سیر تحول «ایهام» در کتاب‌های بلاغت فارسی از گذشته تا به امروز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

نویسنده

چکیده

ایهام پر رمز و رازترین و زیباترین شگرد شاعرانه‌ای است که شاعران هنرور با به کارگیری آن، هنری‌ترین و پرورده‌ترین سروده‌های خود را پرداخته‌اند و از آن برای ساخت و پرداخت سخنانی توی در توی و رازناک و به همین دلیل شگفت‌انگیز و ذهن‌انگیز بهره‌ها برده‌اند. ایهام در بلاغت فارسی و عربی جایگاهی ویژه دارد و دارای ارزش زیباشناختی قابل توجهی است. بیشتر کتاب‌های بلاغی فارسی و عربی ایهام را آوردن کلمه‌ای در کلام می‌دانند که دارای دو معنا باشد؛ یکی معنای نزدیک به ذهن و دیگری معنای دور از ذهن که خواننده در نگاه اول می‌پندارد معنای نزدیک مورد نظر است اما با کمی تأمل به سوی معنای دور که مقصود شاعر یا نویسنده است رهنمون می‌شود. این تحقیق به بررسی سیر تاریخی این ترفند در کتاب‌های بلاغی می‌پردازد. به جز انواع مطرح شده ایهام از سوی بلاغی‌دانان پیشین، انواع دیگری را در بلاغت فارسی که معاصران مورد توجه قرار داده‌اند بر آن می‌افزاید.

کلیدواژه‌ها


سیر تحول «ایهام» در کتاب‌های بلاغت فارسی از گذشته تا به امروز

بهیه احمدی بیدگلی*

دکتر محمّدرضا قاری**

چکیده

ایهام پر رمز و رازترین و زیباترین شگرد شاعرانه‌ای است که شاعران هنرور با به کارگیری آن، هنری‌ترین و پرورده‌ترین سروده‌های خود را پرداخته‌اند و از آن برای ساخت و پرداخت سخنانی توی در توی و رازناک و به همین دلیل شگفت‌انگیز و ذهن‌انگیز بهره‌ها برده‌اند. ایهام در بلاغت فارسی و عربی جایگاهی ویژه دارد و دارای ارزش زیباشناختی قابل توجهی است. بیشتر کتاب‌های بلاغی فارسی و عربی ایهام را آوردن کلمه‌ای در کلام می‌دانند که دارای دو معنا باشد؛ یکی معنای نزدیک به ذهن و دیگری معنای دور از ذهن که خواننده در نگاه اول می‌پندارد معنای نزدیک مورد نظر است اما با کمی تأمل به سوی معنای دور که مقصود شاعر یا نویسنده است رهنمون می‌شود. این تحقیق به بررسی سیر تاریخی این ترفند در کتاب‌های بلاغی می‌پردازد. به جز انواع مطرح شده ایهام از سوی بلاغی‌دانان پیشین، انواع دیگری را در بلاغت فارسی که معاصران مورد توجه قرار داده‌اند بر آن می‌افزاید.

 

واژ‌ه‌های کلیدی

 ایهام، چند معنایی، ابهام، تحول، کتب بلاغی

 

مقدمه

بیش‌تر ادیبان و نقادان سخن بر این که ایهام، بدیع‌ترین آرایه ادبی است و شیرین‌ترین شیوه شاعری است، معترف شده‌اند. و آن را «ادق صنایع و الطف بدایع» (کاشفی، 1369: 110) می‌دانند. در اغلب کتاب‌های علم بدیع در زبان فارسی، از این صناعت ادبی سخن به میان رفته است. گفتنی است که در ترجمان‌البلاغه، نخستین کتاب در موضوع علم بدیع به زبان فارسی (سدۀ پنجم)، نامی از ایهام یا معادل­های آن (توریه، توهیم، تخییل) نیست. نخستین کتابی که ایهام را در فارسی مطرح کرده، حدایق السحر رشید وطواط است که آن هم ترجمه گونه­ای است در قرن ششم از منابع عربی. البته این کتاب در زمان خود گامی مهم بوده است و نویسنده برای هر صنعت افزون بر مثال­هایی به زبان عربی، نمونه یا نمونه­های فارسی آورده است. از آن پس تا امروز این صناعت ادبی در اغلب کتب بدیعی فارسی مطرح شده است. در دورۀ معاصر، کتاب ایهام در شعر فارسی (راستگو: 1379) گامی است ارزشمند در شناخت ایهام در زبان فارسی.

ایهام در کتاب‌های ادب عربی

برای این‌که بدانیم ایهام در ادبیات چه جایگاهی دارد، لازم است اشاره­ای شود به ادبیات عربی، زیرا آبشخور بسیاری از کتاب‌های بلاغی فارسی، مباحث مطرح شده در منابع و مآخذ عربی بوده است. حتی اصطلاحات این دانش نیز اغلب عربی است.

ایهام، در آثار ادبی عرب ‌ـ‌ اعم از شعر و نثر ‌ـ‌ جایگاه مهمی دارد و در مباحث بلاغی نیز از آن فراوان سخن رفته است. ایهام در ادب عربی، با نام­های ایهام، توریه، توجیه، تخییل و مغالطه نامیده شده است؛ اما بیش از همه دو نام نخست کاربرد دارد. البدیع، نوشتۀ عبدالله ابن معتز (فوت 399) نخستین کتاب در موضوع بدیع در زبان عربی است. در این کتاب، «توریه» این گونه تعریف شده است: «آن است که گوینده لفظ مفردی بگوید که دو معنا داشته باشد: معنای نزدیک و آشکار که منظور گوینده نیست؛ و معنای دور و پنهان که منظور شاعر است.» (ابن معتز، 2001: 105). برخی از صاحب‌نظران ‌ـ‌ از جمله ابوبکر حَمَوی و سیوطی‌ـ‌ بر آنند که دقیق­ترین نام، توریه است؛ زیرا توریه در اصل عربی به معنای پنهان‌کردن معنایی و وانمودن معنای دیگر است (مطلوب، 2000: 218-433). ابن قرقماس (فوت 882) که کتابش از کامل‌ترین کتب بدیعی است، نیز همین نظر را دارد. وی در توضیح ایهام می‌گوید که «لفظ مفرد» باید دو معنا داشته باشد که هر دو معنای حقیقی­اند، یا یکی حقیقی است و دیگری مجازی. (ابن قرقماس، 2007: 154)

از سوی دیگر، برخی از ادبای عرب، مانند ابن رشیق، نویسندۀ العمده، توریه را مانند کنایه شمرده­اند، از آن رو که گوینده در ظاهر چیزی می‌گوید، اما در واقع چیز دیگری منظور اوست. یحیی بن حمزۀ علوی، نویسندۀ الطراز، نیز بنا بر همین دلیل، توریه را مانند معمّا و لُغز و کنایه می­شمارد (عکاوی، 1996: 446). سکاکی پس از ذکر تعریف ایهام ‌ـ‌ مانند تعریف ابن معتز ‌ـ‌ آیۀ «الرّحمنُ عَلَی العرشِ استَوی» (طه: 5) را مثال می‌آورد (مطلوب، 2000: 435). البته زمخشری این جمله را «کنایه» از سلطنت خدا می‌داند (زمخشری، 2001: ج3، 54). نیز برخی از نویسندگان امروزین کتب بدیع، در آیۀ «والسماء بنیناها بأیدٍ» (الذاریات، 47) کلمۀ «أیدٍ» به معنای دست­ها را دارای ایهام دانسته­اند، به دو معنای دست و قدرت (یاسین، 1997: 134). حاصل آن‌که هر چند اغلب بلاغت‌دانان نظر گاهی مانند ابن معتز دارند، اما اختلاف نظرهایی نیز در میان آنان دیده می‌شود.

گفتنی است ابن معتز در البدیع، ایهام را بر چهار نوع دانسته است: مجرده، مرشّحه، مبینه و مهیأه. این تقسیم‌بندی انواع ایهام، پس از ابن معتز تا به امروز مورد قبول و پیروی بلاغت‌دانان عرب بوده است. توضیح این انواع در ادامۀ مقاله خواهد آمد.

ابوبکر حَمَوی (فوت 837 ه‍) بر آن است که پیشینیان چندان توجهی به این فن و زیبایی‌های آن نداشته­اند. وی می‌گوید:

«یقیناً توریه از برترین و با ارزش­ترین ترفندهای ادبی است و جادوی آن در دل­ها می­دمد و در آن درهای مهر و محبت را می­گشاید. فقط لاغرهای نحیف، خورشید ایهام را از پسِ ابرهای انتقاد آشکار ‌کردند؛ و از میان متأخران فقط توانمندان به سرچشمه­های پیشتازی­اش دست یافتند.» (الحموی، 1304: 239)

تعریف ایهام در کتاب‌های فارسی بدیع

این صنعت ادبی در ادب پارسی، با نام­های ایهام و توریه نامیده شده است. ایهام، در لغت به معنای «به وهم و گمان افکندن» است و توریه به معنای «پوشاندن». ایهام، به نام­های توجیه، تخیل، توهیم، تخییل و مغالطه در کتب بلاغی نیز نامیده شده است. نخستین بار در حدایق السحر رشید وطواط در سدۀ ششم بحثی در خصوص ایهام به زبان فارسی آمده است. وطواط ایهام را چنین تعریف کرده است: «چنان بُوَد که دبیر یا شاعر در نثر یا نظم الفاظی به کار برد که آن لفظ را دو معنی باشد، یکی قریب و دیگر غریب و چون سامع آن الفاظ بشنود، حالی خاطرش به معنی قریب رود و مراد از آن لفظ، خود معنی غریب بُوَد» (وطواط، 1362: 39). این تعریف را کم و بیش همۀ نویسندگان پس از وطواط پذیرفته­اند و تکرار کرده­اند. شمس قیس رازی در قرن هفتم (رازی، 1373: 355) و رامی تبریزی در سده هشتم (رامی، 1341: 58) نیز تعریف وطواط را برای ایهام ذکر می‌کنند. رامی تبریزی این نکته را می‌افزاید که اگر ایهام سه معنا داشته باشد، ایهام تام نامیده می‌شود. (همان: 58) و این بیت را به عنوان شاهد مثال می‌آورد:

دل عکس رخ خوب تو در آب روان دید

 

واله شد و فریاد برآورد که ماهی

ایهام در کلمه «ماهی» است که در معنای «ماه» و «ماهی» و «ماهیت» به کار رفته است.

به همین دلیل مولف اعتقاد دارد که در ایهام از غایت تخیل خطا واقع شود.

تعریف کاشفی در قرن نهم کم و بیش همان تعریف رشید وطواط است، با این تفاوت که وی بیش از دو معنی را نیز در ایهام محتمل دانسته است (کاشفی، 1369: 109). وی علاوه بر اصطلاح «ایهام تام» در همان معنی حدایق الحقایق اصطلاح دیگری تحت عنوان «ایهام ذو‌الوجوه» آورده که لفظ بیش از سه معنا دارد و این بیت امیر خسرو دهلوی را به عنوان مثال این قسم آورده:

پیلتن شاهی و بسیار است بارت بر سریر

 

زین مرنج ای ابر باغ ار گویمت «بسیار بار»

در توضیح این بیت می‌نویسد که از لفظ «بسیار بار» هفت معنی دریافت می‌شود: 1‌ـ‌گران و ثابت قدم 2‌ـ‌ بار دادن تو را بسیار گویم 3‌ـ‌ بسیار بارنده گویم 4‌ـ‌ بسیار ببار گویم 5‌ـ‌ بسیار ثمره گویم 6‌ـ‌ بسیار نیکوکار گویم، چه در لغت عرب نیکو‌کار را گویند 7‌ـ‌ بسیار بارها گویم.

در کتاب‌هایی که صبغه عربی دارند مانند انوار البلاغه، بیان بدیع، معالم البلاغه و معانی بیان آهنی، اراده معنی را با در نظر گرفتن «قرینه خفیه» درست می‌دانند. (وحیدیان کامیار، 1383: 137) تصریح می‌کنند که گاه هر دو معنی دور و نزدیک مراد است و حتی (کزازی: 128) اراده دو معنای ایهام را شرط اصلی آن می‌داند.

محمود حسینی در سدۀ دهم پس از ذکر همان تعریف وطواط، در شرح انواع ایهام، می‌گوید که ذکر «دو معنی» در تعریف ایهام از باب ذکر حداقل است، نه انحصار (حسینی، 1384: 174). آزاد بلگرامی در سدۀ دوازدهم کوشید که بلاغت هندی را در کتاب غزلان الهند بیان کند. در کتاب وی سخنی از ایهام و نظایر آن، نیامده است. 

محمد حسین گرکانی (فوت 1305ش) ایهام و توهیم را معادل دانسته است، اما توریه را جداگانه تعریف کرده است. وی توریه را این گونه تعریف می‌کند: «آن است که لفظ صاحب دو معنی را بیاورند و از آن معنی بعید اراده کنند، چه آن دو معنی حقیقی باشند، یا یکی حقیقی و دیگری مجازی باشد» (گرکانی، 1371: 184). وی در تعریف «توهیم» می‌گوید: «آن است که در طی کلام لفظی باشد که سامع از آن توهم معنی دیگر مشترک را نماید، یا گمان تصحیف، یا اختلاف حرکت، یا اختلاف معنی را نماید». مثال­هایی که مؤلف در هر دو مبحث می‌آورد، نمونه­های ایهام هستند؛ با این تفاوت که ایهام تبادر را زیر عنوان توهیم آورده و صنعت مستقلی شمرده است.

دره نجفی «توریه» را بر دیگر اسامی ترجیح می‌دهد و می‌نویسد: «توریه گفتن اولی است و مناسبتش بیشتر است به واسطه مطابقه مسمی با آن» (آقا سردار، 1362: 189). کنزالفواید بدون توجه به معنی دور یا نزدیک می‌نویسد: «در صنعت شعر آن است که شاعر در سخن دو معنی انگیزد و بر هر معنی که گمان رود درست آید.» (شهاب انصاری، 1956: 38). از آن‌جا که خواننده گاه در معنای مورد نظر دچار تردید می‌شود و هر دو یا چند معنا را می‌پذیرد و گاه تفاوت‌هایی بین معنا قایل است و برخی را بر برخی دیگر ترجیح می‌دهد، برخی از کتب بدیعی در میان گونه‌های مختلف ایهام نیز از این منظر تمایز قایل شده‌اند. بدایع الصنایع می‌نویسد: «پیش اهل تحقیق از قبیل ایهام نیست پس این صنعت را داخل توجیه می‌باید داشت. بنا بر آن‌که دو وجه مختلف را که در تعریف توجیه مذکور است تخصیص نکنند به آن دو وجه که مباین و ضد یکدیگر باشند و ذکر دو وجه را حمل بر بیان اقل مراتب کنند و اگر تخصیص کنند این صنعت را نامی دیگر باید نهاد و اگر تسویه نام کنند مناسب می‌نماید.» (حسینی نیشابوری، 1384: 174)

جلال‌الدین همایی نیز تعریف سنّتی ایهام را که ذکر شد، آورده است؛ اما وی معتقد است که هر دو معنی قریب و بعید مراد است (همایی، 1364: 271). محمد خلیل رجایی «توریه» را این گونه توضیح می‌دهد: «این صنعت را ایهام و تخییل نیز گویند و آن چنان است که در کلام لفظی آورند که دو معنی داشته باشد یکی قریب و دیگر بعید و مراد معنی بعید باشد به معونۀ قرینۀ خفیه که آن را جز شخص فطِن درک نکند» (رجایی، 1372: 349). به این ترتیب، وی قرینۀ پنهان و مخاطب زیرک را نیز جزء تعریف ایهام قرار می‌دهد.

سیروس شمیسا ایهام را این گونه تعریف می‌کند: «کلمه­ای در کلام حداقل به دو معنی به کار رفته باشد» (شمیسا، 1381: 132). وی معنای دور و نزدیک را معتبر می‌داند، اما می‌گوید تعیین معنای دور و نزدیک بر عهدۀ شاعر است؛ مثلاً در شعر معروف حافظ:

ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است

 

ببین که در طلبت حال مردمان چون است

معنی نزدیک «مردم» آدمیان است، نه مردمک چشم، اما حافظ معنی نزدیک را مردمک چشم تعیین کرده است.

 تعریف کزّازی از ایهام، تفاوتی با تعریف رشید وطواط ندارد: به کارگیری واژه­ای که بتوان از آن، دو معنا را دریافت: معنای نزدیک و معنای دور؛ و نویسنده معنای دور را بیشتر در نظر دارد. (کزازی، 1373: 128‌-‌129) 

سید محمد راستگو در ایهام در شعر فارسی ایهام را آوردن واژه­ای با دو یا چند معنی می‌داند: یکی معنی نزدیک که مورد نظر نیست و دیگری معنی دور که مقصود گوینده است (راستگو، 1379: 13)؛ اما وی در ادامه، این تعریف را شایستۀ همۀ گونه­های ایهام نمی‌داند، زیرا بر آن است که گاه معنای نزدیک مقصود است، نه معنی دور؛ و گاه معانی برآمده از کلام با هم مقصودِ گوینده‌اند. نیز گاهی پذیرش خوانش­های چندگانه موجب چند معنایی می‌شود (همان: 14). این­ها نکات ارزنده­ای در مبحث ایهام است و نشانۀ دقت او در نقص تعریف ایهام. با این حال وی تعریف ایهام را تغییری نداده­ است و در هنر سخن‌آرایی نیز همان تعریف را ذکر می‌کند: «ایهام یعنی سخنور واژه یا عبارتی چندمعنایی را به گونه­ای به کار برد که خواننده نخست گول خورد و معنایی را که مقصود نیست، گمان زند و پس از درنگ و تأمل از این دام درآید و به معنی مقصود دست یابد» (راستگو، 1382: 233‌-234). وی ایهام تناسب، ایهام تضاد و ایهام جناس را زیر عنوان کلی «ایهام» آورده است و به آن‌ها شماره­های (الف، ب، ج)، داده است. هر چند وی تصریح نمی‌کند، چنین می‌نماید که وی این سه صنعت را زیر‌مجموعۀ ایهام گرفته است. وی با بهره­گیری از تجربۀ پژوهش پیشین خود، چند صنعت دیگر نیز نام می‌برد: چندمعنایی، چند ساختاری، چند پیوندی، چند گونه خوانی و… که در ادامه به آن خواهیم پراخت.

ضمن بیان این‌که تحقیق­های ایشان در نوع خود ارزنده است، مشکلاتی که در تعریف ایهام گفته شد، در تعاریف و تقسیم‌بندی ایشان باقی است: قصد سراینده را چگونه می‌توان تعیین کرد؟ به علاوه دربارۀ تفاوت ایهام با چند معنایی (ایهام توازی) نیز این سؤال اساسی برجاست. شاید در چند نمونه بتوان مدّعای ایشان را اثبات کرد؛ اما در اغلب نمونه‌ها چنین نیست. حتی در بسیاری از نمونه‌هایی که ایشان برای ایهام و معانی دور و نزدیک آن ‌ـ‌ در هر دو کتابشان ‌ـ‌ ذکر کرده­اند، این تردید هست که معنای دور و نزدیک بر‌ساختۀ خواننده و مفسّر شعر باشد. چرا ایهام تناسب و ایهام تضاد که هر یک تعریف مستقل دارند و در آن‌ها فقط یک معنای پذیرفتنی هست، زیر‌مجموعۀ ایهام شمرده شده­اند؛ اما چند معنایی و چند ساختاری زیر مجموعۀ آن نیستند؟ 

تقی وحیدیان کامیار نیز همان تعریف سنتی رایج را آورده است و سه مثالی که ذکر کرده نیز مبتنی بر دو معنایی واژه­اند. وی می‌گوید که در ایهام معمولاً معنای دور مورد نظر نویسنده است، اما در برخی از ایهام‌ها معنای دور و نزدیک وجود ندارد (وحیدیان کامیار، 1383: 123). 

 نکته دیگری که در تعریف ایهام قابل توجه است آن است که آیا معنای مجازی کلمه نیز می‌تواند مبنای ایهام قرار گیرد؟ انوار البلاغه و ابدع البدایع ایهام را در معنای حقیقی و مجازی می‌پذیرند و کزازی بر عکس این کتب معتقد است که تنها با معنای قاموسی می‌توان ایهام ساخت نه با هر معنای هنری و مجازی. اگر چه در کتاب‌های دیگر به این ملاک و معیار نپرداخته‌اند اما کوشش مولفانی چون همایی و شمیسا در تبیین تفاوت کنایه و ایهام مبین این نکته است که آنان نیز معنای مجازی را از دایره ایهام جدا می‌کنند. (همایی: 269) در باب تفاوت کنایه و ایهام می‌نویسد: «در کنایه هر دو معنی قریب و بعید مراد نیست بلکه مقصود اصلی گوینده معنی دور است و معنی نزدیک معبر و نردبان ذهن اوست برای انتقال و رسیدن به مقصود اصلی گوینده اما در ایهام به ترتیب ذهنی هر دو معنی دور و نزدیک مراد است.» (شمیسا، 1381: 101) نیز در این باب می‌نویسد: (ایهام معمولاً در واژه است و کنایه در عبارت و ثانیاً در کنایه یکی از معانی «معنی دور» مراد است اما در ایهام همه معانی. دقت در تعریف و توضیحات کتب بدیعی نشان می‌دهد که کتبی که صبغه عربی دارند تمایزی بین معنای قاموسی و مجازی در ساختن ایهام قایل نیستند. اما کتب فارسی تنها معنای قاموسی را می‌پذیرند.

اما اشکالات تعریف سنتی ایهام که مورد تردید است:

1‌ـ‌ ادعای پی بردن به نیت مؤلف در متنی که ایهام دارد.

2ـ این‌که آیا گوینده دو معنا را هم‌زمان در نظر دارد، یا این‌که فقط یکی را

3ـ این‌که کدام یک از آن دو معنا دور است و کدام نزدیک

4ـ این‌که ایهام فقط ناشی از دو یا چندمعنایی کلمه باشد.

دلیل­هایی که برای این تردیدِ جدّی است، عبارتند از:

1ـ بـررسی نمونه­هایی از ایهام که گاه ربطی به چند معنایی واژگان ندارند و به چگونگی خوانش، ساختار جمله و جز این­ها مربوط­اند.

2ـ این‌که خواننده در خلق معنا با نویسنده مشارکت دارد؛ به ویژه در متنی که دارای ایهام است، این مشارکت بیشتر هم می‌شود.

3ـ حتّی برخی از ایهام­ها ممکن است مورد نظر گوینده نبوده است و دیگران آن‌ها را کشف کنند. این سلسلۀ معانی اگر هم بی­پایان نباشد، دست کم هیچ­کس نمی‌تواند قاطعانه بگوید که آخرین سخن را دربارۀ متن ادبی دارای چند معنایی گفته است. ما نمی­دانیم در آینده چه معانی دیگری از شعر حافظ و مولوی کشف خواهد شد؛ هم‌چنان‌که نویسندگان معاصر مطالبی ارزشمند در شناخت لایه­های مختلف و پنهان اشعار این شاعران نوشته­اند که‌ ای بسا برای خوانندگان صد سال پیش روشن نبوده است. تحقیقات رولان بارت و بسیاری از ناقدان ادبی دیگر دربارۀ تفاوت آثاری که فقط بیانگر یک معنا هستند، با آثاری که افق معنایی را برابر خواننده می­گسترند و نقش ابهام و چند لایه‌گی در خوانش اثر ادبی (بارت، 1387: 59‌-66)، مؤید این مطلب است.

4ـ گاهی معنای دور و نزدیک مطرح نیست. دوری و نزدیکی معنا، با توجه به ذهن مخاطب مطرح می‌شود و نسبی است. در مقام عمل، گاهی آن معنا را که یک مخاطب معنای نزدیک می­شمارد، دیگری آن را معنای دور می‌داند. گاهی نیز هر دو معنا هم‌زمان در ذهن مخاطب می­نشیند. پس، در تعریف ایهام، دوری و نزدیکی معانی شرط نیست؛ بلکه نفس چند معنایی شرط است.

5ـ در تعریف ایهام، تفاوتش با ابهام به طور منطقی و جامع و مانع دیده نشده است. برخی از نویسندگان فرق ابهام و ایهام را در عمدی یا غیر عمدی‌بودن چند معنایی دانسته­اند. صفوی، ابهام را هر گونه چند معنایی غیر عمدی می‌داند (صفوی، 1379: 222) که چندان صحیح به نظر نمی‌رسد چون: اولاً در موارد متعدد تشخیص عمدی یا غیر عمدی‌بودن آسان نیست. حتی در آثار ادبی ممکن است ایهام به طور تصادفی پدید آمده باشد. مثلاً در این شعر:

 خور و خواب تنها طریق دد است

 

بر این ‌بودن آیین نابخرد است

1ـ خور و خوابیدن بدون معنویات، کار درنده است (تنها صفت برای خور و خواب) 2‌ـ‌ خور و خواب، تنها طریقِ دد است: یگانه راه زندگی دد است (تنها صفت برای طریق) 3‌ـ‌ خور و خواب، تنها، طریق دد است: تن­پروری فقط شیوۀ زندگی دد است و شیوۀ زندگی انسان نیست (تنها قید برای جمله). آیا می‌توان مطمئن بود که ایهام در این بیت سعدی عمدی است؟ هم‌چنین در بسیاری از متون ادبی دیگر، پی بردن به قصد مؤلف در زمان پدید آوردن متن، آسان نیست.

دو دیگر آن‌که در شعر و متون ادبی ممکن است چند معنایی با توجه به دیدگاه­های مفسّران در نظر گرفته شود. طبق نظریات هرمنوتیکی جدید، خواننده در خلق معنای اثر با نویسنده شریک است. به راستی در برخی از موارد نمی‌توان قاطعانه حکم کرد که نویسنده قصد ایجاد چند معنایی داشته است، یا نه.

سه دیگر، گاهی چندمعنایی کلامی، عمدی و به قصد فریب مخاطب است. مثالش آن است که مثلاً در جمله: «من یکی از دستگاه‌های مذکور را تحویل ندادم» بگوید یا بنویسد و هدفش فریب مخاطب باشد. به طوری که می‌توان دو معنا از آن برداشت: فقط یکی از دستگاه‌ها را یا هیچ یک از آنها. (چناری، 1389، الف: 151‌-170).

راستگو در کتاب «ایهام در شعر فارسی» جامع‌تر و مفصل‌تر به تفاوت ابهام و ایهام پرداخته است. به نظر وی ابهام که آن را «ذووجهین» و «توجیه» نیز نام داده‌اند، سخنی است دو پهلو و با دو روی و سوی که از هر روی به گونه‌ای می‌نماید، مثلاً از یک روی مدح و ستایش می‌نماید و از دیگر روی قدح و نکوهش، یا از سویی دعا و از سوی دیگر نفرین… و از همین روی است که آن را «محتمل الضدین» هم گفته‌اند. وی با این مثال توضیح خود را کامل می‌کند که از واعظی رند پرسیدند: کدامین صحابی پیامبر (ص) از همگان برتر است؟ و خواسته‌شان از این پرسش این بود تا او که مذهب خویش را پنهان می‌داشت و درست دانسته نبود که شیعی است یا سنی، با پاسخ‌گویی به این پرسش به آشکار‌سازی مذهب خویش ناگزیر شود. و او با رندی در پاسخ گفته بود: «من کانت بنته فی بیته» (= آن که دخترش در خانه او بود.) و با این سخن دو پهلو که از یک پهلو: «آن که دخترش (= دختر پیامبر) در خانه او بود» بر شیعی‌بودن او گواه بود و از دیگر پهلو: «آن که دخترش (= دختر آن کس) در خانه او (پیامبر) بود»، سنی‌بودن او را گواهی می‌داد، البته پرسش آنان را پاسخ گفته بود اما به گونه‌ای تردید‌انگیز و ابهام‌آمیز که درست دانسته نبود خواسته او علی (ع) است که دختر پیامبر (ص) در خانه‌اش بود یا ابوبکر که دخترش در خانه پیامبر (ص) بود. و با این شیوه پنهان کاری، گریزگاهی یافته بود.

 از آن چه گفته آمد آشکار می‌شود که «ابهام» همانند «ایهام» پذیرای دو یا چند معنی است، با این ویژگی که معنای دو‌گانه آن با هم ناسازوار و در ستیزند و از همین روی هر دو با هم و هم زمان نمی‌توانند خواسته گوینده باشند؛ و همین است آشکار‌ترین تفاوتی که ابهام را از ایهام جدا می‌سازد، زیرا در ایهام، معانی چندگانه با هم و از هم، ستیز و گریزی ندارد و همه با هم خواسته گوینده‌اند و دست کم می‌توانند با هم خواسته او باشند.

تفاوت دیگر ایهام و ابهام در شیوه آن‌هاست: ایهام بیشتر شیوه‌ای است برای «به لفظ اندک و معنی بسیار» سخن گفتن و سخن را به رمز و راز لایه به لایه و تو به تو پرداختن و در هر لایه آن معنایی نهفتن و خواننده را برای کشف لایه‌ها و دریافت رمز و راز‌ها به تکاپو و تأمل واداشتن و پس از کشف و دریافت از لذت و سروری هنری سرشار ساختن؛ اما «ابهام» با نعل وارون‌زدن شیوه‌ای است برای دو پهلو‌گویی و تردید انگیزی و شبهه‌اندازی، ترفندی است برای تفنن و تفریح. البته ابهام و ایهام با هم ناسازگار و «مانعه الجمع» نیستند. و چه بهتر که ابهام را گونه‌ای از ایهام چند معنایی بشمریم. (راستگو، 1379: 20)

مثلاً در این قطعه زیر از انوری:

دی محتسبی به راه دیدم

 

در دست گرفته چوب ارژن

مه رو زنکی گرفته می‌زد

 

نظاره بر او ز مرد و از زن

پرسیدم از آن میان یکی را

 

کاین چوب چرا زند بر آن زن

گفت این زنکی است روسپی نام

 

و آن محتسبی است روسپی زن

آخرین مصرع از این روی که به توازی و تساوی پذیرای دو معنی است (1ـ او محتسبی است که زن روسپی را می‌زند 2ـ او محتسبی است که زنش روسپی است