بررسی و کاربرد تشبیه در غزلیات هوشنگ ابتهاج (با رویکرد به مجموعۀ سیاه‌مشق)

نوع مقاله: علمی پژوهشی

چکیده

یکی از شیوه­های تشخیص سبک و تمایز مکتب­ها، بررسی صور خیال است. در این میان، تشبیه یکی از عناصر اصلی صور خیال در ادبیات هر ملتی است که بسیاری از صورت­های دیگر از آن مایه می­گیرند. از میان صور خیال که مهم‌ترین وجه تمایز سخن ادبی از غیر آن است، تشبیه جایگاه خاصی دارد. این عنصر ادبی در سیر تطور ادبیات فارسی، کارکرد خود را پیوسته حفظ کرده است. در شعر معاصر، هوشنگ ابتهاج یکی از شاعران برجستۀ معاصر به شمار می‌رود که در هر دو زمینۀ شعر سنتی و نو هنرنمایی کرده است. گرچه او در زمینۀ شعر نیمایی موفق عمل کرده، اما در میان تمام قالب­هاى شعر فارسى، ارادت ابتهاج به غزل، آن هم غزل حافظ‌گونه، بیش از قالب­های دیگر است. در این پژوهش، با تکیه بر روش توصیفی ـ تحلیلی و منابع کتابخانه­ای، میزان موفقیت و هنرمندی ابتهاج در به کارگیری انواع تشبیه، مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می­دهد که با وجود گرایش شاعر به شعر نو، وی در شاخصه­های اصلی ادبیات هم‌چون خلق تصویرهای خیالی و به­کارگیری عناصر تشبیه رویکردی سنتی داشته است. هم‌چنین، مشخص شد که شاعر با تکیه بر تشبیه در بازنمایی خودآگاه و ناخودآگاه گفتمان­های سیاسی، اجتماعی و غنایی موفق عمل کرده است.

کلیدواژه‌ها


بررسی و کاربرد تشبیه در غزلیات هوشنگ ابتهاج
(با رویکرد به مجموعۀ سیاه­مشق)

عبداله مرادی*

دکتر مظاهر نیک‌خواه**

دکتر حسین خسروی***

چکیده

یکی از شیوه­های تشخیص سبک و تمایز مکتب­ها، بررسی صور خیال است. در این میان، تشبیه یکی از عناصر اصلی صور خیال در ادبیات هر ملتی است که بسیاری از صورت­های دیگر از آن مایه می­گیرند. از میان صور خیال که مهم‌ترین وجه تمایز سخن ادبی از غیر آن است، تشبیه جایگاه خاصی دارد. این عنصر ادبی در سیر تطور ادبیات فارسی، کارکرد خود را پیوسته حفظ کرده است. در شعر معاصر، هوشنگ ابتهاج یکی از شاعران برجستۀ معاصر به شمار می‌رود که در هر دو زمینۀ شعر سنتی و نو هنرنمایی کرده است. گرچه او در زمینۀ شعر نیمایی موفق عمل کرده، اما در میان تمام قالب­هاى شعر فارسى، ارادت ابتهاج به غزل، آن هم غزل حافظ‌گونه، بیش از قالب­های دیگر است. در این پژوهش، با تکیه بر روش توصیفی ـ تحلیلی و منابع کتابخانه­ای، میزان موفقیت و هنرمندی ابتهاج در به کارگیری انواع تشبیه، مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می­دهد که با وجود گرایش شاعر به شعر نو، وی در شاخصه­های اصلی ادبیات هم‌چون خلق تصویرهای خیالی و به­کارگیری عناصر تشبیه رویکردی سنتی داشته است. هم‌چنین، مشخص شد که شاعر با تکیه بر تشبیه در بازنمایی خودآگاه و ناخودآگاه گفتمان­های سیاسی، اجتماعی و غنایی موفق عمل کرده است.

 

واژه‌های کلیدی

هوشنگ ابتهاج، غزل، مجموعۀ سیاه­مشق، تشبیه، گفتمان.

مقدمه

یکی از جلوه­های ذوق هر شاعر بزرگی، قدرت تخیل اوست که شاعر هنرآفرین با روحی لطیف و حساس از پدیده­های زیبای طبیعت، متأثر گشته و تصویرهای خیال­انگیز می­آفریند. به عبارت دیگر، «خیال شاعرانه، با یاری گرفتن از عنصر تصویر، بسیاری از امور ذهنی را دیداری می­کند و تصورات خود را از این راه به تماشا می­گذارد». (حسن­لی، 1383: 282) تجسم این موضوعات ذهنی و عاطفی از سوی شاعر موجب می­شود تا خواننده از طریق تحلیل جریانات پنهانی، روح شاعر را در برخورد با اشیا و مسایل هستی دریابد که این امر طبعاً در قالب تشبیه، استعاره، مجاز و کنایه خودنمایی می­کند، به طوری که «عبدالقاهر جرجانی، آن‌ها را به مانند مرکز و نقطه­هایی می­داند که تصرف در معانی بر گرد آن‌ها می­گردد». (رستگارفسایی، 1363: 14) از میان این عناصر، تشبیه به عنوان مؤثرترین ابزار تخیل «هستۀ اصلی و مرکزی خیال­های شاعرانه است که نیروی تخیل شاعر در میان اشیا کشف می­کند و در صور مختلف به بیان درمی­آورد». (پورنامداریان، 1381: 214) تشبیه یکی از مباحثی است که در علم بیان، گسترة وسیعی دارد و از نظر تعریف و انواع مختلف آن با اندک تفاوتی مورد اتفاق علمای علم بیان قرار گرفته است. تشبیه را از صور خیال در شعر دانسته­اند که در دوره­های مختلف، مورد توجه شاعران بسیاری واقع شده و آن‌ها با توجه به ذوق، عاطفه، اندیشه، قوة خیال و تأثیرپذیری از میراث ادبی پیش از خود، موفق به خلق گونه­هایی از تشبیه شده­اند. «مایۀ اصلی تشبیه، اغراق و خیال­انگیزی است و این دو عنصر، تشبیه ادبی خیال­انگیز را از مقایسه­های ادبی تشبیه­گونه، متمایز می­کند و گفته­اند فایدۀ تشبیه، اغلب عاید مشبه می­شود». (احمدنژاد، 1374: 29) تشبیه اولین عامل تصویرآفرین در مباحث بیانی است که شاعر به وسیلۀ آن جهان را زیباتر از آنچه هست، نشان می­دهد و یکی از عناصر اصلی صور خیال در ادبیات هر ملتی به شمار می­رود که بسیاری از صورت­های دیگر به نوعی از آن مایه می­گیرند. از استعاره که بگذریم، صورت­هایی چون نماد و رمز نیز با واسطه مبنای خود را از تشبیه می­گیرند. هم‌چنین، یکی از راه­های تشخیص سبک­ها و تمایز مکتب­ها نیز، همین تشبیه است. به علاوه، یکی از راه­های آشنایی با اندیشۀ شاعران و دستیابی به زوایای سایه­روشن ذهن آنان، تحقیق و کاوش در تصاویر شعری آنهاست؛ چرا که این مهم، ملاک تمییز یک شعر تأثیرگذار از نظم معمولی محسوب می­شود.

تشبیه با توجه به‌امکانات شعری ویژه­ای که در اختیار شاعر قرار می­دهد، در طور سال­ها و سده­ها که از عمر ادب فارسی می­گذرد، مانایی­اش را حفظ کرده و هم‌چنان در گسترۀ ادب فارسی نقش ایفا می­کند. در شعر معاصر، هوشنگ ابتهاج یکی از شخصیت­های برجستۀ ادبی است که با بهره­گیری از این عنصر ادبی، موفق به خلق تصاویر زیبا و شاعرانه شده و قدرت تخیل خود را توسع بخشیده است. «در غزل فارسی معاصر، شعرهای سایه در شمار آثار خوب و خواندنی است. مضامین‌گیرا و دلکش، تشبیهات و استعارات و صور­ خیال بدیع، زبان روان و موزون و خوش­ترکیب و هماهنگ با غزل، از ویژگی­های شعر اوست». (ساورسفلی، 1387: 156) مهم‌ترین اندیشة حاکم بر شعر عصر ابتهاج، آزادی و وطن است که به خوبی از سوی شاعر تبیین شده است. در بین تشبیه­های موجود در شعر ابتهاج به مناسبت طرح مسایل سیاسی و انتقادی، واژه­های جدیدی که در زبان مردم راه یافته بود، در شعر وی به کار رفته است. (غلامرضایی، 1387: 262) بنا بر این، تشبیهات در تبیین و القای بخش مهمی از تراوش­های ذهنی شاعر اثرگذار بوده­اند. در بررسی اشعار ابتهاج مشخص می­شود که تشبیه بیش از سایر صورت­های خیالی در شعر او کاربرد دارد. آنچه در مورد تشبیهات او اهمیت دارد، الگوی خاصی است که بر این تشبیهات حاکم است. منظور از این الگوی خاص، کاربرد غالب نوع خاصی از تشبیه است که بار گفتمانی دارد، به این معنی که در اغلب این تشبیهات، انعکاس ابعاد مختلف شخصی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و‌... گاه پُررنگ و گاه کمرنگ دیده می­شود و در اشعاری که درون­مایة اجتماعی یا سیاسی دارند، اغلب، وجوه گفتمان­مدار بیشتری به چشم می­خورد. به همین سبب، رابطه­ای تنگاتنگ بین این تشبیهات، روحیة شاعر و جامعة او وجود دارد. بسیاری از این تشبیهات شعری ابتهاج دارای ارزش­های تجربی و یا دارای ارزش‌های بیانی هستند، به این معنی که بیان‌گر ایدئولوژی شاعرند و با تجربة مستقیم وی از رویدادهای زمان ارتباط مستقیم دارند. با بررسی این روابط، به تفسیر و تبیین، رابطة بین تشبیهات شعری و تعاملات اجتماعی و تبیین ایدئولوژی و گفتمان شاعر پرداخته می­شود. در پژوهش حاضر، بر پایۀ روش توصیفی ـ تحلیلی و بنا بر اهمیت تصویر، تشبیهات شعری ابتهاج از رهگذرهای مختلف تقسیم­بندی شده و نمونه­های شناسایی شده مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است تا به پرسش­های ذیل پاسخ داده شود:

ـ بازتاب کدام یک از انواع تشبیه در شعر ابتهاج برجسته­تر بوده است و چرا؟

ـ چه گفتمان­هایی از رهگذر تشبیه در مجموعۀ سیاه­مشق طرح شده است؟

پیشینۀ پژوهش

ابتهاج در شعر معاصر شخصیت برجسته­ای دارد. از این­رو، سروده­های او در پژوهش­های گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است. در این بین، برخی تحقیقات تنها به جایگاه صور خیال در شعر او پرداخته­اند که در ادامه به آن اشاره می­شود. غنی­پور ملکشاه و همکاران (1389)، در مقالۀ خود از تشبیه و توصیف به عنوان دو ویژگی سبکی شعر ابتهاج یاد کرده­اند و به این نتیجه رسیده­اند که سایه شاعری وصف­گرا و علاقه­مند به تشبیه است. صفت و موصوف به شکل­های متفاوت در کلام سایه ظاهر شده و بسامد استفاده از این ساخت­های دستوری در اشعار نیمایی او بیشتر است. هم‌چنین، این شاعر در تشبیهات به وجه­شبه و آرایۀ استخدام توجه ویژه­ای نشان داده است. اقبالی و علی­محمد (1392)، در مقالۀ خود به تشبیه مضمر در شعر سنت­گرای معاصر و انواع و کارکردهای آن پرداخته­اند و اشاره­ای هم به شعر سایه داشته‌اند. از دید نویسندگان، ابتهاج در به­کارگیری تشبیه مضمر، بیش از همه به نوع تداعی توجه کرده و در این زمینه، نوآوری­هایی داشته است.

در پژوهش­های یادشده اشاره­ای به گفتمان­های برآمده از تشبیه در شعر ابتهاج نشده و پیرامون کارکرد این صورت خیالی در شکل­گیری و تقویت اندیشه­های مورد نظر شاعر نکته­ای ذکر نشده است که این خلأ پژوهشی بر جنبه­های نوآورانۀ تحقیق حاضر می­افزاید و وجه تمایز آن را با تحقیقات دیگر مشخص می­کند.

تشبیه در شعر ابتهاج

عناصر تشبیه

ابتهاج عناصر متعددی را در تشبیهات خود مورد توجه قرار داده است که شامل بخش گسترده‌ای از پدیده‌ها می­شود. عناصر تشبیهات وی بیشتر جنبة حسی و عینی دارد. عناصری که شاعر جهت ساخت تشبیه از آن‌ها استفاده کرده است، به چهار بخش کلی تقسیم می‌شود:

صفات و خصایص انسانی

مشبه در این قسمت بیشتر شامل حالت‌های درونی، روحی و معنوی انسان یعنی عناصر انتزاعی و مفاهیم ذهنی مانند: عشق، غم، شادی، کینه، درد، اندیشه، تحمل، بی‌نیازی، شهامت، جوانمردی و‌... می­شود، یعنی آنچه که به ذهن مرتبط است و از جهان مادی و ملموس به دور است. ابتهاج با هنرمندی از محیط پیرامونش کمک گرفته تا بتواند حالات روحی و روانی خود را به شکل ملموس‌تری به مخاطب القا کند.

این ره توبه زهد و علم نتوانی یافت

 

گنج غم عشق را نشانی دگرست

(ابتهاج، 1386: 99)

معشوق و اعضای وی

یکی از ویژگی­های شاعر پرداختن به عشق­های زمینی و جسمانی است. در توصیف عشق زمینی، جسمانی و لذت‌جویی­های آن در سروده‌های ابتهاج، تشبیه نقش مؤثری ایفا می­کند. تشبیهاتی که مشبه آن مربوط به معشوق است، در دو دستۀ کلی جای می­گیرند:

الف) تشبیهاتی که مشبه آن‌ها خود معشوق است

تو آبی و من آتش وصل تو نمی­خواهم

 

این سوختنم خوش­تر از سردی و خاموشی

(همان: 24)

ب) تشبیهاتی که مشبه آن‌ها اعضای بدن معشوق است

حلقة گیسو به گرد گردنش حسرت‌نماست

 

ای دریغا گر رسیدی دست من در گردنش

(همان: 13)

صفای آیینه روی آن پریوش باد

 

که با شکسته­دلان از صفا دریغ نکرد

(همان: 59)

طبیعت و عناصر طبیعی

این نوع تشبیهات در دیوان شاعر از تنوع خاصی برخوردار بوده و اغلب از نوع حسی به حسی است. سایه مانند بسیاری از شعرا با استفاده از عناصر طبیعت ظریف­ترین حالات و تجربه­های روحی خود را به تصویر کشیده است. وی در این گونه تشبیهات، از عناصر مختلفی به عنوان مشبهٌ­به استفاده کرده است.

به زیر ران طلب زین کنید اسب مراد

 

که چون سمند زمین شد سپهر رام شما

(همان: 11)

شاعر و متعلقات وی

در این‌گونه تشبیهات، ابتهاج همۀ متعلقات جسمی و ذهنی خود از قبیل: شعر، خوی و خصلت، افکار و اندیشه و اعضای بدن را به عناصر گوناگونی تشبیه کرده که اغلب با تفاخر همراه است. مشبهٌ­به­های به کار رفته در این نوع تشبیه شامل جانداران، عناصر طبیعی، اشیا و... است.

ز سیل اشک من ای خواب من ندیده هنوز

 

چه بستری تو که دریا کنار را مانی

(همان: 38)

چنان‌که پیشتر بیان شد، در بین سروده­های ابتهاج، تشبیه از مهم‌ترین صورت­های خیالی به حساب می­آید و تعداد بسیار زیادی از تابلوهای تصویری او را به خود اختصاص داده است. این تصویرها بیشتر تجربۀ شخصی خود شاعر و حاصل نکته­سنجی و توجه اوست. وی در کشف روابط بین اشیا و عناصر پیرامون خود مهارت خاصی دارد. نکتۀ قابل توجه دربارۀ این تشبیه­ها آن است که از ساده­ترین انواع تشبیه (حسی به حسی) گرفته تا سایر انواع آن، بسامد نسبتاً بالایی دارد.

انواع تشبیه از نظر حسی و عقلی

تشبیهات حسی

در اشعار ابتهاج از بین صورت‌های خیالی، تشبیه حسی به حسی، از بیشترین بسامد برخوردار است. از آ‌ن‌جا که بیشتر اشعار ابتهاج در قالب غزل سروده شده و وی جزء یکی از سکانداران غزل معاصر است، مشبه‌ تشبیهات وی را خودِ شاعر، معشوقه و یا عناصر طبیعی تشکیل می‎‌دهد. تشبیه حسی به حسی در غزل سایه از فراوانی قابل توجه­ای برخوردار است؛ چرا که در اشعار او جای تصویرهای عینی را حس و عاطفه پر کرده و همین تصاویر حسی است که به شعر وی وجه عاطفی می‌بخشد. این تشبیه در مجموعه غزلیات ابتهاج بالاترین بسامد یعنی 25/13 درصد را به خود اختصاص داده است. وی بیشتر خالق تشبیهات حسی به حسی است که تشبیهی معمول، مرسوم و متداول به شمار می­رود و «و در ادبیّات قدیم معروف به سبک خراسانی هم رایج بوده است». (شمیسا، 1381: 74) بنا بر این، نشانه­های سنت­گرایی ابتهاج با نظرداشت تشبیهات حسی به حسی به اثبات می­رسد.

گفتمش من آن سمند سرکشم

 

خنده زد که تازیانه با من است

(ابتهاج، 1386: 72)

تشبیهات غیرحسی

تشبیه عقلی به حسی رایج‌ترین نوع تشبیه است؛ زیرا غرض از تشبیه، تقریر و توضیح حال مشبه است و اگر مشبهٌ‌به محسوس باشد، مشبه معقول به خوبی در ذهن مجسم و تبیین می‌گردد. این نوع تشبیه کاربرد بیشتری نسبت به تشبیه حسی به عقلی دارد. بنا بر این، یکی از جنبه‌های هنری تشبیه، پیوند دادن معقولات به محسوسات است. «تصویر آنگاه جنبة هنری پیدا می‌کند که معقولی را به محسوسی پیوند دهد». (کروچه، 1344: 79) این نوع تشبیه، 79/4 درصد از تشبیهات ابتهاج را به خود اختصاص داده است.

شاعر در ابیات ذیل، ابتدا امید (مشبه عقلی) را به نهال (مشبهٌ­به حسی) تشبیه کرده است. هم‌چنین، در ادامه غم عشق را با توجه به گرفتاری­هایش به دام تشبیه نموده و یک تشبیه عقلی به حسی خلق کرده است.

نسیم زلف تو تا نگذرد به گلشن دل

 

کجا نهال امیدم به بار می­آید

(ابتهاج، 1386: 40)

چنان به دام غمت خو گرفت مرغ دلم

 

که یاد باغ بهشتی درین قفس نرود

(همان: 85)

در تشبیهاتی که محسوس به معقول تشبیه می‌شود، شدت اغراق بیشتر است؛ زیرا اقوی را که اصولأ اخفی از حسی است، به منزلة اقوی تلقی می‌کنند. (شمیسا، 1381: 80) به این دلیل که مضامین شعری ابتهاج بیشتر حسی و بیرونی است، کمتر به مسایل عقلانی و فلسفی توجه شده است. این نوع تشبیه 09/0 درصد از تشبیهات ابتهاج را دربر می­گیرد.

گذشتم از تو که‌ای گل چو عمر من گذرانی

 

چه گویمت که به باغ بهشت گم شده مانی

(ابتهاج، 1386: 41)

تشبیهات عقلی

در شعر ابتهاج، تشبیه عقلی به عقلی نسبت به بقیة تشبیهات، کمترین بسامد را در میان انواع تشبیه داراست؛ زیرا توصیفات و تشبیهات، بیشتر حسی و عینی هستند. ابتهاج در این نوع تشبیه، امری نامحسوس را به‌امری محسوس تشبیه می‌کند. 41/0 درصد از مجموع تشبیهات در شعر ابتهاج، عقلی است. این ساختار بسامد کمتری را نسبت به ساختارهای دیگر دارد.

درمان درد عشق صبوری بود ولی

 

با من چرا حکایت سنگ و سبو کنی

(همان: 57)

تشبیهات شعری به اعتبار ادات

تشبیه مرسل و مؤکد

در تشبیه مرسل، ادات تشبیه ذکر می­شود و در تشبیه مؤکد ادات ذکر نمی­شود. حدود 5/7 درصد تشبیهات ابتهاج با ذکر ادات آمده­اند و حدود 62/10 درصد بدون ادات. این موضوع نشان می­دهد که شاعر بیشتر در پی روایت و توصیف است و کمتر در پی سرودن شعر و هنرنمایی؛ زیرا نبود ادات تشبیه یک قدم دریافت تشبیه را آسان­تر می­کند. شعر ابتهاج، صبغة سیاسی و اجتماعی دارد، به این معنی که تصویرگر مسایل سیاسی است و مهم‌ترین نکته در شعر سیاسی، رسانگی معنایی و برقراری سریع ارتباط با مخاطب است و از آ‌ن‌جا که مخاطب اشعار اجتماعی تودة مردم هستند، شعر باید از پیچیدگی و دشواری دور باشد تا سریع­تر با مردم ارتباط برقرار کند. بنا بر این، یکی از دلایل سادگی تشبیهات و ذکر ادات را می­توان همین امر دانست.

در خراب آباد دنیا نامه­ای بی­ننگ نیست

 

از من خلوت نشین نام و نشانی گو مباش

(همان: 58)

تشبیه به اعتبار مفرد، مقید و مرکب بودن طرفین

تشبیه مفرد به مفرد

تشبیه­های مفرد از جمله موارد پرتکرار در اشعار ابتهاج به شمار می­رود. این تشبیه 45/11 از کل تشبیهات غزل­های ابتهاج را به خود اختصاص داده است.

به سرشک هم‌چو باران ز برت چه برخورم من

 

که چو سنگ تیره ماندی همه عمر بر مزاری

(همان: 33)

تشبیه مفرد به مقید

در این نوع تشبیه، مشبه مفرد همراه مشبهٌ‌به مقید آورده می‌شود. بسامد این نوع تشبیه در مجموعه اشعار ابتهاج 04/6 درصد است.

هنوز چشم مرادم رخ تو سیر ندیده

 

هوا گرفتی و رفتی ز کف چو مرغ پریده

(همان: 31)

مفرد به مرکب

سهم استفاده از این‌ گونه تشبیه در شعر ابتهاج، 25/1 درصد است که چندان بالا نیست.

گذشتی ای مه ناسازگار زودگذر

 

که روزهای خوش روزگار را مانی

تشبیه مرکب به مفرد

مناز این همه‌ای مدعی به صحبت یار

 

که پیش آن گل نورسته خار را مانی

(همان: 38)

تشبیه به اعتبار وجه­شبه

تشبیه مجمل و مفصل

وجه­شبه در تشبیه اهمیت ویژه­ای دارد. وجه­شبه به انواعی از قبیل: تخیلی، حسی، عقلی، مفرد و مرکب و متعدد تقسیم می­شود. (طبیبیان، 1388: 293) اگرچه میزان حسن و قبح تشبیه تا حدودی به ذوق و پسند عام بستگی دارد، اما معمولاً هرچه وجه­شبه دیریاب­تر باشد، از ابتذال دورتر خواهد بود و درجة هنری آن نیز بیشتر است. این موضوع از طریق وجه­شبه مشخص می­شود. تشبیه اگر با ذکر وجه­شبه باشد، مفصل و اگر بدون ذکر آن باشد، مجمل نامیده می­شود. حدود 75/12 درصد تشبیهات در غزلیات ابتهاج، تشبیه مجمل یا فشرده هستند، به این معنی که به وجه­شبه آن‌ها اشاره نشده است، هرچند اغلب این تشبیهات ساده بوده و وجه­شبه آن‌ها را به راحتی می­توان حدس زد. 20/5 درصد تشبیهات نیز با ذکر وجه­شبه‌امده‌اند.

نور چو فواره زند بوسه بر این باره زند

 

رشک سلیمان نگر و غیرت جمشید مرا

(ابتهاج، 1386: 106)

چو غنچه تنگدلی هرگزش مباد آن گل

 

که بوی خوش ز نسیم صبا دریغ نکرد

(همان: 59)

وجه‌شبه ‌تحقیقی و تخییلی

وجه­شبه تحقیقی آن است که شباهت مورد نظر در هر دو طرف تشبیه، واقعی و حقیقی باشد. وجه­شبه تخییلی آن است که شباهت مورد نظر در هر دو طرف یا یکی از طرفین تشبیه خیالی باشد و نه واقعی. حدود 58/9 درصد وجه­شبه­ها در تشبیهات ابتهاج از نوع تحقیقی هستند و 12/8 درصد از نوع تخییلی. بدیهی است که ذهن شاعر بیش از این‌که درگیر خیالات دور و دراز باشد، معطوف به مسایل حسی و واقعی بوده است. به همین سبب، اکثر تشبیهات مربوط به‌امور شناخته ­شده هستند.

ـ وجه­شبه تحقیقی

چون شب سیاه کردی بر سایه روز روشن

 

بر آن مه دو هفته زلف دو تا مگستر

(همان: 23)

ـ وجه­شبه تخییلی

سایه در پای تو چون موج چه خوش‌زار گریست

 

که سر سبز تو خوش باشد، کنارا تو بمان

(همان: 84)

تشبیه به اعتبار ساختار ظاهری

تشبیه مفروق

 در این تشبیه، «چند مشبه و مشهٌ­به داریم، اما هر مشبه با مشبهٌ­به خود همراه است». (شمیسا، 1372: 48) این نوع تشبیه، سبب خیال‌انگیزی و کوشش ذهنی مخاطب می‌شود. سهم استفادة ابتهاج از این نوع تشبیه 25/1 درصد است. در بیت ذیل، معشوق به غنچه و من به عندلیب تشبیه شده و هر مشبه به دنبال مشبهٌ­به خود آمده است.

تو غنچه بودی و من عندلیب باغ تو بودم

 

کنون به خواری‌ام ای گلبن شکفته چه رانی

(ابتهاج، 1386: 42)

تشبیه مضمر

یکی از زیباترین گونه­های تشبیه، مضمر است؛ «زیرا در آن، شاعر کلام را طوری می­آورد که گویی خیال تشبیه ندارد و همین امر سبب می­شود که ذهن مخاطب بیشتر به جستجو می‌پردازد و ارتباط را با دقت دنبال می­کند». (علوی­مقدم و اشرف­زاده، 1379: 111) این تشبیه 20/1 درصد از تشبیهات اشعار ابتهاج را به خود اختصاص داده است. در بیت ذیل، سر زلف بتان به طرزی هنرمندانه به حلقه تشبیه شده و در بیتی دیگر، صورت و رخسار معشوق به آیینه تشبیه شده است.

هر دم از حلقة عشاق، پریشانی رفت

 

به سر زلف بتان، سلسله دارا تو بمان

(ابتهاج، 1386: 42)

آینه خورشید شود پیش رخ روشن او

 

تاب نظر خواه ببین کاینه تابید مرا

(همان: 106)

تشبیه تفضیل

تشبیه تفضیل آن است که شاعر مشبه را به مشبهٌ­به مانند کند، سپس آن را به نوعی بر مشبهٌ­به برتری دهد. در این تشبیه، شاعر «نه تنها مشبه را به مشبهٌ­به ترجیح می­دهد، بلکه همان خاصیت طبیعی را نیز از آن سلب می­نماید و جنبۀ منفی و حداقل کم­خاصیتی و انفعال بدان نسبت می­دهد و رابطۀ طرفین مبدل به تضاد و تقابل می­گردد». (طالبیان و محمدی­افشار، 1384: 34) سهم استفادة ابتهاج از این نوع تشبیه 20/1 درصد است. در بیت ذیل، شاعر معشوقۀ خود را در ابتدا به مهتاب و سپس به سرو روان تشبیه نموده است.

خوشا به پای تو سر سودنم چو شاهد مهتاب

 

ولی تو سایه برانی ز خود که سرو روانی

(ابتهاج، 1386: 42)

تشبیه بلیغ

در اشعار ابتهاج، نمونه­هایی از تشبیه بلیغ مشاهده می­شود. تشبیه بلیغ به دو صورت اضافی و غیراضافی به کار می­رود. نوع اضافی آن، در دستور زبان فارسی، اضافۀ تشبیهی نامیده می‌شود. این تشبیه 95/8 درصد از تشبیهات اشعار ابتهاج را به خود اختصاص داده است:

تنور سینة سوزان ما به یاد آرید

 

کز آتش دل ما پخته گشت خام شما

(ابتهاج: 11)

فروغ گوهری از گنج خانة دل ماست

 

چراغ صبح که بر می­دمد ز بام شما

(همان: 12)

تشبیه بلیغ گاهی نیز به صورت غیراضافی آورده می­شود، به این معنی که دو رکن تشبیه و مشبهٌ­به به هم اضافه نمی­شود و نمونه‌هایی از آن در شعر ابتهاج نیز وجود دارد. مانند ابیات ذیل که در آن، «من» (شاعر) به نال خوش­نوا و آتش تشبیه شده است.

من نالی خوش­نوایم و خاموش ای دریغ

 

لب بر لبم بنه که نواهاست در دلم

(همان: 18)

تو آبی و من آتش وصل تو نمی­خواهم

 

این سوختنم خوش­تر از سردی و خاموشی

(همان: 24)

 

تشبیه تمثیل

یکی از زیباترین و پیچییده­ترین انواع تشبیه، نوع تمثیلی آن است. «تشبیه تمثیل، به راستی گونۀ پرورده و گستردۀ تشبیه‌امیغی (ترکیبی) است و پرمایه­ترین و هنری­ترین گونۀ تشبیه نیز، همان تواند بود». (کزازی، 1375: 57) سهم این تشبیه در شعر ابتهاج 25/1 درصد است.

سپر از سایة خورشید قدح کن زان پیش

 

کز کماندار فلک تیر شهابی بخوریم

(ابتهاج، 1386: 92)


ز چاه غصه رهایی نباشدت، هر چند

 

به حسن یوسف و تدبیر تهمتن باشی

(همان: 96)

 

تشبیه به اعتبار بار عاطفی

تشبیهات با بار عاطفی، یکی از ویژگی­های سبکی ابتهاج است که از عاطفه و نهاد او برمی‌خیزد. در این تشبیهات، یکی از طرفین تشبیه احساسات یا احوال انسانی از قبیل: غم، بغض، حسرت، شادی را بیان می­کنند. به سخن دیگر، هر یک از این واژگان، زنجیرة تداعی گسترده­ای دارند و فضای شعر را به طور کلی تحت تأثیر قرار می­دهند.

در تصاویر خلق­شده از سوی ابتهاج، این عاطفه کاملاً نمایان است. به این معنی که تصویرها، صرفاً برای توصیف و تزیین نیامده­اند، بلکه از عواطف شاعر نشأت می‌گیرند. او احساس شکست و یأس خود را در اشیاء و طبیعت تسری می­دهد. وحدت روحی و عاطفة یکدست ابتهاج بر همة اشعار او سایه انداخته است. در حقیقت، اندوه و یأس و شکست، یک درونمایة مسلط در شعر ابتهاج است که در لابه­لای تصاویر، ساختار و سبک شعری او به وضوح دیده می­شود. این ایدة مسلط را می­توان همان نگرش شاعر دانست. «نگرش، ساحت پنهان ذهن و شخصیت و نوعی آمادگی ذهنی و روانی است در رویارویی با جهان و اشیاء و حوادث که در همة رفتارها و کنش­های فرد به نحو بارزی نمایان می­شود و در هنر غالباً توأم با هیجان است» (فتوحی، 1389: 76) و تصویر هم از همین نگرش مایه می­گیرد.

خار حسرت زندم زخمه به تار دل ریش

 

چون هوای گل و مرغان هماواز کنم

(ابتهاج، 1386: 47)

وقت آن آمد که ساغر پر کنیم از خون دل

 

کز می‌لعلت تهی شد جام حسرت­نوش چشم

(همان: 47)

آن یوسف چون ماه را از چاه غم بیرون کشید

 

در کلبة احزان چرا این نالة محزون کنید

(همان: 128)

درد هجران عزیزان به جهان چند کشیدم

 

همه رفتند، خدا را تو بمان ای ساقی

 

(همان: 186)

تشبیه به اعتبار ابتکاری یا تکراری بودن

هوشنگ ابتهاج از متجددان و بدعت­گذاران برجسته و نوین شعر معاصر ایران است، به گونه­ای که مضامین بدیع رمانتیک، نوآوری در صور خیال و تشبیهات بی‌بدیل، از شاخصه‌های شعر وی محسوب می­شود و هنرش در تلفیق انتزاع شاعرانه با حقایق تلخ روزگار و جهان عینی نهفته است. سایه در غزل­هایش با پایبندی به سنت و بهره­گیری از سبک عراقی، تشبیهات را در دامنه­ای گسترده به کار می­گیرد. او مانند حافظ، استاد این سبک، ضمن استفاده از زبانی معتدل، روح و زبانش را هم‌چون آیینه­ای شفاف در برابر طبیعت و اشیاء قرار می­دهد و آن‌ها را همان‌طور که هستند، درک می­کند و به مخاطبش باز می­نمایاند. بر این اساس، بخشی از تشبیهات ابتهاج، زمینة کهن دارد، یعنی به نحوی با شعر کهن در ارتباط هستند، به ویژه این که یکی از بن­مایه­های شعر ابتهاج، کهن­گرایی و استفاده از مضامین کهن ادب فارسی است.

شرمم از آینة روی تو می­آید اگر نه

 

آتش آه به دل هست نگویی که فسردم

(همان: 27)

این نمونه و موارد فراوان دیگر، نظیر حلقة گیسو و سمند شوق، به کرات در آثار گذشتگان دیده می­شود، اما رفته­رفته ابتهاج با بهره­گیری از تصاویر زیبا و دلنشین، حالات روحی و روانی خود را در دل تشبیهات جای می­دهد. او با مفاهیم انتزاعی طبیعت، اشیاء و حیوانات همراه و همدل می­شود و حالات روحی خود را به آن‌ها تسری می­دهد. این حس هم­جوشی وی موجب می­شود تا احساس و آگاهی خود را به آن‌ها منتقل کند. از این­رو، ابتهاج، خودش را در جایگاه مشبه، بیشتر به عناصر طبیعی چون: سبزه، چمن، درخت و‌... تشبیه می­کند که گویای نوعی طراوت و تازگی در ضمیر ناخودآگاه اوست:

به سان سبزه، پریشان سرگذشت شبم

 

نیامدی تو که مهتاب این چمن باشی

(ابتهاج، 1386: 95)

شاعر با برقراری پیوند با طبیعت، نوعی نوآوری مبتکرانه در حوزة کاربرد تشبیه در غزل ایجاد کرده است. او هم‌چنین با برقرار کردن ارتباط بین عناصر انتزاعی و عناصر دیگر به ویژه عناصر طبیعی، فضای گسترده­تری برای درک زیبایی کلامش ایجاد می­کند. این ابتکار، احساس لطیف شاعرانه را هرچه بیشتر شفاف و روشن می­سازد و به خواننده القا می­کند. البته، مفاهیم انتزاعی که ابتهاج در شعرش به کار گرفته است، چندان گسترده و وسیع نیست، ولی در میان آن‌ها مفاهیمی چون: عشق، امید، غم و آرزو، نمود بیشتری دارد. تشبیهات مرتبط با این مفاهیم، اغلب به صورت بلیغ هستند. شاعر، ماهرانه در عناصر طبیعی دخل و تصرف می­کند و عناصر انتزاعی را با قدرت تخیل به آن‌ها پیوند می­زند و نوآوری ایجاد می­کند. عشق مفهومی انتزاعی است که برای مخاطب از راه عینی محسوس نیست، اما ابتهاج با تشبیه کردن آن به آب، میان آن و عنصری طبیعی ارتباط برقرار می­کند و درک آن را برای مخاطب آسان­تر می­سازد:

به آب عشق توان شُست پاک دست از جان

 

چه عاشق است که دست از جهان نشسته هنوز

(همان: 212)

مرگ نیز عنصری انتزاعی است که ابتهاج آن را به عنصری طبیعی، یعنی داس تشبیه می­کند و از این طریق، آن را برای مخاطب عینی و محسوس می­سازد.

تگرگ از درختان فرو ریخت برگ

 

درو کرد این کشته را داس مرگ

(همان: 241)

نکتة مهم دیگر در این­باره، تحولی است که شعر نو در حوزه­های مختلف شعر به وجود آورد. از عروض گرفته تا معانی و بیان. یکی از این حوزه­ها، صورت­های خیالی است. از آ‌ن‌جا که در شعر نو بسیاری از مسایل جدید مطرح می­شوند، نگرش نسبتاً تازه­ای بر شعر حاکم می‌شود. به علاوه، نباید تناسب زبان و تصویر را نادیده گرفت. زبان معاصر، زبانی است که بیشترین مایه را از زبان مردم می­گیرد. بنا بر این، طبیعی است که تصاویری را برگزیند که با این زبان سازگاری داشته باشد. از این­رو، بدیهی است که بخشی از تصاویر در شعر سایه تازه و مبتکرانه باشد.

سحر کز باغ پیروزی نسیم آرزو خیزد

 

چه پرچم­های گلگون کاندر آن شادی برقصانیم

 (همان: 241)

برتری تشبیه­های اثباتی بر تشبیه­های اتفاقی

تصاویر شعری را به لحاظ کارکرد، به دو دستۀ تصویر اثباتی و اتفاقی تقسیم می­کنند. تصویر اثباتی «مولود یک ادراک حسی و حاصل اندیشه­ای عقلانی است. مدلول کلمات این نوع تصویر، از معانی حرفی تجاوز نمی­کند و در سطح معنی ظاهری و قریب یا صرفاً در توصیف و بیان متوقف می­شود». (فتوحی، 1389: 58) در واقع، تصویر ابزاری است برای توضیح تجربه و تشریح اندیشه. این تصاویر از آ‌ن‌جا که برای اثبات یک معنی یا موضوع آفریده می­شوند، تصویر اثباتی نام دارند. برخلاف تصویر اثباتی، تصویر اتفاقی در پی اثبات چیزی نیست و «نوعی تصویر است که به صورت اتفاقی و نیندیشیده بر زبان شاعر می­روید، این نوع تصویر فرزند ناخودآگاه است». (همان: 60)

تشبیهات ابتهاج بیش از آن‌که جنبة تصویری و تزیینی داشته باشند، در حکم ابزاری برای القای هدف هستند و این موضوع یکی از دلایلی است که سبب شده شعر ابتهاج بیش از آن‌که شعر باشد، جنبة روایی داشته باشد. دلیل عمدة این موضوع، صبغة اجتماعی سروده­های اوست.

گفتمان­هایی پیرامون تشبیهات ابتهاج

بر اساس روش تحلیل گفتمان، برای کاربرد تشبیه در شعر ابتهاج با مشخصاتی که ذکر شد، دلایلی وجود دارد که شاعر آگاهانه و یا ناخودآگاه به گزینش آن‌ها دست زده است. عموماً زمانی یک ویژگی گفتمان­مدار تلقی می­شود که آگاهانه به کار رفته باشد، اما اگر با کاربرد ضمیر ناخودآگاه آشنا باشیم و رمز و رازهای این بخش از وجود خود را بشناسیم، خواهیم دانست که غیرمنطقی و بعید نیست که عنصری دارای خاصیت گفتمانی باشد، اما آگاهانه انتخاب نشده باشد یا به عبارتی، حاصل ضمیر ناخودآگاه باشد. «ناهوشیار هوشمند یا ضمیر ناخودآگاه یا ناآگاه دربرگیرندۀ پدیده‌های روانی و فرآیندهای زندگی است که به وسیلۀ شناسایی ادراک نشده و فاقد کیفیت آگاهی‌ هستند. ناخودآگاه انباری است پر از تمایل‌ها، آرزوها و خاطرات خارج از دسترس که بر اندیشه‌ها و اعمال تأثیر دارند». (نولن هوکسما و همکاران، 1390: 657) افزون بر این، ناخودآگاه به صورت غیرمستقیم تأثیرات مثبتی روی خودآگاه آدمی می­گذارد. بنا بر این، می­توان گفتمان­هایی را که از تشبیهات شعری ابتهاج برداشت می­شود، این‌گونه برشمرد:

گفتمان­های ناخودآگاه

گزارش احساسات و عواطفی چون: ناامیدی و شکست، اضطراب و هراس، غم و اندوه که با زبانی صمیمی، روان و دلنشین از دغدغه­هایمان سخن می­گوید، حسب­حال­نویسی نام دارد که بیشتر حوادث مهم و مورد توجه در زندگی گذشته نویسنده را بیان می­کند. غم و اندوه گاه از هجران معشوق، دوری از وطن و مرگ عزیزان، و گاه نیز از ناکامی­ها، شکست­ها و یا غم افراد جامعه و دیگران نشأت می­گیرد. ابتهاج غم و اندوه خود و جامعه را به گونه­ای بیان می‌دارد که خواننده را با خود همدل می­کند. این احساس بیشتر از غم افراد جامعه ابراز می­شود و شاعر را نیز در غم فرو می­برد و با مردم شریک می­کند. شاعر در این باره می­سراید:

صبر کن ای دل پر غصه در این فتنه و شور

 

گرچه از قصة ما می­ترکد سنگ صبور

از جهان هیچ ندیدیم و عبث عمر گذشت

 

ای دریغا که ز گهواره رسیدیم به گور

(ابتهاج، 1386: 176)

 گفتمان­های خودآگاه

ابتهاج سلاح شعر را در زمینة اعتراض، خشم، مبارزه، سیاست و عشق به آزادی و انقلاب به کار می­گیرد و همت خود را به اعتراض سیاسی و عمل اجتماعی معطوف می­دارد. شعر ابتهاج، به سبب رسواکردن زمانة نابسامان، و آشکارکردن مضامین ممنوعه، طرفدارانی پیدا کرد؛ در نتیجه این گونه اشعار ضرورتی برای اجتماع به شمار آمد و ادبیات را به عرصۀ اجتماع و سیاست وارد کرد.

 درآمیختن غزل با ادبیات انقلابی و پویا، از ویژگی­های شعر شاعر است. در نتیجه، از این زمان به بعد است که سایه، بیان عواطف و احساسات انسانی را از عواطف فردی و شخصی مهم­تر می­داند. پرداختن به مضامینی چون: توجه به فقر، فساد و نابرابری­های اجتماعی، عشق در مبارزه، ذهنیت غنایی به مسایل اجتماعی و امید و آرمان­گرایی، این دسته از اشعار سایه را در گروه رمانتیسم اجتماعی قرار می­دهد. ابتهاج از وضعیت اجتماعی تحمل‌ناپذیر در سرتاسر کشور شکوه دارد و کمک می­طلبد:

خونابه گشت دیدة کارون و زنده­رود

 

ای پیک آشنا برس از ساحل ارس

صبر پیمبرانه­ام آخر تمام شد

 

ای آیت امید به فریاد من برس

(همان: 74)

شاعر غربت در وطن را درد بزرگی می­داند که پس از کوچ یاران از وطن، به علت نابسامانی­های اجتماعی، پررنگ­تر شده است:

چه غریبانه تو با یاد وطن می­نالی

 

من چه گویم که غریب است دلم در وطنم

همه مرغان هم­آواز پراکنده شدند

 

آه ازین باد بلاخیز که زد در چمنم

(همان: 193)

ذکر این نکته ضروری است که خشم و اعتراض از آ‌ن‌جا که ریشه در سرشت آدمی دارند، ممکن است در شعر بسیاری از شاعران دیده شود، اما این موضوع در شعر ابتهاج یک گفتمان است که از سوی شاعر تبلیغ می­شود. به این معنی که جزیی از ایدئولوژی شاعر است. در تعریف ایدئولوژی گفته­اند: «درکی از جهان که به طور ضمنی در هنر، قانون، فعالیت­های اقتصادی و در جلوه­های مختلف زندگی فردی و اجتماعی تجلی پیدا می­کند». (فرکلاف، 1382: 102) به عبارتی، منظور از ایدئولوژی مجموعة ارزش­ها یا نظام اعتقادی است که زبان متن منتقل می­کند.

خشم و اعتراض ابتهاج یک روی دیگر دارد و آن مبارزه است. او یک مبارز سیاسی بود و حضورش در حزب توده که مقابل حکومت وقت قرار داشت، یکی از مصداق­های این مبارزه به شمار می­آمد. بعد از فروپاشی حزب و زندانی‌شدن اعضای آن، بسیاری از مبارزان دست از فعالیت­های خود برداشتند. در حقیقت، محدودیت­ها و شکنجه­ها و زندانی‌کردن­ها، مجال و جرأتی برای مبارزة آن‌ها باقی نمی­گذاشت. در این میان، نوشته­ها و شعرها ابزاری تأثیرگذار برای مبارزه بود. به ویژه شعر که به دلیل داشتن قابلیت­هایی از قبیل: ابهام، چندلایگی و کتمان‌گری کارایی بیشتری داشت. منظور از چندلایگی، پیچیدگی­های زبانی و هنری است که به شاعر این امکان را می­دهد تا با بهره­گیری از ابزارهای شعری منکر آن شود. ابتهاج نیز، به عنوان یک شاعر مبارز، از شعر در جهت در تبلیغ ایدئولوژی خود بهره برده است.

 

 

نتیجه­

یافته­های این پژوهش نشان می­دهد که تشبیه به عنوان رایج­ترین صور خیال شاعرانه، در غزلیات ابتهاج از گستردگی قابل توجهی برخوردار است. او از جمله شاعرانی است که برای بیان اندیشه­های خود، به زیبایی از انواع تشبیه استفاده کرده است. اگرچه شهرت ابتهاج بیشتر به درون‌مایه­های سیاسی و اجتماعی و تا حدی مضامین عاشقانه­ای است که در اشعار خود متجلی ساخته، ولی می­توان تا حدودی وی را شاعری تشبیه­گرا دانست که با هنرمندی فن تشبیه را در خدمت مضامین سیاسی و اجتماعی درآورده است. تصاویر زیبا و خیال­انگیز اشعار ابتهاج، نشان از ذوق سرشار شاعری وی دارد. ابتهاج در تشبیهات خود، گاه از عبارت­ها و ترکیب­هایی استفاده می­کند که برای خواننده، تداعی­کنندۀ شعر شاعران متأخر ادبیات فارسی، خاصه حافظ است. در بررسی تشبیهات شعری ابتهاج نتایج ذیل به دست آمد:

ـ 25/13 درصد تشبیهات حسی به حسی هستند، 88/4 درصد حسی به عقلی یا بالعکس.

ـ 5/7 درصد تشبیهات مرسل و 62/10 درصد موکد هستند.

ـ 04/6 درصد تشبیهات مفرد به مقید، 45/11 درصد مفرد به مفرد هستند و 25/1درصد شامل

تشبیهات مفرد به مرکب و بالعکس می­شود.

ـ 75/12 درصد تشبیهات، مجمل و 20/5 درصد مفصل هستند.

ـ 58/9 درصد وجه­شبه­ها تحقیقی، 12/8 درصد تخییلی هستند.

ـ 25/1 درصد تشبیهات مفروق، مضمر و تفضیل، 95/8 درصد تشبیه بلیغ و 25/1 درصد تشبیهات تمثیل هستند.

ـ 55 درصد تشبیهات ابتکاری و نو هستند، 25 درصد تشبیهات زمینة کهن دارند.

نتایج فوق نشان می­دهد که سبک ابتهاج در حوزة تشبیه واقع­گرایی است. در سبک واقع‌گرا، واژه­ای ارزشمندتر است که تصویر روشن­تر و قطعی­تری به خواننده ارایه دهد. زبان روزمره، آکنده از واژگان حسی و تصاویر عینی است و مردم عادی کمتر از واژگان تجریدی و ذهنی استفاده می­کنند. به همین سبب، شاعری که می­خواهد از دریچة شعر با مردم سخن بگوید باید این نکته را در نظر داشته باشد و این در شعر اجتماعی یک اصل محسوب می­شود. در شعر ابتهاج، اغلب گفتمان­ها آگاهانه انتخاب شده­اند، هرچند در مواردی نیز، ردپای ناخودآگاه شاعر در این گفتمان­ها دیده می­شود. گفتمان­های موجود در شعر ابتهاج را بنا بر تشبیهات شعری او می­توان به دو دستۀ خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم کرد. بررسی اجزای شعر ابتهاج از دید سبک­شناسی و با استفاده از روش تحلیل گفتمان، نشان­دهندۀ ابعاد سیاسی، اجتماعی و غنایی شعر اوست.

 

 

منابع و مآخذ

1ـ‌ ابتهاج، هوشنگ. سیاه­مشق. تهران: کارنامه، 1386.

2ـ‌ احمدنژاد، کامل. فنون ادبی. تهران: پایا، چاپ دوم، 1374.

3ـ‌ اقبالی، ابراهیم؛ علی­محمدی، جعفر، «تشبیه مضمر در شعر سنت­گرای معاصر، انواع و کارکردهای آن (با تأکید بر آثار بهار، شهریار، رهی، سایه و امیری فیروزکوهی)»، مجلۀ زبان و ادب فارسی دانشگاه تبریز، سال 66، شمارۀ 228، 1392.

4ـ‌ پورنامداریان، تقی. سفر در مه. تهران: بنگاه، 1381.

5ـ‌ حسن­لی، کاووس. گونه­های نوآوری در شعر معاصر ایران. تهران: ثالث، 1383.

6ـ‌ رستگار فسایی، منصور. تصویرآفرینی در شاهنامه. شیراز: دانشگاه شیراز، 1363.

7ـ‌ ساورسفلی، سارا. ای عشق همه بهانه از توست. تهران: سخن، 1387.

8ـ‌ شمیسا، سیروس. بیان و معانی. تهران: فردوس، 1372.

9ـ‌ ــــــ، ــــــ‌. بیان. تهران: فردوس، چاپ پنجم، 1381.

10ـ‌ طالبیان، یحیی؛ محمدی­افشار، هوشنگ، «تشبیهات هنری در غزل سعدی»، نشریۀ زبان و ادبیات فارسی، شمارۀ 22، 1384.

11ـ‌ طبیبیان، سید‌حمید. برابرهای علوم بلاغت در فارسی و عربی. تهران: امیرکبیر، 1388.

12ـ‌ علوی­مقدم، محمد؛ اشرف­زاده، رضا. معانی و بیان. تهران: سمت، چاپ دوم، 1379.

13ـ‌ غلامرضایی، محمد. سبک­شناسی شعر پارسی از رودکی تا شاملو. تهران: جامی، چاپ سوم، 1387.

14ـ‌ غنی­پور ملکشاه، احمد؛ محسنی، مرتضی؛ شاکری­نسب، بهادر، «تشبیه و توصیف، دو ویژگی سبکی شعر ابتهاج»، پژوهش­های نقد ادبی و سبک­شناسی دانشگاه آزاد اسلامی شهرکرد، سال 1، شمارۀ 2، 1389.

15ـ‌ فتوحی، محمود. بلاغت تصویر. تهران: سخن، چاپ دوم، 1389.

16ـ‌ فرکلاف، نورمن. تحلیل انتقادی گفتمان. ترجمة فاطمه شایسته­پیران و دیگران، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دفتر مطالعات و توسعۀ رسانه­ها، چاپ سوم،  1382.

17ـ‌ کروچه، بندتو. کلیات زیباشناختی. ترجمۀ فؤاد روحانی، تهران: بنگاه ترجمه و نشرکتاب، 1344.

18ـ‌ کزازی، میرجلال­الدین. بیان. تهران: کتاب ماد، 1375.

19ـ‌ نولن هوکسما، سوزان؛ همکاران. زمینۀ روان­شناسی اتکینسون و هلیگارد. ترجمۀ مهدی گنجی، تهران: ساوالان، 1390.

 

 



* دانشجوی دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شهرکرد، شهرکرد، ایران.

** استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شهرکرد، گروه زبان و ادبیات فارسی، شهرکرد، ایران.

*** دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شهرکرد، گروه زبان و ادبیات فارسی، شهرکرد، ایران.

 

تاریخ دریافت: 2/10/97                                                                                تاریخ پذیرش: 30/11/97