هنجارگریزی سبکی، این واژه از زبان  گفتار وارد شده است)

 (فوق‏العاده: 5)

همصدای تق‏تق ابزار کار («تق‏تق» هنجارگریزی سبکی و آوایی، این واژه نوعی اسم صوت است که از زبان  گفتار وارد شده است)

 (هدیه نقره: 8)

 

مرا پاس پشیزی هم ندارند («پشیزی» هنجارگریزی سبکی، این واژه از زبان گفتار وارد نوشتار شده است که به معنای «خیلی ناچیز» است)

 (زن در زندان طلا: 16)

در دل میخانه سخت ولوله افتاد («ولوله» هنجارگریزی سبکی، این واژه از زبان گفتار وارد نوشتار شده است که به معنای «شلوغی و سر و صدا» است)

قهقهه و نعره در فضا به هم آمیخت («قهقهه» هنجارگریزی سبکی و آوایی نوعی اسم صوت است  که از زبان گفتاری آمده است)

 («نعره» هنجارگریزی سبکی، این واژه از زبان گفتار وارد نوشتار شده است که به معنای «فریاد» می‏باشد)

سوز آوازه خوان دف در دست («دف» هنجارگریزی سبکی، این واژه از زبان  گفتار وارد نوشتار شده است)

 (سرود نان: 28)

از پا فتاده‏ای ز چه؟ بال و پر تو کو؟ (واژه «کو» به معنای «کجاست» - هنجارگریزی سبکی است که شاعر آن را از زبان گفتار این واژه را وارد زبان نوشتار کرده است)

این کلاف سر در گم یادگار آن گیسوست (عبارت «کلاف سر در گم» نوعی هنجارگریزی سبکی است که از زبان گفتار وارد شده است)

 (ستاره در ساغر: 38)

فریادزنان، ناله کنان عربده‏جویان («عربده» به معنای «فریاد» ـ هنجارگریزی سبکی، از زبان گفتار وارد شده است)

 (پیمان‏شکن: 39)

5 ـ2 ـ7 ـ هنجارگریزی نوشتاری

همصدای تق‏تق ابزار کار («تق‏تق» هنجارگریزی سبکی و آوایی، این واژه نوعی اسم صوت است که از زبان  گفتار وارد شده است)

 (هدیه‏ی نقره: 97)

گاه لرزیده‏ام از سردی‏ی دی («سردی‏ی دی» هنجارگریزی نوشتاری، تکرار واجی به منظور ایجاد تأثیری خاص در خواننده)

گاه نالیده‏ام از گرمی‏ی ی تیز («گرمی‏ی ی تیز»  هنجارگریزی نوشتاری، تکرار واجی به منظور انتقال معنای  واژه خاص «گرمی» به خواننده) 

 (جیب بر: 11ـ 9)

یک امشبم ببخش که یک امشب («یک امشبم» هنجارگریزی نوشتاری که در آن شاعر این واژه را به منظور تأکید دو بار تکرار کرده است)

از کینه و ستیزه پی‏گیرت («پیگیرت» هنجارگریزی نوشتاری، شاعر با جدا کردن  تکواژهای این کلمه تأکید بیشتر را به خواننده می‏رساند)

 (ای زن: 14)

از چه با خود کتابی نداری؟/ می‏خرم؟/ کی؟/ همین روزها

آه

 (هنجارگریزی نوشتاری شاعر برای بهتر منتقل کردن احساسات و عواطف، واژگان و عبارات را در سطرهای جداگانه می‏نویسد)

 (معلم و شاگرد: 23)

اوست/ آری اوست/ ای او... خداست

 (هنجارگریزی نوشتاری،  شاعر واژگان را در سطرهای جداگانه‏ای آورده است تا پیام خود را به خواننده بهتر منتقل کند)

 (اذان: 33ـ 32)

آه، ‏ای تیر‏ای تیر دلدوز («‏ای تیر‏ای تیر» هنجارگریزی نوشتاری، تکرار واژگان)

آه،‏ ای خار‏ای خار جانسوز («ای خار‏ای خار» هنجارگریزی نوشتاری، تکرار واژگان)

ای، ‏ای گرگ ‏ای گرگ وحشی («‏ای گرگ ‏ای گرگ» هنجارگریزی نوشتاری، تکرار واژگان)

آتش ‏ای آتش ‏ای شعله‏ی مرگ (« آتش‏ ای آتش» هنجارگریزی نوشتاری، تکرار واژگان)

سوختی، سوختی پیکرم را («سوختی سوختی» هنجارگریزی نوشتاری، تکرار واژگان)

 (آرزو34ـ33)

6ـ تجزیه و تحلیل داده‏های آماری

در این قسمت از نوشته به صورت اجمالی، به تجزیه و تحلیل انواع هنجارگریزی‏ها که در غزل‏های بهبهانی بکار گرفته شده‏اند، می‏پردازیم:

 

 

جدول1. فراوانی و درصد هنجارگریزی معنایی در اشعار سیمین بهبهانی

فهرست آثار

تجریدگرایی

جان‏بخشی

 

تجسم‏گرایی

عدم

جسم‏پنداری

حس‏آمیزی

 

انسان‏پنداری

حیوان‏پنداری

1ـ تسکین

 

5

 

 

 

2ـ فرشته‏ی آزادی

1

1

1

 

 

3ـ هدیه نقره

2

 

 

 

 

4ـ بستر بیماری

1

1

 

1

 

5ـ ای زن

2

 

 

 

 

6ـ زن در زندان طلا

1

2

 

 

 

7ـ خون‏بها

1

 

 

 

 

8ـ نگاه آشنا

 

1

 

 

 

9ـ رقاصه

 

2

 

 

 

10ـ جای پا

1

 

 

1

 

11ـ حریر ابر

1

1

 

 

 

12ـ اذان

1

1

 

 

 

13ـ آرزو

 

1

 

 

 

14ـ موریانه غم

1

 

 

 

 

15ـ آتش دامنگیر

1

2

 

 

 

16ـ  پیمان‏شکن

1

 

 

 

 

17ـ  کابوس

1

 

 

 

2

18ـ نگاه تو

 

1

 

 

 

19ـ سودای محال

1

 

 

 

 

20ـ سکوت سیاه

 

2

 

 

1

21ـ سنگ کور

1

 

 

1

1

تعداد

17

20

1

3

4

درصد

77/37%

44/44%

22/2%

66/6 %

88/8%

مجموع کل

45

در شعر"تسکین"، مقوله‏های "تجسم‏گرایی و انسان‏پنداری" با بسامد5 بالاترین و مجموعه‏های "زن در زندان طلا"، "رقاصه"،  "آتش دامنگیر" و"سکوت سیاه" با 2 مورد فراوانی و مجموعه‏های "فرشته آزادی"، "بستر بیماری"،  "نگاه آشنا"، "حریر ابر"،  "اذان"،  "آرزو" و "نگاه تو" با 1 مورد کمترین فراوانی را به خود اختصاص داده‏اند.

مقوله "تجریدگرایی" در مجموعه‏های "فرشته آزادی"، "هدیه نقره" (2)،  "ای زن" (2)، "بستر بیماری"، "زن در زندان طلا"، "خون‏بها"، "جای پا"، "حریر ابر"، "اذان"، "موریانه غم "، "پیمان­شکن"،  "کابوس"،  "سودای محال" و "سنگ صبور" با فراوانی 1 مشاهده گردید.

"حیوان‏پنداری" فقط در مجموعه "فرشته آزادی" با فراوانی 1 رویت گردید. "عدم تجسم‏گرایی" (شیءنگری) در اشعار "بستر بیماری"،  "جای پا" و "سنگ کور" با فراوانی 1 ملاحظه شد. مقوله "حس‏آمیزی" با بسامد 2 در شعر" کابوس" و فراوانی 1 در شعر "سکوت سیاه" مشاهده گردید. دیگر اشعار بدون فراهنجاری معنایی بوده‏اند. هنجارگریزی معنایی مشاهده شده مجموع اشعار سیمین بهبهانی شامل مقوله‏های "انسان‏پنداری" (، 20)، "تجریدگرایی" (14)، "عدم تجسم‏گرایی" (3)، "حس‏آمیزی (2)" و "حیوان‏پنداری" با فراوانی 1 بوده است.

در هنجارگریزی نحوی اشعار سیمین، مقوله‏های "جابه‏جایی ارکان فعل مرکب"، "تقدم  مسند بر مسندالیه"، "پیشوند فعلی مستعمل"، "تقدم فعل بر مفعول"، "تقدم فعل بر متمم"، "تقدم فعل بر فاعل"، "تقدم صفت بر موصوف" و" نشانه نفی" بررسی شد. بالاترین گونه هنجارگریزی نحوی مربوط به مقوله "جابه‏جایی ارکان فعل مرکب" با بسامد 10،  " تقدم  مسند بر مسندالیه" و" تقدم فعل بر متمم" با 7 مورد فراوانی و "تقدم فعل بر مفعول" با 6 مورد بسامد گزارش شده است. دیگر مقوله‏ها ;"تقدم صفت بر موصوف"  با بسامد3 و"نشانه نفی" با فروانی 2 و"پیشوند فعلی مستعمل" حداقل نوع و " تقدم فعل بر فاعل" حد میانه آن‏ها قرار گرفته‏اند.

 

 

جدول2. فراوانی و درصد هنجارگریزی نحوی در اشعار سیمین بهبهانی

فهرست آثار

جابه‏جایی ارکان

 فعل مرکب

تقدم مسند بر مسندالیه

پیشوند فعلی مستعمل

تقدم

فعل بر مفعول

تقدم

فعل بر متمم

تقدم

 فعل بر فاعل

تقدم

 صفت بر موصوف

تقدم نشانه نفی

1ـ تسکین

 

 

1

 

 

 

1

 

2ـ فرشته آزادی

1

 

 

 

 

 

 

 

3ـ ناشناس

 

1

 

 

 

 

 

 

4ـ جیب بر

 

1

 

 

1

 

 

 

5ـ بستر بیماری

 

 

1

 

1

1

 

 

6ـ من با توام

 

1

 

 

 

 

 

 

7ـ ای زن

 

 

 

 

 

1

 

1

8ـ زن در زندان طلا

 

 

 

1

 

 

 

 

9ـ معلم و شاگرد

1

1

 

1

 

 

 

 

10ـ رقاصه

 

 

 

 

1

 

 

 

1ـ سرود نان

1

 

 

 

1

 

 

 

12ـ  جای پا

1

 

 

1

 

1

 

 

13ـ  اذان

3

 

 

 

 

 

 

 

14ـ  آرزو

1

 

 

 

 

 

 

 

15ـ  آتش دامنگیر

 

 

1

 

 

 

 

 

16ـ  کلاه نرگس

1

 

 

 

 

 

1

 

17ـ  فریاد شکسته

1

1

 

 

2

 

 

 

18ـ  کابوس

 

 

 

1

1

1

 

 

19ـ  سودای محال

 

 

 

1

 

 

 

 

20ـ  سنگ صبور

 

 

1

 

 

 

 

 

21ـ سه تار شکسته

 

 

 

1

 

 

 

 

22ـ اگر دردی نباشد

 

2

 

 

 

 

1

 

23ـ  سکوت سیاه

 

 

 

 

 

 

 

1

تعداد

10

7

4

6

7

4

3

2

درصد

72/22%

90/15%

09/9%

63/13%

90/15%

09/9%

81/6%

54/4%

مجموع کل

44

 

جدول3. فراوانی و درصد هنجارگریزی آوایی در اشعار سیمین بهبهانی

فهرست آثار

تخفیف

حذف

اسم صوت

1ـ تسکین

9

 

 

2ـ فرشته‏ی آزادی

6

 

 

3ـ ناشناس

6

1

 

4ـ هدیه نقره

3

 

1

5ـ جیب بر

3

1

 

6ـ بستر بیماری

1

3

 

7 من با توام

3

 

 

8ـ ای زن

6

1

 

9ـ زن در زندان طلا

 

1

 

10ـ آغوش رنج‏ها

1

 

 

11ـ معلم و شاگرد

1

 

 

12ـ نگاه آشنا

 

3

 

13ـ رقاصه

 

6

1

14ـ اذان

1

 

 

15ـ موریانه غم

2

2

 

16ـ آتش دامنگیر

2

 

 

17ـ شمع جمع

2

 

 

18ـ ستاره در ساغر

2

 

 

19ـ کلاه نرگس

2

2

 

20ـ پیمان‏شکن

2

 

 

21ـ کابوس

 

1

 

22ـ نگاه تو

2

 

 

23ـ سنگ صبور

1

1

 

24ـ سه تار شکسته

 

2

 

25ـ اگر دردی نباشد

1

 

 

26ـ سنگ کور

1

 

 

27ـ بازیچه

 

2

 

تعداد

58

27

2

درصد

66/66%

03/31%

29/2%

مجموع کل

87

بالاترین هنجارگریزی آوایی مربوط به شعر "تسکین" (9)، "ناشناس" و"رقاصه" با 7 مورد و "فرشته آزادی" با 6 مورد فراوانی بوده است. کمترین بسامد (1) مربوط به اشعار "آغوش رنج‏ها"، ""معلم و شاگرد"، "اذان"، ";کابوس" و "اگر دردی نباشد" مشاهده شد و مجموعه‏های "هدیه نقره"، "جیب بر"، "بستر بیماری"، "موریانه غم "و" کلاه نرگس" با 4 مورد حد میانه این دو بوده‏اند. مجموعه اشعار"فوق‏العاده"، "خون‏بها"، "سرود نان"،  "حریر ابر"، "آرزو"، " فریاد شکسته"،  "سودای محال" و" سکوت سیاه" بدون هنجارگریزی آوایی بوده‏اند. در مجموع 58 مورد فرایند تخفیف آوایی، 27 حذف، 2 مورد اسم صوت و 1مورد ابدال آوایی در مجموعه اشعار بهبهانی مشاهده گردید.

"هنجارگریزی زمانی" یا "باستانگرایی" با بسامد32، "هنجارگریزی واژگانی" با فراوانی 24، "هنجارگریزی نوشتاری" و "هنجارگریزی سبکی" به ترتیب با فراوانی 9 و 8 در مجموعه اشعار مشاهده گردید.

هنجارگریزی واژگانی با ابداع ترکیبات نو در مجموعه "تسکین" با بیشترین فراوانی (10)،  "فوق‏العاده"، با فراوانی 2و مجموعه های"هدیه نقره"، "رقاصه"،  "جای پا"و "اذان" با بسامد 1 کمترین فراوانی را به خود اختصاص داده‏اند. در مجموعه‏های دیگر هنجارگریزی واژگانی دیده نشد.

بیشترین هنجارگریزی زمانی در اشعار"فرشته آزادی"، "هدیه نقره"،  "ای زن"،  "زن در زندان طلا"، رقاصه"، "آغوش رنج‏ها" با فراوانی 3  و کمترین در اشعار "بستر بیماری"، ""فوق‏العاده"، "من با توأم"، "معلم و شاگرد"، "نگاه آشنا، "موریانه غم" و "شمع جمع" با 1 مورد بوده است. بقیه اشعار بدون کهن‏گرایی یا باستانگرایی بوده‏اند.

در هنجارگریزی سبکی در اشعار"فوق‏العاده"، "هدیه نقره"، "زن در زندان طلا"، "رقاصه"، "سرود نان"، "شمع جمع"، "ستاره در ساغر"، "پیمان‏شکن"  با 1 مورد ملاحظه به چشم می‏خورد. بقیه اشعار بدون هنجارگریزی سبکی بوده‏اند.

هنجارگریزی نوشتاری در مجموعه‏های "آرزو" با فراوانی 4 بالاترین،  "جیب بر" (3) و "بستربیماری" بعد از آن قرار دارد. مجموعه‏های "ای زن"، "معلم و شاگرد" با عدد 1 کمترین مشاهده شد.

جدول4. فراوانی و درصد هنجارگریزی معنایی در اشعار سیمین بهبهانی

فهرست آثار

هنجارگریزی

واژگانی

زمانی

سبکی

نوشتاری

 

1ـ تسکین

10

1

 

 

 

2ـ فرشته‏ی آزادی

 

3

 

 

 

3ـ فوق‏العاده

2

1

1

 

 

4ـ ناشناس

3

 

 

 

 

5ـ هدیه نقره

1

3

1

 

 

6ـ جیب بر

 

1

 

2

 

7ـ بستر بیماری

 

2

 

1

 

8ـ من با توام

3

1

 

 

 

9ـ ای زن

 

3

 

1

 

10ـ زن در زندان طلا

 

3

1

 

 

11ـ خون‏بها

 

 

 

 

 

12ـ آغوش رنج‏ها

 

3

 

 

 

13ـ معلم و شاگرد

 

1

 

1

 

14ـ نگاه آشنا

 

1

 

 

 

15ـ رقاصه

1

3

1

 

 

16ـ  سرود نان

 

 

1

 

 

17جای پا

1

 

 

 

 

18ـ اذان

1

 

 

 

 

19ـ آرزو

 

 

 

4

 

20ـ موریانه غم

 

1

 

 

 

21ـ شمع جمع

 

1

1

 

 

22ـ ستاره در ساغر

 

2

1

 

 

23ـ پیمان‏شکن

 

 

1

 

 

24ـ نگاه تو

2

 

 

 

 

25ـ سنگ صبور

 

1

 

 

 

26ـ اگر دردی نباشد

 

1

 

 

 

تعداد

24

32

8

9

 

درصد

24%

32%

8%

9%

 

 

جدول 5. فراوانی و درصد انواع هنجارگریزی  و قاعده‏کاهی در اشعار سیمین بهبهانی

انواع قاعده‏کاهی

آوایی

معنایی

نحوی

زمانی

واژگانی

نوشتاری

سبکی

فراوانی

87

45

44

32

24

9

8

درصد

93/34

07/18

67/17

85/12

63/9

61/3

21/3

 در جدول 5 انواع هنجارگریزی‏ها به همراه فراوانی و درصد ارائه شده‏اند. در مجموع بیشترین جایگاه متعلق به قاعده‏کاهی آوایی با 93/34% بوده است. هنجارگریزی‏های معنایی و نحوی با 07/18% و 67/ 17% در مکان دوم قرار گرفته‏اند. هنجارگریزی زمانی و واژگانی با 85/12% و 63/ 9% در جایگاه سوم و چهارم و زمانی و مکانی با 61/ 3% و  21/3 % در مرتبه آخر قرار دارند.

7ـ بحث و بررسی

در مجموع شعر "تسکین" با 27 فراوانی بالاترین هنجارگریزی و "فوق‏العاده"، " (4)، سرود نان" و" سه تار شکسته" با 3 فراوانی، "حریر ابر"، "سودای محال" و "بازیچه" با  مورد 2 فراوانی و "خون‏بها با 1 مورد حداقل نوع هنجارگریزی‏ها را داشته‏اند. مجموعه‏های "رقاصه" (15)، "ای زن" (14)، بستر بیماری (13)، "ناشناس"و "فرشته آزادی" با 11 مورد بسامد حد  میانه بوده‏اند.

به طور کلی در اشعار بررسی شده، هنجارگریزی آوایی (با فراوانی87)، هنجارگریزی معنایی (45)، هنجارگریزی نحوی (44)، هنجارگریزی زمانی (32)، هنجارگریزی واژگانی (24)، هنجارگریزی نوشتاری (9) و هنجارگریزی سبکی (8) به ترتیب بالاترین و پایین‏ترین فراوانی را به خود اختصاص داده‏اند. در مجموعه‏های "زن در زندان طلا" و "سه تار شکسته" به ترتیب یک مورد تشدید مخفف و یک مورد اشباع مشاهده شد.

بررسی هنجارگریزی‏ها در شعر سیمین بهبهانی نشان می­دهد که وی فراوان از هنجارهای آوایی تخطی کرده که اکثر در فرایندهای تخفیف و حذف در شعر وی نمایان است که و بیشترین تغییرات آوایی را به شعر خود بخشیده است. وی در حوزه‏های دیگر نیز به هنجارگریزی دست زده است.

بهبهانی با آگاهی بر ظرفیت‏های زبان فارسی در ترکیب‏پذیری واژه‏ها، صفت‏های مشتق جدید فراوانی ساخته است. به شیوة بیان نیز توجه خاصی داشته و از این طریق، برجستگی کلام خود را دو چندان کرده است. وی با بهره جستن از هنجارگریزی واژگانی، که یکی از انواع هنجارگریزی‏هاست،  موجب غنای هر چه بیشتر زبانش گشته، بی‏شک توسل به چنین امکانات زبانی، تنها در سایة قدرت انکارنشدنی زبان فارسی از رهگذر ترکیب‏پذیری، میسر است. پر بسامدترین واژه‏های ابداعی در اشعار وی، اسم و صفت مرکب هستند.

سیمین بهبهانی شاعری است که در غزلیات خود به وفور از قاعده‏افزایی و قاعده‏کاهی استفاده کرده است. نمودار به دست آمده از تجزیه و تحلیل داده‏ها به شرح زیر می‏باشد:

 

نمودار 1. بسامد وقوع هنجارگریزی‏ها در شعر سیمین بهبهانی

همان‏طور که در نمودار مشاهده می‏شود، بالاترین هنجارگریزی در حوزه آوایی انجام شده است و قاعده‏کاهی‏های معنایی، نحوی، زمانی، وازگانی به ترتیب در مرتبه دوم تا پنجم قرار دارند. هنجارگریزی‏های نوشتاری و سبکی در جایگاه ششم و هفتم قرار دارند.

 

 

نتیجه‏گیری

شیوایی شعر و زیبایی کلمات سیمین بهبهانی در خدمت مفاهیم متعالی شعرش بود و ضمن توجه به محتوا و زیبایی ساختاری و صوری، انتقال پیام مشخص را در سرودن شعرش مد نظر داشت و این­گونه رسالت شاعری خود را با توجه به دردها و سیاست­های حاکم بر جامعه‏ خود به خوبی انجام داده است. وی از چهره‏های ماندگار و شاعر ارزنده رئالیست و صاحب سبک در عرصه غزل فارسی و همچنین از زنان پیشرو و سنت‏ستیز معاصر است که در زمینه حقوق بشر به فعالیت پرداخته و در آثارش به وضوح می‏توان مبارزه با ناهنجاری‏ها و پیراستن جامعه از آسیب‏های اجتماعی را دید. زبان و احساس خاص زنانه بر گرفته از ویژگی‌های عاطفی و عاشقانه مهم‏ترین ویژگی سبک ادبی این شاعر بزرگ است.

بسامد نسبتاً بالای انواع هنجارگریزی‏های آوایی زنده‏یاد سیمین بهبهانی به ایجاد پاره‏ای از امتیازات منحصر به فرد سبکی در بخش موسیقایی و آهنگین شعر وی منجر شده است.

بسامد قاعده کاهی معنایی نیز نشانة آن است که زبان مجازی درصد قابل توجهی را شامل می‏شود. ارزش ادبی استعاره و کنایه به دلیل آنکه نشانگر قدرت خیال‏پردازی و اندیشه‏های ابتکارانه و خلاقانه‏ی شاعر است، همواره بیش از مجاز از مقبولیت بیشتری برخور دار بوده است. شعر سیمین، از نظر تشبیه، بسیار غنی است. کمترتشبیهی می‏توان در اشعار او یافت که حاکی از دیدی نو نسبت به اشیا و کشف روابط تازه در میان آن‏ها نباشد. اصولاً تشبیه بر گرفته از همان شباهتی است که نیروی تخییل شاعر در میان اشیا کشف می‏کند و در صور مختلف به بیان می‏آورد. (پورنامداریان، 1381: 214).

وی در حوزة واژگانی، با ساخت واژهها و ترکیبات جدید بر بار بدعت کلام خود افزوده است. او با استعمال واژه‏های کهن و اسامی اسطوره­های و در حوزة فعل با افعالی با ساختار کهن از هنجارگریزی باستانی استفاده کرده است. نوع دیگر، هنجارگریزی نحوی است که به صورت‏های ذکر فعل در اول جمله، ذکر فعل بین موصوف و صفت و عطف و معطوف، ذکر فعل بعد از متمم و مفعول، تقدم صفت بر موصوف و مسند بر مسندالیه، فعل بر مفعول، جابه‏جایی ارکان فعل مرکب و حذف، ساختار متداول جمله‏ها را تغییر داده است. حوزة دیگری که بهبهانی، در آن دست به هنجارگریزی زده است حوزة نوشتاری است که در اشعارش نمونة زیادی ندارد. وی با تغییر اندک در ساختار متداول نوشتار نیز دست به هنجارگریزی زده است تا مفهوم مورد نظر خود را بهتر القا کند. او شیوة متفاوتی را برای نوشتن به کار نبرده در واقع از روش شاعران پیش از خود سود برده است. این در حالی است که شیوه‏های دیگرِ عدول از زبان معیار که در تقسیم‏بندی هشت‏گانه لیج از انواع هنجارگریزی جای دارد؛ یعنی هنجارگریزی نوشتاری و سبکی، در شعر وی کمتر دیده می‏شود. وی در زمینه قاعده‏کاهی گویشی هیچ عدولی نداشته است. در این آثار بهبهانی از واژگان بیگانه و گویشی  بهره نبرده است.

 

 

[9]. Lexical

[10]. Colloquial

[11]. Metaphoric Expression

[12]. Personal Feature

[13]. Written

[14].  Syntactic

[15]. Archaesm

[16]. Phonological

[17]. Methasis

[18]. Deletion

[19]. Lengthening

[20]. Doubling

[21]. Weakening

[22]. Assimilation

[23]. Prosodic Repose

[24]. Personification

[25]. Abstract

[26]. Synthesia

[27]. Weakening

[28]. Deletion

منابع و مآخذ

1ـ احمدی، بابک. آفر ینش و آزادی. چاپ پنجم، تهران: نشر مرکز، 1377.

2ـ اناری بزچلئی، ابراهیم؛ مقیاسی، حسن؛  فراهانی، سمیرا. هنجارگریزی معنایی قرآن در شعر محمد عفیفی مطر. مجله‏ی انجمن ایرانی زبان و ادبیات عربی، شماره 25، 1391، صص 7747.

3ـ بهار، محمدتقی. سبک‏شناسی. چاپ پنجم، تهران: انتشارات امیرکبیر، 1369.

4ـ پورنامداریان، تقی. سفر در مه. چاپ دوم، تهران: نگاه، 1381.

5ـ پهلوان نژاد، محمدرضا؛ ظاهری بیرگانی، نسرین. بررسی هنجارگریزی در شعر شفیعی کدکنی بر مبنای الگوی لیچ. مجله پژوهش علوم انسانی، سال دهم، شماره25، 1388، صص 127-113.

6ـ داد، سیما. فرهنگ اصطلاحات ادبی. چاپ سوم، تهران: انتشارات مروارید، 1385.

7ـ دبیرمقدم، محمد؛ کاظمی، ابراهیم. مجموعه مقالات پنجمین کنفرانس زبان‏شناسی. چاپ اول، تهران: علامه طباطبایی، 1379.

8ـ دیچز، دیوید. شیوه‏های نقد ادبی. چاپ سوم، تهران: انتشارات مروارید، 1373.

9ـ رضایی، آرزو. بررسی زبان‏شناختی ویژگی‌های سبکی اشعار نیما یوشیج با توجه به بسامد آماری گونه‏های هنجارگریزی. پایان نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، 1376.

10ـ روحانی، مسعود؛ عنایتی قادیکلایی، محمد. بررسی آشناییزدایی و هنجارگریزیدستوری در شعر منوچهر آتشی. 23  فصلنامه پژوهش‏های ادبی و بلاغی، سال سوم، شماره 10، 1394،  صص4423.

11ـ زرین‏کوب، عبدالحسین. نقد ادبی. چاپ سوم، تهران: انتشارات امیرکبیر، 1361.

12ـ سنگری، محمدرضا.هنجارگریزی و فراهنجاری در شعر. مچله رشد آموزش زبان و ادب پارسی، شماره 64، 1386، صص 49.

13ـ شریفیان، مهدی؛ پوینده‏پور، اعظم. ذهن و زبان سیمین بهبهانی. پیک نور، سال هشتم، شماره دوم، 1387.

14ـ شمیسا، سیروس. نقد ادبی. تهران: فردوس، 1381.

15ـ صادقی، علی­اشرف. مسائل نثر فارسی. نخستین سمینار صدا و سیما.

16ـ صالح، گلریز. قاعده‏کاهی در نثر گلشیری، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی زبان‏شناختی.  سال اول، شمارة اول، 1389، ص43.

17ـ صالحی­نیا، مریم. هنجارگریزی نوشتاری در شعر امروز. فصلنامه پژوهش­های ادبی، شماره اول، 1389،  صص 93-83.

18ـ صفوی، کوروش. از زبان‏شناسی به ادبیات. جلد1 (نظم)، چاپ دوم، تهران: انتشارات چشمه، 1373.

19ـ  صفوی، کوروش. از زبان‏شناسی به ادبیات. جلد (شعر) 2، چاپ اوّل، تهران: انتشارات سوره‏ی مهر )حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی)، 1383.

20ـ عقدایی، تورج. نقش خیال. چاپ اول، زنجان: نیکان، 1381.

21ـ علوی­مقدم، مهیار. نظریه‏های نقد ادبی معاصر. چاپ اول، تهران: انتشارات سازمان مطالعه و تدوین کتب انسانی دانشگاه‏ها (سمت)، 1377.

22ـ قاسمی­پور، قدرت. درآمدی بر فرمالیسم در ادبیات. اهواز: نشر رسش، 1386.

23ـ گلشنی. زیباشناسی شعر شفیعی کدکنی. پایان­نامه کارشناسی­ارشد، خوزستان، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد دزفول، 1387.

24ـ مالمیر، محمدابراهیم؛ کاظم­زاده، رقیه. کاربرد نو واژه‏ها به عنوان یکی از ویژگی‌های سبکی در قلمرو زبان غزل سیمین بهبهانی.  فصلنامه تخصصی سبک‏شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)، سال ششم. شماره سوم، 1392.

25ـ محمدی، زهرا. بررسی سبک‏شناسی اشعار فروغ فرخزاد در چارچوب بسامد هنجارگریزی. پایان‏نامه کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، 1376.

26ـ مدرسی، فاطمه؛ غنی­دل، فرح. آشنایی‏زدایی و هنجارگریزی واژگانی در اشعار فروغ فرخزاد. فصلنامه دانشگاه تربیت مغلم آذربایجان، سال سوم، شماره هفتم، 1388.

27ـ مدرسی، فاطمه؛ یاسینی، امید. قاعده‏افزایی در غزلیات شمس. مجله تاریخ ادبیات فارسی، سال سوم، شماره 59، 1388.

28ـ مکاریک، ایرنا­ریما. دانش نامة نظریة ادبی معاصر.  ترجمة مهران مهاجر و محمد نبوی، تهران: آگه، 1384.

29ـ موکاروفسکی، یان. زبان معیار و زبان شعر، ترجمه احمد اخوت، محمود نیک بخت، کتاب شعر، اصفهان: مشعل، 1373، صص 110-91.

30ـ یاوری، حورا. از کینة شتری تا خشم انقلابی. تهران: مجلة نگاه نو، شماره 23، 1373.

31ـ Leech،  G. H. Linguistic Guide to English Poetry،  N. Y: Longman, 1969.

 



* دانشیار دانشگاه پیام نور، گروه زبان‏شناسی، پیام نور، ایران.

** دانشجوی دوره دکتری زبان‏شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد آبادان، مدرس دانشگاه پیام نور، ایران.

تاریخ دریافت: 15/5/1395                                                                              تاریخ پذیرش: 11/7/1395

[3]. Semantic Defamiliarization

[4]. Jeoffrey Leech

[5]. Rule Addition

[6]. Rule Deletion

[7].  Dialectual

[8]. Stylistic