برجسته‎سازی‌های نحوی و واژگانی حسین منزوی در شعر

نوع مقاله: علمی پژوهشی

چکیده

برجسته‌سازی از زیرشاخه‎های نقد فرمالیستی است که در آن نقدهایی که با ادبی‌بودن یک متن مرتبط است مورد توجه قرار می‌گیرد. با توجه به این نظریه شاعران و نویسندگان در آثار خویش برای جلوگیری از تکرار و یکنواختی ملال‎آور، دست به خلّاقیّت می‌زنند و با هنجارگریزی‎ها، قاعده‌کاهی‎ها و یا قاعده‎افزایی‌هایی که در سطح زبان انجام می‌دهند، سطح زبانی کلام را از حالت رکود خارج می‌سازند. از آنجا که حسین منزوی در عرصۀ غزل، ابتکارات بسیاری در زمینۀ شعر دارد، در این جستار سعی شده است به بررسی برجسته‌سازی‎های وی در زمینۀ نحو و واژگان پرداخته شود. هدف از این نوشتار که به روش تحلیل محتوا با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی انجام شده، دست‎ یافتن به عواملی است که سبب برجسته شدن نحوی و واژگانی این شاعر شده است. حاصل بررسی‌ها گویای این است که حسین منزوی از طریق قاعده‌کاهی‎ و یا قاعده‎افزایی‌ اشعارش را برجسته نموده است، که این برجسته‎سازی همۀ سطوح زبان اشعار وی را در بر گرفته است و مهم‌ترین راز موفقیّت شاعر در برجسته‎سازی ترکیب دو شیوۀ سنّتی و نو بوده است.

کلیدواژه‌ها


برجسته‎سازی‌های نحوی و واژگانی حسین منزوی در شعر

عذرا نصیری افراپلی*

دکتر محمدرضا زمان‌احمدی**

بهناز علی‌میرزایی***

چکیده

برجسته‌سازی از زیرشاخه‎های نقد فرمالیستی است که در آن نقدهایی که با ادبی‌بودن یک متن مرتبط است مورد توجه قرار می‌گیرد. با توجه به این نظریه شاعران و نویسندگان در آثار خویش برای جلوگیری از تکرار و یکنواختی ملال‎آور، دست به خلّاقیّت می‌زنند و با هنجارگریزی‎ها، قاعده‌کاهی‎ها و یا قاعده‎افزایی‌هایی که در سطح زبان انجام می‌دهند، سطح زبانی کلام را از حالت رکود خارج می‌سازند. از آنجا که حسین منزوی در عرصۀ غزل، ابتکارات بسیاری در زمینۀ شعر دارد، در این جستار سعی شده است به بررسی برجسته‌سازی‎های وی در زمینۀ نحو و واژگان پرداخته شود. هدف از این نوشتار که به روش تحلیل محتوا با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی انجام شده، دست‎ یافتن به عواملی است که سبب برجسته شدن نحوی و واژگانی این شاعر شده است. حاصل بررسی‌ها گویای این است که حسین منزوی از طریق قاعده‌کاهی‎ و یا قاعده‎افزایی‌ اشعارش را برجسته نموده است، که این برجسته‎سازی همۀ سطوح زبان اشعار وی را در بر گرفته است و مهم‌ترین راز موفقیّت شاعر در برجسته‎سازی ترکیب دو شیوۀ سنّتی و نو بوده است.

واژه‌های کلیدی

برجسته‎سازی، زبان شعری، هنجارگریزی، قاعده‎افزایی‌، غزل معاصر.

مقدّمه

«برجسته‌سازی» شعر شگرد مورد توجه فرمالیست‎هاست و آن «عبارت است از به کارگیری عناصر زبان به گونه‌ای که شیوة بیان جلب نظر کند و غیرمتعارف باشد. برجسته‌سازی انحراف از زبان معیار است؛ هنگامی که یک عنصر زبانی برخلاف معمول به‌ کار می‌رود و توجه مخاطبان را به خود جلب می‌کند. موکارفسکی برجسته‌سازی را فرایندی آگاهانه می‌داند و معتقد است که هر اندازه فرایندی آگاهانه‌تر به‌کار گرفته شود، از خودکاری کمتری برخوردار است... در فرآیند برجسته‌سازی باید عواملی چون انسجام، نظام‌مندی، رسانگی، انگیزش و زیباشناسی مورد توجه قرار گیرند که البته از بین این عوامل دو اصل «رسانگی» و «زیباشناسی» اهمیت بیشتری دارند.» (صفوی، 1390: ج2/35-32).

شفیعی‌کدکنی هنگام بحث در بارۀ برجسته‌سازی اشاره می‌کند که انواع برجسته‎سازی را می‌توان در دو گروه موسیقایی و زبانی تبیین کرد (شفیعی‌کدکنی، 1384: 7) و گروه موسیقایی را مجموعه عواملی می‌داند که عواملی چون وزن، قافیه، ردیف و هماهنگی‌های آوایی را به دست می‌دهد. به اعتقاد او گروه زبانی مجموعه عواملی است که به اعتبار تمایز نفس واژگان در نظام جملات می‌تواند موجب برجسته‌سازی شود. او در این مورد عواملی چون استعاره، مجاز، ایجاز و جز آن را بر می‎شمارد. دیدگاه شفیعی‌کدکنی همان است که لیچ با اندک تفاوت به دست می‎دهد. لیچ آنچه را که شفیعی‌کدکنی در چارچوب گروه موسیقایی مطرح می‌سازد در مقوله‎ای کلّی و تحت عنوان توازن به دست داده است و گروه زبانی را از طریق انواع هنجارگریزی‎ها قابل تبیین می‎داند.

برجسته‎سازی از روش‎هاى تشخّص‎بخشى در آفرینش هنرى است و موجب خلق آثار بزرگ و ابداع سبک‌هاى شخصى مى‌گردد و میزان گرایش خواننده به متن را می‎افزاید. یکى از شعراى بزرگ معاصر، حسین منزوی است، که خلاقیّت و ابداع را به وضوح در آثارش مى‎توان مشاهده کرد و از مشخّصه‌هاى اشعارش، نوآوری در زبان و شیوة بیان متفاوت است. حسین منزوی شاعر توانای معاصر دو شیوۀ سنّتی و نو را با هم ترکیب نموده است و این کار وی دارای ارزش و اهمیّت بسیار است. برجسته‎سازی و نوآوری‎های حسین منزوی در سطوح مختلف شعر او پیداست؛ سطح زبانی، موسیقی، بلاغی و نحوی که بیشتر نوآوری‌ها در سطح زبان شعر است. نوآوری‌های او به سبک نیما انجام گرفته است و خود او بارها به این موضوع اشاره کرده است و به یقین می‎توان گفت: حسین منزوی از معدود شاعرانی است که با برجسته‎نمودن اشعار خود حیاتی تازه به غزل بخشید. از این رو در این پژوهش برجسته‏سازی‎های وی در دو بخش نحوی و واژگانی اشعارش بررسی می‎شود تا به پرسش‎ها‎ی زیر پاسخ داده شود:

برجسته‎سازی‎های حسین منزوی در سطح نحو چه زمینه‎هایی را در بر گرفته است؟

او از چه شیوه‎هایی در برجسته‎سازی‎های واژگانی سود جسته است؟

پیشینۀ تحقیق

در زمینۀ نوآوری‎های نحوی و دستوری در شعر حسین منزوی پژوهش جداگانه‌ای انجام نشده است؛ امّا به برخی از پژوهش‎های انجام شده در بارۀ این شاعر گرانمایه اشاره می‎شود:

جواد طاهری و سمیّه سلیمان (1391) در مقاله خود تحت عنوان «نوآوری‎ها‎ی حسین منزوی در غزل» به بررسی نوآوری‌ها و ویژگی‌های خاص اشعار او پرداخته است، نوآوری‌هایی که سبب تمایز غزل او با غزلِ غزل‌سرایان سنتی و پیدایش شیوه‌ای تازه در غزل شده است. فاطمه معین‎الدّینی با همکاری سمیّه سلیمانی (1390) در مقالۀ «هنجارگریزی در شعر حسین منزوی»، گونه‎های مختلف هنجارگریزی را مورد کاوش قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که تمامی گونه‎های هنجارگریزی آوایی، گویشی، زبانی و سبکی و نوشتاری در اشعار حسین منزوی وجود دارد. فاطمه مدرّسی و رقیّه کاظم‎زاده (1390) در پژوهش خود با عنوان «تکرار واژه از شگردهای برجسته‎سازی در غزل حسین منزوی» تکرار واژگان را در غزل منزوی بررسی نموده‎اند. این پژوهش نشان می‌دهد که حسین منـزوی از شـگردهای مختلف تکرار در سطح واژه، گروه و جمله، برای تشخّص بخشیدن به زبان غزل خود بهره بـرده اسـت و ایـن تکرار آگاهانه باعث افزایش موسیقی کلام و القای معنی مورد نظرش به خواننده شده اسـت.

نگاهی به زندگی و جایگاه منزوی در ادبیات معاصر

منزوی در مهرماه 1325 در زنجان در خانواده‌ای شاعر و ادب‌دوست زاده شد. تحصیلات دورۀ ابتدایی و متوسّطه را در این شهر به پایان رساند و از دبیرستان صدرجهان دیپلم ادبی خود را گرفت (نیرومند، 1347: 140) و وارد دانشکدۀ ادبیّات تهران شد. او بنا بر شرایط روحی خود این رشته را رها کرد پس از گذشت بیش از ده سال مجدداً به تحصیل روی آورد و در سال 1358 موفّق به اخذ مدرک لیسانس گردید (کاخی، 1370: 384). منزوی به سرعت خود را در محافل ادبی مطرح کرد. کریم نیرومند در کتاب «سخنوران و خطاطان زنجان 1344» علاوه بر این که منزوی را در سرودن اشعار در بین اقران خویش ممتاز دانسته، به این موضوع اشاره کرده که «وی تخلص «رها» را برای خود برگزیده است؛ امّا چنین تخلّصی در هیچ کدام از اشعار وی مشاهده نمی‌شود. ضمن این که منزوی در پانوشت یکی از غزلیّات خود که در آن از تخلّص «منزوی» سود برده، می‌نویسد: «این اوّلین و آخرین غزلی است که من تخلّص کرده‌ام» (منزوی، 1391: 310). وی به سبب روحیّۀ خاصی که داشت هرگز به شغلی ثابت روی نیاورد؛ ولی مسؤولیت صفحۀ شعری «مجلّۀ رودکی» و «مجلّۀ سروش»، اجرای برنامۀ «یک شعر و یک شاعر» در رادیو، مجری‎گری برنامۀ ‌«گروه ادب امروز» را تجربه کرد (ر.ک. نیرومند، 1347: 331). منزوی آثاری در زمینۀ نثر، نظم و ترجمه‎ قلم زده است:

آثار منثور: این ترک پارسی‌گوی، دیدار در متن یک شعر، مقدّمه بر دو مجموعۀ شعر «آتش در نیزار» و «مه در محاق».

آثار منظوم: از ترمه و تغزل، از خاموشی‌ها و فراموشی‎ها، از شوکران و شکر، از کهربا و کافور، این کاغذین جامه، با سیاوش از آتش، با عشق تاب می‌آوریم، با عشق در حوالی فاجعه، به همین سادگی، تیغ و ترمه و تغزّل، حنجرۀ زخمی ‎تغزّل، صفرخان، فانوس‌های آفتابی، هم‌چنان از عشق.

ترجمه‌ها: تیغ زنگ زده و ترجمۀ منظومۀ ترکی «حیدربابا» اثر استاد محمّد حسین شهریار.

حسین منزوی در روز چهارشنبه 16 اردیبهشت 1383 در سن 58 سالگی بر اثر عارضۀ قلبی و بیماری ریوی برای همیشه دست جهان را فشرد و در زادبومش زنجان تشییع و به خاک سپرده شد (کاظمی، 1388: 44).

حسین منزوی با نگاه به شعر سنتی فارسی و ایجاد تحول تدریجی در نوع دید و نگرش خود و روی آوردن به فضاهای تازه توانست هم از لحاظ زبانی و واژگانی و هم از لحاظ محتوایی به غزل معاصر روحی تازه بدمد. شعر سنّت‌گرای معاصر توجّه خاصی به سطح آوایی، واژگانی و نحوی زبان دارد، هم چنین به قالب غزل توجّه فراوان دارد. منزوی که بخشی از نظریات خویش را در مقدّمه «از شوکران و شکر» بازگو کرده است که «نیما دریچه‎ای دیگر به روی شعر فارسی گشود و گرچه این دریچه در لحظه‌ای گشوده شد که شعر فارسی به راستی خنّاق گرفته بود، امّا این هرگز به آن معنی نبود که باید همه دریچه‌های دیگر بسته شود... گمان نکنید که من تواناییِ همه قالب‌های سنّتی را، در یاوری شایسته شعر شهادت می‎دهم، قصیده حسابش پاک است، مسمّط و ترکیب‌بند و... هم حسابشان از خیلی پیشترها پاک بود. می‎ماند غزل و مثنوی که به نظر من هنوز هم می‌شود از این قالب‌ها در شعر استفاده کرد و موفّق هم بود و در میان این دو نیز غزل خود را بیشتر لایق نشان می‎دهد. غزل سابقه‌اش، پشتوانه‌اش و کارایی‌اش و خیلی چیزهای دیگرش آن را از سایر قوالب شعر سنّتی متفاوت می‎کند.» (منزوی، 1387: 17-18). این قالب کلاسیک که غزل است از سوی غزل‌سرایان عصر ما با تغییر و تحوّلات بیرونی و درونی به حیات خود ادامه می‎دهد. سهم حسین منزوی شامل ابتکارات و ابداعاتی است که وی در حوزۀ آوایی، بلاغت، نحو و... غزل انجام داده می‌شود. بیشترین ابتکار وی در حوزۀ موسیقی خواه در وزن و عروض و قافیه صورت گرفته است. تنوّع در به‎ کارگیری اوزان عروضی به این شاعر بزرگ جایگاهی ممتاز بخشیده است. پورچافی در این باره می‌گوید: «بهره‎گیری از برخی اوزان که در شعر سنّتی یا اصلاً به کار نرفته یا به ندرت از آن‎ها استفاده شده است، در این زمینه باید از کوشش شاعرانی چون حسین منزوی و محمدعلی بهمنی یاد کرد که با مهارت‎های خاصی، بسیاری از اوزان جدید یا کم استعمال را به زیبایی و بدون آنکه غرابت چندانی از آن‌ها احساس شود در اشعار خویش به کار گرفته‌اند.» (حسین‌پور چافی، 1384: 67). بررسی غزل معاصر که با عنوان سنّت‎گرایی همراه است و در عین حال زبانی نو دارد در عرصه شعر منزوی نسبت دیده می‎شود. غزل منزوی زبانی کلاسیک با خود به همراه دارد. زبان غزل منزوی در زمینه گزینش واژگان کهنه و نو، و سطح نحوی و دستوری آن بسیار محکم و استوار است. توانایی‌های زبانی غزل او که با مضمو‌ن‌هایی مثل ستایش عشق، آن هم به صورت مکرّر همراه است از ویژگی‌های سبکی و خاص اوست.

بررسی سطح نحوی برجسته‎سازی‎های منزوی

در سطح نحوی نخستین مسأله و کارکردی که از نوع زبان باید بررسی شود، نظم و ترتیب آرایش کلمات در جملات یعنی انواع گروه‎های قیدی، اسم، وصفی و فعلی بررسی می‎شود. منزوی غزل یک‌دست و ساده از نگاه دستور زبان ندارد، بلکه در بررسی غزل منزوی، به این نکته پی می‎بریم که وی از هنجارگریزی در قواعد دستور زبان، بهره می‎گیرد. قید را به گونه‎ای دیگر استفاده می‌کند، نظم ارکان جمله را بر هم می‎زند و از افعال و واژگان کهن در غزل نو استفاده می‎کند که با نمونه‎ها‎ی بسیار این‌گونه کارکرد زبان در شعر بزرگانی چون نیما، اخوان، شاملو، سپهری و.‌..  دیده شده است. «برخلاف تقیّد شاعران کهن به قواعد دستور زبان، شاعران نوپرداز، با حفظ دو اصل رسایی و زیبایی، گاه در ساختمان دستور زبان دخالت می‎کنند و بدین ‎گونه ظرفیّت‎ها‎ی کلامی تازه‎ای می‎آفرینند.» (روزبه، 1381 :28). «شاعر مـی‌تواند در شعر خود با جـابه‌جا کـردن عناصر سازندۀ جمله از قواعد نـحوی زبـان هنجار، گریز بزند و زبان خود‌ را از زبان هنجار متمایز سازد.» (صفوی، 1390: ج1/ 64). یک شاعر برجسته زمانی که می‎بیند کلمات و واژگان پاسخگوی نیاز او نیست و ضرورت نوآوری را در اشعارش احساس می‎کند، باید این توانایی و استقلال را داشته باشد که دست به ابتکار بزند و خلاقیّت نشان بدهد و واژگان جدیدی را وارد شعرش نماید. این ابتکارات به صورت‎‎ها‎ی مختلفی انجام می‎شود. از جمله: «استفاده از واژه‌‎های قدیمی و افعال قدیمی؛ آفرینش فعل‌‎ها‌ و ترکیب‌‎های تازه؛ جابه‌جایی ضمیر و فـاصله انـداختن مـیان موصوف و صفت؛ انحراف صفت (اسناد صفت به مضاف به جای موصوف)؛ حذف «ی» از میان برخی‌ حروف‌ ربط مرکّب؛ ترکیب‌‎های وصفی و اضافی تازه» (دشتی، 1390: 152-153). لازمۀ نوآوری نحوی اشعار، تغییراتی است که نسبت به قواعد و سنّت‌‎های دستوری کهن، پدید می‎آید و نشان‌دهندۀ قدرت و مهارت شاعر و ویژگی‌های آثار ادبی بزرگ است. در این قسمت نوآوری‎های حسین منزوی بررسی می‎شود:

حرف

یکی از نوآوری‎ها‎ی منزوی در حوزۀ حروف است. یکی از انواع کلمه حرف است که به تنهایی معنا ندارد و با پیوستن به کلمه دیگر معنا پیدا می‎کند. منزوی از حروف به چند شکل در نوآوری استفاده می‎کند.

حرف‎گرایی

شمیسا در در تعریف آن می‎گوید: «تشبیه و شکل و موقعیّت حروف الفبا را حرف‎گرایی نامیده‎اند. این آرایه در اشعار شاعران گذشته نیز مورد توجّه بوده است؛ امّا در بدیع سنّتی نامی ندارد (شمیسا، 1384: 83).

حسین منزوی گاهی حروف الفبا را در خدمت می‎گیرد که میزان استفاده از آن اندک است.

زنی که آمدنش مثل «آ»ی آمدنش

 

رهایی نفس از حبس‎ها‎ی ممتد بود

(منزوی، 1391: 450)

که در بیت بالا حرف «آ» نوعی حرف‎گرایی است.

هم‌چنین دو حرف «واو» و «دال» در بیت زیر:

می‎کَنَم الفبا را روی لوحۀ سنگی

 

واو مثل ویرانی، دال مثل دلتنگی

(همان، 461)

به کارگرفتن حروف برای ایجاز

مثلاً در نمونۀ زیر از واو حالیّه در مصرع دوم برای ایجاز و کوتاه کردن جمله استفاده نموده است.

دردا که هدر دادیم، آن ذات گرامی را
  

 

تیغیم و نمی‎بُرّیم، ابریم و نمی‎باریم

(همان، 27)

واژگان

منزوی به نقش اساسی واژگان در تعیین ویژگی‎های ساختاری جمله، آگاه بوده و این آگاهی در نوآوری‎هایی که در واژگان به کار برده، به وضوح دیده می‌شود.

باستان‎گرایی

گاهی اوقات شاعران واژگانی کهن را در شعر وارد می‎کنند و توجّه خواننده را به خود جلب می‎کنند. به این کار باستان‎گرایی یا آرکائیسم می‎گویند. آرکائیسم در واقع هنجارگریزی زمانی است.

حسین منزوی از این مسأله آگاه است که می‎تواند با به‎کار بردن واژگانی که در زمان شاعر در زبان متداول نیست و مربوط به گذشتة اوست، سبب جلب توجّه خواننده شود. هم‌چون «که‌ت» و «که‌ش» در ابیات زیر:

نام تو بود بر لب انسان که می‎گذشت

 

که‎ت دربه در صدا زد و خانه به خانه گفت

(همان، 121)

قطرۀ بارنده که‌ش، توفنده دریا می‎خورد؟
  

 

ذرۀ چرخنده که‎ش، خورشید رخشا می‎برد؟

(همان، 137)

حسین منزوی توانسته است با آوردن واژه‎ها‎ی آرکائیک دست به نوآوری و برجسته‌سازی بزند.

قید

قید کلمه‎ای است که توضیحی در بارۀ فعل می‎دهد و مفهوم زمان، مکان، مقدار، چکونگی، یا مفهومی‎ جز آن را می‎رساند. کاربرد نوعی تازه از قید، از دیگر هنجار شکنی‎های دستور زبانی در غزل منزوی است. او با قید «همیشه» بیش‎تر از دیگر قید‎ها هنرنمایی می‎کند. شاعر در مصراع زیر به جای این که بگوید: مشامم همیشه شمیم زلف تو است، می‎گوید: «همیشه‎های مشامم» و این گونه واج آرایی ایجاد می‎کند.

همیشه‎ها‎ی مشامم شمیم زلف تو است

 

تو با منی و نیازی به بوی پیرهنت نیست

(منزوی، 1391: ۴۴)

نمونه دیگر «تا» تحذیر است که باید قبل از فعل نهی بیاید ولی در بیت زیر پس از آن ذکر شده است:

بگو در سایه‌سارم دوست یا دشمن بیاسایند

 

نگویی تا که از ایثار خود امساک دارم من

(همان، 181)

صفت

در این بخش نوآوری منزوی در جا به جایی صفت می‎باشد که به دو شکل انجام می‎شود:

الف) مضاف‌الیه میان موصوف و صفت قرار می‎گیرد:

به شب که آینۀ غربت مکدّر من
   

 

به شب که نیمۀ تنهایی سیاه من است

(همان، 104)

ب) تقدیم صفت بر موصوف با گرفتن کسرۀ اضافه:

طبق قواعد دستوری، صفت بعد از موصوف می‌آید؛ امّا منزوی در غزل‎های خود دست به نوآوری ‎زده و با افزودن کسرۀ اضافه صفت را بر موصوف مقدّم نموده است. «بیکرانِ کویر» نمونه‎‎ای از این نوآوری به شمار می‌رود.

من آن بیکرانِ کویرم که در من

 

نیفشانده جز دست اندوه، دانه

(همان، 134)

ج) افزودن پسوند «تر» به صفت عالی:

صفت برترین یا عالی با افزودن «ترین» به صفت ساده ساخته می‌شود. منزوی در این زمینه دست به ابداع می‌زند و «تر» را که پسوند صفت برتر است به انتهای صفت برترین می‎افزاید و بدین ترتیب آن صفت را برجسته‌تر می‌کند. مانند «زیباترین‌تر» در شاهد مثال زیر:

ای بهترین تمثیل از افعل التفضیل

 

زیباترین‎ها را زیباترین‌تر تو

(همان، 195)

د) افزودن پسوند «ترین» به پایان قید و اسم

البتّه منزوی از این پسوند صفت ساز به ویژه پسوند صفت برترین نوآوری‎های دیگری هم انجام داده است. او این پسوند را بر خلاف قاعدۀ نحوی به آخر قید و اسم هم اضافه نموده است. هم‌چون:

تو کس‌ترین کسان و به ناچار گام‌ها

 

با ناکسان به رفق و مدارا زده رفیق!

(همان، 111)

در بیت بالا واژۀ کس اسم است که پسوند «ترین» به آن اضافه شده است.

تصویر تو همیشه‎ترین بود

 

بانوی شعرهای مه‎آلود

(همان، 13)

در این نمونه همیشه قید است که پسوند صفت ساز «ترین» بدان افزوده شده است.

جمله‎بندی

نوآوری‎های حسین منزوی در نحو و ساخت جملات، جا به جایی اجزایی جمله بر خلاف عرف و عادت و غیر معمول است. «به هم ریختن بافت نحوی به شرط رسانگی و زیبایی، می‎تواند خود آشنایی‌زدایی محسوب شود.» (کاظمی، 1388: 162).

فعل

باستان‎گرایی

باستان‎گرایی و آرکائیسم یکی دیگر از انواع نوآوری در زمینۀ افعال است. حسین منزوی گاه افعال کهن را در سرودن اشعار به کار برده و نوعی هنجارگریزی زمانی انجام داده است. مانند:

«نداند» به معنی نتواند و «ستردن» در بیت زیر:

تو آن تصویر جاویدی که مرگ جادویی

 

نداند نقشت از لوح ضمیر من ستردن را

(منزوی، 1391 :152)

«موئیدن» در بیت زیر:

برگ‎ها زبان گشتند بر درخت و موییدند!
   

 

آه! روح جنگل را، پیش چشم ما کُشتند

(همان، 492)

با تو رازی است که می‎کاهدت، اینک این من

 

رازدار تو! بگو، من نه کم از یک چاهم

(همان، 487)

فعل «کاستن» در بیت بالا.

تکرار فعل

دیگر موارد تکرار فعل است مانند تکرار فعل «لب نگزیدن» در نمونۀ زیر:

چه کس کشید ز تو دست و سر نکوفت به سنگ؟

 

چه کس لبت نگزید و به غبن لب نگزید؟

(همان، 396)

وارد کردن افعال عامیانه در غزل

از دیگر نوآوری‎های منزوی در فعل وارد کردن افعال عامیانه در غزل است مانند فعل «شتک زدن» و «گُر گرفتن» در ابیات زیر:

از خاک بر جبینت خورشیدها شتک زد
   

 

آن دم که داد ظلمت فرمان تیرباران

(منزوی، 1391: 87)

به سرمای زمستان نیز گُر می‎گیرم از مستی

 

که شولاها به تن از پیچه‎ها‎ی تاک دارم من

(همان، 252)

به کار بردن عبارات فعلی

عبارت فعلی به نوعی از فعل می‎گویند که حداقل از سه بخش تشکیل شده و همه با هم معنای واحدی می‎دهند. یکی از موارد نوآوری حسین منزوی در دستور عبارت‎های فعلی است. این عبارت‎های فعلی بیشتر جنبۀ کنایی دارد. نمونه‎ای از این نوآوری‎ها:

«به فراموشی سپردن» در بیت زیرنمونه‎ای دیگر از کاربرد عبارت فعلی است:

نمی‎شود به فراموشی‎ات سپرد و گذشت

 

چنان که یاد تو زود آشنا و هر جایی

(همان، 25)

گریه‎ام را می‎خورم؛ زیرا که می‎ترسم ز باران
 

 

مثل برجی خسته، برجی رو به ویرانی نهاده

(همان، 73)

«گریه خود را خوردن» در بیت بالا:

هم‌چنین است «سر در لاک داشتن» در نمونۀ زیر:

زمستان چلۀ خلوت‎نشینی با گل برف است

 

نپنداری که بی‏حکمت سری در لاک دارم من

(همان، 252)

به کاربردن جملات معترضه و بدل

مهم‎ترین و پرکاربردترین نوآوری منزوی در قسمت نحو، به کار بردن جملات معترضه و بدل است که اطناب و حشو محسوب می‎شود. معمولاً جملات معترضه و بدل به‎گونه‎ای هستند که اگر حذف شوند به معنای جمله آسیبی نمی‎رسد؛ ولی این جملات در اشعار منزوی به گونه‎ای هستند که اگر حذف شوند، معنی جمله با مشکل مواجه می‎شود. مثلاً جمله معترضه در مثال‎های زیر:

کلمه ـ گرفتم این که خدا بود یا نبود ـ

 

با چشمتان ـ امیر دل‎های غارتی ـ

من از تو اصل تو را برگزیده‎ام که همیشه

 

من از دم تو روح دمیدم کلام را

(همان، 399)

همیشه راه دل از تن جداست در سفر جان

 

دلت مراست ــ تو خود گفته‌ای ــ اگر بدنت نیست

(همان، 516)

نکته‎ای که در اینجا به چشم می‎خورد این است که اگر جملات معترضۀ «گرفتم این که خدا بود یا نبود» و «تو خود گفته‌ای» و بدل «امیر دل‎های غارتی» را از نمونه‎ها‎ی بالا حذف کنیم، جملات، نا مفهوم و ناقص می‎شوند.

البتّه لازم به ذکر است که آوردن جملات معترضه سبب طولانی شدن بیهودۀ جمله‎ها و پیچیده و ناهموار شدن گفتار حسین منزوی شده است.

تکرار

از دیگر نوآوری‎های منزوی در سطح جملات تکرار است. مانند «تو خواهی آمد» و «با تو خواهد بود» در ابیات زیر:

تو خواهی آمد و آواز با تو خواهد بود

 

پرنده و پر پرواز با تو خواهد بود

تو خواهی آمد و چونان که پیش از این بوده
است

 

کلید قفل فلق، باز با تو خواهد بود

برای دادن عمر دوباره‎ای به دلم

 

تو خواهی آمد و اعجاز با تو خواهد بود

(همان، 133)

هم‌چنین است «نشکنی ‎ای کوزة سفالی عاشق»

نشکنی ای کوزة سفالی عاشق!

 

شیشة عمر منی، نه آینة دق

تا که به چشمش کشی مرا و بمانی

 

نشکنی ای کوزة سفالی عاشق!

(همان، 457)

بررسی سطح واژگانی برجسته‎سازی‎های منزوی

واژگان

واژگان رایج و غیر رایج

شاعران امروز با به کارگیری واژه‎هایی که تا پیش از دورة معاصر اجازة ورود به ساحت شعر را نداشتند و نیز با استفاده از واژه‎های تازه‎ای که در زبان روزمرة امروز به کار می‌رود، در کنار واژه‎های گذشته، به گسترش و توسّع زبان شعر کمک می‌کنند» (حسن‌لی، 1383: 114). منزوی در غزلیّات خود به فراوانی از واژگانِ امروزی استفاده کرده است. «یکی از خصوصیّات غزل نو، حرکت به سمت سلامت زبان و انطباق بافت حوزة استعمال امروزی واژگان بود که البتّه این حرکت در غزل پس از انقلاب، صورتی جدّی و بنیادی یافت و بالنسبه به سامان رسید» (روزبه، 1378: 141). از مهم‎ترین عوامل تفاوت غزلِ منزوی با غزلِ غزل‌سرایان سنّتی، گرایش وی به استفادة بیشتر از واژگان رایج در زبان امروز است. نمونه این واژگان در مجموعه اشعار منزوی:

شود تا ظلمتم از بازی چشمت چراغانی

 

مرا دریاب، ای خورشید در چشم تو نورانی

( منزوی، 1391: 21)

شرممان باد که تا ساعت آن واقعه نیز

 

چشم ما دوخته بر ساعت دیواری بود

(همان، 109)

هم‌چنین واژگانی مانند: قلم (21)، کابین (31)، پیراهن (45)، آینه (55)، کتاب (35)، خیابان (68)، خاشاک (102)، گوشواره (103)، بختک (109)، زورق (181)، کشتی(131)، چکاوک (223) و. ...

حسین منزوی در اشعار خود از لغات و اصطلاحات عامیانه بهرۀ بسیار گرفته است و به نظر نگارنده با این کار ارتباط صمیمانه و دوستانه‎ای با مخاطب برقرار نموده است. البتّه این کار در حوزۀ زبان به نوعی هنجارشکنی محسوب می‌شود؛ زیرا در شعر شاعران کلاسیک به ندرت با لغات و اصطلاحات عامیانه مواجه می‌شویم. حسین منزوی با آوردن زبان محاوره در شعر هنجار را شکسته و دست به نوآوری زده است.

در کجای این دلتنگ می‌دهید پروازم
  

 

پرسه‎های عصرانه! ای مدارتان مسدود

(منزوی، 1391: 69)

چشمتو واکن که سحر، تو چشمتو بیدار بشه

 

صدام بزن که از صدات باغ دلم باهار بشه

(همان، 451)

حسین منزوی غزل‎های شمارۀ 21، 171، 260 و 347 را به زبان عامیانه سروده است. گاهی با مطالعۀ اشعار منزوی به واژگانی برخورد می‌کنیم که نارایج و نامأنوسند. هم‌چون نمونه‎های زیر:

افیون زدۀ رنجم و تلخ است مذاقم

 

با بوسه‎ای از آن لب شیرین، شکرم کن

(غزل84 )

زان بیهشی سنگین، و آن خواب غبارآگین

 

هشیارم و بیدارم، این بار که می‌آیم

(غزل 142)

غم تو چیست که گویی پریچه‎ای غمگین

 

تمامی غم خود را در این ترانه گریست

(غزل 43)

البته پریچه مخفف پریچهره است. در این بیت حسین منزوی با کاستن از واژۀ پریچهره و تبدیل آن به پریچه دست به قاعده‌کاهی زده است. با بررسی غزل‎های حسین منزوی، این نتیجه حاصل شد که 97 درصد از واژگان مورد استفاده منزوی در غزل‎ها رایج و 3 درصد نارایجند. در نهایت می‌توان گفت: حسین منزوی به استفاده از واژگان رایج تمایل بیشتری نشان داده و تعداد واژگان نارایج در اشعارش بسیار اندک است.

واژگان آرکائیک

گاهی اوقات شاعران واژگانی را وارد شعر می‌کنند و توجّه خواننده را به خود جلب می‌کنند. به این کار باستان‎گرایی یا آرکائیسم می‌گویند. آرکائیسم در واقع هنجارگریزی زمانی است که کنایه و ضرب‎المثل‎های عامیانه را وارد غزل معاصر می‌کند. این از خصایص زبانی منزوی محسوب می‌شود. منزوی معتقد است که غزل معاصر باید واژگان نو و حتّی طرد شده را در کنار هم وارد عرصه شعر کند. حسین منزوی از این مسأله آگاه است که می‌تواند با به کار بردن واژگانی که در زمان شاعر در زبان متداول نیست و مربوط به گذشتة اوست، سبب جلب توجّه خواننده شود. و امّا نمونه‎های واژگان کهن در آثار منزوی:

انگار عاشقانه‎ترین خاطرات من

 

همراه با تو مویه‌کنان گریه می‌کنند

(منزوی، 1391: 291)

بارت که فلک نیز نیارست کشیدن

 

من می‌برم ای عشق سبک بار به خانه

(همان، 85)

آرام نمی‎یارد، گویی غم من دارد

 

آن باد که می‌زارد، در تنگی دالان‎ها

(همان، 106)

اسب سیمین نعل زرین یال من کو؟

 

آن که صد خورشید روی گُرده دارد

(همان، 483)

ایران من لَختی بمان تا باز پـیچد

 

در گوشت آواز بلند سر به داران

(همان، 489(

واژۀ «لختی» در نمونه اخیر در معنای اندکی کاربرد کهن دارند. 

با توجّه به نمونه‎های ذکر شده می‌توان گفت حسین منزوی با واژه‎های کهن آشنا بوده است و می‌دانسته که آوردن واژه‎های کهن در شعر و در کنار واژگان معاصر زیبایی و جذّابیت خاصی به اشعار او می‌بخشد. هم‌چنین باید گفت میزان این واژگان در اشعار او بسیار است. آوردن واژه‎های آرکائیک نوعی هنجارگریزی است که در بخش زبان صورت می‌گیرد و حسین منزوی بدین طریق توانسته است دست به نوآوری و برجسته‌سازی بزند.

واژگان علم ریاضی

در اشعار حسین منزوی گاهی با واژه‎های علم ریاضی مواجه می‌شویم که تعداد آن بسیار کم است. واژه‎ها و اصطلاحاتی چون «منها»، «ضرب»، «حاصل جمع»، «بی‎عدد صفر»، «خط موازی» در نمونه‎های زیر:

من و تو چون دو خطیم، آری ـ موازیانِ به ناچاری

 

 

که هر دو باورمان ز آغاز، به یکدگر نرسیدن بود

     

(منزوی، 1391: 313)

او در این بیت با تشبیهی زیبا نرسیدن خود به معشوق را بیان نموده است. به نظر او همان‎طور که دو خط موازی هیچ گاه به هم نمی‎رسند، و نیز به معشوقش نخواهد رسید.

شهر ـ منهای وقتی که هستی ـ حاصل برزخ خشک و خالی

 

 

جمع آیینه‎ها ضرب در تو، بی‌عددِ صفر، بعد از زلالی

حاصل جمع آب و تن تو، ضرب در وقت شستن تو

 

 

هر سه منهای پیراهن تو، برکه را کرده حالی به حالی!

     

(منزوی، 1391: 485)

واژگان مرکب نو

یکی دیگر از نوآوری‎های حسین منزوی در بخش زبان استفاده از واژگان مرکب نو است. واژگانی که در دوره معاصر وارد زبان و ادب شده‎اند. حتّی برخی از این واژه‎ها خاص حسین منزوی است و دیگران آن را به کار نبرده‎اند. به همین دلیل به کاربردن واژگان مرکب نو از نوآوری‎های زبانی منزوی محسوب می‌شود.

واژه‎های «خوش‌خیم»، «بدخیم» در بیت زیر:

بغض‎هایم ـ غدّه‎های شوخ سرطانیم ـ بی‌وقفه

 

 

بین خشم و چشم من خوش‌خیم یا بدخیم چرخیدند

     

(منزوی، 1391: 438)

خواندن نام بغضوارۀ تو

 

آرزوی تمام حنجره‎هاست

(همان، 403)

دو چشم داشت ـ دو« سبز آبی» بلاتکلیف

 

که بر دوراهی «دریا چمن» مردد بود

(همان، 450)

چه جای من؟ که برای فریب یوسف نیز

 

نگاه وسوسه‎پرداز، با تو خواهد بود

(همان، 133)

وسوسه‌ریز (ص117)، گنگ دیده (ص135)، وسوسه ‌بو (ص177)، غمناله (ص207)، همیشه‌وار (ص211)، دریازاد (ص224)، نهنگانه (ص232)، جادوکار (ص241)، مرگ‌آباد (ص250)، لیلیانه (ص255)، نازکدلانه (ص263)، ظلمت‎شمار (ص360)، آذرخشانه (ص328)، خشماخون (ص449)، خمیده‎وار (ص499)، کویاکوی، جویاجوی و سویاسوی (ص627)، نمونه دیگر این واژگان هستند.

ترکیبات

ترکیبات نو

یکی دیگر از ویژگی‎های زبان شعری حسین منزوی ترکیبات نو و جدیدی است که در اشعارش دیده می‌شود. این ترکیبات سبب توجّه بیشتر خواننده می‌شود. نمونه‎هایی از این ترکیبات عبارتند از:

ترکیبات اضافی نو مانند بادبادک خورشید (433)، چوب خط هفته (465)، مرگ سکون (142)، شیشه تغافل (651)، دریاچه‎های خواب (36) و ترکیبات وصفی نو هم‌چون باغ آهنی (424)، خورشید پرتقالی (212)، نبض آبی (36) و. ...

بسامد ترکیبات نو در شعر منزوی بسیار است؛ زیرا فردی شاعر اهل ذوق و در جستجوی ترکیبات نو و تازه است. وی در مقدّمه دفتر غزل‎هایش به نام «از شوکران و شکر» می‌گوید: «غزل امروز باید با کلماتی که از نظر استادان مطرود و غیر شاعرانه قلمداد شده‎اند، آشتی کند؛ یعنی همان کاری که شعر نیمایی کرده است. گیرم که این کلمه‎ها گاهی باعث ایجاد نوعی خشونت و ناهمواری در زبان بشوند. چه اشکالی دارد که زبان عاشقانه ما نیز خشن، ناهموار و حتّی صیقل نخورده و نتراشیده باشد؟ مگر زندگی ما و عشق‎های ما چنین نیست؟» (منزوی، ۱۳۸۷: 21). این دیدگاه سبب شده غزل‎های منزوی پر از ترکیباتی باشد که ساخته خود اوست و این گونه دست به برجسته‎سازی بزند.

ترکیبات سنّتی

حسین منزوی در کنار استفاده از ترکیبات نو، از ترکیبات سنّتی نیز سود برده است. او به خوبی از این مسأله آگاه بوده است که وجود ترکیبات نو و سنّت در کنار هم به برجسته شدن اشعار و زیباتر شدن آن کمک می‌کند. ترکیباتی چون «سر گیسو» و« بادگساری» در بیت زیر:

تا نسیم سرگیسوی شلالت ساقی است
  

 

باده بگذار، که از بادگساری مستم

(منزوی، 1391: 297)

منزوی در این بیت از ترکیبات سنّتی نیز دست به قاعده‌کاهی می‌زند. او با کاستن یک حرف از واژۀ سنّت باده گساری و تبدیل آن به بادگساری دست به قاعده‌کاهی زد و به شعرش برجستگی بخشید. از دیگر ترکیبات سنتی در شعر حسین منزوی می‌توان به ستاره دنباله‌دار (ص60)، شریک دزد و یار قافله (ص157)، و نیمه جان (ص489). البتّه باید گفت نسبت ترکیبات کهن در شعر منزوی کمتر از ترکیبات نو است.


 

نتیجه‎

در این نوشتار نوآوری‎ها‎ی نحوی و واژگانی اشعار حسین منزوی بررسی شد و نتایج زیر به دست آمد:

حرف‎گرایی با کاربرد اندک و به کارگرفتن حروف برای ایجاز، از نوآوری‎های منزوی در بخش حروف است. منزوی با وارد کردن واژگان کهن (باستان‎گرایی) و کم‌کردن و تخفیف در بخش واژگان دست به ابداع زده است. او با قید «همیشه» هنرنمایی‎های خلاقانه‎ای می‌نماید. در زمینۀ صفت نوآوری‎های زیبایی دارد و آن جا به جایی صفت می‎باشد به دو شکل؛ یکی قرار دادن مضاف‌الیه میان موصوف و صفت و دیگری مقدّم کردن صفت بر موصوف با افزودن کسرۀ اضافه. هم‌چنین افزودن پسوند «تر» به صفت عالی و پسوند «ترین» به پایان قید و اسم.

حسین منزوی در ساخت جملات و جا به جایی اجزای جمله عرف را بر هم می‎زند. او با باستان‎گرایی، جدا کردن نه از فعل نفی، تکرار افعال، وارد کردن افعال عامیانه در شعر و به‏کار بردن عبارت‎های فعلی که بیشتر جنبۀ کنایی دارند دست به ابداعات فعلی می‏زند. هم‌چنین جملات معترضه در اشعار منزوی با دیگر موارد متفاوت است؛ زیرا اگر حذف شوند، معنای جمله دچار اختلال می‎شود. تکرار در اشعارش منزوی در سه سطح حرف (حرف‎گرایی و واج‎آرایی)، واژه و جمله صورت می‎گیرد. در پایان می‎توان گفت حسین منزوی یکی از شاعران توانا، نوآور و خلاق در زمینۀ نحو است. او به نحو مطلوبی نوآوری‎ها و سنّت‌های دستوری را در کنار هم قرار می‎دهد.

حسین منزوی در سطح واژگانی با توجه به باستان گرائی (آرکائیسم)، کاربرد لغات کهن و نو در کنار هم، کاربرد واژگان بومی و محلی، مرکب، کم کاربرد عصر حاضر دست به برجسته‎سازی‎های زیبایی زده است. در بخش ترکیبات نیز با آوردن ترکیبات نو و سنتی، ترکیب و هم‌چنین کاربرد این واژگان در کنار هم، قاعده کاهی و هنجارگریزی اشعارش را برجسته نموده است.


 

منابع و مآخذ

1ـ حسن‌لی، کاووس. گونههای نوآوری در شعر معاصر ایران. تهران: ثالث، 1383.

2ـ حسین‎پور چافی، علی. جریان‌های معاصر فارسی از کودتای (1332) تا انقلاب (1357). تهران: امیرکبیر، 1384.

3ـ دشتی، نصرالله. «شیوه‌های نوآوری در شعر معاصر». مجله رشد آموزش زبان و ادب فارسی، زمستان، شماره 100، 1390، صص 150-155.

4ـ روزبه، محمدرضا. سیر تحوّل در غزل فارسی. تهران: انتشارات روزنه، 1378.

5ـ ــــ، ـــــــــ . ادبیّات مـعاصر ایران (شعر). تهران: روزگار، 1381.

6ـ شفیعی‌کدکنی، محمدرضا. موسیقی شعر. تهران: آگاه، 1384.

7ـ شمیسا، سیروس. نگاهی به بدیع. تهران: میترا، 1384

8ـ صفوی، کوروش. از زبان‌شناسی به ادبیّات. تهران: انتشارات‌ سورۀ مهر، 1390

9ـ کاخی، مرتضی. باغ بی‌برگی؛ یادنامۀ اخوان ثالث. تهران: انتشارات آگاه، 1370.

10ـ کاظمی، روح الله. سیب نقرهای ماه؛ نقد غزلهای حسین منزوی. تهران: مروارید، 1388.

11ـ منزوی، حسین. حنجرۀ زخمی تغزّل. تهران: آفرینش، 1387.

12ـ ــــ، ـــــــــ . مجموعۀ اشعار، به کوشش فتحی. تهران: انتشارات نگاه، 1391.

13ـ نیرومند، کریم. سخنوران و خطاطان زنجان. زنجان: مؤسّسه مطبوعاتی زعفری، 1347.

 

 

 

 

 

 

 



* دانشجوی دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک. (نویسنده مسؤول)

** استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اراک، گروه زبان و ادبیات فارسی، اراک، ایران.

*** دانشجوی دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک و دبیر آموزش و پرورش استان همدان.

تاریخ دریافت: 11/10/96                                                                                         تاریخ پذیرش: 12/12/96

منابع و مآخذ

1ـ حسن‌لی، کاووس. گونههای نوآوری در شعر معاصر ایران. تهران: ثالث، 1383.

2ـ حسین‎پور چافی، علی. جریان‌های معاصر فارسی از کودتای (1332) تا انقلاب (1357). تهران: امیرکبیر، 1384.

3ـ دشتی، نصرالله. «شیوه‌های نوآوری در شعر معاصر». مجله رشد آموزش زبان و ادب فارسی، زمستان، شماره 100، 1390، صص 150-155.

4ـ روزبه، محمدرضا. سیر تحوّل در غزل فارسی. تهران: انتشارات روزنه، 1378.

5ـ ــــ، ـــــــــ . ادبیّات مـعاصر ایران (شعر). تهران: روزگار، 1381.

6ـ شفیعی‌کدکنی، محمدرضا. موسیقی شعر. تهران: آگاه، 1384.

7ـ شمیسا، سیروس. نگاهی به بدیع. تهران: میترا، 1384

8ـ صفوی، کوروش. از زبان‌شناسی به ادبیّات. تهران: انتشارات‌ سورۀ مهر، 1390

9ـ کاخی، مرتضی. باغ بی‌برگی؛ یادنامۀ اخوان ثالث. تهران: انتشارات آگاه، 1370.

10ـ کاظمی، روح الله. سیب نقرهای ماه؛ نقد غزلهای حسین منزوی. تهران: مروارید، 1388.

11ـ منزوی، حسین. حنجرۀ زخمی تغزّل. تهران: آفرینش، 1387.

12ـ ــــ، ـــــــــ . مجموعۀ اشعار، به کوشش فتحی. تهران: انتشارات نگاه، 1391.

13ـ نیرومند، کریم. سخنوران و خطاطان زنجان. زنجان: مؤسّسه مطبوعاتی زعفری، 1347.