بررسی آرایه‎ها‎ی بدیعی در مطلع غزلیّات ‎سنایی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

چکیده

آرایه­های ادبی یکی از شاخه‎ها‎ی ادبیّات و زیورهای ­آرایندۀ کلام هستند که کلام عادی را به زبان هنری نزدیک­تر ساخته و تأثیر آن بر مخاطب را چند برابر می‎نماید. این دانش ظرافت‎ها‎ی لفظی و معنوی سخن می‎پردازد و هنر سخنوری شاعر یا نویسنده را بهتر نشان می‎دهد. یکی از این شاعران توانمند سنایی غزنوی است. از آن‎جایی که غزل بهترین عرصه برای هنرنمایی شاعر است، پژوهش حاضر بر آن است به بررسی آرایه‎های ادبی در مطلع غزلیّات ‎سنایی، ضمن ارزیابی بسامد هر آرایه بپردازد.این پژوهش که به شیوۀ کتابخانه‎ای و بر مبنای توصیف و تحلیل انجام شده، این نتیجه را در برداشته که صنایع و آرایه‎های ادبی در مطلع غزلیّات ‎سنایی فراوان و به شیوه‎ای هنرمندانه به کار رفته است که از آن میان سنایی به آرایه‎های لفظی بیش از آرایه‎های معنوی علاقه نشان داده است. هم‌چنین از بین صنایع لفظی، واج‎آرایی بیشترین کاربرد را داشته و از میان صناعات بدیعی معنوی نیز مراعات‎النظیر و تضاد از بیشترین اهمّیّت برخوردارند.

کلیدواژه‌ها


بررسی آرایه‎ها‎ی بدیعی در مطلع غزلیّات ‎سنایی

عذرا نصیری‌افراپلی*

دکتر نیره‌السادات همزه‌عراقی**

چکیده

آرایه­های ادبی یکی از شاخه‎ها‎ی ادبیّات و زیورهای ­آرایندۀ کلام هستند که کلام عادی را به زبان هنری نزدیک­تر ساخته و تأثیر آن بر مخاطب را چند برابر می‎نماید. این دانش ظرافت‎ها‎ی لفظی و معنوی سخن می‎پردازد و هنر سخنوری شاعر یا نویسنده را بهتر نشان می‎دهد. یکی از این شاعران توانمند سنایی غزنوی است. از آن‎جایی که غزل بهترین عرصه برای هنرنمایی شاعر است، پژوهش حاضر بر آن است به بررسی آرایه‎های ادبی در مطلع غزلیّات ‎سنایی، ضمن ارزیابی بسامد هر آرایه بپردازد.این پژوهش که به شیوۀ کتابخانه‎ای و بر مبنای توصیف و تحلیل انجام شده، این نتیجه را در برداشته که صنایع و آرایه‎های ادبی در مطلع غزلیّات ‎سنایی فراوان و به شیوه‎ای هنرمندانه به کار رفته است که از آن میان سنایی به آرایه‎های لفظی بیش از آرایه‎های معنوی علاقه نشان داده است. هم‌چنین از بین صنایع لفظی، واج‎آرایی بیشترین کاربرد را داشته و از میان صناعات بدیعی معنوی نیز مراعات‎النظیر و تضاد از بیشترین اهمّیّت برخوردارند.

واژه‌های کلیدی

آرایه‎های ادبی، صنایع لفظی، آرایه‎های معنوی، مطلع غزلیّات، سنایی.

 

 

 

 

1ـ مقدمه

آرایه‎ها‎ی بدیعی یکی از عناصر سازنده متن ادبی به ویژه شعر می‎باشد و همواره در ادب فارسی مورد توجه بوده‎اند. از این رو سخنوران پارسی از دیرباز شعر و کلام خود را به زیور صنایع بدیعی آراسته‎اند تا سخن خود را موافق طبع مخاطبان بگویند. هم‌چنین تحقیق در کاربرد این صنایع در دواوین شعرای پارسی‌گو در یافتن تأثیر سبک در اشعارشان اهمیّت بسزایی دارد. از همین رو ادیبان و سخن‌سرایان از دیرباز تاکنون کوشیده‎اند تا سخن خود را موافق طبع مخاطبان بگویند. آن‎ها‎ از آرایه‎ها‎ی بدیعی کمک گرفته‎اند؛ بنا بر این بررسی و تحلیل این صنایع در شعر شاعران بزرگ پارسی اهمّیّت بسیار دارد.

استفاده از صنایع بدیعی همواره تحت تأثیر سبک دوره‎ای که در آن می‎زیسته‎اند بوده است. به همین دلیل در این پژوهش کوشش بر این بوده است که دیوان اشعار مسعود سعد سلمان که از برجسته‎ترین شاعران اواخر سبک خراسانی است، از منظر صنایع لفظی بدیع مورد بررسی و تعمّق قرار گیرد تا به این ترتیب نقش موثّر صنایع لفظی بدیع در آرایش و مستحسن‌شدن شعر مسعود سعد و نفوذ بر مخاطب آشکار گردد و تأثیر سبک عمومی در میزان استفاده از صنایع مختلف لفظی مشخّص شود.

غزل، چکیده و خلاصه اندیشه و احساس شاعر است. شعر فارسی عمدتاً با غزل‎ها‎ی ناب و زیبای آن شناخته می شود و شا عران بلند پایه با غزلیّات نابشان شناخته می شوند. یکی از این شاعران سنایی غزنوی است. او با استفاده از آرایه‎ها‎ و صنایع ادبی، به خلق مضامین تازه و ابداع ترکیبات بدیع دست یافته است، هدف از این پژوهش بررسی آرایه‎ها‎ و صنایع ادبی در مطلع غزلیّات ‎‎سنایی و پاسخ به پرسش‌های زیر است:

ـ آرایه‎ها‎ی لفظی به کار رفته در مطلع غزل‎های سنایی کدامند؟

ـ کدام یک از آرایه‎ها‎ی معنوی در مطلع غزل‎های سنایی بیشتر به کار رفته است؟

ـ بسامد کدام آرایه بیشتر است؟

2ـ پیشینۀ تحقیق

در زمینۀ آرایه‎ها‎ و صنایع ادبی تحقیقات گوناگونی انجام شده و تعداد آن بسیار است؛ هم‌چون: «آرایه‎ها‎ی ادبی در گات‎ها‎»، به قلم کتایون نمیرانیان در مجلۀ آموزش مهارت‎ها‎ی زبان دانشگاه شیراز؛ «آرایه‎ها‎ی بدیعی در صحیفه سجادیه» نوشتۀ صدیقه مظفری و  سید محمدرضا ابن الرسول در فصلنامۀ کاوش‌نامه؛ «پژوهشی در کاربرد آرایه‎ها‎ی ادبی در طنز معاصر فارسی و مقایسۀ اجمالی آنها در طنز انگلیسی» به قلم محمد غضنفری در مجلّۀ جستارهای ادبی؛ «زیبایی‌شناسی صور خیال و آرایه‎ها‎ی ادبی در ترجمه نهج البلاغه (مطالعۀ موردی ترجمه سیّد جعفر شهیدی)» نوشتۀ مسعود باوان پوری و همکاران در پژوهش‌نامه نقد ادب عربی؛ «بررسی سبک‌شناسانة حماسه‎های دینی در ادب پارسی» نوشتۀ محبوبه شمشیرگرها در دو فصلنامۀ مطالعات ترجمه قرآن و حدیث؛ اما نگارندگان در این زمینۀ آرایه‎ها‎ی ادبی در غزلیّات ‎‎سنایی با پژوهشی مواجه نشدند.

3ـ تعریف بدیع

بدیع در لغت، به معنی «نو پدید آمده» و «نو پدید آورنده» و در اصطلاح ادبی، فنّی است که در آن از صنعت‌های کلام و زیبایی‌های الفاظ نظم و نثر بحث می‌شود و آن را پس از معانی و بیان، سومین فنّ‌ از فنون بلاغت دانسته‌اند (دانش‌نامه زبان و ادب فارسی، 1384: ج1/740). سکاکى عمدۀ علم بلاغت را طبقه‎بندی و ابواب آن را مرتب نمود. «وضع اصطلاح معانی و بیان و تقسیم علم بلاغت به این دو فن، از ابتکارات سکّاکی است.» (مهدوی دامغانی، 1393: مدخل بلاغت) که از سوی دانشمندان‌ علم‌ بلاغت‌ پذیرفته شد. این دو فن عبارتند از:

ـ علم معانى: در ساختار و ترتیب کلام و در آن از ترکیبات جمله و نقش کلمات در جمله‎ها بحث نمود.

ـ علم بیان: در این فن تشبیه و مجاز را با همه انواع آن مثل مجاز لغوى و مجاز عقلى و کنایه بررسى کرده است.

ـ نوع سوم: او این نوع را بدیع ننامید، بلکه این نوع را محسّنات نام نهاد و آن را به‌ دو بخش‌ معنوی‌ و لفظى‌ تقسیم‌ کرد: در بخش‌ اول‌ مباحث‌ مطابقه‌، مقابله‌، مشاکله‌، مراعات‌ نظیر، مزاوجه‌، لفّ‌ و نشر، جمع‌، تفریق‌، تقسیم‌، جمع‌ و تفریق‌، جمع‌ و تقسیم‌، جمع‌ و تفریق‌ و تقسیم‌، ایهام‌، تأکید، مدح‌ شبیه‌ به‌ ذم‌، توجیه‌، سوق‌ المعلوم‌ مساق‌ غیره‌، اعتراض‌، التفات‌ و تقلیل‌ اللّفظ و لاتقلیله‌ وارد شد و در بخش‌ دوم‌ عنوان‎های‌ تجنیس‌، اشتقاق‌، ردّ العجز الى‌ الصدر، قلب‌، اسجاع‌ (سجع‌) و ترصیع‌ جای‌ گرفت ‌(عتیق‌، ۱۹۷۴م‌: 200-204). او این تقسیم‎بندی را در بخش‌ سوم‌ کتاب‌ مشهور خود مفتاح‌ العلوم انجام داده ‎است‌.

بدیع از اقسام علوم ادبی و جزء علوم یا فنون بلاغت است که با توجّه به سیر تاریخی دو معنی عام و خاص یافته است:

کاربرد قدیمی و عام اصطلاح بدیع قبل از تفکیک مباحث علوم بلاغی و مربوط به دورة درهم آمیختگی سه دانش معانی، بیان و بدیع؛ چرا که بعدها بخشی از آن که به کار بیان یک مطلب به شیوه‎های خیال‎انگیز گوناگون می‎رفت یعنی تشبیه، استعاره، مجاز، کنایه ... از بدیع جدا شد و در علمی به نام بیان جای گرفت و بخشی دیگر که در سخن گفتن به مقتضای حال برای دخالت در نفوس و عقول از آن‎ها استفاده می‎‌شد، در علمی به نام معانی مورد بررسی قرار گرفت و نام بدیع منحصر شد به بقیة فوت و فن‎های شاعری (وحیدیان کامیار، 1379: 13). ابن معتز نخستین کسی است که با تألیف «البدیع» به سال 274 ه. ق اصطلاح بدیع را در مفهوم کلّی آن یعنی بلاغت و محسنّات کلام به کار گرفت و ضمن آن هفده مورد بدیعی را که غایت آن، تحصیل توان است بر تحسین سخن یا به کار بردن محسّنات، و نتیجة آن، آراستن سخن است به چنین تحسین و آرایش و سود آن، افزودن نشاط شنونده است و پذیرفتن خرد؛ و مبادی آن، گشت و تأمّل است در خطابه‎ها و نامه‎ها و رساله‎ها و شعرهایی که صنایع بدیع در آن‎ها به‎کار رفته است و این آرایش بدیعی بی‎رعایت مطابقت کلام با مقتضای حال (علم معانی) و بی‎رعایت رسایی سخن و وضوح دلالت (علم بیان) ارزشی نخواهد داشت (حکیمی، 1358: 94). باید گفت هر شاعر از به کار بردن آرایه‎های بدیعی، اهداف و اغراض هنری زیر را دنبال می‎کند:

1ـ آهنگین ساختن کلام

2ـ ایجاد تداعی معانی

3ـ غرابت بخشیدن به کلام و حیرت آفرینی

4ـ خوش آیند جلوه دادن و مؤثر ساختن کلام

5ـ تبدیل کلام عادی به زبان ادبی (ایران‎زاده، 1377: 107-108).

4ـ پیشینۀ طبقه‌‎بندی‌ صنایع

سابقۀ تفکیک علوم سه‎گانۀ بلاغی به قرن پنجم می‎رسد که عبدالقاهر جرجانی‌ در کتاب اسرارالبلاغه و دلائل‎الاعجاز، مباحث علم بیان و معانی را‌ به‌ طور مستقل بررسی کرده است. نخستین‌ بار‌ مباحث علم بدیع در کتاب‌ مفتاح‌ العلوم سکاکی از مباحث معانی و بیان جدا شده‌ و صنایع‌ بدیعی به دو دستۀ لفظی و معنوی تقسیم شده‎اند. این شیوه در‌ کتب‌ بعدی یعنی المصباح ابن مالک و تلخیص و ایضاح خطیب‌ قزوینی‌ ادامه می‎یابد‌ و سرانجام‌ در کتب مختصر و مطوّل تفتازانی به کمال می‎رسد. از این‌ رو‌ می‎توان قرن هفتم و هشتم‌ را قرون‌ تفکیک‌ علوم بلاغی و طبقه‎بندی‌ صنایع بدیعی در زبان‌ عربی‌ دانست. مراحل تألیف کتب بلاغی‌ فارسی‌ از این‌ منظر‌ عبارتند‌ از:

١ـ مرحلۀ اول که‌ از زمان تألیف ترجمان البلاغۀ رادویانی در قرن پنجم آغاز می‎شود و تا زمان تألیف‌ کتاب‌ «بدایع الصنایع» ادامه‌ می‎یابد؛ مرحلۀ درهم آمیختگی مباحث بلاغی و بی‎توجّهی به طبقه‎بندی صنایع بدیعی است. امّهات کتب بلاغی فارسی دراین دوره تألیف شده‎اند.

٢ـ مرحلۀ دوم که از زمان تألیف‌ کتاب‌ بدایع الصنایع در سـال‌ ٨٩٨ه‌ .ق آغاز می‎شود و تا عصر قاجار و زمان تألیف کتاب مدارج البلاغۀ رضاقلی‎خان هدایت ادامه می‎یابد؛ مرحله نفوذ و تأثیر بی‎چون و چرای کتب عربی، به ویژه مفتاح‌ العلوم‌ سکاکی و تلخیص و ایضاح خطیب و مختصر و مطوّل تفتازانی در کتب بلاغی فارسی است.

٣ـ مرحلۀ سوم از‌ زمان‌ تألیف‌ «مدارج البلاغه» آغاز می‎شود و تا عصر حاضر ادامه می‌یابد.

این مرحله خود‌ ـ با پای‎بندی‌ به‌ تقسیم‎بندی صنایع به دو بخش لفظی و معنوی ـ به‌ دو‌ دوره تقسیم می‎شود.

دسته اول: کتبی که به تنظیم الفبایی پرداختند، عبارتند از : مدارج البلاغه اثر‌ رضا‌ قلی‌ خان هدایت و ابدع البدایع اثر حاج محمد حسین شمس العلمای گرکانی.

دستۀ دوم: کتبی کـه با توجه به‌ بسامد‌ اسـتعمال صنایع در نظم و نثر، مشابهت‎ها‎ی صنایع از جهت لفظی و معنایی و سرانجام‌ تفکیک‌ صنایعی که در حیطۀ دانش‌‎ها‎ی‌ دیگری چون‌ معانی‌ و بیان‌ و عروض و نقد شعر و... مطرح می‎شوند‌، به‌ دسته بندی صنایع پرداختند. کتبی چون نقدالشعر از نعمت الله ذکائی‌ بیضائی‌ و نگاهی تازه به بدیع‌ از سیروس شمیسا از این دسته‎اند.

٤ـ مرحلۀ‌ چهارم، مرحله‎ای است که‌ کتب بدیعی با‌ توجه به دشواری تعریف صنایع لفظی و معنوی و هم‌چنین توجه به جنبۀ زیبایی‎شناسانه صنایع، تقسیم‌‎بندی‌ شده باشند.‌ کتبی‌ چون‌ هنر‌ سخن‌‎آرایی فن بدیع از سید محمد راستگو و کتـاب بدیع از دیدگاه زیبایی‎شناسی از تقی وحیدیان کامیار از این دسته‎اند (کاردگر، 1386: 147-151).  

5ـ بحث و تحلیل

در این پژوهش آرایه‎ها‎ی بدیعی به کار رفته در مطلع غزل‎های سنایی بررسی می‎شود.

5ـ1ـ آرایه‎ها‎ی لفظی

5ـ1ـ1ـ جناس

جناس از جمله فنون مهم ادبی است که اغلب در صدر آرایه‎ها‎ی لفظی و گاه در صدر کتب بدیعی قرار دارد. در باب اهمّیّت آن، همین بس که برخی آن را در پیوندی درونی با ایهام و استخدام دانسته‌اند (ر.ک. تجلیل، 1370: 67). جناس کارکردهای مختلفی دارد و می‎تواند ابزار ایجاد فنون دیگری نیز باشد. «اساس اسلوب حکیم بر جناس تام است» (شمیسا، 1386: 142).

به نظر میرجلال‎الدین کزّازی جناس از آرایه‎ها‎یی است که در سخن آراسته و هنرورانه، به ویژه در ادواری از ادب کلاسیک، کاربردی گسترده یافته است. این آرایه با خنیای آوایی سخن را سودمند و کارساز می‎سازد. همگونی جناس در این است که بتوان میان دو واژه به گونه‎ای ویژه از لحاظ ظاهر و ساختار آوایی همانندی و پیوندی نزدیک یافت. دو واژة همگون را دو پایة جناس می‌نامیم. تجانس در واج‎ها‎ی جناس پایة نام‌گذاری آن است. به دیگر سخن، هرگاه واج‎های واژگان چنان به هم نزدیک باشند که هم‎جنس به نظر برسند، آن را جناس می‎گوییم. اساس جناس همگونی و هماهنگی هرچه بیشتر واج‎ها و ناهمگونی معنای واژه‎هاست (کزّازی، 1373: 48) که اقسام مختلفی دارند و سنایی در دیوان خود انواع آن را به‎کار برده ‎است. توجّه بسیار سنایی به انواع جناس و استفاده بجا و هنری از آن، روح تازه‎ای به کلام وی ‎بخشیده است. او 403 بار این آرایه را به کار برده است. انواع جناس در مطلع غزلیّات ‎‎سنایی عبارتند از:

ـ جناس تام‎: آن است که «شاعر دو کلمۀ متّفق ‎اللّفظ مختلف ‎المعنی به کار دارد.» (رازی، 1360: 338). این نوع جناس با 9 نمونه از انواع کم کاربرد جناس در غزلیّات ‎‎سنایی است.

هم‌چون زاد در نمونه زیر:

ای همه انصاف جویان بندة بیداد تو

 

زاد جان راد مردان حسن مادر زاد تو

‎(330) [1] 

ـ جناس زائد: آن است که یکی از دو کلمۀ متجانس حرفی بیش از دیگری داشته باشد. جلال‎الدین کزّازی این نوع جناس را به سه دسته تقسیم نموده است. «جناس زائد، نیز به جناس تام می‎ماند، جز آن‎که یکی از دو پایه، حرفی افزون دارد از پایۀ دیگری، بسته به این‎که این افزونه در آغاز یا میانه یا پایان واژه آورده شده باشد، سه گونه جناس داریم، اگر افزونه در آغاز یکی از دو پایه باشد، این جناس مزید است؛ اگر افزونه در میانه یکی از دو پایه باشد، این جناس زائد است؛ ولی اگر این افزونه، در پایان یکی از دو پایه باشد، این جناس مذیل است.» (کزّازی، 1373: 2). این جناس سبب زیبایی صورت شعر می‎شود و موسیقی دلنشینی به شعر می‎بخشد و لذّت بیشتری برای خواننده ایجاد می‎کند. بسامد این سه جناس 127 مورد است.

مثال برای جناس مزید:

تا بگرد روی آن شیرین پسر گردم همی

 

چون قلم گرد سر کویش به سر گردم همی

‎(395)

در  و  اندر ‎(200)؛ زین و گزین ‎(324)،

مثال برای جناس زائد:

گفتی که نخواهیم ترا گر بت‌چینی 

 

ظنّم نچنان بود که با ما تو چنینی

‎(406)

جان و جهان ‎(46)، برد و بد و  بود و  بد ‎(127).

مثال برای جناس مذیّل:

چو آمد روی بر رویم که باشم من که من باشم

 

چه خوش وقتی بود با من که من بی‌خویشتن باشم

(226)

هم‌چنین مست و مستی ‎(181).

ـ جناس مضارع و لاحق: اگر دو پایۀ جناس در حرف اول یا وسط اختلاف داشته ‎باشند و آن حروف قریب‎المخرج باشند، جناس مضارع و در غیر این‎صورت جناس لاحق است (همایی، 1367: 56). نمونه جناس لاحق: دام و جام‎ (200)؛ بستم و دستم ‎(214)، چین و دین‎ (156). 

نمونه جناس مضارع: ما و با‎ (24)؛ پند و بند ‎(318).

جناس مضارع (135 بار) و لاحق (16 بار) از عوامل مؤثر در موسیقی شعر سنایی محسوب می‎شود؛ زیرا با ایجاد موازنه بین دو پایۀ جناس زیبایی بیشتری به شعر او می‎بخشد.

ـ جناس مطرّف: که دو کلمة متجانس فقط در حرکت حروف (هیأت و شکل، مصوت کوتاه) متفاوت است و ضرورت است که دو واژه در تعداد نقطه، برابر باشد (تفتازانی، 1407: 351). مانند کام و کار ‎(64)؛ جان و جام‎ (200)؛ ربّی و ربّک ‎(403).

این جناس نسبت به دیگر جناس‎ها از موسیقایی کمتری برخوردار است و با 16 نمونه از جناس‎های کم کاربرد غزلیّات ‎‎سنایی به شمار می‎آید.

ـ جناس اشتقاق: آوردن واژه‌هایی است در سخن که حروف آن‎ها متجانس و از یک ریشه مشتق شده باشند.» (وحیدیان کامیار، 1383: 30). این نوع جناس مخاطب را در یافتن دو پایۀ جناس به اندیشه و تکاپو وا می‎دارد و لذّت بیشتری در او ایجاد می‎کند. در مطلع غزلیّات ‎سنایی 67 مورد جناس اشتقاق یافت شد، هم‌چون: می‎کنی و مکن ‎(315)؛ عشق و عاشقی ‎(130)؛ دل و دلبر‎ (211)؛ عشق و عاشقان و عاشقی ‎(233).

ـ جناس شبه اشتقاق: جناس شبه اشتقاق آن است که همه یا اکثر حروف یک واژه در واژة دیگر یافت شود؛ اما هر دو به یک ریشه باز نگردند. این جناس را «مقارب» نیز نامیده‎اند (تجلیل، 1367: 37). مانند طرّه و طرّار ‎(156)؛ حالت و حلال‎ (119)؛ فتنه و فتوی ‎(71) که بسامد آن 8 مورد است.

ـ جناس خط: جناس مصحف (جناس خطّی، جناس خط، جناس نقطه، صنعت مضارعه و مشاکله) جناس دو کلمه است که در شکل حروف متّفق است و در نقطه، متفاوت (گرکانی، ١٣٧٧: 213). زاد و راد‎ (330)؛ سراب و شراب ‎(155)؛ بار و یار ‎(134) نمونه‎ها‎یی از این جناسند که 12 مورد آن دیده شده است.

ـ جناس محرف: تَرک و تُرک ‎(305)؛ مِهر و مُهر‎ (352)؛ گرد و گَرد‎ (99). این جناس با 4 مورد کاربرد بسیار کم استفاده شده است.

ـ جناس مقلوب: جناس مقلوب که آن را با نام‎های «باشگونه» (واژگونه)، «عکس»، و «تصریف» نیز نامیده‎اند (مدنی، 1304: 55) آن است که دو واژة همانند از نظر حروف و تعداد آن‎ها یکسان باشند؛ اما از لحاظ ترتیب حروف برعکس و مخالف باشند، و خود بر دو نوع است: جناس قلب کل و جناس قلب بعض (تفتازانی، 1407: 204). مانند آمد و آدم که (قلب بعض) است. این آرایه تنها یک بار دیده شده است.

ـ جناس مرکب: «جناس مرکب از خلاقانه‎ترین انواع جناس است؛ زیرا در آن تنها حضور ذهن و تسلّط شاعر بر دایره مفردات زبان کافی نیست، بلکه ذهن خلاق شاعر با کنار هم قرار دادن مفردات زبان گروه‎هایی از واژه‎هاو تکواژها را می‎سازد که با هم جناس تام و یا غیرتام دارند. تعداد جناس‎های مرکب در کل غزل سبک عراقی نسبت به دیگر انواع جناس چندان زیاد نیست» (تاج‎بخش و سعیدی‎نیا، 1392: 102). در این تحقیق نیز تنها 2 مورد جناس مرکب دیده شد: مرجان و مر جان ‎(132)؛ یاسمین‌بر و یاسمین بر ‎(153).

ـ جناس مزدوج: سنایی این جناس را به تعداد انگشت‏شمار یعنی 6 بار به کار برده است و چونی و چرایی‎ (369)؛ زیر و زبر ‎(315)؛ رنجی و عنایی ‎(368) نمونه‎ها‎ی آن به شمار می‎رود.

به عقیدۀ عبدالقاهر جرجانی آن‎چه بر زیبایی جناس می‎افزاید با کمک معانی فراهم می‎شود و لفظ به تنهایی در زیبایی جناس نقش تعیین‎کننده ندارد و مستحق آن نیست. بدین جهت است که زیاده‎روی و میل شدید در آوردن جناس ناپسند است، چرا که معانی همیشه به سویی که جناس آن را می‎کشاند نمی‎روند، و الفاظ خدمت‌گزاران معانی‎اند و فرمان‎بردار حکم آن‎ها می‌باشند و این معانی‎اند که زمام الفاظ را به کف گرفته و سزاوار فرمان‎روایی بر الفاظند. پس کسی که لفظ را بر معنی چیره سازد، مانند کسی است که اشیاء را از جهت طبیعی خود منحرف کرده و این چیزی است که همیشه مورد نکوهش است (جرجانی، 1361: 8).

جدول (1) انواع جناس در مطلع غزلیّات سنایی

ردیف

انواع جناس

بسامد

درصد

ردیف

انواع جناس

بسامد

درصد

1

اشتقاق

67

7/16

8

مرکب

2

5/0

2

تام

9

24/2

9

مزدوج

6

5/1

3

خط

12

3

10

مضارع

135

66/33

4

زائد

127

67/31

11

مطرّف

14

5/3

5

شبه اشتقاق

8

2

12

مقلوب

1

26/0

6

لاحق

16

4

13

جمع کل

401

100/0

7

محرّف

4

1

 

 

نمودار (1) انواع جناس در مطلع غزلیّات سنایی

 

 

5ـ1ـ2ـ تکرار

روش در بدیع لفظی است که بر موسیقی کلام می‎افزاید و به دو شیوه در مطلع غزلیّات ‎سنایی به‎کار رفته‎است: واج‎آرایی و تکرار واژه.

1ـ واج‎آرایی: یعنی تکرار یک صامت یا مصوت در چندین کلمۀ جمله (شمیسا، 1383: 79). و از اصلی‎ترین و پر بسامدترین آرایه‎های لفظی به کار رفته در مطلع غزل‎ها‎ی سنایی است. شاعر به این صنعت ادبی علاقة خاصی نشان داده و موجب شده تا تأثیر و زیبایی این صنعت ادبی چند برابر شود. این آرایه تنها در مطلع غزل‎ها‎ی سنایی 1238 بار تکرار شده است.

واج آرایی مصوت بلند «آ» در بیت زیر:

ماهرویا در جهان آوازة آواز تست

 

کارهای عاشقان ناساخته از ساز تست

(28)

2ـ تکرار واژه

ای صنم در دلبری هم دست و هم دستان‌تر است

 

بر دل و جان پادشاهی هم دل و هم جان‌تر است

‎(37)

که کلمات هم، دل و جان تکرار شده است. هم‌چنین است دو کلمۀ زهی بنامیزد ‎(103) و نیز تکرار واژۀ با‎ (97) که 333 مورد در مطلع غزل‎ها دیده شده است.

جدول (2) انواع آرایههای لفظی در مطلع غزلیّات سنایی

ردیف

انواع آرایههای لفظی

بسامد

درصد

1

انواع جناس

401

33/20

2

انواع تکرار

1571

66/79

3

جمع کل

1972

100/0

نمودار (2) انواع آرایههای لفظی در مطلع غزلیّات سنایی

 

2ـ آرایه‎ها‎ی معنوی

در این سطح کلمات به لحاظ موسیقی معنوی، یعنی تناسب و ارتباطات معنایی گوناگون، مورد بررسی قرار می‎گیرند؛ و به طور کلّی زبان ادبی اثر و انحراف‎های هنری و خلاقیّت ادبی در زبان، مورد توجّه قرار می‎گیرد. «آرایۀ درونی یا صناعت معنوی آرایه‎ای است که، از معنا در واژه برآید و بر آن استوار شده باشد؛ به گونه‎ای که اگر ریخت واژه دیگرگون شود و معنا بر جای بماند، آرایه از میان نرود. (کزّازی، 1373: 96). آرایه­های دیده شده در مطلع غزل‎ها‎ی سنایی به شرح زیر است:

2ـ5ـ تضاد (مطابقه)

آوردن کلمات ضدّ هم را گویند و «در لغت به معنی دو چیز را در مقابل یکدیگر انداختن و در اصطلاح آن است که کلمات ضد یکدیگر بیاورند.» (همایی، 1367: 273) که از آرایه‎های پر بسامد در دیوان مکین دهلوی است، تا آنجا که در مطلع غزلیّات ‎با 92 مورد تضاد روبرو هستیم. مانند نمونه‎های زیر:

از هر چه گمان برد دلم یار نه آن بود

 

پندار بُد آن عشق و یقین جمله گمان بود

(127)

کفر و دین ‎(168)؛ تلخ و شیرین‎ (336)؛ آشنا و بیگانه ‎(361)؛ وفا و جفا ‎(38).

یکی از نکات مهم در شعر سنایی، استفادة گستردة وی از واژگانی است که باهم در تقابل و تضادند که سنایی به شکلی گسترده از آن‎ها بهره برده است او این صنعت را در جهـت زیبایی‎شناسی سخن خود به کار برده و تأثیری شگرف بر مخاطب نهاده است.

5ـ2ـ6ـ مراعات‎النظیر

رادویانی در تعریف مراعات النظیر می‎گوید: «چون گوینده جمع کند سخن اندر میان چیزهایی که نظایر یکدیگر باشند به معنی، چون ماه و آفتاب، و دریا و کشتی، و آنچه بدین ماند، آن سخن را مراعات‎النظیر خوانند.» (1362: 75). تناسب میان اجزای کلام از شروط مهم در یک اثر ادبی است. شاعر با تصویر آفرینی بین این تناسبات بر زیبایی و غنای اشعار می‎افزاید. سنایی به این مسأله کاملاً واقف است. او با تخیّل شاعرانۀ خود واژگانی را برگزید که تصویرآفرین و انگیزاننده هستند. مراعات‌النظیر با 122 مورد از آرایه‌های پرکاربرد در مطلع غزل‎ها‎ی سنایی است و تناسب زیبایی میان اجزای کلام ایجاد نموده است. هم‌چون اسب، زین ، راه‎ (132) سر، دل، زلف‎ (354) ساقی، می، جام‎ (393) لاله، کلاله، برگ، گل‎ (357).

5ـ2ـ7ـ تلمیح

تلمیح از ریشة لمح به معنای «جستن برق» و لمحه بـه معنـای «یـک نظـر» است. غالباً با اشاره به تعبیر «از گوشة چشم نگریـستن» معنـای قاموسی واژه را بـه مفهوم اصطلاحی‎اش پیوند می‎دهند. شمس قـیس دقیقـاً از همـین رهگـذر تلمـیح را دلالت الفاظ اندک بر معانی بسیار تعریف می‎کند. (رازی، 1360: 377). در مطلع غزل‎ها‎ی سنایی 18 تلمیح به ‎کار رفته ‎است. وی از انواع تلمیحات تاریخی، اسطوره‎ای، دینی، داستانی و ... برای زیباسازی اشعارش سود جسته‎ است که غلبه با تلمیحات دینی است. نمونه‎هایی از تلمیح:

ای یوسف ایّام ز عشق تو سنایی          
   

 

مانندة یعقوب شد از درد جدایی

‎ (371)

مرد بی‌حاصل نباید یار با تحصیل را      
             

 

جان ابراهیم باید عشق اسماعیل را

(9)

این نه زلف است آنکه او بر عارض رخشان نهاد

 

جور ضحاک است کو بر عدل نوشروان نهاد

(81)

چون تلمیح هر نوع اشارۀ مذهبی، اساطیری، تاریخی و... را در بر می‎گیرد؛ بنا بر این خواننده برای فهم و درک کامل شعر و یا بیتی که در آن تلمیح به کار رفته است، باید آگاهی کاملی از کّل داستان، واقعه و یا مَثل، داشته باشد.

5ـ2ـ8ـ پارادوکس

«متناقض‎نما» یا پارادوکس (Paradox) برگرفته از Paradoxum در لاتین از واژة یونانی Paradoxon مرکب از Para به معنی مقابل یا «متناقض» و doxa به معنی عقیده و نظر است (چناری، 1374: 68). این آرایه برخلاف تضاد که بسیار دیده شده، تنها 6 بار در مطلع غزل‎ها‎ به کار رفته است. در نمونه زیر مفهوم پارادوکس در دو مصراع  نهفته است. موی سپید داشتن به دلیل زلف‎ها‎ی سیاه یار و زندگی تلخ داشتن از لب شیرین یار.

موی چون کافور دارم از سر زلفین تو

 

زندگیّ تلخ دارم از لب شیرین تو

(336)

چشم روشن بادمان کز خود رهایی یافتیم

 

در مغاک خاک تیره روشنایی یافتیم

(260)

و نیز در بیت دوم در خاک تیره روشنایی یافتن، نوعی پارادوکس است. این صنعت بدون شک از عوامل بلاغت‎افزایی است که مایة سخن را بالا می‎برد و گیرایی آن را افزون می‎کند.

5ـ2ـ9ـ استخدام

«یکی از واژگان دو معنا دارد، به این صورت که معنی آن واژ» در جمله اول با معنی آن در جمله دیگر متفاوت است (وحیدیان کامیار، 1383: 139). در لغت به معنی «به خدمت گماردن» و در اصطلاح علم بدیع آن است که از یک لفظ دو معنی مختلفِ آن را در سخن به کار گیرند، به گونه‌ای که اگر هر یک از آن دو معنی را در سخن اعتبار نکنند، در معنی آن خللی پدید آید (دانش‌نامه زبان و ادب فارسی، 1384: ج1/ 362). سنایی این صنعت را 4 بار در مطلع غزل‎ها‎ی خود به کار برده است.

پای بوالقاسم ز پای بوالحکم بشناس نیک   
  

 

نیستی ایّوب فرمان از دم کرمان مکُن

(310)

چشم روشن بادمان کز خود رهایی یافتیم

 

در مغاک خاک تیره روشنایی یافتیم

(260)

5ـ2ـ10ـ موازنه

حسینی در کتاب بدایع الصنایع در تعریف موازنه می‎گوید: «و این چنان باشد که از اول دو قرینه تا آخر، یا از اول دو مصراع تا آخر، کلماتی آورده شود که هر یک نظیر خویش را به وزن موافق باشد؛ اما به حرف روی مخالف... و باشد که موازنه در دو بیت افتد (حسینی، 1384: 125-124). تصویرآفرینی‎ها‎ی سنایی با استفاده از صنعت موازنه بر جذّابیت غزل‎ها‎ی خویش افزوده است. این آرایه 34 بیت مطلع را به خود اختصاص داده است.

جادوان خدمت کنند آن چشم رنگ‌آمیز را

 

زنگیان سجده برند آن زلف جان‌آویز را

(7)

عشق رخ تو بابت هر مختصری نیست  

 

وصل لب تو درخور هر بی‌خبری نیست

(67)

5ـ2ـ11ـ ایهام

آوردن لفظی دارای دو معنی دور و نزدیک به ‎طوری که شنونده از معنی نزدیک به ‎معنی دور منتقل شود (همایی، 1367: 269).

ماهرویا در جهان آوازة آواز تست

 

کارهای عاشقان ناساخته از ساز تست

(28)

ای صنم در دلبری هم دست و هم دستان‌تر است

 

بر دل و جان پادشاهی هم دل و هم جان‌تر است

(37)

ساز در بیت اول هم به معنی آلت موسیقی در معنی عام است و هم به معنی قصد. هم‌چنین دست و دستان در بیت دوم هم به معنی توانایی و مهارت و هم حیله و نیرنگ است. ایهام از آرایه‎ها‎یی است که به ندرت در مطلع غزل‎ها‎ یعنی تنها دو بار دیده شده است.

5ـ2ـ12ـ تنسیق‎الصفات

آوردن چند صفت برای یک یا چند موصوف (محبّتی،1380: 90) است که سبب اطناب می‎شود.

هرکه او معشوق دارد گو چو من عیّار دار

 

خوش‌لب و شیرین‌زبان خوش‌عیش و خوش‌گفتار دار

(142)

دلم بربود شیرینی‌نگاری سرو سیمینی

 

شگرفی چابکی چستی وفاداری بآئینی

‎ (400)

این آرایه‎های 19 بار به کار رفته است و معمولاً تعداد صفات در یک بیت بسیار است. مانند صفاتی که در نمونه‎های اول آورده شده است.

5ـ2ـ13ـ تتابع اضافات

آوردن چند اضافه پشت سر هم را، تتابع اضافات می‌‎گویند. این آرایه در غزلیّات ‎سنایی نه تنها جزو معایب نیست بلکه در زیباتر‌شدن ابیات نقش بسزایی دارد. که این آرایه‎های 6 بار در مطلع غزل‎ها‎ دیده شده است. همانند «ماهِ شبِ گمرهان» در بیت زیر:

ماهِ شبِ گمرهان، عارض زیبای تست

 

سرو دل عاشقان، قامت رعنای تست

(34)

5ـ2ـ14ـ ملمع

شعری است که یک یا چند مصراع یا بیـت غیر فارسـی را در آن با مصراع‎ها و بیت‎های فارسی درآمیخته باشند (آملی، 1380: 77). واژۀ «ملمع یا لمعه لمعه به معنی چیزی است که از دو بخش ممتاز ترکیب شده باشد» (همایی، 1367: 14). این آرایه تنها یک بار دیده شده است:

دی ناگه از نگارم اندر رسید نامه

 

 

قالَت رَای فُؤادی  مِن هَجرِک القِیامَه

(358)    

ارزش این آرایه در این است که شاعر باید هم به زبان خود مسلط باشد، به زبان دیگر و به وزن و عروض آن هم آگاه باشد که این کاری بسیار دشوار است.  

5ـ2ـ15ـ ترصیع

«متکلم در سیاقت تقریر، سخن را قرینه قرینه گرداند و در ازای هر کلمه کلمه‎ای آورد که به وزن و حروف خواتیم متساوی باشد» (کاشفی سبزواری، 1369: 85).

جمالت کرد جانا هست ما را

 

جلالت کرد ماها پست ما را

(2)  

نیست بی دیدار تو در دل شکیبایی مرا

 

نیست بی‌گفتار تو در دل توانایی مرا

(13)

صنعت ترصیع تنها 6 بیت را به خود اختصاص داده است.این آرایه موجب افزایش موسیقی کلام می‎گردد؛ زیرا شاعر را به تلاش وا می‎دارد تا کلماتی خاص با وزن و آهنگ مشخص بیابد و در کنار هم قرار دهد و همین بیانگر التزام در این صنعت است.

5ـ2ـ16ـ طرد و عکس

همان جابجایی ارکان کلام است (محبّتی، 1380: 80). تبدیل یا عکس عبارت است از تغییر دادن محل کلمات، یعنی آن را که در آغاز عبارتی بوده در آخر جملۀ دیگر بیاورند و بالعکس (رادفر، 1368: 2/793) و در واقع نوعی تکرار در واژه‎ها‎ محسوب می‎شود. این تکرار باید چنان باشد که موجب استحکام و حسن کلام گردد، نه این که بر ضعف و سستی طبع شاعر دلالت کند. طرد و عکس صنعتی کم کاربرد در غزلیّات ‎سنایی است که فقط 3 بیت مطلع را در بر می‎گیرد.

بر مه از عنبر همی معشوق من چنبر کند  

 

هیچ‌کس دیدی که بر مه چنبر از عنبر کند   
       

(117)

خنده گریند همی لاف زبان بر در تو

 

گریه خندند همی سوختگان در بر تو

(331)

5ـ2ـ17ـ اقتباس

آن است که کلام یا بیت متضمّن آیه یا حدیثی باشد و گوینده و شاعر به این نکته اشاره نکند که از قرآن گرفته شده یا حدیث. هم‌چون اَلصَّبرُ مِفتاحُ الفَرَجِ در بیت زیر. این صنعت تنها یک‎بار به کار رفته است.

ای کوکب عالی درج، وصلت حرامست و حرج

 

ای رکن طاعت هم‌چو حج، الصّبر مفتاح الفرج

(75)

5ـ2ـ 18ـ ردّ الصّدر علی العجز

«چون کلمه‎ای که در آخر بیت آمده است، در اول بیت بعد تکرار شده باشد، آن را صنعت ردّ الصدر علی العجز می‎گویند.» (همایی، 1363: 70). این صنعت 11 بیت از مطلع غزلیّات ‎را به خود اختصاص داده است.

ای بی‌وفا ای پاسبان آشوب کم کن یک زمان

 

چندین چرا داری فغان ای بی وفا ای پاسبان

‎ (275)  

ای سنگ‌دل ای پاسبان کمتر کن این بانگ‌ و فغان

 

تا خواب مانم یک زمان ای سنگ‌دل ای پاسبان

(276)

5ـ2ـ19ـ سیاقه‎ الاعداد

اعداد یا سیاقه الاعداد «آن است که چند چیز مفرد متوالی ذکر کنند و بعد از آن یک فعل برای همه بیاورند» (همایی، 1367: 291).

ما عاشق روی آن نگاریم
                     

 

زان خسته و زار و دلفکاریم

‎ (266)  

ما را مدار خوار که ما عاشقیم و زار

 

بیمار و دلفکار و جدا مانده از نگار

(145)

در 6 بیت مطلع غزلیّات ‎سنایی صنعت سیاقه الاعداد به کار رفته است.

5ـ2ـ20ـ اغراق

در اصطلاح وصف یا مدح یا ذم چیزی زیادت از حد معمول به گونه‎ای است که با عقل جور در نیاید و ممکن نباشد (داد، 1371: 31). اغراق از جمله صنعت‎های بدیعی است که شاعر در سطحی محدود یعنی تنها دو مورد زیر، از آن استفاده کرده است.

 

جادوان از چشم مستت هر زمان افسون برند    
  

 

رومیان از بند زلفت بند دیگرگون برند

(115)  

باد عنبر برد خاک کوی تو

 

آب آتش ریخت رنگ روی تو

(343)

5ـ2ـ21ـ اعنات (لزوم مالا یلزم)

در بیت زیر (1) تأسیس و (ر) دخیل است. در آوردن حرف تأسیس و همسان بودن حرف دخیل اعنات صورت گرفته است.این مورد 6 بار مشاهده شده است.

آن را که خدای از قلم لطف نگارد     
        

 

شاید که بر او زحمت مشاطه نیارد

(88)

5ـ2ـ22ـ مبالغه

مبالغه در لغت به معنی کوشش بسیار و زیاده‎روی در کار و در اصطلاح علم بدیع تجاوز از واقعیّت است، به طوری که شاعر یا نویسنده، کسی یا چیزی را در لفظ و معنا چنان وصف کند که صفات منسوب بدان از قدّ متعارف درگذرد یا فروتر از قدّ متعارف جلوه کند. به عبارت دیگر، مبالغه توصیفی است که در آن افراط یا تفریطِ تواَم با تأکید باشد (کاشفی سبزواری، 1369: 113). بسامد این آرایه یک مورد است.

ماهی که ز رخسارش فتنه است به چین اندر 
      

 

وز طرّة طرّارش رخنه است به دین اندر

(156)

مبالغه نوعی تجاوز از واقعیّت است که ممکن است به صورت بزرگ‏نمایی یا کوچک‎‌نمایی جلوه کند. این آرایه برای آرایش کلام و جلب توجّه خواننده به کار می‌رود و بیان کنندۀ شور و هیجان شاعر یا نویسنده است.

جدول (3) انواع آرایههای معنوی در مطلع غزلیّات سنایی

ردیف

انواع جناس

بسامد

درصد

ردیف

انواع جناس

بسامد

درصد

1

استخدام

4

19/1

11

تنسیق‎الصفات

19

65/5

2

اعنات (لزوم مالایلزم)

6

78/1

12

رد الصدر علی العجز

11

27/3

3

اغراق

2

6/0

13

سیاقه الاعداد

6

78/1

4

اقتباس

1

29/0

14

طرد و عکس

3

89/0

5

ایهام

2

59/0

15

مبالغه

1

3/0

6

پارادوکس

6

78/1

16

مراعات‎النظیر

122

31/36

7

تتابع اضافات

6

78/1

17

ملمع

1

3/0

8

ترصیع

6

78/1

18

موازنه

34

11/10

9

تضاد (مطابقه)

92

38/27

19

جمع کل

336

100/0

10

تلمیح

18

35/5

 


نمودار (3) انواع آرایه
های معنوی در مطلع غزلیّات سنایی

 

                                جدول (4) انواع آرایههای بدیعی در مطلع غزلیّات سنایی

ردیف

انواع آرایه های بدیعی

بسامد

درصد

1

آرایه‎ها‎ی لفظی

1972

44/85

2

آرایه‎ها‎ی معنوی

336

55/14

3

جمع کل

2308

100/0

نمودار (4) انواع آرایههای بدیعی در مطلع غزلیّات سنایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه‎

در این پژوهش آرایه‎های بدیعی در مطلع غزلیّات ‎سنایی مورد توجّه قرار گرفت و تلاش شد که این آرایه‌ها در دو سطح لفظی و معنوی بررسی شوند. حاصل این بررسی به شرح زیر است:

ـ آرایه های لفظی به کار رفته در مطلع غزل‎ها جناس (33/20) درصد و تکرار (66/79) درصد هستند که تکرار بسامد بالاتری دارد.

ـ انواع آرایه‎های معنوی به کار رفته در مطلع غزل‎های سنایی 18 نوع است که در این میان مراعات‎النظیر (31/36) درصد، تضاد (38/27) درصد و موازنه (11/10) درصد، به ترتیب بالاترین بسامد را دارند.

ـ به طور کلی 2308 مورد آرایۀ بدیعی در مطلع غزلیّات ‎سنایی یافت شد که از این میان (44/85) درصد به صنایع لفظی و (55/14) درصد به آرایه‎های معنوی اختصاص یافته است؛ با توجه به این نکته می‎توان گفت سنایی از آرایه‎های لفظی بیشتر از آرایه‎های معنوی در آهنگین‎تر نمودن اشعار و تأثیر بیشتر آن بر خواننده سود جسته است.

ـ آرایه‎های ادبی در غزلیّات ‎سنایی از چنان جایگاهی برخوردار است که بدون کاربرد آن‎ها زیبایی شعر و نفوذ کلام او از بین رفته و شعر به بیان معمولی تنزّل پیدا می‎کند. این شاعر توانمند با بهره‏گیری مناسب و بجا از آرایه‎های لفظی و معنوی، توانسته است احساسات و عواطف مخاطب را بر‎انگیزد.

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ

1ـ آملی، شمس‎الدین محمدبن محمود. نفائسالفنون فی عرایس العیون. گردآوری بهروز ثروتیان، تهران: فردوسی، 1380.

2ـ ایران‎زاده، نعمت الله «نظری به تدوین دانش بدیع در ادب فارسی»، فصلنامه متن‎پژوهی ادبی دانشگاه علامه طباطبایی، دوره 2، شماره 6، زمستان، 103-122، 1377.

3ـ تاج‎بخش، اسماعیل و احسان سعیدی‎نیا، «جناس در غزل شهریار»، فصلنامۀ تخصصی سبک‎شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)، سال ششم، شماره اول، بهار، شمارة پیاپی 19، 93 - 108، 1392.

4ـ تجلیل، جلیل. جناس در پهنة ادب فارسی. تهران: مؤسسة مطالعات و تحقیقات فرهنگی،1367.

5ـ تفتازانی، سعدالدین مسعود بن عمر. کتاب المطوّل فی شرح التلخیص. قم: چاپ افست، 1407ق.

6ـ جرجانی، عبدالقاهر. اسرار البلاغه. ترجمۀ جلیل تجلیل، تهران: وزارت معارف، 1361.

7ـ چناری، عبدالامیر، «متناقض‎نمایی در ادبیّات فارسی»، مجلّۀ کیان، سال پنجم، شمارۀ 27، مهر و آبان، صص68ـ71.

8ـ حسینی، امیر برهان‎الدین عطاءالله محمود، بدایع الصنایع. مقدمه و تصحیح رحیم مسلمانیان قبادیانی، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار،1384.

9ـ داد، سیما. فرهنگ اصطلاحات ادبی. تهران: مروارید، 1371.

10ـ دانش‌نامه زبان و ادب فارسی. زیر نظر اسماعیل سعادت، جلد اول، تهران: سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1384.

11ـ رادفر، ابوالقاسم. فرهنگ بلاغی و ادبی. تهران: اطلاعات، 1368.

12ـ رادویانی، محمدبن عمر. ترجمانالبلاغه. تصحیح و اهتمام احمد آتش، تهران: اساطیر، چاپ دوم، 1362.

13ـ رازی، شمس‎الدین محمدبن قیس. المعجم فی معاییر اشعار العجم. تصحیح علامه قزوینی، تهران: زوار، 1360.

 

14ـ شمیسا، سیروس. آشنایی با عروض و قافیه. تهران: میترا، چاپ نخست از ویرایش چهارم، 1383.

15ـ عتیق‌، عبدالعزیز. علم‌البدیع. بیروت، ۱۹۷۴م‌.

16ـ کاردگر، یحیی، «نگاهی به طبقه‎بندی صنایع بدیعی همراه با نقد و تحلیل صنایع لفظی»، دو فصلنامه علوم ادبی، بهار، شماره 3، 145 تا 178، ۱۹۷۴م.

17ـ کاشفی سبزواری، حسین واعظ، «بدایع‎الافکار فی صنایع‎الاشعار»، ویراسته و گزاردۀ میر جلال‎‎الدین کزّازی، تهران: مرکز، ۱۹۷۴م.

18ـ کزّازی، میرجلال‎الدین. زیبایی‌شناسی سخن پارسی (بدیع). تهران: مرکز، 1373.

19ـ گرکانی، حاج محمدحسین شمس‎العلماء. ابدعالبدایع. به اهتمام حسین‌ جعفری‌ با‌ مقدمۀ جلیل تجلیل، تبریز: احرار، چاپ اول، ١٣٧٧.

20ـ محبّتی، مهدی. بدیع نو (هنر ساخت و آرایش سخن). تهران‌: سخن، چاپ اول،١٣٨٠.

21ـ محبّتی، مهدی. بدیع نو. تهران: سخن، چاپ اول، 1380.

22ـ مدنی، علی خان بن احمد. انوار الربیع فی انواع البدیع. تهران: چاپ سنگی، 1304ش.

23ـ مهدوی دامغانی، احمد. دانش‌نامۀ جهان اسلام، مدخل بلاغت، زی‍رن‍ظر غ‍لام‍ع‍ل‍ی‌ ح‍داد ع‍ادل‌، تهران: بنیاد دایره‌المعارف اسلامی، جلد سوم، 1393.

24ـ همایی، جلال‎الدین. فنون بلاغت و صناعات ادبی. تهران: هما، 1367.

25ـ وحیدیان کامیار، تقی. بدیع از دیدگاه زیبایی‎شناسی. تهران: سمت، 1383.



* دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اراک، اراک، ایران.

** استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تاکستان، تاکستان، ایران.

تاریخ دریافت: 31/2/1398                                                                              تاریخ پذیرش: 3/4/1398

[1]ـ اعداد داخل پرانتز، شماره‌های غزل است.

1ـ آملی، شمس‎الدین محمدبن محمود. نفائسالفنون فی عرایس العیون. گردآوری بهروز ثروتیان، تهران: فردوسی، 1380.

2ـ ایران‎زاده، نعمت الله «نظری به تدوین دانش بدیع در ادب فارسی»، فصلنامه متن‎پژوهی ادبی دانشگاه علامه طباطبایی، دوره 2، شماره 6، زمستان، 103-122، 1377.

3ـ تاج‎بخش، اسماعیل و احسان سعیدی‎نیا، «جناس در غزل شهریار»، فصلنامۀ تخصصی سبک‎شناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)، سال ششم، شماره اول، بهار، شمارة پیاپی 19، 93 - 108، 1392.

4ـ تجلیل، جلیل. جناس در پهنة ادب فارسی. تهران: مؤسسة مطالعات و تحقیقات فرهنگی،1367.

5ـ تفتازانی، سعدالدین مسعود بن عمر. کتاب المطوّل فی شرح التلخیص. قم: چاپ افست، 1407ق.

6ـ جرجانی، عبدالقاهر. اسرار البلاغه. ترجمۀ جلیل تجلیل، تهران: وزارت معارف، 1361.

7ـ چناری، عبدالامیر، «متناقض‎نمایی در ادبیّات فارسی»، مجلّۀ کیان، سال پنجم، شمارۀ 27، مهر و آبان، صص68ـ71.

8ـ حسینی، امیر برهان‎الدین عطاءالله محمود، بدایع الصنایع. مقدمه و تصحیح رحیم مسلمانیان قبادیانی، تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار،1384.

9ـ داد، سیما. فرهنگ اصطلاحات ادبی. تهران: مروارید، 1371.

10ـ دانش‌نامه زبان و ادب فارسی. زیر نظر اسماعیل سعادت، جلد اول، تهران: سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1384.

11ـ رادفر، ابوالقاسم. فرهنگ بلاغی و ادبی. تهران: اطلاعات، 1368.

12ـ رادویانی، محمدبن عمر. ترجمانالبلاغه. تصحیح و اهتمام احمد آتش، تهران: اساطیر، چاپ دوم، 1362.

13ـ رازی، شمس‎الدین محمدبن قیس. المعجم فی معاییر اشعار العجم. تصحیح علامه قزوینی، تهران: زوار، 1360.

 

14ـ شمیسا، سیروس. آشنایی با عروض و قافیه. تهران: میترا، چاپ نخست از ویرایش چهارم، 1383.

15ـ عتیق‌، عبدالعزیز. علم‌البدیع. بیروت، ۱۹۷۴م‌.

16ـ کاردگر، یحیی، «نگاهی به طبقه‎بندی صنایع بدیعی همراه با نقد و تحلیل صنایع لفظی»، دو فصلنامه علوم ادبی، بهار، شماره 3، 145 تا 178، ۱۹۷۴م.

17ـ کاشفی سبزواری، حسین واعظ، «بدایع‎الافکار فی صنایع‎الاشعار»، ویراسته و گزاردۀ میر جلال‎‎الدین کزّازی، تهران: مرکز، ۱۹۷۴م.

18ـ کزّازی، میرجلال‎الدین. زیبایی‌شناسی سخن پارسی (بدیع). تهران: مرکز، 1373.

19ـ گرکانی، حاج محمدحسین شمس‎العلماء. ابدعالبدایع. به اهتمام حسین‌ جعفری‌ با‌ مقدمۀ جلیل تجلیل، تبریز: احرار، چاپ اول، ١٣٧٧.

20ـ محبّتی، مهدی. بدیع نو (هنر ساخت و آرایش سخن). تهران‌: سخن، چاپ اول،١٣٨٠.

21ـ محبّتی، مهدی. بدیع نو. تهران: سخن، چاپ اول، 1380.

22ـ مدنی، علی خان بن احمد. انوار الربیع فی انواع البدیع. تهران: چاپ سنگی، 1304ش.

23ـ مهدوی دامغانی، احمد. دانش‌نامۀ جهان اسلام، مدخل بلاغت، زی‍رن‍ظر غ‍لام‍ع‍ل‍ی‌ ح‍داد ع‍ادل‌، تهران: بنیاد دایره‌المعارف اسلامی، جلد سوم، 1393.

24ـ همایی، جلال‎الدین. فنون بلاغت و صناعات ادبی. تهران: هما، 1367.

25ـ وحیدیان کامیار، تقی. بدیع از دیدگاه زیبایی‎شناسی. تهران: سمت، 1383.