صور خیال در اشعار قیصر امین‌پور

چکیده

صورخیال جوهر اصلی و عنصر ثابت شعر است و چیزی است که از نیروی تخیل حاصل می­شود. صور خیال معیار ارزش و اعتبار هنری شعر است. در هیچ یک از آثار ادبی در طی ده قرن گذشته اثری در نقد علم بلاغت به اهمیت صور خیال نیست مجموعه‌ تصاویر حاصل از انواع صور خیال (استعاره، تشبیه، مجاز، کنایه) در دیوان هر شاعری بیانگر لحظه­هایی است که با درون و جهان درونی او سرو کار دارد. بررسی آثار شاعران انقلاب و دفاع مقدس از جمله راهکارهای مهم و تأثیرگذار در شعر انقلاب و دفاع مقدس است. قیصر امین­پور از جمله شاعرانی است که در ادبیات پایداری و انقلاب دارای چهره‌ درخشانی است که عناصر خیال در اشعار وی نمود قابل توجهی دارد. در این جستار اشعار قیصر امین­پور در چهار دفتر وی از نظر صور خیال بررسی شده و نتایج حاصل از آن به صورت نمودار به تصویر کشیده شده است.

کلیدواژه‌ها


 

صور خیال در اشعار قیصر امین­پور

 

نسرین بیرانوند*

     حسین آریان**

 

چکیده

صورخیال جوهر اصلی و عنصر ثابت شعر است و چیزی است که از نیروی تخیل حاصل می­شود. صور خیال معیار ارزش و اعتبار هنری شعر است. در هیچ یک از آثار ادبی در طی ده قرن گذشته اثری در نقد علم بلاغت به اهمیت صور خیال نیست مجموعه‌ تصاویر حاصل از انواع صور خیال (استعاره، تشبیه، مجاز، کنایه) در دیوان هر شاعری بیانگر لحظه­هایی است که با درون و جهان درونی او سرو کار دارد. بررسی آثار شاعران انقلاب و دفاع مقدس از جمله راهکارهای مهم و تأثیرگذار در شعر انقلاب و دفاع مقدس است. قیصر امین­پور از جمله شاعرانی است که در ادبیات پایداری و انقلاب دارای چهره‌ درخشانی است که عناصر خیال در اشعار وی نمود قابل توجهی دارد. در این جستار اشعار قیصر امین­پور در چهار دفتر وی از نظر صور خیال بررسی شده و نتایج حاصل از آن به صورت نمودار به تصویر کشیده شده است.

 

واژه­های کلیدی

صور خیال، قیصر امین­پور، استعاره، تشبیه، مجاز، دفاع مقدس.

 

مقدمه

ایماژ یا خیال عنصر اصلی در جوهر شعر است و تخییل بازگشتن به خیال و ایماژ است. خیال یا تصویر حاصل نوعی تجربه است که اغلب با زمینه­ای عاطفی همراه است. عنصر خیال یا شیوه تصرف گوینده در ادای معانی است و علمای بلاغت در ادوار مختلف همواره کوشیده­اند که این امکانات مختلف را در حوزه تعریف­ها و در جدول اصطلاحات خاص خود محدود کنند. صورخیال در شعر شاعران حاصل نوعی تجربه و آگاهی است که شاعر یا نویسنده از محیـط پیرامون خویـش به دست می­آورد. در واقع نمایش حالات درونی و ویژگی­های شخصیتی شاعر را می‌توان در تصاویر شعری او جست و جو کرد؛ چون خیال تصرف ذهنی شاعر در امور و مفاهیم مختلف است که از طریق انواع تشبیه، استعاره، مجاز، کنایه و... به دست می‌آید. هدف از زیبایی­ها و تصاویر ایجاد شده، بیان مسایل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است. دگرگونی در اندیشه و خیال، متناسب با دگرگونی­های زیبایی‌های کلام، اغلب یکی از خصایص شعر انقلاب اسلامی است. دگرگونی در نظام‌های حکومتی، باورها و اندیشه‌های تازه­ای را به میدان می‌آورد که بازتاب ناگریز آن در عرصه ادب و هنر نیز خواهیم دید. در افول و غروب حکومت‌های بیداد، استعدادها و توان‌هایی که پیش­تر فرصت بروز و ظهور نداشتند در فضای تازه تنفس و شکفتن آغاز می‌کنند. انقلاب­ها، ذائقه انسان­ها و تلقی آنان از جهان، جامعه و خویشتن را تغیر می‌دهند و همین نویسنده و شاعر را در رصدگاهی قرار می‌دهد که از آنجا چشم­انداز ‌هایی تازه و فراخنای و شکوهمند و بدیع را به تماشا می‌ایستد و با زبان احساس با قالب و شکلی نو به سرودن و آفریدن می‌پردازد (سنگری:177)

شعر انقلاب اسلامی در مسیر رشد و بالندگی خود دوره­ای هشت ساله از مقاومت و ایثار، از جان گذشتگی، و حماسه­آفرینی جوانان پرشور و عاشقی را شاهد بود که سبب شد لحظه لحظه تصاویر آن رنگی فراخور واقعیت‌های گوناگون اجتماع در برابر جنگ و وقایع متفاوت آن به خود بگیرد. شعر مقاومت ایران، فصلی خونین، پر بار و شکوهمند از ادبیات انقلاب اسلامی است که با ترنم عطرآگین خود ادبیات معاصر کشور ما را وجهه و آبرویی درخور بخشـیده است. شعر انـقلاب و دفاع مقدس زبان گویای واقعیت­ها، حماسه­آفرینی­ها و از جان­گذشتگی‌های رزمندگان اسلام در طول جنگ تحمیلی بود، هیچ گاه از عناصر تصویر ساز شعری خالی نبود.

یکی از آراستگان ادبیات معاصر دکتر قیصر امین‌پور است که سرآمد شاعران معاصر و نماینده ادبیات دفاع مقدس است وی از شاعران نامی و برجسته معاصر به شمار می‌روند که برای بیان دیدگاه­ها و اندیشه‌های خویش مثل هر شاعر دیگر از ایماژها و تصاویر خیال­انگیز استفاده کرده­اند. امین‌پور شاعری متعهد و آرمان­گرا است و تا زمان مرگ نابه هنگامش به آرمان‌هایش معتقد باقی می‌ماند. و بی­شک شاعر متعهد کسی است که علاوه بر طرح مسائل متعالی می‌کوشد که دیگران را نیز در مسیر کمال راهنمایی کند و عواطف و احساسات درونی برخاسته از اندیشه پویا و کمال جوی خود را با زبانی زیبا، سلیس، جذاب و قابل درک و در کمال سخاوت بر دیگران نیز عرضه کند. تحقیقات انجام شده درباره دکتر قیصر امین‌پور به آن اندازه حایز اهمیت است که در ثبت وقایع اجتماعی و تاریخی سهم بزرگی را بر عهده می‌گیرد.

 

تعریف واژه­ها و اصطلاحات صورخیال

سخن ادبی: مقصود اصلی از سخن، تفهیم معانی مختلف و تقریر حالات متفاوت است و در صورتی آن را کلام و سخن ادبی، و گوینده را ادیب سخن سنج و سخن­پرداز می‌گویند که مقصود خود را به بهترین وجه بفهماند، و در روح شنونده موثر باشد چندان که موجب انقباض یا انبساط او گردد و خاطر او را برانگیزد، تا حالتی را که منظور اوست از غم و شادی و مهر و کین و رحم و عطوفت و انتقام و کینه­جویی و خشم و عتاب و عفو و اغماض و امثال آن معانی، در وی ایجاد کند. (همایی: 4)

صور خیال: استاد شفیعی کدکنی درباره صور خیال این­گونه می‌نویسد: خیال جوهره اصلی و ثابت شعر است و چیزی است که از نیروی تخییل حاصل می‌شود و این نیرو قابل تعریفی دقیق نیست. خیال عنصر اصلی شعر است در همه تعریف‌های قدیم و جدید است و هر گونه معنی دیگری را در پرتو خیال می‌توان شاعرانه بیان کرد. منظور از کلمه خیال همان ایماژ فرنگی است که چون نمی‌دانستند به آوردن مجموع اصطلاحاتی از قبیل اغراق، تشبیه، استعاره بپردازند این کلمه را برای مجموع این اصطلاحات به کار گرفته اند. (کدکنی: 20)

نقد: نقد در نزد قدما با آن چه امروز از آن استنباط می‌شود متفاوت است. در نزد قدما مراد از نقد معمولاٌ این بوده است که معایب اثری را بیان کنند و مثلا در این که الفاظ آن چه وضعی دارند با معنی آن برگرفته از اثر دیگری است و به طور کلی از فراز و فرود لفظ و معنی سخن می‌گفتند و این معنی از خود لغت نقد فهمیده می‌شود زیرا نقد جدا کردن سره از ناسره است. نقد در لغت به معنی جدا کردن دینار و درهم سره از ناسره و تمیز دادن خوب از بد و بهین چیزی برگزیدن است در اصطلاح ادب، تشخیص محاسن و معایب سخن و نشان دادن بد و خوب اثر ادبی نقد ادبی بررسی همه­جانبه و کامل یک اثر ادبی است.

فصاحت و بلاغت: فصاحت به فتح اول به معنی نیکو سخن گفتن است و آن ثلاثی مجرد است «فصح یفصح فصاحه» اما فصاحت در لغت به معنی آشکار شدن و روشن شدن است چنان که فصح­الصبح یعنی صبح روشن شد. منظور از فصاحت این است که کلمات درست و مطابق مرسوم و کلام روشن و استوار باشد و این مقصود عمدتا برای اهل زبان (گفتار) حاصل است و با تسلط بر دستور زبان و آشنایی با آثار ادبی تقویت می‌شود. بلاغت نیز به فتح اول مصدر ثلاثی مجرد است بلغ یبلغ بلاغه به معنی فصیح بودن و دارنده آن صفت را بلیغ می‌گویند منظور از بلاغت این است که کلام دلنشین و موثر و رسا و به اصطلاح وافی به مقصود باشد و بلیغ کسی است که بتواند ما فی­الضمیر خود را به نیکویی بیان کند و به اصطلاح مطلب خود را به راحتی برساند. (شمیسا: 58)

بیان: بیان ادای معنای واحد به طرق مختلف است، مشروط بر این که اختلاف آن طرق مبتنی بر تخییل باشد، یعنی لغات و عبارات به لحاظ تخییل (تصویر) نسبت به هم متفاوت باشند. (شمیسا: 29)

دانش بیان از بنیادهای استوار بلاغت است و آموختن فنون و اشارات آن آدمی را با چهره گوناگون خیال و صور رنگارنگ معنی آشنا می‌سازد (تجلیل: 45)

 

 شعر دفاع مقدس از دیدگاه صور خیال

«صور خیال» در شعر شاعران به فراخور موقعیت اجتماعی و حال و هوای دوره زندگی شاعر و حوادث و وقایع گوناگون اجتماعی، سیاسی، و فرهنگی که رخ می‌دهد نمود متفاوتی دارد و بی­شک هر یک از عوامل مذکور می‌تواند در نوع نگرش شاعر به اطراف و طرح کلی اندیشه، احساس و عاطفه او تأثیر گذار باشد. همان­گونه که اگر شاعری در محیطی با طبیعت سر سبز. خرم و پر از گل و گیاه زندگی کند شعرش از نمود آن عناصر طبیعی خالی نخواهد بود؛ وقایع بزرگ اجتماعی نیز بر شعر شاعران دلسوز و متعهد تأثیرگذار خواهد بود. هنوز از عمر نهال نو پای انقلاب دو سال نمی‌گذشت که تحمیل جنگ همه­جانبه از سوی دشمنان و بدخواهان انقلاب اسلامی سبب شد تا آن اندیشه‌های متعهد پا به پای مردم، پای در میدان گذارند که بعد از قرن­ها نمود عینی مقابله حق و باطل و مظلوم و ظالم را به همراه داشت. 8 سال شهادت­طلبی، عشق، ایثار و رشادت، از جان گذشتگی و حماسه­آفرینی فرزندان این مرز و بوم حادثه­ای بود که به رویداد قرن­ها پیش، یعنی حماسه عاشورا می‌مانست و ریشه در فرهنگ عاشورا و مظلومیت مردان خون و حماسه کربلا داشت. (قاسمی: 65)

شاعران انقلاب و دفاع مقدس حاصل ادراکات و تأثرات شاعرانه خود را که پیوندی عمیق با جهان بیرون دارد با نگاهی نو و زبان امروزی بیان می‌کنند. در اشعار آنان تصاویر زنده و تازه­ای به چشم می‌خورد و ابداع معانی و تصاویر جدید به شعر آن­ها ویژگی خاصی بخشیده است. شاعران این دوره در اشعار خویش بی­هیچ تکلف و تصنعی با صمیمیت و صداقت هر چه تمام تر دعوت کننده رزمندگان و امت مسلمان به ادامه مبارزه و استقامت در مقابل دشمنان می‌شوند و بدین ترتیب می‌کوشند دین خویش را نسبت به جامعه خود و مردم ادا کنند. توجه به «استعاره»، از اصول صور خیال شعر دفاع مقدس است. استفاده از الفاظ و کلمات در گستره معنایی وسیع­تر و توجه به آهنگ واژه­ها و موسیقی خاص کلمات از ویژگی‌های عمده شعر دفاع مقدس است. «تشبیه صریح» در شعر این دوره جایگاه خاصی دارد. شاعر تصاویر تفضیلی شعر خود را به مدد تشبیه ارایه می‌کند. ویژگی دیگر شعر این دوره توجه به طرح کلی و عمومی شعر با همان محور عمودی خیال شعری است که باعث شده شعر این دوره از دوره‌های دیگر متمایز شود. شاعر سعی کرده تا منطق شروع و پایان شعرش را تا حد زیادی به شعر نو نزدیک کند. «کنایه» در شعر این دوره نیز از جایگاه خاصی برخوردار است. البته نوع کنایه­ها نیز بدیع و حاکی از خلاقیت شاعر در خلق تصویرهای کنایی است. «تشخیص» در شعر این دوره نمود ویژه­ای دارد به طوری که حرکت و پویایی تصاویر، هماهنگی خاصی با حال و هوای کلی غزل دارد. نقش ردیف در کمک به شاعر در ابداع و خلق استعاره­های بدیع چشم­گیر است. (قاسمی،: 125)

در بررسی صور خیال دفاع مقدس شاعران آن به سه دوره تقسیم میشوند:

1 ــ گروهی از شاعران این حرکت که عاطفه در شعر آن­ها قوی­تر است و به صحنه­ها و مضامین اصلی دفاع مقدس با احساس و عاطفه­ای سرشار آمیخته با رنگی حزن­آلود و غم­بار نگریسته­اند که از جمله این شاعران می‌توان به علیرضا قزوه و پرویز بیگی حبیب­آبادی و... اشاره کرد.

2 ــ گروهی دیگر که از زاویه­ای منطقی و معقول­تر به رخدادها و صحنه­ها و وقایع نگریسته­اند و در شعر آن­ها عناصر شعری از جمله استعاره، تشبیه‌های صریح و کنایه­ها و اغراق­ها و... برخاسته از نگاهی منطقی و تقریباٌ به دور از عاطفه و احساس غیرمعقول است. به عبارتی هر چند احساس و عاطفه در شعر آنها رنگ تصاویر را تا حدودی حزن­انگیز می‌نمایاند ولی واژه­ها و ترکیبات شعری آنها از روی اندیشه­ای پویا انتخاب شده و بر رنگ  احساسی و عاطفی شعر می‌چربد از شاعران این گروه می‌توان: قیصر امین‌پور، سید حسن حسینی و یوسف­علی میر شکاک را نام برد.

گروهی از شاعران این حرکت در کنار احساس و عاطفه متأثر از صحنه‌های دفاع مقدس و اندیشه پویا و خلاق در ارایه تصاویر شعری مربوط به مضامین جنگ و شهادت­طلبی و مبارزه با ظلم و جور و... رنگ حماسی خاصی به تصویر شعری خود زده­اند از شاعران این گروه که می‌توان آنها را سراینده «غزل حماسی» محسوب کرد، حسن اسرافیلی سر آمد دیگران است و سید حسن حسینی، قیصر امین‌پور، سهیل محمودی، عبدالجبار کاکایی، یوسفعلی میر شکاک را نام برد. (قاسمی: 132)

 

امین­پور و شعر مقاومت

ادبیات مقاومت به هیچ فرهنگ و اجتماع خاصی تعلق ندارد. این هنر انسان تعالی خواه و آرمان­گرای است که برای کرامت انسان­ها تلاش می‌کند هنری که همراه با عینیت­گرایی و خط بصری صورت می‌گیرد و محتوای این هنر در تمام کشورهای جهان، عدالت، فداکاری، عزت­خواهی، نشاندن دشمن در جای خویش و آزادی و آزادگی است. در این گونه اشعار و داستان­ها نمادها و رمزهایی وجود دارد که هر یک با زبانی خاص بیان می‌شود حتی در نقاشی­ها در کار کاریکاتورها نیز می‌توان ادبیات مقاومت را دید و احساس کرد. ادبیات پایداری عبارت است از آثاری که تحت تأثیر شرایطی چون اختناق و استبداد داخلی و نبود آزادی فردی و اجتماعی، قانون گریزی و قانون­ستیزی با پایگاه‌های قدرت، غضب، قدرت، و سرزمین و سرمایه‌های ملی و فردی و... شکل می‌گیرد بنابراین جان مای این آثار یا بیداد داخلی یا تجاوز بیرونی از همه حوزه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و ایستادگی در برابر جریان‌های ضد آزادی است.

شاعر ارجمند «قیصر امین‌پور» از شاعران مقاومت ما در دهه اول ادبیات انقلاب بود وی در انتشار مجموعه‌های «تنفس صبح، در کوچه آفتاب، و آیینه‌های ناگهان» ادبیات پایداری را به کمال رساند و به وضوح نشان داد. وی از جمله شاعران جوانی بود که با انقلاب و به دنبال آن جنگ تحمیلی بالید و در فضای آمیخته با آتش و خون تنفس می‌کردند. وی با ستایش از پایداری، مقاومت و دفاع از میهن و اثر مثبت فرهنگی و اعتقادی دفاع در میان سایر شعرای هم عصر خویش درخشید و هنوز «شعر جنگ» او از مجموعه تنفس صبح از ذهن­ها پاک نشده است:

می‌خواستم شعری برای جنگ بگویم

دیدم نمی‌شود دیگر قلم، زبان دلم نیست....

گفتم باید زمین گذاشت قلم­ها را

دیگر سلاح سرد سخن کارساز نیست

باید سلاح تمیزتری بر داشت

باید برای جنگ از لوله تفنگ بخواهم

با واژه فشنگ

گفتم در شهر ما دیوارها دوباره پر از عکس لاله­هاست.

او لحظه لحظه جنگ را با سلاح سرد قلم خویش، و با دل خونین خویش سرود او فرزند جنگ بود هر چه را که می‌سرود با خط عینی خویش بود نه طبق شنیده­ها او چنگال جنگ را بر پوست لطیف اشعارش احساس می‌کرد و آن چه از درون می‌تراوید خون گرم الفاظ و اشعارش بود که بر سینه سپید کاغذ جاری می‌شد.

بیا ای دل از اینجا پر بگیریم

 

ره کاشــانه دیگر بگیریم

بیا گم کرده دیرین خود را

 

سراغ از لاله پر پر بگیریم

                                                                           (در کوچه آفتاب،61)

امین­پور برای بیان دیدگاه­ها و اندیشه‌های خویش مثل هر شاعر دیگر از ایماژها و تصاویر خیال­انگیز استفاده کرده است. قیصر امین‌پور سال‌های 57 و 58 را بدون حادثه­ای در زبان و اندیشه پشت سر گذاشت. از شاخصه‌های زبان و بیان امین‌پور باید به اندیشه صریح و عریان او اشاره کرد که نمود ویژه­ای در اشعار او دارد لیکن با وجود صراحت اندیشه در شعر او منطق حاکم بر کلام، شعرش را زیبا و محکم کرده است. قیصر شاعر کلمه­هاست، آهنگ اشتقاقات و معانی چند پهلوی آن­ها، بعدها امین‌پور را به ورطه نثرهای آهنگین کشاند. باید گفت امین‌پور گزیده گویی و ایجاز را از شفیعی کدکنی اخذ کرده و از اولین شاعرانی است که توانست به استقلال در زبان دست یابد. قیصر امین‌پور در ارائه راه شاعری در سال 1359 شعر جنگ را در بحر مضارع و با زبانی روان و به دور از هر گونه عناصر تصویری سرود که سبب دوری حس او از احساس عمومی می‌شود.

امین­پور در شعری برای جنگ واژه­ها را با همان کاربرد تصویری ساده و به دور از هرگونه آمیختگی با تخییل به کار برد، چرا که قصد او پسند عامه در شعرش بود. او با بیان حوادث و رویدادها در خلال شعر خود، بدون هیچ­گونه رنگ خیال و صحنه­پردازی‌های ذهنی، به سادگی به این مهم دست یافت. (قاسمی: 151)

به طور کلی می‌توان تصاویر شعری امین‌پور را در محورهای زیر بررسی کرد:

1 ــ تصاویر مربوط به عشق و مسائل پیرامون آن: وی گاهی از عشق خرسند و گاهی از وی شکایت می­کند:

دوست ترت دارم از هر چه دوست

 

ره کاشــانه دیگر بگیریم

بیا گم کرده دیرین خود را

 

ای تو به من از خود من خویش­تر

دوســت ترت از آنکه بگویم چقدر

 

بیشتر از بیـــشتر از بیـــشتر

                                                                              (دستور زبان عشق،43)

ای عشـــق ای ترنم نامــت ترانه­ها

 

معشوق آشنای همه عاشقانه­ها

ای معنی جمال به هر صورتی که هست

 

مضمون و محتوای تمام ترانه­ها

                                                                                  (همان،51)

نه کاری به کار عشق ندارم!

 من هیچ چیز و هیچ کس رادیگر

در این زمانه دوست ندارم(همان،14)

دست عشق از دامن دل دور باد!

می‌توان آیا به دل دستور داد؟

( همان: 35)

امین­پور بیشتر به معشوق تلفیقی می‌اندیشد او معشوق خود را چنان زیبا می‌بیند که حسن یوسف را تنها دکمه­ای از پیراهن او می‌داند:

ای حسن یوسف دکمه پیراهن تو

 

دل می‌شکوفد گل به گل از دامن تو

                                                                              (همان: 36)

در بند عشق بودن معنای عشق نیست

 

چونانکه زنده بودن، معــنای زندگی

                                                                                (همان: 47)

ادبیات پایداری ــ انقلاب اسلامی: یادآوری لحظه‌های شور و حماسه هشت سال دفاع مقدس، تصویر رشادت­ها، غرور­آفرینی رزمندگان اسلام، بیان مظلومیت شهیدان و مرثیه­سرایی درباره دلاورمردانی که مردانه جنگیدند و مظلومانه پرکشیدند و به ابدیت پیوستند از تصاویر زیبای شعری امین‌پور محسوب می‌شود.

پیشانی تو تفسیر لوح محفوظ

 

پیشانی تو سرود نور است

این راز سر به مهر قدیـــمی

 

از دستبرد حادثه دور است

                                                                         (آینه‌های ناگهان:112)

از سقف‌های کاذب سربی

باران زرد

باران شیمیایی می‌بارد

گفتند: گل ‌های شرحه شرحه ما را

با داغ ‌های کهنه مادر زاد تشریح می‌کنند.

 (همان: 126)

این بوی غربت است که می‌آید

بوی برادران غریبم شاید

بوی غریب پیرهنی پاره در باد.

(همان:130)

مضامین و مسائل اجتماعی: درباره مضامین اجتماعی باید به این نکته اشاره کرد تا زمانی که صحنه‌های واقعی دفاع مقدس از ارزش‌های انقلاب در کنار دفاع از مرزها به طور ملموس در پیش چشم مردم جلوه­گری می­کرد، نیازی به بیان معظلات اجتماعی از جمله: کم­رنگ شدن ارزش‌های اصیل انقلاب به فراموشی سپردن از جان­گذشتگی صاحبان اصلی انقلاب، حرکت خزنده رفاه­طلبان بی­درد و حضور قارچ­گونه آن­ها در عرصه‌های مختلف اجتماع و... نبود، ولی بعد از فروکش کردن آتش جنگ و توجه مردم به وضعیت درونی اجتماع و عنایت به سازندگی و حضور در عرصه زندگی شخصی سبب شد تا شاعران متعهد و دلسوز انقلاب به فعالیت‌های عده­ای سودجو و فرصت­طلب پی برده متوجه بی­تفاوتی عده­ای از مردم نسبت به مسایل ملموس ارزشی چون جنگ، شهادت­طلبی، ایثار و... شوند و دست به قلم برده و سعی کردند مسایل اجتماعی را بشناسانند. امین‌پور با نگاهی اتقادی برخی مسایل روز را زیر سوال می‌برد و از برخی طبقات اظهار نا خشنودی می‌کند و از عبارات کنایی برای این انتقاد استفاده می‌کند:

شعر مرا به شور نمی‌خوانند

گویا زبان شعر مرا دیگر

این صادقان ساده نمی‌دانند و برگ‌های کاهی شعرم را

شعری که در ستایش گندم نیست یک جو نمی‌خرند.

(آینه‌های ناگهان: 115)

پیشینیان با ما در کار این دنیا چه گفتند؟

گفتند: باید سوخت

گفتند: باید ساخت

(گل­ها همه آفتابگردانند: 16)

سوخت دست و بال ما از این همه

کاسه‌های داغ­تر از آش

(دستور زبان عشق: 59)

مسأله مقاومت فلسطین: از تأثیرگذارترین و عاطفی­ترین تصاویر شعری امین‌پور مسأله فلسطین و ادبیات پایداری آن است. او مردم مظلوم را به پنجره تشبیه می‌کند که با «شیون باران» و «خشم باد» مورد هجوم قرار گرفته­اند:

در انتهای کوچه شــب، زیر پنــجره

 

قومی نشسته خیره به تصویر پنجره

این سوی شیشه، شیون باران و خشم باد

 

در پشت شـیشه بغض گلو گیر پنجره

                                                                             (آینه ‌های ناگهان: 147)

عاشورا و مقاومت: 8 سال شهادت­طلبی، عشـق، ایثار و رشادت، از جان­گذشتگی و حماسه­آفرینی فرزندان این مرز و بوم حادثه­ای بود که به رویداد قرن­ها پیش، یعنی حماسه عاشورا می‌مانست و ریشه در فرهنگ عاشورا و مظلومیت مردان خون و حماسه کربلا داشت. امین‌پور این حماسه را به خوبی در اشعار خویش آورده است:

خوشا از نی، خوشا از سر سرودن

 

خوشا نی نامه­ای دیگر سـرودن

نوای نی نوایـی آتشـــین است

 

بگو از سر بگیرد، دلنشین است

                                                                     (همان،: 164)

صورخیال در شعر قیصر امینپور

ذوق­ها و پسندهای شعر نویسندگان در طول تاریخ با یکدیگر تفاوت داشته است و این به ذوق هنری شاعران برمی‌گردد بنابراین در تاریخ ادبیات این یک امر بدیهی است که در طول تاریخ ذوق­ها دگرگونی پیدا کرده­اند حال با این مقدمه چینی می‌توان به گوشه‌هایی از این عناصر خیال در اشعار قیصر پرداخت.

تشبیه: تشبیه همانند کردن چیزی است به چیز دیگر است یادآوری همانندی و شباهتی است که از جهتی یا جهاتی میان دو چیز مختلف وجود دارد. (کدکنی: 47)

سخن در باب تشبیه بسیار است ازجمله: «تشبیه چیزی به چیزی مانند کردن است و در این باب از معنی ای مشترک میان مشبه و مشبه به چاره نبود» (رازی: 306)

تشبیه یکی از عوامل ایجاد ایماژ یا تصاویر شعری است. امین‌پور در خلق تصاویر شعری خود از تشبیه که ساده­ترین شکل خلق خیال‌های بدیع است استفاده می‌کند.

در توصیف امام(ره) این گونه می‌سراید:

لبخند تو خلاصه خوبی­هاست

 

لختی بخند، خنده گل زیباست

پیشانیت تنفس یک صبح است

 

صبحی که انتهای شب یلداســت

فریاد تو تلاطــم یک طــوفان

 

آرامشــت تلاوت یک دریاســت

                                                                        (تنفس صبح: 44)

تو حجم بسته رازی، اگر درست بگویم

 

تو ارتـــفاع نمازی، اگر درست بگویم

تو عقل سرخ شهابی، تو فصل سبز نیازی

 

تو شرح گلشن رازی، اگر درست بگویم

                                                                       ( همان: 34)

واحه‌های دور دست دل کجاست

تا بیاسایم در خود یک نفس

(آیینه‌های ناگهان: 91)

تا داغ ما کویر دلان، تازه­تر شود

چون ابری از سراب ببارید و بگذرید

(همان: 105)

کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق

بیا که یاد تو آرامشی اسـت طوفانی

(همان:90)

بر سطح بی­نهایت اقیانوس

گویی هزار کشتی کوچک

با بادبان کج شده می‌دانند

رفتار کعبه­های روان

بر شانه‌های صبر تماشایی است

(همان:110)

آسمان را ناگهان آبی است

در هوای پشت بام صبح

با نسیم نازک اسفند

دست و رویی را بشویی

حوله نم­دار و نرم بامدادان را

روی هرم گونه ‌هایت حس کنی

(گل­ها همه آفتاب گردانند:10)

وقتی تو در هیأت الهه الهام

آرام و بی­صدا مثل پری شناور در باد

یا مثل سایه پشت سرم راه می‌روی

(همان:17)

و خرقه تبرک من دست‌های توست

(همان:17)

سر نخ رشته دل حلاج

گره کوردارها با تو

(همان:98)

آغاز فروردین چشمت، مشهد من

شیراز من، اردیبهشت دامن تو

(دستور زبان عشق:36)

ای مطلع شرق تغزل، چشم‌هایت

 

خورشیدها سر می‌زنند از پیش پایت

آیینه‌های موسیقی چشم تو باران

 

پژواک رنگ، بوی گل، موج صـــدایت

                                                                             (همان: 42)

در حسرت پرواز با مرغابیانم

جون سنگ پشتی پیر در لاکم صبورم

(همان:63)

کودک دل شیطنت کرده است یک دم در ازل

تا ابد از دامن پر مهر مادر طرد شد

(همان:50)

باران شبیه کودکی­ام پشت شیشه­هاست

دارم هوای گریه خدایا بهانه­ای

(همان:87)

پیچیده در شاخ درختان چون گوزنی

سر شاخه ‌های پیچ در پیچ غرورم

(همان:62)

عشق عین آب ماهی یا هوای آدم است

می‌توان ای دوست بی­آب و هوا یک عمر زیست

(همان: 55)

 

استعاره: استعاره یکی دیگر از مهم­ترین صورت‌های خیالی است که برخی آن را اساس کلام شاعرانه دانسته­اند. اهل ادب استعاره را چنین تعریف کرده­اند: «استعاره عبارت است از آن­که یکی از دو طرف تشبیه را ذکر و طرف دیگر را اراده کرده باشند. استعاره در لغت مصدر باب استفعال است یعنی عاریه خواستن لغتی را به جای لغت دیگری» (شمیسا: 157)

یکی دیگر از ترفندهای شاعرانه که سخنور، با یاری آن می‌کوشد تا سخن خویش را هرچه بیش در ذهن سخن دوست جای­گیر گرداند استعاره است. استعاره دامی است تنگ­تر و نهان­تر از تشبیه که سخنور در برابر خواننده یا شنونده خود می‌گسترد، از این روی پروردگی هنری و ارزش زیباشناختی آن از تشبیه فزون­تر است؛ زیرا سخن دوست را بیشتر به شگفتی در می‌آورد و به درنگ در سخن برمی‌انگیزد. (کزازی: 95)

قیصر امین‌پور در سطح گسترده­ای از استعاره استـفاده کرده است و یکی از شاخـصه‌های ارزشمند در صور خیال اشعار اوست:

استعاره مصرحه (آشکار): «استعاره­ای است که در آن یکی از ارکان تشبیه به نام مشبه حذف شود و مشبه به باقی بماند» (شمیسا: 165) به عبارتی تشبیه آن قدر فشرده شود که تنها مشبه­به باقی بماند به آن استعاره مصرحه گویند.

بیا به خانه آلاله­ها ســـری بزنیم

 

ز داغ با دل خود حرف دیـگری بزنیم

به یک بنفشه صمیمانه تسلیت گوییم

 

سری به مجـلس سـوگ کبوتر بزنیم

                                                                                 (تنفس صبح: 121)

بی­عشق دلم جز گرهـی کور چه بود

 

دل چشم نمی‌گشود، اگر عشق نبود

                                                                                  (گزینه اشعار: 115)

استعاره مرشحه: استعاره­ای است که مشبه­به را همراه با یکی از ملائمات خود آن مشبه­به ذکر کنیم و به این سبب است که به آن مرشحه می‌گویند یعنی تقویت­شده و قوی (شمیسا: 171)

گرفته­تر ز خزانم دل خزانی نیــست

 

ستاره بارتر از چشمم آسمانی نیست

                                                                  (آیینه‌های ناگهان: 145)

استعاره مکنیه: استعاره­ای است که در آن مستعارله را همراه یکی از ملائمات مستعارمنه می‌آورند به عبارتی مشبه+ یکی از ملازمات مشبه­به

من دلم می‌خواهد دستمالی خیس

 روی پیشانی تبدار بیابان بکشم

(تنفس صبح: 71)

استعاره مرکب: از نظر اینکه مورد استعاره ما کلمه­ای باشد (مفرد) یا کلامی (جمله) استعاره را به دو نوع استعاره مرکب یا تمثیلیه و استعاره مفرده تقسیم کرده­اند. بر روی هم اغلب ضرب­المثل­ها در مقوله استعاره مرکب یا تمثیلیه قرار می‌گیرد. (کدکنی: 91)

تکیه دادم به باد با عصای استوایی­ام روی ریسمان آسمان... (آینه‌های ناگهان: 131)

اضافه استعاری: همان استعاره مکنیه است که به صورت ترکیبی اضافه می‌آید:

بر زمین چون اشکی ز چشم آسمان (دستور زبان عشق:50)

این سوی شیشه، شیون باران و خشم باد (آینه‌های ناگهان:147)

محو توام چنان­که ستاره به چشم صبح (گزینه اشعار: 55)

تشخیص: یکی از زیباترین گونه‌های صورخیال در شعر در شعر، تصرفی است که ذهن شاعر در اشیا و در عناصر بی­جان طبیعت می‌کند و از رهگذر نیروی تخییل خویش بدان­ها حرکت و جنبش می‌بخشد و در نتیجه هنگامی که از دریچه چشم او به طبیعت و اشیا می‌نگریم، همه چیز را برابر ما سرشار از زندگی و حرکت و حیات است (کدکنی: 115)

توجه به عنصر تشخیص از ویژگی‌های شعر قیصر و به طور کلی می‌توان آن را از خصایص عمده غزل‌های شاعران دفاع مقدس دانست که البته جان­بخشی عناصر انتزاعی و تجریدی در شعر این دوره بیش از عناصر طبیعی و حسی است:

به باد پیکر پاکت هزار چشـمه زخم

 

درون سینه سنگ مزار خواهد ماند

اگر چه با زیــبایی بهار خواهــد ماند

 

وگرنه خرمن نرگس خـمار خواهد ماند

                                                                                       (تنفس صبح: 79)

یکی دیگر از ویژگی‌های شعر امین‌پور «حس­آمیزی» است. یکی از وجوه برجسته ادای معانی از رهگذر صورخیال، کاری است که نیروی تخیل در جهت توجه لغات و تعبیرات مربوط به یک حس انجام می‌دهد، یا تعبیرات و لغات مربوط به یک حس را به حس دیگر انتقال دهد و «این مسأله­ای است که ناقدان اروپایی آن را Synoaosihesia می‌خوانند و اصطلاح«حس­آمیزی» را در برابر آن پیشنهاد کرده­اند» (قاسمی: 156)

امین­پور با آوردن ترکیباتی چون «بوی کافری» الفاظ مربوط به یک حس را به حس دیگر انتقال می‌دهد و بدین­طریق تصویری را که شاید اگر در حوزه حس شنوایی ایجاد شود تأثیر چندانی بر مخاطب نگذرد با آوردن آن به حیطه حس بویایی، محسوس­تر و جذاب­تر کند:

مـــپرس از دل خود،لاله­ها چرا رفتــند

 

که بوی کافری از این سـوال می‌آید

اگر چه با زیــبایی بهار خواهــد ماند

 

وگرنه خرمن نرگس خـمار خواهد ماند

بیا و راست بگو، چیست مذهبت ای عشق

 

که خون لاله به چشمت حلال می‌آید

                                                                                    (تنفس صبح: 78)

 

مجاز: در عنصر مجاز، شوق و اشتیاقی در خواننده برای جست و جو و طلب مفهوم تازه است و این یک عامل درونی است که سخن را تأثیر و نفوذ بیشتری می‌بخشد. (کدکنی: 84)

«مجاز تفسیر بی­منطقی زبان است، بحث مجاز آن­جا پیش می‌آید که زبان از منطق خارج می‌شود و کلمه در غیر معنی حقیقی خود به کار می‌رود. (شمیسا: 61)

قیصر امین‌پور برای ایجاد تصاویر شعری از عنصر مجاز و انواع آن بهره برده است.

علاقه ارتباط و مناسبتی است که میان معنی حقیقی و معنی مجازی وجود دارد.

 

مجاز به علاقه جزییت:

ذکر جزء و اراده کل: از شعر و استعاره و تشبیه برتری (دستوز زبان عشق:46)

چه اشکال دارد که در هر قنوت

 

دمی بشنو از نی حکایت کنیم

قنوت جزء؛ نماز کل

 (دستور زبان عشق: 64)

با ناخنم به سنگ نوشتم بیا بیا

ناخن جزء دست کل

(گل­ها همه آفتاب گردانند: 83)

در شهر ما دیوارها پر از عکس لاله­هاست

لاله جزء ؛شهید کل

(گزینه اشعار:140) 

ذکر کل و اراده جز

هر اصفهان ابرویت نصف جهانم

 اصفهان کل؛ نصف جهان جز

(دستور زبان عشق:36)

از آسمان به دامنم افتاده آفتاب

آسمان کل؛ شعاع آفتاب جز

(دستور زبان عشق: 45)

تمام عبادت ما عادت است

عبادت کل؛ نماز جز

(دستور زبان عشق:64)

مجاز به علاقه عام: ذکر عام و اراده خاص:

فرزندم! رویای روشنت را دیگر برای هیچ کس باز گو نکن! حتی برادران عزیزت

فرزند عام؛ خاص حضرت یوسف

(دستور زبان عشق: 12)

مجاز به علاقه آلیت: عضوی از بدن را بگویند و به دلالت التزام کنش آن را اراده کنند. (شمیسا: 53)

این دل نجیب را / این لجوج دیر باور عجیب را

(آیینه‌های ناگهان: 40)

پاره ‌های این دل شکسته را

(آیینه‌های ناگهان: 99)

به روی نیزه  شیرین زبانی

 

عجب بشنو ز نی شکر فشانی

 (گزیده اشعار:146)

مجاز به علاقه جنس: جنس چیزی را گویند و به دلالت التزام آن چیز را اراده کنند

باز در دلم شکوفه می‌کند

 

باغ کاغذین شادباش­ها

 (دستور زبان عشق: 59)

این هیزم هر چه خشک­تر، خوش­تر

(دستور زبان عشق: 77)

لای کاغذ پاره­ها

(گل­ها همه آفتاب گردانند:12)

اگر گوش سنگین این کوچه­ها فقط یک نفس می‌توانست

(گل­ها همه آفتاب گردانند: 39) گوش سنگین مجاز از کر بودن

مجاز به علاقه مایکون: ذکر آن چه می‌شود و اراده آن چه هست. به عبارتی دیگر اسم و صفت آتی کسی یا چیزی را بگوییم و حال کنونی او را اراده کنیم. (شمیسا: 54)

برای رســیدن، چه راهی بریــدم

 

در آغاز رفتــن، به پایان رسـیدم

به هر کس که دل باختم، داغ دیدم

 

به هر جا که گل کاشتم، خار چیدم

                                                                   (گل­ها همه آفتاب گردانند: 108)

مجاز به علاقه ماکان: یعنی آن چه بود و علاقه گذشته را گویند.

این هم شراب خانگی ما بی­ترس محتسب

(گل­ها همه آفتاب گردانند: 18) منظور از شراب در گذشته انگور بوده است.

تکیه دادم به باد با عصای استوایی­ام

(گل­ها همه آفتاب گردانند: 31) منظور از عصا در گذشته چوب بوده است.

مجاز به علاقه شباهت: واژه­ای را به مناسبت شباهت به جای واژه دیگری به کار برند

ندارم شاهدی جز چشم مستت (دستور زبان عشق: 69)

به بالایت قسم، سرو صنوبر با تو می‌بالند (همان: 40)

مجاز به علاقه محلیت: یعنی استعمال جای و جایگیر به جای هم به دلالت التزام

ذکر محل و اراده حال: ذکر سرو و اراده اندیشه

این نکته که نوشته­اند در دفتر عشق

 

سر دوست ندارد آنکه دارد سر دوست

                                                                               (گزینه اشعار: 160)

کنایه: کنایه نیز یکی از صورخیال در شعر است که شاعران ما از آن به صورت‌های مختلف استفاده برده. کنایه یکی از اصطلاحات عامیانه است که شاعران و نویسندگان به اهمیت و تأثیر آن در کلام خویش پی­برده­اند. کنایه به معنی پوشیده سخن گفتن است.

استاد همایی در تعریف کنایه گفته است «کنایه در لغت به معنی پوشیده سخن گفتن است و در اصطلاح سخنی است که دارای دو معنی قریب و بعید باشد و این دو معنی لازم و ملزوم یک­دیگر باشند پس گوینده آن جمله را چنان ترکیب کند و به کار برد که ذهن شنونده از معنی نزدیک به معنی دورمنتقل گردد» (همایی: 255)

امین‌پور از این عنصر خیال برای بازتاب و انعکاس مسایل اجتماعی و جنگ استفاده کرده است وی به زیبایی تمام از کنایه استفاده نموده است.

= آستین برافشاندن: کنایه از بذل و بخشش، رقص کردن، ترک و انکار کردن

راز هر چه پرواز است، آستین برافشاندن

 

رمز هر چه اعجاز است، آستانه پوسیدن

                                                                              (تنفس صبح:42)

= از پرده برون افتادن: کنایه از رسوا شدن، بر ملا شدن

این دل به کدام واژه گویم چون شد

 

لب گزی کز پرده برون و پرده دگرگون شد

                                                                          (تنفس صبح: 68)

= کاسه داغ­تر از آش بودن: کنایه از دخالت در امور

سوخت دست و بال ما از این همه

 

کاسه‌های داغ­تر از آش­ها

                                                                        (دستور زبان عشق:59)

= لب گزیدن:کنایه از پشیمان بودن

درد تو به جان خریدم و دم نزدم

 

درمان تو را ندیدم و دم نزدم

از حرمــت درد تو ننالیدم هیچ

 

آهسته لبی گزیدم و دم نزدم

                                                                      (دستور زبان عشق:84)

= لب تر نکرن: کنایه از سکوت نکردن

دل در تب لبیک تاول زد ولی، لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم (تنفس صبح: 29)

= تر دامن: کنایه از گناهکار بودن، آلوده بودن

شدم­تر دامن از دیروز و امروز

 

ندارم خفتن از دیروز و امروز

                                                                    (تنفس صبح:73)

= پشت گوش انداختن: کنایه از توجه نکردن

دیگر نمی‌توانم این تارهای روشن را

آرام پشت گوش بیندازم

خوب است حرف آینه­ها را

این بار پشت گوش بیندازم

      (آیینه‌های ناگهان: 65)

= چشم به راه بودن: کنایه از انتظار کشیدن

دستی ز کرم به شــانه ما نزدی

 

بالی به هـــوای دانه ما نزدی

دیری است دلم چشم به راهت دارد

 

ای عشق سری یه خانه ما نزدی

                                                                          (تنفس صبح:60)

-سر بر خاک نهادن: کنایه از تسلیم شدن، احترام گذاشتن

تمامی جنگل

بر جنازه خورشید

نماز می‌خواند به رغم باور باد

در این نماز جماعت

یکی به سجده نخواهد نهاد سر بر خاک

 (آیینه‌های ناگهان:23)

-یک جو خریدن : کنایه از بی­ارزشی

مردم شعر مرا به شور نمی‌خوانند

گویا زبان شعر مرا دیگر

این صادقان ساده نمی‌دانند

و برگ‌های کاهی شعرم را

شعری که در ستایش گندم نیست

یک جو نمی‌خرند

(آیینه‌های ناگهان:115)

-چشم به راه بودن: کنایه از منتظر بودن

چشم به راه، گوش به زنگ صدا

حلقه خاموش در خانه­هاست

(آیینه‌های ناگهان:138)

-جان بر کف بودن: کنایه از آماده فدا شدن

چون ساقی پرده‌های بهزاد، لطیف

او جام به کف گرفته، تو جان بر کف

(دستور زبان عشق:92)

-کار تمام بودن: کنایه از به پایان رسیدن

شب آمد، روزگار دل تمام است

به دستت، اختیار دل تمام است

من از چشم تو خواندم روز آغاز

که با این عشق کار دل تمام است

(دستور زبان عشق: 95)

-نقش بر آب بودن: کنایه از ناپایدار بودن

خدا ابتدا آب را سپس زندگی را از آب آفرید

جهان نقش بر آب

و آن آّب  بر باد

(گل­ها همه آفتاب گردانند:73)

-از دهن افتادن: کنایه از بی رونق شدن

چرا تا شکفتم

چرا تا تو راداغ بودم نگفتم

چرا بی­هوا سرد شد باد

چرا از دهن حرف ‌های من افتاد

(گلها همه آفتاب گردانند:41)

-به آب و آتش زدن: کنایه از هر خطری را تحمل کردن

دلم را به هر آب و آتش زدم

که چون شمع در گریه خندیده­ام

(گل­ها همه آفتاب گردانند:93)

-از چاه به چاله افتادن: کنایه از عاقبت کارها نا مناسب بودن

کوتاه کنم قصد که این راه دراز

از چاه به چاله بود

(گل­ها همه آفتاب گردانند: 121)

 

 

 

 

نتیجه

قیصر امین‌پور از جمله شاعرانی است که در کنار اشتغال به سرودن در قالب‌های سنتی شعر فارسی از سرودن شعر نو غافل نشد و توانست از موفق­ترین شاعران این دوره باشد. امین‌پور نیز هم­چون دیگر شاعران تحت تأثیر فضای واقعیت­گویی بر اساس حوادث و جریانات جامعه و جنگ، بیانی روایی دارد. کشف‌های کلامی و ایجاد ترکیبات بدیع و نو از ویژگی‌های شاخص اشعار اوست. امین‌پور در شعر خود از مضامین و تصاویر شعری بزرگان و قدما تأثیر پذیرفته است. صور خیال در شعر امین‌پور بیان­گر حالات و عواطف و نگرش آن­ها به پدیده­ها و جهان پیرامون آن­هاست. زیباشناسی و خیال­انگیز بودن در آثار امین‌پور از شاخص‌های مهم خیال­انگیزی به شمار می‌رود. درون­مایه بسیاری از سروده‌های امین‌پور مضامین و تعبیرات هشت سال دفاع مقدس، مقاومت فلسطین و مضامین و مسایل اجتماعی و عاشورا است. امین‌پور در خلق تصاویر شعری خود از تشبیه که ساده­ترین شکل خلق خیال‌های بدیع است استفاده کرده است. امین‌پور به رغم دیگر شاعران دفاع مقدس که کمتر زبان کنایی دارند، شاعر کنایه­هاست. در شعر امین‌پور تصاویر شعری بیشتر از رهگذر استعاره بیان شده­اند استعاره در شعر وی حرف اول را می‌زند و شاعر به مدد استعاره مصرحه و ترکیبات تشبیهی و استعاری زیبا و بدیع، پیوند عاطفی خاصی با مخاطب خود برقرار می‌کند. بسامد استعاره و کنایه در آییه‌های ناگهان بشترین درصد را دارد.

 

 


 

 



* دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور.ایران  

** استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی،واحد زنجان،دانشگاه آزاد اسلامی،زنجان، ایران. نویسنده مسئول

تاریخ دریافت: 20/11/1392                                                       تاریخ پذیرش: 2/3/1393

منابع و مأخذ

1 ــ امین­پور، قیصر. گل­ها همه آفتاب گردانند. تهران: انتشارات مروارید، چاپ دهم،1387.

2 ــ ـــــــــ ، ـــــ . دستور زبان عشق. انتشارات مروارید، چاپ نهم، 1388.

3 ــ ـــــــــ ، ـــــ . آیینههای ناگهان. تهران: نشر افق، چاپ پانزدهم، 1388.

4 ـ ــــــــ ، ـــــ . تنفس صبح. تهران: انتشارات سروش،1363.

5 ـ ــــــــ ، ـــــ . گزینه اشعار. تهران: انتشارات مروارید، چاپ هفدهم،1390.

6 ـ تجلیل،جلیل. معانی و بیان. مرکز نشردانشگاهی، چاپ پنجم،1370.

7 ـ رازی، شمس قیس. المعجم فی معاییر الشعار العجم. به کوشش سیروس شمیسا، تهران: انتشارات فردوسی، چاپ اول، 1373.

8 ـ سنگری، محمدرضا. نقد و بررسی ادبیات منظوم دفاع مقدس. انتشارات پالیزان، چاپ اول، 1380.

9 ـ شمیسا، سیروس. انواع ادبی. تهران: انتشارات فردوسی، 1383.

10ـ ــــــــ ، ـــــ . بیان. ویراست چهارم، تهران: انتشارات میترا، 1390.

11ـ ــــــــ ، ـــــ . معانی. تهران: انتشارات میترا، چاپ دوم، 1389.

12 ـ شفیعی کدکنی، محمدرضا. صورخیال در شعر فارسی. انتشارات فاروس ایران،1350.

13 ـ علوی­مقدم، محمد؛ اشرف­زاده، رضا. معانی و بیان. تهران: انتشارات سمت، چاپ دهم،1390.

14 ـ قاسمی، حسن. صور خیال در شعر مقاومت. تهران: انتشارات فرهنگ گستر، چاپ اول، 1383.

15 ـ کزازی، میرجلال­الدین. زیباشناسی سخن پارسی(بیان). تهران: نشر مرکز، چاپ دوم، 1370.

16 ـ همایی، جلال­الدین. فنون بلاغت و صناعات ادبی. تهران: نشر هما، چاپ نهم، 1373.