بررسی شیوه‌های تصویرگری با سازها و موسیقی در قصاید خاقانی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

چکیده

مقاله حاضر می­کوشد به تبیین جایگاه سازها و اصطلاحات موسیقی در تصویرسازی قصاید خاقانی بپردازد. هدف از انجام این تحقیق، پاسخ دادن به این پرسش است که خاقانی به چه منظور و تا چه‌اندازه و به چه شیوه‌هایی سازها و اصطلاحات موسیقی را در تصویرسازی به کار برده و از چه شگردهای هنری بهره برده است. در این مقاله ابتدا به جمع­آوری و دسته­بندی ابیاتی که شاعر در آن‌ها از اصطلاحات و آلات موسیقی در تصویرپردازی استفاده کرده است پرداخته­ایم؛ سپس ساز­ها و اصطلاحات موسیقی بر اساس کاربردشان در تصویرسازی دسته‌بندی و تحلیل شده­اند و برخی از دشواری­هایی که مربوط به اصطلاحات موسیقی و سازها بوده است، برطرف شده است. در نهایت می­توان گفت که مطابق بررسی­ها و مشاهدات انجام شده در قصاید خاقانی، از شکل ساز­ها و آهنگ­های سازها آن‌ها و اصطلاحات موسیقی به شیوه‌ای هنرمندانه برای تصویرسازی و تصویرپردازی‌های متنوع به کار گرفته شده­اند؛ هم‌چنین از اسامی آلات و اصطلاحات موسیقی به منظور مضمون­سازی برای ساختن مضامین هنرمندانه استفاده شده است. برخی از این مضامین در قصاید خاقانی به شکل یکسان با تفاوت­هایی تکرار می­شوند.

کلیدواژه‌ها


 

 

بررسی شیوه‌های تصویرگری با سازها و موسیقی

 در قصاید خاقانی

سارا گرامی*

دکتر محمد‌حسین کرمی**

چکیده

مقاله حاضر می­کوشد به تبیین جایگاه سازها و اصطلاحات موسیقی در تصویرسازی قصاید خاقانی بپردازد. هدف از انجام این تحقیق، پاسخ دادن به این پرسش است که خاقانی به چه منظور و تا چه‌اندازه و به چه شیوه‌هایی سازها و اصطلاحات موسیقی را در تصویرسازی به کار برده و از چه شگردهای هنری بهره برده است. در این مقاله ابتدا به جمع­آوری و دسته­بندی ابیاتی که شاعر در آن‌ها از اصطلاحات و آلات موسیقی در تصویرپردازی استفاده کرده است پرداخته­ایم؛ سپس ساز­ها و اصطلاحات موسیقی بر اساس کاربردشان در تصویرسازی دسته‌بندی و تحلیل شده­اند و برخی از دشواری­هایی که مربوط به اصطلاحات موسیقی و سازها بوده است، برطرف شده است. در نهایت می­توان گفت که مطابق بررسی­ها و مشاهدات انجام شده در قصاید خاقانی، از شکل ساز­ها و آهنگ­های سازها آن‌ها و اصطلاحات موسیقی به شیوه‌ای هنرمندانه برای تصویرسازی و تصویرپردازی‌های متنوع به کار گرفته شده­اند؛ هم‌چنین از اسامی آلات و اصطلاحات موسیقی به منظور مضمون­سازی برای ساختن مضامین هنرمندانه استفاده شده است. برخی از این مضامین در قصاید خاقانی به شکل یکسان با تفاوت­هایی تکرار می­شوند.

واژه‌های کلیدی

 تصویرسازی، سازها و اصطلاحات موسیقی، تشخیص، توصیف، خاقانی.

مقدمه

خاقانی شاعری است که بنا بر شیوه عصر خود، انواع علوم را اعم از علم نجوم، موسیقی، طب و... به شکل هنرمندانه در اشعار خود جای می­دهد.

استفاده از نام آلات موسیقی و اصطلاحات آن در شعر خاقانی جایگاه ویژه‌ای دارد از این رو هدف این تحقیق، پاسخ­دادن به این سوالات است: خاقانی از اصطلاحات وآلات موسیقی به چه منظورهایی استفاده کرده است؟ آیا سازها و آهنگ­ها در تصویرسازی­های او نقشی دارد؟ اگر نقشی دارد، در تصویرسازهای خود تا چه ‌اندازه موفق بوده است؟

برای پاسخ دادن به این‌ سوال­ها ابتدا باید تصویر و موسیقی را شناخت.

«تصویر (ایماژ) پرکاربردترین اصطلاح نقد ادبی است که از دیرباز در بلاغت اسلامی مطرح بوده و در دوره شکوفایی نقد جدید در ادبیات غرب محبوبیت یافت» (فتوحی، 1389: 37)

«تصویر به مجموعه تصرفات بیانی و مجازی (از­ قبیل تشبیه، استعاره، کنایه، مجاز مرسل، تمثیل، نماد، تشخیص، پارادوکس و ...) اطلاق می­شود.» (همان: 42)

 و موسیقی: هنر بیان احساس به وسیله صداهاست. مهم­ترین عوامل تشکیل دهندة موسیقی صدا و وزن هستند. (پورتراب، 1369: 13)

موسیقی در اصل به نواها و آهنگ­هایی گفته می­شود که انسان به وسیله سازهای مختلف ایجاد می­کند، اما توسعاً به هماهنگی اصوات و نواها و آهنگ­های کلامی انسان نیز گفته می‌شود و در نوشتار به ویژه­ در شعر نیز کاربرد ویژه دارد. به علاوه حسنی و خالقی در بارة تأثیر آن نوشته­اند:

«موسیقی نشانه­ جنبش زندگی، زبان احساسات و عواطف و بیان زیبایی و انسانیت است». (حسنی، بی­تا: 3)

«موسیقی صنعت ترکیب اصوات و صداهاست به طوری‌که خوش­آیند باشد و سبب لذت سامعه و انبساط و انقلاب روح گردد. بنا بر تعریف فوق پایه و اساس موسیقی صوت و صداست که بدون آن موسیقی به وجود نمی­آید.» (خالقی، 1316: 6)

علم موسیقی هم به مانند هر علم دیگر اصطلاحات خاص خود را دارد که فقط در همان علم تعریف می‌شود: نوا، لحن، زخمه و آوا و... .

پیشینه تحقیق

پژوهش­های بسیاری در زمینه تصویرسازی یا در بارة خاقانی صورت گرفته است، اما هیچ ‌یک از آنان به صورت مستقل و کامل تصویرسازی با سازها و اصطلاحات موسیقی در دیوان خاقانی
 را مورد بررسی قرار نداده­­­اند؛ بنا بر این در این مقاله تصویرسازی با مدد سازها و اصطلاحات موسیقی مورد بررسی قرار گرفته است. در این قسمت به بررسی برخی از پژوهش‌های صورت گرفته در زمینة تصویر­پردازی موسیقی یا خاقانی می­پردازیم:

کتاب «رخسار صبح» (1376) نوشتة میر جلال الدین کزازی. وی یک قصیده­ای از خاقانی با مطلع «رخسار صبح پرده به عمداً برافکند» را از نظر واژه­شناسی، زیباشناسی(تشبیه و استعاره و...) و ژرفاشناسی بررسی کرده است؛ اما این کتاب فقط همان یک قصیده را بررسی کرده است.

مقاله «توصیف و تصویرگری در منظومة حماسه علی­نامه» (زمستان 1385) نوشتة
اسحاق طغیانی و... این مقاله حماسه علی­نامه را از نظر توصیف و تصویرگری مورد بررسی قرار داده است و در بحث تصویر، انواع تشبیه را به صورت آماری استخراج کرده است و هم‌چنین انواع کنایه و استعاره و... را همراه با نمونه آورده است.

کتاب ارمغان صبح از دکتر نصرالله امامی. این کتاب گزیده­ای از قصاید خاقانی را به
همراه آرایه­های ادبی آورده است. هم‌چنین در ضمن آرایه­های ادبی به شرح سازها و یا تصویر ساخته شده از آنان نیز اشاره­ای کرده است؛ اما این کتاب فقط چند قصیده را مورد بررسی قرار داده است.

کتاب «لغات تعبیرات، اصطلاحات دیوان خاقانی» (1363، ج3) به کوشش سید ضیاءالدین سجادی. این کتاب به شرح لغات و ترکیبات و معنی برخی اصطلاحات پرداخته است. و دربارة سازهای موسیقی فقط اشاره کوتاه و کلی دارد و گاه به شکل ظاهری ساز توجه کرده است.

چنان‌که ملاحظه شد هیچ‌کدام از تحقیقات یاد شده به سازها، آهنگ­ها و تصویرسازی با آن‌ها در اشعار خاقانی نپرداخته­اند و ما در این مقاله به این امر می­پردازیم.

خاقانی در به­ کارگیری اصطلاحات موسیقی و انواع سازها شیوه­های متنوع به کارگرفته است. وی گاهی اصطلاحات موسیقی و سازها را برای تبیین مطلبی می‌آورد، اما بیشتر با آن‌ها تصویرسازی می‌کند. از آنجا که تصویرسازی­های خاقانی با سازها از تنوع و جایگاه ویژه­ای برخوردار است، انواع آن را مورد بررسی قرار می­دهیم:

1ـ سازها و اصطلاحاتی که با آنان تصویرسازی می­کند.

2ـ سازها  اصطلاحاتی که برای بیان مطلبی آمده­اند بدون تصویرسازی.

1ـ تصویرسازی با سازها و آلات موسیقی

تصویرسازی با سازها و آلات موسیقی را در اشعار خاقانی می­توان به پنج گونه دسته­بندی کرد: تصویر‌سازی با شکل ظاهری ساز، تصاویر خلق شده با موضوعات مختلف، تصویرسازی با شیوه نواختن ساز، تصویر‌سازی با شکل ظاهری و شیوه نواختن سازها و تصویر‌سازی با اسامی سازها. ما در این بخش از پژوهش نمونه­هایی از آنان را بررسی می­کنیم.

1ـ1ـ تصویر‌سازی با شکل ظاهری ساز

این مقوله در اشعار خاقانی فراوان است؛ بدین­گونه که شاعر با استفاده از انواع تشبیه­ها و استعاره با سازهای مختلف تصویرسازی می­کند و معرفی و شرح و توضیح آن‌ها در درک مفهوم اشعار نیز بسیار موثر است.

1ـ1ـ1ـ تصویرسازی با دف

گاه شاعر با استفاده از تشبیه‌های مختلف با دف تصویرسازی می­نماید و آن را به شکارگاه، هلال ماه، چنبر و... تشبیه می­کند. نمونه­های زیر بیان‌گر همین مطلب است:

­خم دف حلقه به گوشی شده چو کاسةیوز

 

کاهو و گورش با شیر نر آمیخته­اند

شاعر با استفاده از تشبیه کامل، حلقه­های اطراف دف را به کاسه­ دریوزه تشبیه کرده و با آوردن لفظ یوز ایهام تناسبی زیبا با الفاظ آهو و گور و شیر نر ایجاد کرده است. این بیت، تصویرشکل ظاهری دف را بیان می‌کند که دارای حلقه‌هایی است و مانند کاسة گدایی فقیران است. هم‌چنین بر روی صفحه و اطراف هلالی آن، حیوانات شکاری نقاشی شده­اند.

دف چون هلالی بدر سان گرد هلالش اختران

 

هرسو دو اختر در قران جفتی چو جوزا داشته

      (همان: 383)

شاعر با استفاده از تشبیه کامل، دف را به هلال ماه تشبیه کرده است. هم‌چنین به مدد تشبیه، تصویر شکل ظاهری دف (مدور و هلالی) را به ذهن متبادر می­کند.

دف هلال بدر شکل و در شکارستان او

 

از حمل تا ثور وجدیش کاروان انگیخته

(همان: 394)

تشبیه تصاویر روی دف به شکارگاهی که پر از حیوانات است. شاعر در این بیت با استفاده از صنعت تشبیه کامل تصویر شکارگاه را به ذهن متبادر می­کند.

دف حلقه تن و حلقه به گوش است همه تن

 

در حلقه سگ تازی وآهوی خطایی

 (همان: 435)

حلقه تن و حلقه به گوش بودن دف، تشخیص است؛ می­توان گفت تصاویر خلق شده در این بیت، شکل ظاهری دف را به ذهن می­رساند که درون دف حلقه­هایی آویزان است و هم‌چنین بر روی دف حیوانات را نقاشی می­کردند.

1‌ـ‌1‌ـ‌2ـ تصویرسازی با کوس

شاعر در ابیات مختلف با استفاده از آرایة تشبیه کوس را به ایوان سلیمان و مار و ... تشبیه می­کند. مانند:

‌کوس را بین خم ایوان سلیمان که در او

 

لحن داوود به آهنگ دل آرا شنوند

 (همان:101)

شاعر با استفاده از تشبیه مضمر، کوس را به خم ایوان سلیمان تشبیه کرده است و تصویر خلق شده در این بیت نشانگر شکل ظاهری کوس می­باشد.

کوس چون مار شده حلقه و کوبند سرش

 

بانک آن کوفتن از کعبه بصنعا شنوند

 (همان:394)

در این بیت با استفاده از تشبیه کامل، کوس به ماری حلقه زده و گرد تشبیه شده است که سرش را می­کوبند. شاعر با استفاده از آرایة تشبیه، تصویر ظاهری کوس ( هلالی و مدور) را به ذهن متبادر می­کند.

1‌ـ‌1‌ـ‌3ـ تصویرسازی با رباب

در اشعار خاقانی، رباب به مدد آرایه­هایی هم‌چون تشبیه و استعاره و... تصویرسازی می‌شود. مانند:

حلق رباب بسته طنابست اسیروار
 

 

کز درد حلق ناله بر اعضاء بر افکند

 

(همان: 135)

در این بیت، رباب به انسانی تشبیه شده که حلق دارد و هم‌چنین شکل ظاهری رباب را در نظر دارد که دارای چند تار است و گویی این تارها او را اسیر کرده‌اند و به همین­خاطر ناله سر می‌دهند؛ ضمناً با شرح دادن شکل ظاهری این ساز، اسارت را به تصویر می­کشد.

چار زبان رباب دوش به مجلس

 

از طرب این هشت گوش را خبر آورد

 (همان: 148)

چار زبان استعاره از چهار سیم رباب است. این بیت علاوه بر تصویر شکل ظاهری رباب و تارهای آن تصویر شادمانی و طرب را به ذهن متبادر می­کند.

برکاس رباب آخور خشک خر عیسی است

 

کز چار زبان می­کند انجیل­سرایی

       (همان: 435)

خاقانی در این بیت، با استفاده از تشبیه مضمر؛ یعنی با تشبیه کاسة رباب به آخور خشک، شکل ظاهری رباب را  (کاسه­ رباب و تارهای آن) به تصویر می­کشد.

1‌ـ‌1‌ـ‌4ـ تصویرسازی با چنگ

شاعر در تصویرسازی با ساز چنگ مهارت ویژه­ای دارد و شکل ظاهری این ساز را در ابیات گوناگون به مدد آرایه­هایی چون تشبیه و استعاره به صورت دقیق به تصویر می­کشد. مانند:

چنگست پای بسته، سرافکنده، خشک تن

 

چون زرّقی که گوشت ز احشا برافکند

(همان:135)

مصرع اول، دقیقاً شکل ظاهری چنگ را شرح می­دهد و در مصرع دوم با استفاده
از تشبیه مرکب، شکل ظاهری چنگ به عقاب تشبیه شده است؛ بدین­گونه که تارهای چنگ را که بینشان فاصله است تصویر عقابی که گوشت آن از استخوان و دنده­هایش ریخته را به
ذهن القا می­کند.

حلقة ابریشم است و موی خوش چنگ 
          

 

چون مه نو کز خط ظلام برآمد

 

(همان: 144)

شاعر با استفاده از تشبیه مرکب، حلقه ابریشم و تارهای چنگ را به ماه نو که در تاریکی شب در آسمان ظاهر می­شود، تشبیه کرده است. به­ علاوه حلقه ابریشمی چنگ تصویر هلالی بودن را به ذهن متبادر می­کند.

گرچه تن چنگ شبه ناقه لیلی است

 

نالة مجنون ز چنگ مدام برآمد

 (همان)

با استفاده از تشبیه مجمل، چنگ را به ناقه لیلی به لحاظ هلالی بودن تشبیه کرده است؛ ضمناً در این بیت هم تصویر ظاهری «چنگ» به ذهن متداعی می‌شود و هم ناله حزین چنگ (تشبیه‌کردن شکل چنگ به ناقه مدنظر است)

راستی چنگ را بیست و چهار است رود

 

چون یکی از وی گسست کوژ شود بیگمان

 (همان:333)

بیست و چهار رود استعاره از بیست و چهار تار چنگ است؛ هم‌چنین تصاویر خلق شده در این بیت به شکل ظاهری ساز اشاره دارد.

چنگ چون بختی پلاسی کرده زانو بند را

 

وزسر بینی مهارش ساربان انگیخته

 (همان: 394)

در این بیت خاقانی، با استفاده از تشبیه کامل پوشش چنگ و تارهای آن را به شتر و زانوبند آن تشبیه کرده است؛ بنا بر این شاعر به مدد تشبیه، تصویر شکل ظاهری چنگ (تارهای چنگ) را به ذهن متبادر می­کند.

ماه نو ما حلقة ابریشم چنگ است

 

در گوش کن این حلقه چو در حلقة مایی

  (همان: 434)

تشبیه ماه نو به حلقه­ی ابریشم چنگ (تار و سیم چنگ) تصویر هلال‌بودن را به ذهن متبادر می‌کند.

چنگ است بدیبا تنش آراسته تاساق
 

 

وز ساق بزیر است پلاس، اینت مرایی

 (همان: 435)

در بیت مذکور دیبا استعاره از تارهای ابریشمی چنگ است و علاوه بر این، تصویر
شکل ظاهری‌ساز نیز مدنظر است.

چنگی طبیب بوالهوس بگرفته زالی را مجس

 

اصلع سری کش هر نفس مویست در پا ریخته

      (همان: 378)

در این بیت، زال استعاره است از چنگ که حالت خمیدگی دارد و مو استعاره از تارهای چنگ. این ساز در مصرع دوم، مانند فردی است که موهایش ریخته باشد. شایان ذکر است که جمله­ی مذکور، حامل دو معنا و تصویر است: یکی آن‌که که قسمت بالایی این ساز، به چوب ختم می­شود و هیچ­ تاری بر روی آن چوب قرار نمی­گیرد و مانند فردی که بی‌مو است. تصویر دیگر آن‌که تارهای چنگ به علت بلند و دراز بودن تا پایین پایش می­رسد؛ مانند موهای بلند. این دو تصویر شکل ظاهری این ساز را تشریح می­کند.

آن چنگ زرّق سار بین، زررشته در منقار بین    

 

در قید گیسودار بین، پایش گرفتار آمده

(همان: 389)

در مصرع نخست این بیت، خاقانی با استفاده از تشبیه مجمل چنگ را به زرّقی تشبیه کرده است که در منقار آن رشتة زر (استعاره از تارهای چنگ) دارد. در مصرع دوم نیز گیسودار استعاره از چنگ است که گیسوهای آن تارهایش می­باشد؛ پس این بیت شکل ظاهری ساز چنگ با تارهای بلند و فراوانش را به ذهن القا می­کند.

1‌ـ‌1‌ـ‌5ـ تصویرسازی با بربط

شاعر با استفاده از تشبیه و استعاره با ساز بربط تصاویر مختلف می­سازد و شکل ظاهری آن را به ذهن القا می­کند. مانند:

برسر خوان جهان چند چو بربط مقیم

 

سینه و دل را ز آز جمله شکم ساختن

 (همان: 315)

با استفاده از تشبیه کامل، فرد شکم باره و پرخور دارای شکم به بربط دارای کاسه، تشبیه شده است علاوه بر این، تصویر پرخوری را نیز به ذهن متبادر می‌کند.

بربط اعجمی صفت هشت زبانش در دهن
       

 

از سر زخمه ترجمان کرده به تازی ودری

(همان: 427)

هشت زبان استعاره از هشت سیم بربط است؛ ضمناً در این بیت، به شکل ظاهری ساز اشاره می­شود.

لاجرم از سهم آن بربط ناهید را 

 

بند رهاوی برفت، رفت بریشم ز تاب

(همان:44)

با نظر به این‌که در گذشته سیم ساز‌ها را از ابریشم می­ساختند، می­توان گفت که این بیت با استفاده از کنایه­ ایما، تصویر بریده­شدن و از هم گسستن تارهای ابریشمی را به ذهن متبادر می­کند که این مطلب به­گونه­ای غیر مستقیم شکل ظاهری بربط با سیم­ها و تارهای ابریشمی­اش را بیان می­کند.

البته باید درباره این ساز می­توان گفت که «بر» به معنی سینه و «بط» به معنی مرغابی است؛ وجه تسمیه این نام و بربط مربوط به شکل ظاهری ساز (کاسه بربط) می­باشد که شبیه سینه مرغابی است. (ستایش‌گر، 1374: 98) برخی نیز نام بربط را شکل دیگر یا شکل تغییر یافتة نام باربد، خنیاگر معروف عصر ساسانی، می­دانند.

1‌ـ‌1‌ـ‌6ـ تصویرسازی با نای

خاقانی ساز نی را در بعضی ابیات به مدد آرایه­ تشبیه به تصویر می­کشد و بدین ترتیب شکل ظاهری آن را به ذهن القاء می­کند. مانند:

نخست از من زبان بستد که طفل اندر نوآموزی 
    

 

چو نایش بی­زبان باید نه چون بربط زباندانش

 

 (خاقانی:209)

بی­زبانی نای و زباندانی بربط تشخیص است؛ بربط به دلیل داشتن تارهایش گویی زباندان است؛ پس با استفاده از تشخیص، شکل ظاهری نای و بربط به ذهن القا می­شود.

نای عروسی از حبش ده ختنیش پیش و پس
 

 

تاج نهاده بر سرش از نی قند عسگری

    (همان: 427)

شاعر با استفاده از تشبیه مرکب سیاه، نی را به عروسی تشبیه کرده که خودش سیاه است و ده غلام سفید (انگشتان نایی) در اطرافش می­باشد؛ پس در این بیت به تصویر شکل ظاهری ساز اشاره دارد.

نای است یکی مار که ده ماهی خردش

 

پیرامنش نه چشم کند مار فسایی

 (همان: 435)

در این بیت با استفاده از تشبیه موکد، نای را به مار تشبیه کرده است هم‌چنین شکل ظاهری نای در ذهن مخاطب متبادر می­شودکه ده بند و نه­ سوراخ دارد.

نای بی‌زبان: نای به دلیل نداشتن تار گویی بی­زبان است؛ البته در موسیقی نای بی­زبان منظور نی هفت‌بند است (ستایش‌گر،­ ج2: 485 )

1‌ـ‌1‌ـ‌7ـ تصویرسازی با ارغنون

شاعر با استفاده از انواع آرایه­ها (مخصوصاً تشبیه) شکل ظاهری ارغنون را به تصویر می‌کشد و گاه این ساز را با سازهای دیگر و تصاویر دیگر همراه می­نماید. مانند:

بی­دست ارغنون زن گردون به رنگ و شکل
 

 

شب موی گشت و ماه کمانچه­ی رباب شد

   (خاقانی: 156)

تشبیه اساسی این بیت در اضافه تشبیهی ارغنون زن گردون است که شاعر برای قوام دادن به آن از دو تشبیه دیگر بهره برده است. او در تشبیهی اسنادی، شب را به موی و ماه را به کمانچه رباب مانند کرده است علاوه بر مطالب مذکور، تشبیه کردن هلال ماه به هلال
کمانچه رباب تصویر هلالی بودن را به ذهن متبادر می­کند.

1‌ـ‌1‌ـ‌8ـ تصویر‌سازی با بربط و نی

گاه شاعر این دو ساز را در کنار هم با به ­کارگیری آرایه­های مختلف در یک بیت می­آورد و تصویری را به ذهن القا می­کند. مانند:

چون بربطت زبان چه بکارست بهتر آنک

 

چون نای بی‌زبان زنی الحانی صبح‌گاه

 (همان: 375)

در این بیت با استفاده از تشبیه کامل، انسان پرگو به بربط و انسان کم­سخن به نای تشبیه شده است. هم‌چنین شکل ظاهری بربط و نای را نیز به ذهن متبادر می­کند که بربط سیم و تار ندارد.

شایان ذکر است که از نظرموسیقی نای بی‌زبان منظور نی هفت بند است (ستایش‌گر، 1374: 485)

1‌ـ‌1‌ـ‌9ـ تصویر‌سازی با بربط و چنگ

شاعر در ابیاتی گاه ساز بربط و چنگ را در کنار هم قرار می­دهد و با استفاده از آرایه­های مختلف با آنان تصویر‌سازی می­نماید. مانند:

دستینه بسته بربط و گیسو گشاده چنگ

 

یعنی درم خریده عیدیم و چاکرش

        (خاقانی:223)

گیسوگشادن چنگ تشخیص است؛ هم‌چنین این بیت تصویرشکل ظاهری بربط را نیز القا می­کند که دارای یک دسته و یک کاسه است هم‌چنین شکل ظاهری چنگ را متبادر می­کند که با سیم­های فراوان و منظمش گویی فردی گیسوهای خود را گشوده است.

1‌ـ‌1‌ـ‌10ـ تصویرسازی با چنگ و رباب

در اثر مدّ نظر گاه به ابیاتی برمی­خوریم که این دو ساز را در یک بیت آورده است و با آنان به مدد تشبیه و استعاره تصویر می­سازد. مانند:

در برم آمد چو چنگ گیسو در پاکشان

 

من شده از دست صبح دست بسر چون رباب

 (همان: 46)

شاعر با استفاده از تشبیه کامل، معشوق را به چنگ و خود را به رباب تشبیه کرده و
گیسو استعاره از تارهای ابریشمی چنگ است‌؛ بدین ترتیب تصویر شکل ظاهری‌ساز چنگ و رباب به ذهن متبادر می­شود.

1‌ـ‌2ـ تصاویر خلق شده با موضوعات مختلف

در این قسمت، شاعر اسامی سازها را به­گونه­ای در ابیات در کنار واژه­های دیگر می­آورد و با استفاده از آرایه­هایی چون تشخیص و استعاره تصاویر گوناگونی چون شادمانی و غم و ناراحتی را به ذهن خواننده القاء می­کند. به نمونه­هایی از آن در اینجا اکتفا می­نماییم:

1‌ـ‌2‌ـ‌1ـ تصاویر شادمانی

گوش رباب از هوا پیام طرب داشت

 

از سه زبان راز آن پیام برآمد

 (همان:144)

رباب به­ صورت شخصی دارای گوش تصویر شده که دارای سه زبان نیز می­باشد و با آن‌ها پیام می­دهد؛ اما در مجموع این بیت نشاط و شادمانی را به ذهن القاء می­کند.

بختش بصبح خیزی تا کوفت کوس دولت 
     

 

گلبانگ کوس او را دستان تازه بینی

(همان:432)

شاعر دولت را به کوس تشبیه کرده است (کوس دولت: اضافه تشبیهی). هم‌چنین تصویر کوس ­کوفتن، خبری را به ذهن می­رساند؛ البته همراهی این کوس با دولت، نوعی شادمانی و تازگی نیز به ذهن می­رساند.

1‌ـ‌2‌ـ‌2ـ تصاویر غم و ناراحتی

از چنگ غم خلاص تمنی کنم ز دهر

 

کافغان به نای حلق چو ارغن درآورم

 (همان: 243)

شاعر با استفاده از تشبیه­کامل، خودش را به ارغنون تشبیه کرده است؛ بدین­گونه تصویر ناله و زاری و غم را به ذهن القاء می‌کند؛ همانگونه که ارغنون آهنگ از خود بیرون می­دهد، حلق من نیز از خود افغان و زاری برون می­دهد.

گیسوی چنگ و رگ بازوی بربط ببرید   

 

گره از چشم نی تیز نگر بگشایید

(همان: 435)

گیسوی چنگ، رگ بازوی بربط و چشم نی تشخیص می­باشند؛ بدین­گونه که از آنجا که ماتم جوانان بسیار سخت بود و با کارهای شگفت انجام می­دادند و اشیایی که متعلق به آن‌ها یا حتی وسیلةشادی بود از بین می­بردند، شاعر توصیه می­کندکه گیسوی چنگ و رگ­های بازوی بربط را ببرند. شایان ذکر است که شاعر با استفاده از صنعت تشخیص، تصویر غم و ناراحتی را به ذهن متبادر می­کند.

1‌ـ‌3ـ تصویر‌سازی با شیوة نواختن ساز

گاه در دیوان خاقانی به ابیاتی برمی­خوریم که با استفاده از آرایه­هایی چون تشبیه و استعاره و کنایه چگونگی نواختن ساز را شرح می­دهد و بدین­گونه تصویری از آن در ذهن مخاطب تداعی می­گردد.

1‌ـ‌3‌ـ‌1ـ تصویرسازی با شیوة نواختن نای

شاعر در اشعار خود ابیاتی را می­آورد که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم نحوه نواختن «نی» را به ذهن متبادر می­کند. این ابیات بسامد بالایی دارند نمونه­هایی از آنان عبارت است از:

نای چو شه‌زادة حبش که ز نه چشم

 

بانگش از آهنگ ده غلام برآمد

(همان: 144)

با به­ کارگیری تشبیه کامل، نای به پادشاه حبش تشبیه شده است و چگونگی آوا برآمدن از نی مطرح می‌شود که به­ وسیله نه سوراخ از ده بند آواز آن بیرون می­آید.

چون نای اگر گرفته دهان داردم جهان

 

این دم ز راه چشم همانا برآورم
 

 

 (همان: 244)

شاعر با استفاده از تشیبه­ کامل، خود را به نای تشبیه و تصویرسازی کرده است.

چگونگی نواختن نای را به تصویر می­کشد؛ کسی که می­خواهد نای بزند باید دهانش بسته باشد و به درون آن بدمد تا از سوراخ­ها (چشم­های نای) آواز و ناله بیرون آید.

خپه گشتم دهن و حلق فروبسته چونای

 

وزسر ناله شما نیز چو نایید همه

 (همان: 408)

شاعر با استفاده از تشبیه ­کامل خودش را به نای تشبیه کرده است. شایان ذکر است که در مصرع اول تصویر چگونگی نواختن نای را (برای نواختن نی حتما باید نی بین دو دندان بالایی نایی قرار گیرد و دهان بسته باشد و از درون در آن دمیده شود) به ذهن می­رساند. هم‌چنین ناله­ای که پس از دمیدن در نای از آن بیرون می­آید، مدّ­نظر داشته است.

1‌ـ‌3‌ـ‌2ـ تصویرسازی با شیوه نواختن چنگ

از این مقوله نیز خاقانی در ابیات خود بهره برده است و با شیوه­های متفاوت نحوة نواختن چنگ را به خواننده یادآوری می­کند. مانند:

چنگی به ده بلورین ماهی آبدار

 

چون آب لرزه وقت محاکا برافکند

(همان: 244)

ده بلورین ماهی آبدار استعاره از انگشتان نوازنده چنگ است و باید گفت که این بیت نواختن ساز چنگ را به ذهن القاء می­کند که به وسیله ده انگشت زده می­شود. خاقانی در این بیت انگشتان را که بر روی تارهای چنگ به حرکت درمی­آیند به لرزش که در آب بیفتد و آب موج‌دار شود تشبیه می‌کند.

1‌ـ‌3‌ـ‌3ـ تصویر‌سازی با شیوه نواختن عود و نی

خاقانی گاه دو ساز را در یک بیت در کنار هم قرار می­دهد و با آنان تصاویر متفاوت (نحوهء نواختن آنان را) می­سازد. مانند:

تنم از آتش بت سوخته چون عود و نی است

 

چون نی و عود سرانگشت بخایید همه

 (همان:407)

سر انگشت خاییدن نی وعود کنایه از حرکت انگشت­ها برروی تارهای عود یا روی سوراخ­های نی در هنگام نواختن است؛ پس می­توان گفت این بیت تصویر نواختن ساز را به ذهن متبادر می­کند.

1‌ـ‌3‌ـ‌4ـ تصویرسازی با شیوه نواختن بربط

 خاقانی در ابیات مختلفی ساز بربط را به منظور تصویرسازی مورد استعمال قرار می­دهد و گاه در ابیاتی شیوه نواختن آن را به ذهن مخاطب القاء می­کند. نمونه­ای از آن به شرح زیر است:

بربط از بس چوب کز استاد خورده طفل‌وار
 

 

ابجد روحانیان بین از زبان انگیخته

 (همان: 209)

در این بیت بربط به کودکی تشبیه شده که از استاد چوب می­خورد؛ به بیانی دیگر می­توان گفت که خاقانی به این مطلب نظر داشته است که بربط در هنگام نواختن به وسیله مضراب مخصوص خود، گویی از استاد خود چوب می­خورد.

1‌ـ‌4ـ تصویر‌سازی با شکل ظاهری و شیوه نواختن سازها

در اشعار خاقانی به ابیاتی برمی­خوریم که شاعر با بیان شیوا و فصیح خود، به طور همزمان در بارة شکل ظاهری ساز و چگونگی نواختن آن و حتی تشبیه آن به چیزهای مختلف، تصویر آن ساز و نوع نواختنش را به ذهن القاء می­نماید. به نمونه­هایی از آن اکتفا می­کنیم:

1‌ـ‌4‌ـ1ـ تصویرسازی با بربط و نی

خاقانی در ابیاتی متفاوت دو ساز بربط و نی را در کنار هم می­آورد و با استفاده از آرایه‌های ادبی علاوه بر شکل ظاهری آن دو، شیوه نواختنن آنان را نیز به ذهن متبادر می­نماید. مانند:

گفت چو بربط مزن ز راه زبان دم
           

 

دم ز ره چشم زن، چو نای صفاهان

 

 (همان:357)

شاعر بربط و نای را به انسانی مانند کرده که اولی از راه زبان و دومی از راه چشم سخن می­گوید. شکل ظاهری بربط و نای را نیز به ذهن می­رساند: بربط سیم وتار دارد که گویی زبانش به حساب می­آید و نای که سیم و تار ندارد و سوراخ (چشم) دارد گویی بی­زبان
است و از سوراخ‌هایی که چون چشم است، سخن می­گوید.

 

1‌ـ‌4‌ـ‌2ـ تصویرسازی با چنگ

گاه در اثر مدّ نظر به ابیاتی برمی­خوریم که خاقانی در آن بیت، به تصویرسازی ساز چنگ پرداخته است، بدین گونه که به طور غیرمستقیم علاوه بر شکل ظاهری ساز، نحوة نواختن آن را به خواننده منتقل می­کند. نمونه­ای از آن به شرح زیر است:

و آن چنگ گردون فش سرش ده ماه نو خدمت گرش
 

 

ساعات روز و شب درش مطرب مهیا گشته

   (همان: 383)

در این بیت علاوه بر این‌که ده ماه نو استعاره از ده­ انگشت نوازنده است. شاعر با استفاده از تشبیه مرکب، چنگ و ده انگشت نوازنده آن را به آسمانی که ده قمر برای آن خدمت می‌کنند تشبیه کرده که تصویر شکل ظاهری ساز و نواختن آن را به ذهن متبادر می­کند. هم‌چنین در مصرع دوم منظور از ساعات روز و شب (24) همان تارهای چنگ می­باشد.

1‌ـ‌5ـ تصویرسازی با اسامی سازها

گاه شاعر با همنشین کردن اسامی سازها در کنار واژه­های مختلف می­تواند تصویری مانند تصویر شادی و نشاط رابه ذهن مخاطب القاء کند. نمونه­هایی از آنان به قرار زیر است:

1‌ـ‌5‌ـ‌1ـ تصویر شادمانی

انگشت ارغنون زن رومی به زخمه بر  
        

 

تب لرزة تناتننانا برافکند

 

 (همان: 135)

 در بیت مذکور شاعر با استفاده از لفظ تناتننانا که از شخص دارای تب ­لرز ظاهر می­شود، سعی کرده که صدای ساز و ارتعاش تارهای ارغنون را به واسطه زخمه به ذهن مخاطب متبادر کند.

2‌ـ‌ اصطلاحات و سازهای موسیقی (بدون تصویر‌سازی)

2‌ـ‌1ـ اصطلاحات موسیقی

«تصویر به معنای هر نوع کاربرد زبانی که از هنجار عادی فراتر رود و اعتلا و درخششی یابد و در ذهن خواننده حرکتی ایجاد کند یا عاطفه‌ای را بر انگیزد یا حیرت زده‌اش نماید، به هر حال اوج بگیرد و گرداگردش هاله­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­­ای خیال انگیز ایجاد شود.» (شفیعی کدکنی، 1366: 32)

بنا بر تعاریف مذکور ابیات این بخش از پژوهش، نه تصرّف بیانی و مجازی در آن‌ها صورت گرفته است و نه باعث برانگیختن عاطفه یا خیال می­شوند؛ پس می­توان گفت تصویری را در ذهن مخاطب متبادر نمی­کنند و گویی خاقانی برای مفاخره یا رقابت با شعرای زمان خود از این اصلاحات و سازهای موسیقی بهره برده است.

2‌ـ‌1‌ـ‌1ـ لحن

کشیدن آواز در سرود. آواز و سرود. درنگ وشتاب در نغمات مختلف که از آن وزن (ضرب) پیدا شود. (معین،1380،ج3: 3572)

شاعر گاه در ابیات گوناگون الحان مختلف موسیقی را در اشعار خود نام برده است، اما در تصویر‌سازی از آنان بهره‌ای نگرفته است. مانند:

نوای باربد و ساز بربط و مزمار 

 

طریق کاسه گر و راه ارغنون وسه­تا

 (خاقانی: 29)

نوازش لب جانان به شعر خاقانی 

 

گزارش دم قمری به پرده عنقا

 (همان)

داود صوت اندوه زدای الحان موسیقی سرای   

 

اردیس دم صنعت نمای اعجاز پیدا داشته
 

 

 (همان: 383)

2‌ـ‌1‌ـ‌2ـ پرده

در اصطلاح موسیقی، دستان و نوا است اما در اصطلاح خاص، نام دوازده آهنگ است: پردة قمری، پردة بلبل، پردة عراق، پردة خراسان، پردة دیر سال، پردة زنبور، پردة یاقوت، پردة خرم، پردة نوروز، پردة صفاهان، پردة مجاز و نظایر اینان.

در اصطلاح موسیقی، نت، لحن، آهنگ است یا زه و بندهایی که بر دسته وچنگ و رباب و تار بندند و بر آوردن اصوات گوناگون انگشت بر آن‌ها نهند. (لغت­نامه)

خاقانی گاهی در اشعار خود واژه «پرده» را به معنای آهنگ و گاه نیز در معنای همان زهی که بر دسته سازها می­بندند به کار می­گیرد.

نوازش لب جانان به شعر خاقانی

 

گزارش دم قمری به پرده عنقا

          (خاقانی: 29)

بر لب جام اوفتاد عکس شباهنگ بام   
  

 

خیز درون پرده‌ساز پرده بر آهنگ بم

(همان: 259)

2‌ـ‌1‌ـ‌3ـ تصنیف

تصنیف در لغت ترکیب و ترتیب نواهای موسیقی. در تداول امروزین قول، حراره، سرود ملمع. (لغت­نامه)

به نظر نگارنده بنا بر یافته­های مدّ نظر، خاقانی این واژه را اغلب در معنای امروزی (قول و سرود و...) به ­کار گرفته است. مانند:

به نام قیصران سازم تصانیف 

 

به از ارتنگ چین وتنگلوشا

 (خاقانی: 27)

تصنیف نهاده بر من از جهل
   

 

الحق اولیست آن به بهتان

 (همان: 349)

2‌ـ‌1‌ـ‌4ـ زخمه

مطلق زدن است. نواختن ساز، کوفتن کوس را نیز زخمه گویند. (لغت­نامه)

شاعر در یک بیت گاه درکنار واژه­هایی در حوزة موسیقی این اصطلاح را نیز به کار می‌گیرد. مانند:

چه خوش حیات چه ناخوش چو آخرست زوال
 

 

چه جعد زخمه چه ساده چو خارجست نوا

   (خاقانی:12)

طاق ابروان رامش گزین در حسن طاق وجفت کین

 

بر زخمه سحر آفرین شکّر ز آوا ریخته

  (همان: 378)

2‌ـ‌1‌ـ‌5ـ نوا

پرده موسیقی عموماً، مقام، لحن، مطلق آواز. (لغت­نامه)

خاقانی این اصطلاح را بیشتر در معنای رایج آن یعنی آواز به کار می­گیرد، اما تصویر‌سازی با آن نکرده است.

در کنف فقر بین سوختگان خام پوش

 

بر شجر لانگر مرغ دلان خوش نوا

 (خاقانی: 36)

2‌ـ‌1‌ـ‌6ـ آوا

صدای موسیقی و صدای غیر موسیقی را «آوا» گویند. (خالقی، 1316: 7)

خاقانی این اصطلاح را مانند دیگر اصطلاح­های این بخش از پژوهش در کنار اصطلاح­های دیگر موسیقی می­آورد، اما تصویرسازی با آن نمی­کند. مانند:

طاق ابروان رامش گزین در حسن طاق

 

و جفت کین بر زخمه سحر آفرین شکر زآوا ریخته

(خاقانی: 378)

2‌ـ‌2ـ انواع سازها

2‌ـ‌2‌ـ‌1ـ کوس

کوس یا گورگه در واقع همان طبل بزرگی است که در میدان رزم، مراسم درباری و
نقاره خانه­ها بیشتر مورد استعمال بوده است. (شعبانی، 1351، ج2: 97)

شاعر از این ساز در اشعار خود بهره فراوان گرفته است و بدین ترتیب باید گفت در این بخش تقریبا این ساز بیشترین کاربرد را نسبت به سازهای دیگر دارد. مانند:

یارب آن کوس چه هاروت فن زهره نواست   
 

 

که زیک پرده صدا لحانش بعمداً شنوند

(خاقانی: 101)

بی­آرزو ملک بریز گلیم فقر

 

کوبیم کوس بر در ایوان صبح‌گاه

   (همان:374)

 

 

 

نوای هاتف غیبی زچار گوشه عرش

 

صدای کوس الهی به پنج نوبه لا

 (همان:393)

2‌ـ‌2‌ـ‌2ـ ارغنون

سازی است از خانواده آلات موسیقی بادی مطلق، از رده ارگ. هم‌چنین سازی است یونانی که ساختمان آن تشکیل می­شود از سه انبان از پوست گاومیش که به یکدیگر متصّل هستند. (ستایش‌گر، 1374: 72)

شاعر در ابیات مدّنظر از این ساز هیچ بهره­ای در تصویرسازی نگرفته است و نام آن را فقط به عنوان‌سازی آورده است. مانند:

سار مسکین که نیست چون بلبل
           

 

رومی ارغنون زن گلزار

 

 (خاقانی: 198)

2‌ـ‌2‌ـ‌3 ناقوس

سازی است از آلات خانوادة آلات موسیقی کوبه­ای که دو گونه است: 1ـ نوعی از آن از دو پاره چوب تشکیل می­شده است که با زدن یکی بر دیگری صوتی بر می­خاسته است.

نوع دیگر زنگی است از فلز به‌اندازه­های گوناگون که با مهره­ای که درون آن کار گذاشته‌اند به صدا می­آید. (ستایش‌گر، 1375، ج2: 480)

در ابیات زیر ناقوس نیز جزء سازهایی است که شاعر از تصویرسازی با آن خودداری نموده است و نام آن را فقط به عنوان ساز در ابیات خود آورده است.

روم ناقوس بوسم زین تحکم  
            

 

شوم زنار بندم زین تعدا

(خاقانی: 25)

به ناقوس و بزنار و به قندیل

 

بیوحنا و شماس و بحیرا  

 (همان: 28)

2‌ـ‌2‌ـ‌4ـ مولو

سازی است از خانواده آلات موسیقی بادی، از ردة نای سازی است که بیشتر شبان یا معتکفان غارها برای سرگرمی خود می‌نواختند. این ساز حقیرترین نای‌ها به شمار می‌آید. (ستایش‌گر، 1375، ج2: 463)

خاقانی نام این ساز را در ابیات گوناگون آورده است، اما با آن تصویرسازی نکرده است. مانند:

مرا بینند در سوراخ غاری         
        

 

شده مولوزن و پوشیده چوخا

(خاقانی: 26)

2‌ـ‌2‌ـ‌5ـ سپید مهره

سازی از خانواده­ آلات موسیقی بادی بی‌زبانه، از رده­­­ی بوق که به آن سفید مهره، خرمهره، بوق حلزونی و شیپور حلزونی نیز می­گویند. (ستایشگر، 1375، ج2: 33)

بیت زیر نمونه­ای جالب است از این‌که خاقانی اسم این ساز را در بعضی از ابیات خود آورده است، اما با آنان تصویرسازی نکرده است.

رعد سپید مهره شاه فلک غلام 

 

بر بوقبیس لرزه زآوا برافکند

(خاقانی:135)

2‌ـ‌2‌ـ‌6ـ بربط

سازی است از خانوادة آلات موسیقی و رشته­ای مقیّد که به آن عود یا رود نیز می­گویند. این ساز از یک محفظه­ طنینی شبیه یک گلابی که از درازا نصف شده باشد و دارای تارهای چهارگانه (بم، مثلث، مثنی، زیر) است. (ستایش‌گر، 1374: 143)

خاقانی از این ساز در بعضی ابیات فقط نام می­برد و با آن تصویر‌سازی نمی­کند. مانند:

ساز آن رعنای صاحب بربط اندر بزم چرخ

 

سوز از آن قرای صاحب طیلسان انگیخته

    (خاقانی:395)

2‌ـ‌2‌ـ‌7ـ نی

به استوانه­ای چوبی یا نئی یا فلزی اطلاق می­گردد که دو سر آن باز است و از راس استوانه در آن می­دمند. این ساز بسته به جنس استوانه و چگونگی ساختمان ونواختنش نام خاصی دارد: نی هفت بند، نی ساده، نی انبان، نی لبک، نی دو زبانه، نی رویین، نی زرین، فلوت و نی، نی سیمین (ستایش‌گر، 1375، ج2: 697-696)

شاعر از این ساز گاه فقط نام می­برد و هیچ­گونه تصویری با آن نمی­سازد. مانند:

گر همی پیر سحرخیز به نی برّد تب

 

نی بجویید و سوی پیر گراید همه

 (خاقانی: 407)

2‌ـ‌2‌ـ‌8ـ مزهر

از خانواده آلات موسیقی رشته­ای مقیّد از رده بربط یا عود و معادل بر بط یا عود در
زبان عربی کران یا مزهر می­باشد. (ستایش‌گر، 1375، ج2: 401)

این ساز نیز مانند دیگر سازهای این بخش گاه فقط نامی از آن برده شده است و در زمینه تصویر‌سازی جایگاهی ندارد. مانند:

آن باربد که امسال از چرخ نیک بادش       

 

شعرم به مدح سلطان برداشته به مزهر

(خاقانی:193)

 

 

 

نتیجه‌

با توجه به آنچه در این مقاله بیان شد، می­توان گفت که خاقانی انواع سازهای روزگار
خود را به خوبی می­شناخته و با مهارت از اصطلاحات و سازهای موسیقی در قصاید خود بهره برده است.

در اشعار وی سازها و اصطلاحات موسیقی به دو شیوه مورد توجه قرار گرفته است:

1ـ‌ ساز‌ها و اصطلاحاتی که با آنان تصویرسازی کرده است.

2‌ـ ‌سازها و اصطلاحاتی که بدون هیچ تصویرسازی آورده شده­اند.

در میان سازها و اصطلاحاتی که بدون تصویرسازی آمده­اند، کوس و لحن بسامد بیشتری را به خود اختصاص داده­اند؛ اما در دسته­ دوم تصویرسازی با شکل ظاهری ساز،
چنگ بیشترین بسامد را داراست و کوس بسامد کمتری دارد.

در مجموع در مقایسه میان این دو دسته، دستة دوم که تصویرسازی است بسامد بیشتری را به خود اختصاص می­دهد؛ گویا خاقانی خواسته است با اطلاعات موسیقی که در
اختیار دارد به صورت دقیقی تصویر‌سازی کند.

شایان ذکر است که در این تصویرسازی­ها گاهی تکرار مضامین نیز صورت گرفته است؛ مثلاً تشبیه دف به شکارگاه یا تشبیه نای بی­زبان به انسان بی­زبان و... علاوه بر این‌که به شکل ظاهری ساز و یا چگونگی نواختن آن اشاره می­­کند با استفاده از آن توانسته است مضمون‌سازی کند؛ اما این مضامین در قصاید خاقانی بسیار تکرار شده­اند و تغییر اندکی در آن‌ها صورت گرفته است.

با توجه به تصاویر دقیقی که خاقانی از سازهای مختلف ارایه داده است می­توان گفت که او همهء این سازها را دیده و با اشکال سازها و انواع الحان آشنایی داشته و به یاری ذهن خلّاق و ذوق سرشار تصاویر بسیار زیبایی خلق کرده است که در شعر فارسی نظایر آن‌ها کمتر دیده می­شود.


 

منابع و مآخذ

1ـ امامی، نصرالله. ارمغان صبح. تهران: جامی، 1387.

2‌ـ‌ حسنی، سعدی. تاریخ موسیقی از پیدایش تا دوره کلاسیک. تهران: انتشارات بنگاه صفی‌علیشاه، (بی­تا).

3‌ـ‌ خاقانی شروانی. دیوان خاقانی شروانی. تهران: زوار، چاپ نهم، 1388.

4‌ـ‌ خالقی، روح الله. نظری به موسیقی. تهران: آفتاب، 1316.

5ـ دهخدا. لغت­نامه. ج4، 5، 8، تهران: موسسه لغت‌نامه دهخدا، 1377.

6ـ ستایش‌گر، مهدی. واژه‌نامه موسیقی ایران زمین. تهران: اطلاعات، 1374.

7ـ ــــــــ ، ـــــ . واژه‌نامه موسیقی ایران زمین. ج 2، تهران: اطلاعات، 1375.

8ـ سجادی، ضیاالدین. لغات تعبیرات. اصطلاحات دیوان خاقانی، 1363.

9‌ـ‌ شفیعی‌کدکنی، محمدرضا. صور خیال در شعر فارسی. تهران: انتشارات آگاه، چاپ سوم، 1366.

10‌ـ‌ شعبانی، عزیز. شناسایی موسیقی ایران (سازهای ملی)، ج 2. شیراز: چاپخانه مصطفوی، 1351.

11ـ طغیانی، اسحاق و دیگران، « توصیف و تصویرگری در منظومه­ حماسه علی­نامه»، نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی: دانشگاه باهنر کرمان، 1385.

12‌ـ ‌فتوحی، محمود. بلاغت تصویر. تهران: سخن، چاپ دوم، 1389.

13ـ کزازی، میرجلال‌الدین. رخسار صبح. تهران: مرکز، 1376.

14‌ـ‌ کمال پورتراب، مصطفی. تئوری موسیقی. تهران: چشمه، چاپ دوم، 1369.

15ـ معین، محمد. فرهنگ معین. ج3، تهران: امیرکبیر، چاپ هجدهم، 1380.

 



* کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز. (نویسندة مسؤول)

** استاد دانشگاه شیراز، گروه زبان و ادبیات فارسی، شیراز، ایران.

تاریخ دریافت: 15/8/96                                                                                        تاریخ پذیرش: 30/9/96

1ـ امامی، نصرالله. ارمغان صبح. تهران: جامی، 1387.

2‌ـ‌ حسنی، سعدی. تاریخ موسیقی از پیدایش تا دوره کلاسیک. تهران: انتشارات بنگاه صفی‌علیشاه، (بی­تا).

3‌ـ‌ خاقانی شروانی. دیوان خاقانی شروانی. تهران: زوار، چاپ نهم، 1388.

4‌ـ‌ خالقی، روح الله. نظری به موسیقی. تهران: آفتاب، 1316.

5ـ دهخدا. لغت­نامه. ج4، 5، 8، تهران: موسسه لغت‌نامه دهخدا، 1377.

6ـ ستایش‌گر، مهدی. واژه‌نامه موسیقی ایران زمین. تهران: اطلاعات، 1374.

7ـ ــــــــ ، ـــــ . واژه‌نامه موسیقی ایران زمین. ج 2، تهران: اطلاعات، 1375.

8ـ سجادی، ضیاالدین. لغات تعبیرات. اصطلاحات دیوان خاقانی، 1363.

9‌ـ‌ شفیعی‌کدکنی، محمدرضا. صور خیال در شعر فارسی. تهران: انتشارات آگاه، چاپ سوم، 1366.

10‌ـ‌ شعبانی، عزیز. شناسایی موسیقی ایران (سازهای ملی)، ج 2. شیراز: چاپخانه مصطفوی، 1351.

11ـ طغیانی، اسحاق و دیگران، « توصیف و تصویرگری در منظومه­ حماسه علی­نامه»، نشریه دانشکده ادبیات و علوم انسانی: دانشگاه باهنر کرمان، 1385.

12‌ـ ‌فتوحی، محمود. بلاغت تصویر. تهران: سخن، چاپ دوم، 1389.

13ـ کزازی، میرجلال‌الدین. رخسار صبح. تهران: مرکز، 1376.

14‌ـ‌ کمال پورتراب، مصطفی. تئوری موسیقی. تهران: چشمه، چاپ دوم، 1369.

15ـ معین، محمد. فرهنگ معین. ج3، تهران: امیرکبیر، چاپ هجدهم، 1380.