مقایسه ساختاری عناصر حماسی در شعر معاصر ایران «با تکیه بر اشعار مهدی اخوان ثالث، محمدرضا شفیعی‏کدکنی، سیاوش کسرایی و نیما یوشیج»

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن، ایران. (نویسنده مسؤول)

2 استاد و عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور، ایران.

3 استاد دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن، گروه زبان و ادبیات فارسی، رودهن، ایران.

چکیده

مظاهر عصر حاضر که عصر شتاب نام گرفته به سبب عوامل متعددی چون آشنایی با ادبیات غرب، عینی شدن آموخته‏های بشری، عدم توجه به مفاهیم انتزاعی و...، در بسیاری از موارد با حماسه‏پردازی تناقض دارد. با این وجود در میان شاعران پیشتاز معاصر، شعله و شراره‌های اشتیاق به این مقوله هیجان‌انگیز، همچنان روشن است. مقالۀ حاضر، مطالعه و بررسی اشعار شاعران معاصری است که دوره‏ای مشترک از تحولات و تطورات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را درک نموده و توانستند با جستاری متأملانه در آثار شاعران حماسه‌سرای ایران، فراخور بضاعت علمی و ادبی، به گونه‏ای هدفمند و آگاهانه عناصر حماسی و اسطوره‏های ملی را در پهنۀ پهناور اشعار خود وارد نمایند و با ارایه نظرات نوین و امروزی به بازآفرینی هنرمندانه این عناصر بپردازند. این مقاله به دو بخش تقسیم شده است. در بخش اول سعی شده با ارایه نمودار، به مقایسه عناصر حماسی در شعر هر کدام از شاعران – با تکیه بر مجموعۀ اشعار آن‏ها پرداخته شود و میزان بسامد این عناصر مورد واکاوی قرارگیرد. در بخش دوم نیز سعی گردید تا ضمن ارایه نمودار به مقایسه میزان نگرش شاعران این مقاله به مفاهیم و اشارات حماسی پرداخته شود.

کلیدواژه‌ها


مقایسه ساختاری عناصر حماسی در شعر معاصر ایران

«با تکیه بر اشعار مهدی اخوان ثالث، محمدرضا شفیعی‏کدکنی،

سیاوش کسرایی و نیما یوشیج»

اسلام اسلامی*[1]

دکتر امیرحسین ماحوزی**[2]

دکتر محمود طاووسی***[3]

چکیده

مظاهر عصر حاضر که عصر شتاب نام گرفته به سبب عوامل متعددی چون آشنایی با ادبیات غرب، عینی شدن آموخته‏های بشری، عدم توجه به مفاهیم انتزاعی و...، در بسیاری از موارد با حماسه‏پردازی تناقض دارد. با این وجود در میان شاعران پیشتاز معاصر، شعله و شراره‌های اشتیاق به این مقوله هیجان‌انگیز، همچنان روشن است. مقالۀ حاضر، مطالعه و بررسی اشعار شاعران معاصری است که دوره‏ای مشترک از تحولات و تطورات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی را درک نموده و توانستند با جستاری متأملانه در آثار شاعران حماسه‌سرای ایران، فراخور بضاعت علمی و ادبی، به گونه‏ای هدفمند و آگاهانه عناصر حماسی و اسطوره‏های ملی را در پهنۀ پهناور اشعار خود وارد نمایند و با ارایه نظرات نوین و امروزی به بازآفرینی هنرمندانه این عناصر بپردازند. این مقاله به دو بخش تقسیم شده است. در بخش اول سعی شده با ارایه نمودار، به مقایسه عناصر حماسی در شعر هر کدام از شاعران – با تکیه بر مجموعۀ اشعار آن‏ها پرداخته شود و میزان بسامد این عناصر مورد واکاوی قرارگیرد. در بخش دوم نیز سعی گردید تا ضمن ارایه نمودار به مقایسه میزان نگرش شاعران این مقاله به مفاهیم و اشارات حماسی پرداخته شود.

واژه‏های کلیدی

عناصر شعر، حماسه، بسامد، ساختار شعر، شعر معاصر

مقدمه

 «در شناختن خصایص نژادها و ملل جهان و چگونگی مدنیت و مجاهدات و رنج‏های ایشان در تکوین تمدّن و ملیت، منظومه‏های حماسی و ملّی یکی از بهترین وسایل تحقیق است و از این روی بر هر ملّتی تحقیق در داستان‏ها و منظومه‌های حماسی خود و یافتن ریشه و بنیاد آن‏ها واجب است» (صفا، 1390: 15)

  حماسه از قدیمی‏ترین انواع ادبی است و ملل مختلف همواره سعی نموده‏ند تا با به کارگیری حماسه در آثار خود فرهنگ و هویت قومی و ملی جامعه خود را تحکیم بخشند. حماسه در ادبیات فارسی انعکاس گسترده‏ای دارد و همواره پل ارتباطی میان گذشته و حال است، با تأمل در آثار شاعران بزرگ به ویژه از فردوسی به بعد میزان بهره‌جویی هدفمند و آگاهانه از عناصر حماسی در جهت تبیین اهداف بلند انسانی و اجتماعی کاملاً آشکار است. شاعران معاصر نیز با کارکردهای گوناگون اعم از سیاسی، اجتماعی، عاطفی و مضمون‏سازی از این نوع ادبی بهره گرفته‏اند.

این مقاله به دو بخش تقسیم شده است.در بخش اول سعی شده با ارایه نمودار، به مقایسه عناصر حماسی در شعر هر کدام از شاعران، با تکیه بر مجموعۀ اشعار آن‏ها، پرداخته شود و میزان بسامد این عناصر مورد واکاوی قرار گیرد. در بخش دوم نیز تلاش شده است تا ضمن ارایه نمودار به مقایسه میزان نگرش شاعران این مقاله به مفاهیم و اشارات حماسی پرداخته شود.

بخشی از رسالت این مقاله آن است که دریابیم هر کدام از شاعران معاصرـ مهدی اخوان ثالث، محمدرضا شفیعی کدکنی، سیاوش کسرایی و نیما یوشیجـ از چه زمانی و چه سنی به سمت و سوی عناصر حماسی و اسطوره‏های ملّی گرایش یافتند و بسامد این عناصر در شعر کدام یک از آن‏ها بیشتر است.

هدف این رساله بررسی عناصر حماسی در شعر شاعران معاصر است که در دورۀ حیات شاعری خود تحوّلات سیاسی و اجتماعی را درک نموده و واکنش نشان داده‏اند. می‌خواهیم دریابیم که شاعران مورد نظر تا چه اندازه توانستند واقعیت ابهام‌آمیز گذشته را در رگ‌های رشد کج قواره عقلانیت در جامعه مدرن امروزی تزریق نمایند.

پیشینۀ تحقیق

در باره حماسه در شعر معاصر ایران کتاب‏ها، مقالات و پایان‌نامه‌های متعددی که حاوی تحقیقات پژوهش­گرایانه‏ای است منتشر شده است. در فصل چهارم کتاب چشم­انداز شعر نو فارسی (زرین‏کوب، 1358، 20ـ 219) تعریف شعر نو حماسی، ویژگی‏های آن و تفاوت آن با شعر تغزلی و ویژگی اشعار شاعرانی که به سرودن شعر حماسیـ اجتماعی پرداختند بررسی شده است. در کتاب طلا در مس (براهنی، 1380) جنبه‏های حماسی شعر نوـ نیما و پیروان
آن ـ تشریح گردید. انسان در شعر معاصر (مختاری، 1372) نیز اثری در خور توجه است. مختاری به مقوله حماسه و رویکرد شاعران پرداخته است. از شاهنامه تا خدای‌نامه (جلال خالقی مطلق، 2009)، ستیز و حماسه و شعر معاصر (فرزین ناجی، 1383) و مقالات متعددی نیز در باره حماسه در شعر معاصر نوشته شده که می‏توان به مقاله نگاهی انتقادی به جریان‏شناسی شعر معاصر ایران (پورنامداریان، 1384)، کارکرد حماسه در دوران معاصر با استناد به شعر معاصر ایران (زارع و رضوی، 1390)، صبغه حماسی در شعر معاصر فارسی (انزابی‏نژاد، 1380)؛ حماسه نو در شعر شاملو (جبری، 1391)، تأثیرپذیری ملک‌الشعرا بهار از فردوسی (صادقی، یاحقی1390)، پیوند بینامتنی منظومه آرش کمانگیر کسرایی و خوان هشتم اخوان ثالث (قاسمی 1394)، آرش سیاوش و میدان ادبی ایران (رویانی، 1393) بررسی و تحلیل ویژگی‏های محتوایی و زبانی اشعار حماسی سیاوش کسرایی (محمدپور، 1395)، بررسی جنبه‏های نوین حماسی در شعر نیما یوشیج (امینی، 1391) و از میان رساله‏های دانشگاهی پایان‌نامه حماسه در ادبیات معاصر (غفاریان، صرافیان، 1376) اشاره نمود که هر کدام از نوشته‏های فوق می‏تواند در ادب معاصر مفید باشد.                                                            

آن چه در بارۀ کتاب‏ها و مقالات متعدد ـ که برخی از آن‏ها در این قسمت درج گردیده ـ می‏توان بیان نمود این است که بیشتر نویسندگان در پژوهش‏های خود به تحلیل محتوای زبانی، صور خیال، موسیقی اشعار حماسی و اسطوره‏ای شاعران معاصر پرداخته‏اند، و به مقوله ساختار عناصر حماسی در مجموعه اشعار شاعران و مقایسه این عناصر در شعر شاعران معاصر پرداخته نشده است. در این مقاله کوشش اصلی بر این است که عناصر حماسی و ملی که تاکنون زنده و پویا مانده‏اند و به ویژه ذهن شاعر درگیر آن‏ها شده، مورد بررسی قرار گرفته و میزان بسامد آن در مجموعه‏های شعری هر کدام از شاعران به طور جداگانه مورد مداقه قرار گیرد پس از آن به مقایسه این عناصر میان اشعار شاعران و میزان بهره‏گیری آن‏ها پرداخته که در نوع خود کار تازه‏ای به شمار می‏رود.                                                                   

مقایسه ساختاری عناصر حماسی با تکیه بر مجموعۀ اشعار شاعران

از رسالت این بخش آن است که دریابیم هر کدام از شاعران مورد بحث این مقاله ـ مهدی اخوان ثالث، محمدرضا شفیعی‏کدکنی، سیاوش کسرایی و نیما یوشیج ـ از چه زمانی و چه سنی به سمت و سوی عناصر حماسی و اسطوره‏های ملّی گرایش یافتند و ساخت و پرداخت حماسه، در اشعار آن‏ها تا چه میزان منطبق با مقتضیات و نیازهای جامعه و تحوّلات اجتماعی آن بوده است.

مهدی اخوان ثالث

مهدی اخوان ثالث شاعری را از دورۀ نوجوانی ـ هفده هجده سالگی ـ آغاز کرد. وی در مدّت حیات خویش نه دفتر شعر را به یادگار گذاشت. نخستین مجموعۀ شعری وی «ارغنون» نام دارد که در سن 23 سالگی شاعر ـ در سال 1329 ـ انتشار یافت. این مجموعه شامل 85 غزل 130 قصیده، 42 قطعه، 7 رباعی، 5 مثنوی و 2 ترکیب‌بند است. «در این مجموعه کوشش او برای یافتن راهی دیگر احساس می‏شود اما هنوز بدین راه نرسیده است و همچون پروانه‏های بهاری بر شاخه‏ای می‏رسد و باز پرواز می‏کند و در افقی دیگر بال می‏گشاید.» (شفیعی، 1370: 68)

 غالب مضامین این مجموعه عاشقانه و سنّتی است. این مجموعه که حاصل دورۀ ناپختگی و بی‏تجربگی شاعر است، اگرچه از نظر عناصر حماسی بی‏بهره نیست امّا سطحی و گذراست.

اخوان مجموعۀ زمستان را در سن 29 سالگی منتشر می‏سازد این مجموعه به دو بخش تقسیم می‏شود، نیمه اول مجموعه زمستان ـ که غالباً قبل از کودتا سروده شده است ـ از نظر مضامین قدری نوگرایی در آن وجود دارد، اما اخوان نتوانست هنوز خود را از فضای سنتی دور کند. معمولاً اشعار این نیمه چهار پاره و به گونه تغزلی است، گویا غزلیات ارغنون به زمستان کشیده شده است شاعر تازه وارد عرصه‏های سیاسی جامعه شده است و امیدوارانه مردم را به مبارزه دعوت می‏کند، اما اخوان از نیمه دوم زمستان به بعد از فضای سنتی که بر اشعارش حکومت می‏کرد کناره می‏گیرد و به شیوه‏ای نو روی می آورد. از نیمه دوم زمستان اشعار اخوان لحنی حماسی به خود می‏گیرد. «وی [در این مجموعه] دنیای حماسه را، که در حال فراموشی بود، احیا کرد.» (زرین‌کوب، 1370: 95) اخوان در سرایش شعر حماسی ـ مانند دیگر حماسه­پردازان ـ به اطناب روی می آورد و در توصیف صحنه‏ها هیچ نگفته‏ای را باقی نمی‏گذارد. نمونه آن را در شعر «طلوع» و «پنجره باز است» می‏توان یافت.                               

روی هم رفته در مجموعۀ «زمستان» گرایش فراگیری از شاعر در به کارگیری عناصر حماسی نمی‏بینیم امّا آن مقدار که هست کیفی‏تر و پخته‏تر است و شاعر اهداف خاصی را ـ از چه کم رنگ ـ دنبال می‏کند، شاعر در این مجموعه در قالب و مفهوم از سنت دور می‏شود و به سمت و سوی نوگرایی پیش می‏رود.

م. امید در 32 سالگی ـ 1338ـ مجموعۀ «آخر شاهنامه» را منتشر می‏سازد. عناصر حماسی این مجموعه ـ صرف‌نظر از کمّیت ـ از نظر کیفی «برداشت نو و امروزی» قابل مقایسه با مجموعه‌های قبلی نیست. به گونه‌ای که روح حماسی در تمامی این دفتر جریان دارد. «اخوان در این مجموعه با استفاده از زبان حماسه و تراژدی خراسانی در سبک نوین به تجربه‌ای تازه دست می‏زند» (آشوری،1370: 173). وی در این مجموعه به گونه‏ای باورمندانه از عناصر حماسی مدد می‏گیرد و مضامین امروزی و نوینی را می‌آفریند. بنا بر گفته فروغ فرخزاد «آخر شاهنامه نامی کنایه‏آمیز است، کنایه‏ای بر آن‌چه گذشت، بر حماسه‏ای که به آخر رسید، آشیانی که در باد لرزید، رهروی که جای قدم‏هایش را برف‏ها پوشاندند.» (فرخ‌زاد، 1370: 76) این شیوه در مجموعۀ «از این اوستا» که در سن 38 سالگی چاپ گردید به اوج خود می‌رسد. اخوان در این دفتر «جز غزل چهارم» از عشق سخن نمی‏گوید چرا که در اندیشه مصائبی است که بر جامعه وارد شده است وی سعی کرد تا نگرانی‏های خود ـ که به خاطر ناامیدی‌های مکرر بر او مستولی گردید ـ را با التجا به گذشته باشکوه مرتفع سازد. «اخوان در این مجموعه ـ شاید از مجموعه زمستان به بعد ـ شاعر یک شکست نیست، شاعر شکست‏ها است. چگونه؟ من گمان نمی‏کنم که اخوان به تاریخ تطوری و تحولی اعتقادی داشت. اعتقاد اخوان به تاریخ ادواری بود: شکست پس از صف‏آرایی، بعد از مبارزه، بعد شکست، این تسلسل بارها در شعرهای اخوان تکرار می‏شود، «کتیبه» یکی از آنهاست، «قصه شهر سنگستان» یکی دیگر، «آن گاه پس از تندر» یکی دیگر و «ناگه غروب کدامین ستاره» یکی دیگر.» (براهنی، 1379: 142) در مجموعۀ «در حیاط کوچک پاییز در زندان» ـ که زمان سرایش و انتشار آن متفاوت است ـ بسامد عناصر حماسی از تمام مجموعه‏های شعری اخوان بیشتر است امّا کیفیت و نگاه نو «آخر شاهنامه» و «از این اوستا» را ندارد. «اخوان در این مجموعه بیشتر روایت­گر وقایع ساده‏ای است که برخی از آن‏ها در زندان می‏گذرد....» (محمدی، 1380: 192)

اخوان در 50 سالگی دو دفتر شعر خود «دوزخ امّا سرد» و «زندگی می‏گوید اما باز باید زیست» را منتشر می‏سازد. در این دفتر عناصر حماسی از نظر بسامد و کیفیت کم­رنگ می‏شود، زبان شعری اخوان نیز لحن و شیوۀ حماسی ـ آن گونه که از او سراغ می‏رود ـ را ندارد. تنها یک قطعه از مجموعه «زندگی می‏گوید اما باز باید زیست» دارای عناصر حماسی است، آن جا که اخوان به دختری کرد اشاره می‏کند که سهراب را شکست خواهد داد، و از او می‏خواهد که از گریستن دوری گرداند.                          

با توام من، ‏ای دختر جان!

شیر دختر، ‏ای شکوفه میوه‌دار ایل

تیهوی شاهین شکار کرد!

که به تاری از کمند گیسویت‏گیری

صد چنان سهراب یل را، آن که نتوانست

نازنین گردآفرید گرد

گرچه می‏دانم گریه تسکین می‌دهد دردت.

لیک، دختر جان، نبینم رو بگردانی به گرییدن. (اخوان، 1381: 234)

وی در این دو مجموعه به گونه‏ای قصه­وار و روایت‏‏گونه به وقایع زندگی شخصی ـ و گاه اجتماعی ـ می‌پردازد.

اخوان در واپسین سال زندگی خود در سن 61 سالگی «تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم» را به چاپ می‌رساند. حجم مجموعه بالاست و اشعار آن از یک‏دستی برخوردار نیست با این وجود در غالب موارد مضامین نو و امروزی از حماسه و اسطوره دارد. «خلاصه این مجموعه با همه ناهماهنگی‏ها و گاه نابسامانی‏ها و با همه فراز و فرودها، مجموعه‏ای است از فلسفه، عرفان، فرهنگ بومی و ملی، تعریض و انتقادهای سخت و دلیرانه، طنزها و شوخی‏های شیرین در مجموع بسیار متنوع و خواندنی» (بهبانی، 1379: 166)

مجموعه سواحلی در سال 1380 با همت فرزندان اخوان به چاپ می‏رسد. این مجموعه از نظر عناصر حماسی بسامدی اندک اما از حیث عناصر اسطوره‏ای حایز اهمیت است.

با توجه به توضیحات بالا و نمودار زیر درمی‌یابیم که نگرش و بینش حماسی در تمام مجموعه‌های شعری اخوان جلوه یافته است امّا اوج قدرت شاعری اخوان از سن 28 سالگی ـ سال انتشار مجموعه زمستان ـ تا 41 سالگی ـ سال نشر پاییز در زندان ـ است. در این دوره هم مضامین تازه و نو می‌شود و هم از نظر کمّی عناصر فراوانی حضور می‏یابند. پس از آن اگرچه از نظر کمّی حضور قابل‌ ملاحظه‌ای را در اشعارش می‌بینیم امّا عمق و کیفیت اشعار این دوره را ندارد تا اینکه در سال‌های پایانی عمر خود با انتشار مجموعه «تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم» مجدداً نگاه گذشته را می‌یابد و مضامین حماسی و اسطوره‏ای را به حضور در شعر فرا می‌خواند.


نمودار عناصر حماسی در مجموعه‏های اشعار مهدی اخوان ثالث

 

محمدرضا شفیعی کدکنی

محمدرضا شفیعی کدکنی در سن 26 سالگی ـ 1344ـ مجموعۀ شعر «زمزمه­ها» را چاپ و منتشر ساخت. زمزمه‏ها در قالب غزل و به سبک و سیاق کهن ـ به ویژه سبک هندی ـ سروده شده است. «زمزمه‏ها [ که] نخستین دفتر شعری م. سرشک و شاید از نظر قلب و قالب ضعیف‏ترین دفتر شعری اوست» (بشردوست، 1386: 151)، فاقد عناصر حماسی مؤثر است.

 شفیعی همزمان با چاپ و انتشار این مجموعه، «با تأثیر از شاعر پیش­کسوت هم­شهری خود، اخوان ثالث» (شفیعی‏کدکنی، 1361: 11) مجموعۀ «شب­خوانی» را انتشار می‏دهد. م. سرشک در این مجموعه هم از لحاظ زبان و هم از نظر اندیشه‏های شاعرانه مسیر اخوان را می‏پیماید. اگر نگاهی گذرا به برخی از اشعار این مجموعه مثلاً هفت­خوان ـ داشته باشیم می‏بینیم که همان طنین و سبک خراسانی و رگه‏های یأس و ناامیدی، حتی استفهام‏های مکرر و معترضانه که در اشعار اخوان تجلی یافته در اشعار او نمایان است. این مجموعه حاوی عناصر حماسی و اسطوره‏های ملی فراوانی است. وی هم از نظر زبانی و هم از لحاظ ارایه تصاویر شاعرانه سبک و سیاق حماسی به خود می‌گیرد.                                           

م. سرشک در 29 سالگی ـ 1347ـ «از زبان برگ­ها» را می‏سراید. وی در این دفتر با
به کارگیری عناصر طبیعت و آمیختگی آن با مفاهیم تمثیلی، اندیشه‏های بلند انسانی و اجتماعی خود را بیان می‏دارد. اگرچه عناصر حماسی در این دفتر کم­رنگ‏تر از شبخوانی است امّا زبان شعری این دفتر زبانی حماسی بوده و روحی حماسی را در خود سرشته است.

در سال 1350 در 32 سالگی «در کوچه باغ نیشابور» به زیور طبع آراسته می‌گردد. مجموعه‏ای موفق که تا سال 1357 بارها تجدید چاپ شد. عناصر حماسی این مجموعه بیشتر از مجموعه از «زبان برگ­ها» و کم‏تر از «شبخوانی» است. در سال 1356 در سن 38 سالگی مجموعۀ «مثل درخت در شب باران» را انتشار می‏دهد. عناصر حماسی این دفتر نسبت به مجموعه‏های قبلی کم‏تر است. از مهم‏ترین علل عدم حضور این عناصر این است که وی جلای وطن نموده و در خارج از کشور مقیم گردیده به همین سبب است که پای غالب اشعار این مجموعه نام اکسفورد، پرینسون، لندن و تاریخ میلادی رقم خورده است. روح غنایی این دفتر بیشتر جلوه نموده است.

 «از بودن و سرودن» و «بوی جوی مولیان» نیز کارنامه 38 سالگی شاعر است. لحن حماسی مجموعه «از بودن و سرودن» در خور توجّه است. امّا بسامد آن شبیه «مثل درخت در شب باران» اندک است. «بوی جوی مولیان» نیز حاوی اشعاری از غم غربت و دلتنگی‏های واقعی و عینی م. سرشک است. عناصر حماسی این دفتر از بسامد بالاتری نسبت به مجموعه‏های 38 سالگی شاعر برخوردار است.

روی‌هم‌رفته در مجموعه «آیینه‏ای برای صداها» که شامل هفت دفتر شعری اوست، به غیر از شبخوانی ـ که به گونۀ تقلیدی سروده است و عناصر حماسی فراوانی دارد ـ نگاه منطقی و متوسّطی نسبت به مقوله‏های حماسی دارد.

بررسی و تحلیل عناصر حماسی در مجموعه «هزاره دوم آهوی کوهی» که شامل 5 دفتر شعری اوست را نمی‏توان بر اساس سن شاعر مورد بررسی قرار داد. چرا که وی در هنگام انتشار این مجموعه ترتیب سرایش را بر هم زده است. به گونه‏ای که ممکن است سال سرایش شعری در این مجموعه به دهه 50 و شعری دیگر به دهه 60 یا 70 برگردد از سویی دیگر ممکن است در شعری از یکی از دفاتر این مجموعه حضور عناصر حماسی بسیار پررنگ و در شعری دیگر از همان دفتر فاقد آن عناصر باشد؛ مثلاً در مجموعه «مرثیه سرو کاشمر» در شعر «جاودان خرد» شفیعی از عناصر حماسی فراوانی مدد می‏گیرد تا اندیشه و آمال خود را بازگو نماید و در شعر دیگر «ساعت شنی» از همان دفتر فاقد عناصر حماسی است و هم از نظر سبک سرایش متفاوت است.

سخن پایانی در تحلیل نمودار زیر آن است که محمدرضا شفیعی­کدکنی در تمام دوره‌‏های زندگی خود با زبان حماسی مأنوس بود امّا در سنین جوانی از 26 تا 40 سالگی شاعر، دلایل متعددی نظیر تحوّلات اجتماعی، جوانی، تأثیرپذیری از شاعران هم­عصر و... سبب گردید تا این عناصر جلوه و جلای بیشتری یابند. وی در حیات شاعری خود توانست زبانی درخور احیای حماسه و اسطوره را برای خدمت به فرهنگ مردمان روزگار خود برگزیند و با پرداختی مناسب و مضمون‌آفرینی و ترکیب‌سازی‌های زیبا مخاطبان فراوانی را به سمت دنیای روح‌نواز و خیال‌انگیز روزگاران رمزآلود و مقدّس گذشته ایران نزدیک نماید.

نمودار عناصر حماسی مجموعه اشعار محمدرضا شفیعی‏کدکنی

 


سیاوش کسرایی

 «کسرایی تقریباً دیرتر از شاعران هم­نسل و روزگارش به نشر دفتر از سروده‏هایش پرداخت» (عابدی، 1379: 76) وی در حیات شاعری خود توانست 16 مجموعۀ شعر را به چاپ برساند. مجموعۀ نخست شعری وی «آوا» نام دارد که کسرایی آن را در سن 31 سالگی ـ در سال 1336ـ منتشر ساخت هرچند که طنین حماسی همراه با اندیشه نو در این دفتر حایز اهمیت است امّا روحی فردی، که بیانگر فکر و فلسفۀ خاصّ زندگی اوست، بیشتر جلوه نموده است به طوری که عناصر حماسی به ندرت یافت می‌شود. جز عنصر حماسی گُرد و رویین‏تن و ابزار حماسی خنجر ـ آن هم با بسامد اندک ـ مورد دیگری دیده نمی‏شود.

در سال 1338 و در سن 33 سالگی مجموعۀ «آرش کمانگیر» که «معروف‏ترین و فراگیرترین شعر فارسی از زمان پیدایش شعر نو تا سال 57 است» (لنگرودی، 1384 ج 2: 493) را انتشار می‏یابد، کسرایی در واکنش به وقایع جامعهـ کودتای 28 مرداد و حوادث بعد از آن ـ شیوه‏ای تأثیرگذار را برگزید به گونه‌ای که بنا بر اعتقاد برخی صاحب‌نظران «نخستین منظومۀ حماسی که در ایران به سبک جدید و با دیدی نو سروده شده است» (شریفی، 1391: 89) را به مخاطب تقدیم نموده است. این شعر اوج امید سیاسی و اجتماعی کسرایی در زمان ناامیدی و شکست است. عناصر حماسی چون آرش، ایرانشهر، درفش کاویانی، توران و ابزار حماسی مانند پیکان، کمان، تیر و... که فضا و میدان مبارزه را در اذهان خواننده تداعی می‌کند و عناصر اسطوره‏ای مانند اهریمن، آتش، البرز و... در این مجموعه کم نیستند، زبان شعر نیز لحن و بیان حماسی به خود گرفته است.

 «خون سیاوش» در سال 1341 و در سن 36 سالگی شاعر انتشار یافت. «خون سیاوش که از خود شاعر نام گرفته، یادآور داستانی کهن نیز هست ـ شاید این شعرها نیز شاخه‏هایی است که از خون سیاوش رسته و نمودار داغی است که هنوز تازه است و سوگند پهلوانان را به یادشان می آورد (سایه، 1341) شاعر تصوّرات و آرمان‌های سیاسی، اجتماعی و تاریخی خود را گاه با فریادی ناامیدانه و حزن‏آلود و گاه با آینده‏ای امیدوار بیان می‌دارد. برخی از اشعار این مجموعه مانند «اندوه سیمرغ» دارای بن‌مایه‌ای حماسی است و برخی دیگر از اشعار این دفتر، اگرچه شالوده‌ای حماسی ندارد، امّا از عناصر حماسی مهمّی برخوردار است. روی‌هم‌رفته عناصر حماسی و پهلوانی چون افراسیاب، بیژن، رستم، سیاوش، هفت خوان، رخش و... به مجموعه «خون سیاوش» جلوه و جلای خاصّی بخشیده است.

کسرایی در سال 1345 و در سن 40 سالگی مجموعۀ دوبیتی‌‌های خود را با نام «سنگ و شبنم» منتشر می‌سازد. این مجموعه دارای مضمونی عاشقانه است هرچند که آمیزه‌ای از حسّ میهن‌پرستی را نیز در خود دارد امّا از عناصر حماسی ـ جز یک مورد ـ عاری است.

در 40 سالگی شاعر مجموعۀ «با دماوند خاموش» نیز به طبع رسید. این مجموعه آمیزه‏ای است از اشعار حماسی و غنایی، در برخی از اشعار این مجموعه نظیر شعر «با دماوند خاموش» و «باور نمی‏کند دل من مرگ خویش را» عناصر حماسی فراوانی حضور دارند. در دیگر اشعار این دفتر نیز کسرایی عناصر حماسی مانند تهمتن، حماسه، تیر و... را دست‌مایۀ تصویرآفرینی خود قرار داده است.

مجموعه خانگی در سن 41 سالگی و در سال 1346 به چاپ رسید. عناصر حماسی این دفتر اندک است. چرا که شاعر با نگاهی انتقادی به مسایل اجتماعی رو آورده و درگیر عناصر روزمرۀ جامعه است با این حال عناصری چون غول، آتش، ایران، خنجر در این مجموعه به چشم می‌خورد.

کسرایی از 41 تا 50 سالگی خود به دلیل سانسور شدید نتوانست مجموعه‌ای را به چاپ برساند. بنابراین بعد از حدود 10 سال ـ در سال 1355ـ مجموعه کوچک «به سرخی آتش به طعم رود» را انتشار می‌دهد. این مجموعه سرشار از احساسات تند و غلیظ سیاسی و داغی و دردی است که شاعر با آن برخورد نموده است. عناصر حماسی این مجموعه درخور توجّه است. عناصری چون افراسیاب، درفش کاویانی، خون سیاوش، سهراب، رستم، دماوند، جادو و... گاه به گونه گذرا و گاه به مقتضای درنگ‏پذیری حضور یافتند. در سال 1357 در سن 52 سالگی «از قرق تا خروسخوان» انتشار می‏یابد. این مجموعه که حاصل آخرین تلاش و تکاپوی انقلابی اوست. وی را به عنوان شاعر سیاسی نوگرایی معاصر معرفی می‌کند. این دفتر با توجّه به حال و هوای انقلابی‌اش دارای عناصر حماسی خاصّی است که غالباً نگاه و نگرش نوینی را در پی دارد. عناصری چون وطن، آزادی، درفش، پرچم، زردشت و... به مناسبت حال و مقام تجلّی یافته‌اند. یک سال بعد در سن 53 سالگی «آمریکا! آمریکا!» به چاپ می‌رسد، رجزخوانی که از ویژگی‏های عناصر حماسی است با نام‌هایی از ایران، پهلوان، رویین‌تن، اهریمن و... در این مجموعه به کار رفته است.

در سال 1360 ـ در سن 55 سالگی ـ «چهل کلید» منتشر می‌گردد. عناصر حماسی این مجموعه کم نیست، به ویژه حضور شعر «خوان هشتم» این عناصر را پررنگ‌تر نموده است. عناصری چون رستم، سهراب، کاوه، خوان هشتم، مزدک، جادو، دیو و... در این مجموعه به چشم می‌خورد. شاعر در سن 56 سالگی ـ  1363 ـ بر اثر فشارهای سیاسی از ایران خارج می‌شود و به فاصله دو سال در سن 57 و 58 سالگی «تراشه‌های تبر» و «پیوند» را در کابل به چاپ می‌رساند. در این سال‌ها با شاعری ناامید سروکار داریم. دلتنگی غربت، شکست سیاسی و... در ناامیدی او تأثیرگذار بود. با این حال ـ اگرچه کمتر از مجموعه‌های دیگر ـ عناصر حماسی و اسطوره‌ای نظیر تهمتن، آتش، غول، رویین‌تن در این دفتر به چشم می‌خورد.

 «هدیه برای خاک» یک شعر بلند هشت صفحه‌ای است که در دی ماه 1367 سروده شده و در سال 1368 در لندن منتشر گردید. این شعر فاقد عنصر حماسی است.

 «ستاره سپیده دمان» نیز همراه با «هدیه برای خاک» در 63 سالگی شاعر در لندن منتشر شد به غیر از چند عنصر حماسی مانند شمشیر، خنجر، پرچم و چند عنصر دیگر عناصر مؤثّر دیگری در این مجموعه نمی‌توان یافت.

کسرایی در سن 69 سالگی «مهره سرخ» را در وین اتریش منتشر می‌سازد. وی در این مجموعه به بازآفرینی حماسه ملّی ایران می‌پردازد. این شعر ویژگی‏های شعر حماسی نظیر خرق عادت، فضاسازی، مؤلّفه‌های روایت، زبان حماسی و... را دارد و کسرایی در 4 پرده و به گونه‏ای بسیار زیبا به تصویر می‏کشد. «در حقیقت می‏توان گفت سیاوش کسرایی شاعر این منظومه، در پی اشتباهات خود و بسیاری از جوانان هم­سنش و پیوستن به گروه‏ها و احزاب سیاسی و موضع‏گیری‏هایی که از خود نشان داده است و به تبع همه آن‏ها تاوان بزرگی که با غربت و دوری از وطن پرداخته، اکنون در قالب شخصیت سهراب شاهنامه، به توجیه زندگی گذشته خود نشسته است.» (مددیان پاک، 1392: 1928) عناصر حماسی نظیر اسفندیار، افراسیاب، سهراب، رستم، گردآفرید و... به فراوانی به چشم می‌خورد. شاعر سبک و سیاقی حماسی به خود می‏گیرد.

12 سال بعد از مرگ کسرایی در سال 1381 مجموعۀ شعر «هوای آفتاب» که حاصل تلاش و همت شاعر گرانقدر ه. الف. سایه ـ دوست و بانی انتشار آثار کسرایی ـ است به چاپ می‌رسد. این مجموعه اشعار دهه 60 را در بر دارد. اگرچه سبک این مجموعه رومانتیک است امّا عناصر حماسی این مجموعه حائز اهمیت است.

 اگر به مجموعه اشعار کسرایی نگاهی کلی بیفکنیم، خواهیم یافت که وی در تمام دوره‏های زندگی خود، فراخور نیاز جامعه و حال و هوای فردی از عناصر حماسی به گونه‌ای منطقی و سازمان­یافته بهره می‌گیرد. غیر از شعر «آرش کمانگیر» و «مهره سرخ» که اساس و شالوده‌ای حماسی و اسطوره‌ای دارد در بقیه مجموعه‏های خود نیز به گونه متوسط از این عناصر در جهت بیان اندیشه‏های ذاتی و اجتماعی بهره‌مند شده است.

نمودار عناصر حماسی اشعار مجموعه‏های سیاوش کسرایی

 

 

نیما یوشیج

تحلیل عناصر حماسی نیما با شکل و شیوة متعارف و مرسوم آن متفاوت است. حضور عناصر حماسی در مجموعۀ چند صد صفحه‌ای او هم از نظر بسامد و هم از نظر کیفی چندان عمیق و پر رنگ نیست. آنچه که سبب گردید تا نیما در گروه حماسه‌گرایان ایران قرار گیرد بیشتر حضور موجودات وهمی نظیر غول، اهریمن، اژدها، دیو، قاف و... است. این عناصر توانستند در کنار ابزار حماسی مانند تیر، کمان، خنجر، شمشیر و... ـ که در اشعار وی از بسامد بالایی برخوردار است ـ یادآور نزاع و ستیز روزهای نخستین جامعة بشری گردد. روزهایی که این رویاها و تمنیات قلبی به یاری مردم می‌شتافتند تا ضمیر خودآگاه آنان بر پلیدی‏ها چیره گردد.

برای بررسی و واکاوی حضور عناصر حماسی اشعار نیما ناچاریم مجموعۀ اشعار وی را بر اساس قالب اشعار تقسیم نماییم چرا که آن دسته از اشعار که به سبک و سیاق کهن سروده شده است ـ با توجه به حجم کم اشعار نسبت به قالب نو و نیمایی ـ از عناصر ملّی بیشتری برخوردار است. مجموعۀ اشعار نیما در قالب قطعات، قصاید، غزلیات، رباعیات و مجموعۀ شعر مازندرانی «روجا» با توجّه به فضای حاکم بر اشعار حضور عناصر ملّی هم پررنگ‌تر و هم کیفی‌تر است. اشعار دیگر نیما نیز به دو قسمت اشعار بلند افسانه، قصّه رنگ پریده، خانه سریویلی، پی دار و چوپان، خانۀ سرباز، سرباز فولادین، قلعۀ سقریم، شهریار، مانلی، پادشاه فتح که در نمودار زیر به صورت شعر نیمایی 1 و اشعار کوتاه ـ بقیۀ اشعار نو و نیمایی ـ به صورت شعر نیمایی 2 تقسیم، و هر کدام در نموداری مجزا نشان داده شده است.

تقسیم‏بندی اشعار نیما به شش ستون تا حدودی شش دوره از زندگی او را نیز شامل می‏شود چرا که وی در دورۀ جوانی ـ اگرچه کم و بیش به سرودن اشعاری تازه و نوین روی آورد ـ امّا بیشتر در قالب قطعه، غزل، قصیده شعر می‌سرود و اشعار نو و سبک نیمایی وی محصول دورۀ میان‌سالی و پختگی و دورۀ پایانی زندگی اوست نیما مجموعه روجا را نیز در حدود میان‌سالی و پایانی حیات خود سروده است.

از آن جایی که حضور ابزار حماسی سبب گردید تا شعر نیما طنینی حماسی به خود گیرد و از سویی دیگر عناصر حماسی ملی در شعر وی حضوری پررنگی ندارد، به ضرورت در نمایش نمودار ابزار حماسی را مورد لحاظ قرار داده و ستونی مجزا برای آن در نظر گرفتیم.

نمودار مجموعه اشعار نیما یوشیج

 

بررسی علل گرایش و مقایسه بسامد عناصر حماسی در اشعار شاعران مقاله

در قسمت نخست این بهره، موارد اشتراک شاعران این مقاله و علل گرایش آن‏ها به حماسه‏پردازی مورد بررسی قرار گرفته و در قسمت دوم میزان حضور عناصر حماسی ریشه‌دار گذشته در اشعار شاعران این رساله مورد واکاوی قرار می‏گیرد.

علل گرایش شاعران به عناصر حماسی

الف) تحولات اجتماعی

مهم‏ترین عاملی که سبب گردید تا شاعران این رساله به ایران باستان پناه آورند تحولات جامعه و واکنش‏های آن‏ها نسبت به آن حوادث بود. به عنوان نمونه می‏توان به حادثه 28 مرداد سال 1332 اشاره نمود. با بررسی اشعار قبل از کودتا در می‏یابیم که در نگاه تیزبینانه و خیال‏اندیش و گاه زودرنج شاعران معاصر، آرمان‌گرایی و امیدواری حضوری مستمر دارد اما شکست‏های پیاپی و خیانت رهبران نهضت سبب شد تا شاعران ـ امیدوارانه یا ناامیدانه ـ به ایران قبل از اسلام‌ پناه آورند و آن را التیام آلام خود قرار دهند. آن‏ها تلاش می‏کنند تا از پهلوانان ملی و اسطوره‏ای ایران نظیر رستم، بیژن گیو، گودرز و...... مدد گیرند تا امیدی دوباره را در ذهن جامعه تزریق نمایند، به این امید که با یاری پهلوانان نو، انیران را فرو کوبند و غبار از روی درفش کاویانی بزدایند.

ب) عشق به ایران

عشق به ایران ـ به ویژه ایران قبل از اسلامـ در شعر شاعران این رساله انعکاس فراوانی یافته است. مجموعه «تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم» اخوان ثالث، «مهره سرخ» سیاوش کسرایی، مجموعه «روجا» نیما یوشیج و «هزاره دوم آهوی کوهی» به ویژه شعر «جاودان خرد» شفیعی‏کدکنی نمونه‏ای از عشق و در عین حال تعهد شاعران به این اشتیاق است. این دل‏باختگی آن‏ها را به سوی دوران شکوه و باعظمت دیرین ایران سوق می‏دهد و سبب می‏گردد هر عنصری که با وطن پیوند داشته باشد در اشعارشان تجلی یابد. عناصر حماسی، اسطوره‌ای، آیین گذار و حتی موجودات وهمی و ابزار حماسی گاه با خشم و خروش متعصبانه ـ بیشتر در شعر اخوان ـ و گاه با نگاهی امیدوارانه و منطقی ـ شعر سیاوش کسرایی ـ گاه به گونه مسالمت‌آمیز در کنار عناصر اسلامی ـ شعر شفیعی‏کدکنی ـ و گاه با زبان نازش و افتخار ـ  در اشعار طبری نیما یوشیج ـ حضور می‏یابند.

ج) ویژگی زبانی

از دیگر خصوصیات شعری شاعران این رساله ـ و حتی شاعران حماسه‌سرا و اسطوره‏پرداز معاصر ـ پیوند زبانی با ادبیات کهن است، در شعر این شاعران واژگان مهجور گذشته در کنار واژگان امروزی قرار می‏گیرند. این واژگان به گونه‏ای هنرمندانه و دقیق در کنار هم می‏نشینند که خواننده کمتر دچار دوگانگی زبانی می‏شود.

هر کدام از این شاعران، مهدی اخوان ثالث، سیاوش کسرایی، محمدرضا شفیعی‏کدکنی و نیما یوشیج، فراخور قدرت ادبی خود، با درهم تنیدن سبک‏های گذشته، به ویژه خراسانی، شیوه‏ای به اصطلاح «نو قدمایی» را پایه‏ریزی کردند.

غیر از کاربرد واژگان، از لحاظ ساختمان نحوی نیز از ادبیات گذشته سودها جستند، آن‏ها در اشعار خود با ایجاد سکون، حرکت‏ها، قطع و وصل‏های کلامی، طنین خاص زبان حماسی را به شعر خود بخشیدند. در این شیوه اخوان ثالث بیش‌ترین بهره را از سبک خراسانی برده است. پس از وی به ترتیب سیاوش کسرایی، شفیعی‏کدکنی و نیما یوشیج قرار دارند.

د) ستایش نیکی

از عوامل دیگر که سبب گردید تا زبان هر کدام از شاعران مقاله شکل و شمایل حماسی و به ویژه اسطوره‏ای به خود گیرد، ستایش نیکی، پاکی و نکوهش بدی و اهریمنی است. هر یک از شاعران این مقاله از آفت اهریمنی می‏هراسند و مردم را به سمت روشنایی اهورایی و روح زروانی دعوت می‏کنند. هر کدام با ترکیباتی نظیر شب دم کرده و دلتنگ، شب اهریمنی، روشنایی اهورایی و..... سعی می‏کنند تا جامعه خود را به ابتدایی‏ترین عواطف انسانی ـ  که در دورۀ مقدس و بی‏گناهی وجود داشته ـ نزدیک نمایند.

مقایسه عناصر حماسی در اشعار شاعران

مهدی اخوان ثالث

اخوان شیفته و دلباختۀ فرهنگ ایران قبل از اسلام است. این شیفتگی او را تا حدّ عشق‌ورزی و پناهندگی به رویاهای شیرین پیشین سوق می‌دهد. علاقه عمیق و باورمندانه به ایران باستان، زبان فخیم و باستان‌گرا، عشق و اشتیاق به شاهنامه و... سبب شد تا او علاقه عمیق به عناصر حماسی و ملّی پیدا نماید.

توجّه و التفات به عناصر حماسی از استوانه‌های اصلی ذهنی شاعر است در اشعار او نام بسیاری از شخصیت‌های حماسی ایران از پادشاهان، پهلوانان، حیوانات و حتّی اشیاء و اماکن که به نوعی با حماسه مرتبط است حضور می‏یابند. اخوان از عناصری چون جمشید، کی‌قباد، کی‌کاووس، کی آرمین، کی پشین، کاوه، نریمان، سام، زال، رستم، سهراب، بیژن، اسفندیار و... فراوان یاد می‌کند. وی در مقایسه با دیگر شاعران این مقاله هم از عناصر بیشتری بهره برده و هم از نظر کیفی (ناگاه امروزی و نوین) از دیگر شاعران پیشی جسته است.

محمدرضا شفیعی‏کدکنی

محمدرضا شفیعی کدکنی با به‌ کارگیری عناصر حماسی و با استفاده از زبان نجیب خراسانی توانست رسالت اجتماعی خود را به درستی انجام دهد. اگرچه روحیۀ عاریتی و تقلیدگرایانه وی در مجموعۀ «شب‌خوانی» آشکار است امّا عناصر حماسی با حشمت و هیبتی بزرگ در مجموعه‌های دیگر شعری وی نیز چهره می‌نماید. وی از عناصری چون کی‌خسرو، کی‌کاووس، زال، رستم، اسفندیار، سیاوش و... برای بیان اهداف بلند اجتماعی و انسانی خود سود می‌جوید و با به کارگیری این عناصر در کنار عناصر حماسی بعد از اسلام نظیر پوریای ولی، میرزا کوچک خان، خیابانی و.... رویکردی تازه را برمی‌گزیند. شاعر زمان را در می‌نوردد و قبل و بعد از اسلام را از هم گسیخته نمی‌بیند و معتقد است که پهلوانان ایران می‌توانند در تمامی دوره‌ها در کنار یک‏دیگر در سطر سطر اشعارش تجلی نمایند.

سیاوش کسرایی

در اشعار سیاوش کسرایی عناصر حماسی و ملّی فراوانی به چشم می‌خورد و وی با بهره‌گیری از پشتوانۀ هنری و نیازهای سیاسی و اجتماعی زمان خود از این عناصر بهره می‏گیرد. وی از مجموعه «آرش کمانگیر» به بعد زبان و لحنی حماسی می‌یابد. گاه برای رجزخوانی و بیان مفاخره، گاه با التجا به گذشته باشکوه و گاه برای التیام آلام از آن عناصر مدد می‏گیرد و تصاویری زیبا می‏آفریند. در اشعارش عناصر حماسی نظیر آرش، رستم، سهراب، افراسیاب و... کم نیستند. وی بر عکس اخوان که دچار یأس و ناامیدی شده بود پیام‏های امیدبخش خود را که سرشار از زیبایی و وطن‌دوستی است ارایه می‌دهد.

نیما یوشیج

نیما یوشیج بیشتر از هنر نواندیشی و مضمون‌آفرینی برخوردار است، با اینکه زبان و لحن حماسی در اشعار وی تجلّی یافته امّا مانند دیگر شاعران این مقاله، از کیفیت خاص که بتوان او را در زمرۀ شاعران ترکیب‏ساز قرار داد، نیست. بیشتر عناصر حماسی وی ابزار حماسی نظیر تیر، کمان، شمشیر، خنجر و... است. عناصر حماسی مانند گستهم، تور، بهمن و... با نگاهی کم عمق و گذرا جلوه می‌کنند و فرصت نشو و نما نمی‌یابند.

سخن پایانی در تحلیل نمودار زیر آن است که شاعران این مقاله از دریچۀ امروز به گذشته نگریسته‏اند. بنابراین از بسیاری از عناصر کهن برداشتی نو و امروزی دارند. از رستم «تختی»، از سهراب، بیژن و سیاوش «جوانان وطن»، از اهرمن «صدام یا حاکم ظالم»، از پهلوان شکست‌خورده «مصدق» و...... را در ذهن مخاطب تداعی می‏نمایند. این شاعران مقلدان صرف نیستند و به مقتضای حال و مقام نگاه و نظر نوینی دارند.

نمودار

 


نتیجه‏

پس از بررسی و واکاوی عناصر حماسی در شعر معاصر ایران آن چه که پیش از پیش مورد توجه قرار می‏گیرد آن است که شاعران پیشتاز معاصر ایران توانستند با بهره‌جویی از عناصر حماسی جایگاه و پایگاه معتبری به شعر خود ببخشند. زنده کردن یاد و خاطره ایران قبل از اسلام از استوانه‌های اصلی اندیشه شاعران این مقاله است، آن‏ها با التجا به گذشته پر رونق ایران قبل از اسلام با دستانی پر از حماسه و اسطوره‏های ملی می‏آیند، حال و گذشته را می‏سنجند و در مکاشفه‏ای الهام‏آمیز یافته‏های ذهنی خود را با عناصر ملی پیوند می‏زنند و با بیانی هنرمندانه و میناگرانه سمبل‏ها و نمادهایی زیبا می‏آفرینند. هر کدام از شاعران فراخور مایه‏های عمیق علمی، کلام فاخر ادیبانه، توانایی ذاتی در تطبیق و تطابق حوادث شگفت‌انگیز حماسه ملی با روزگار خود، گاه برای التیام آلام و گاه امید و آرزو مضامین زیبا می‏آفریند.

شاعران معاصر از سرمایه‏های عظیم ملی نظیر جمشید، فریدون، کی‏کاووس، زال، رستم، سهراب، سیاوش و... سخن به میان می آورند تا هاله‏های مه گرفته و اندوه‌بار بی‏عدالتی و سرکوب‏ها را از دیدگان مردم بزدایند و تحرک و خیزش منفعل شده را سامان بخشند. در این میان اخوان در به‌کارگیری عناصر حماسی هم از نظر کمی ـ بسامد ـ و از نظر کیفی ـ مضامین نو و امروزی ـ پیشتاز است؛ پس از وی کسرایی و شفیعی‏کدکنی گاه به گونه گذرا و کم‏رنگ و گاه به مقتضای درنگ‏پذیری سیر منطقی و متوسطی دارند. در به کار‏گیری عناصر حماسی نیما یوشیج در رتبه چهارم قرار دارد. در شعر نیما عناصر حماسی نظیر گستهم، تور، بهمن و رستم شتابان می‏گذرند و فرصت نشو نما نمی‏یابند اما عناصر وهمی در کنار ابزار حماسیـ که میدان مبارزه را در ذهن داعی می‏کند، در چرخه مضمون‌آفرینی وی قرار می‏گیرند.

در پایان باید گفت که برخی از سروده‌های شاعران مورد بحث این مقاله، انبوهی از عناصر و مفاهیم حماسی را در خود گنجانده است و آن‏ها توانستند جلوه‌های باشکوهی از میراث نیاکان را به نمایش بگذارند به عنوان نمونه می‏توان در شعر اخوان از (خوان هشتم و آدمک)، (شهریار شهرسنگستان)، در شعر شفیعی‏کدکنی می‌توان از هفت خوانی دیگر (آیینه،
121ـ116)، آیینة جم (همان، 120ـ123)، جاودان خرد (هزاره، 17ـ13)، در شعر سیاوش کسرایی «آرش کمانگیر» و «مهرۀ سرخ» و در شعر نیما یوشیج «مجموعه روجا» را نام برد.


 



* دانشجوی دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن، ایران. (نویسنده مسؤول)

** استاد و عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور، ایران.

*** استاد دانشگاه آزاد اسلامی، واحد رودهن، گروه زبان و ادبیات فارسی، رودهن، ایران.

تاریخ دریافت: 11/2/96                                                                                        تاریخ پذیرش: 30/3/96

منابع و مآخذ

1ـ ابتهاج، هوشنگ. از مقدمه خون سیاوش «سروده‏های سیاوش کسرایی». تهران: انتشارات نادر، 1341.

2ـ اخوان ثالث، مهدی. آخر شاهنامه. تهران: انتشارات زمستان، چاپ پانزدهم، 1381.

3ـ ــــــــــــــــــ . ارغنون. تهران: انتشارات مروارید، چاپ دوم،1348.

4ـ ــــــــــــــــــ . از این اوستا. تهران: انتشارات مروارید، چاپ اول، 1344.

5ـ ــــــــــــــــــ . تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم. تهران: انتشارات مروارید، چاپ پنجم، 1376.

6ـ ــــــــــــــــــ . زمستان. تهران: انتشارات زمستان، چاپ هجدهم، 1381.

7ـ ــــــــــــــــــ . سه کتاب (در حیاط کوچک پاییز در زندان، زندگی می‏گوید: اما باز باید زیست، دوزخ اما سرد). تهران: انتشارات زمستان، چاپ نهم، 1381.

8ـ آشوری، داریوش، ناگه غروب کدامین ستاره، تهران (به اهتمام محمد قاسم زاده)، انتشارات بزرگمهر، چاپ اول، 1370.

9ـ براهنی، رضا، باغ بی‏برگی (به اهتمام مرتضی کاخی)، تهران: انتشارات زمستان، چاپ دوم، 1379.

10ـ بشردوست، مجتبی. در جستجوی نیشابور. تهران: انتشارات ثالث، چاپ دوم، 1386.

11ـ بهبهانی، سیمین، باغ بی‏برگی (به اهتمام مرتضی کاخی)، تهران: انتشارات زمستان، چاپ دوم، 1378.

12ـ زرین‏کوب، حمید. چشم انداز شعر نو فارسی. تهران: انتشارات کتاب زمان، چاپ دوم، 1358.

13ـ زرین‏کوب، عبدالحسین، ناگه غروب کدامین ستاره (به اهتمام محمد قاسم زاده)، تهران: انتشارات بزرگمهر، چاپ اول، 1370.

14ـ شریفی، فیض. شعر زمان ما. انتشارات مروارید، چاپ اول، 1391.

15ـ شفیعی­کدکنی، محمدرضا. آیینه‏ای برای صداها. تهران: انتشارات سخن، چاپ نهم، 1394.

16ـ ــــــــــــــــــــــــ . هزارة دوم آهوی کوهی. تهران: نشر سخن، 1376.

17ـ ــــــــــــــــــــــــ . ناگه غروب کدامین ستاره (به اهتمام محمد قاسم زاده)، تهران: انتشارات بزرگمهر، چاپ اول، 1370.

18ـ صفا، ذبیح­الله. حماسه‏سرایی در ایران. تهران: انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم، 1352.

19ـ عابدی، کامیار. شبان بزرگ امید. انتشارات کتاب نادر، چاپ اول، 1379.

20ـ ــــــــــــ . نقد هزاره دوم آهوی کوهی. جهان کتاب، 57 و 58.

21ـ کسرایی، سیاوش. مجموعه اشعار. انتشارات نگاه، چاپ چهارم،  1391.

22ـ ـــــــــــــــ . گزینه اشعار. انتشارات مروارید، چاپ دهم، 1393.

23ـ لنگرودی، شمس (محمد تقی جواهری گیلانی). تاریخ تحلیلی شعر نو. تهران: انتشارات مرکز، جلد دوم، سوم و چهارم، چاپ دوم، 1378.

24ـ محمدی، محمدرضا. آواز چگور. تهران: انتشارات ثالث، چاپ دوم، 1380.

25ـ مددیان، پاک، طاهره، «رویکردی روایت شناسانه بر منظومه بلند مهره سرخ»، انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه هرمزگان، 1392.